خبرگزاری رضوی 18 شهريور 1400 ساعت 10:02 https://www.razavi.news/fa/news/77227/جلال-آل-احمد-روشنفکری-اصیل-تاثیرگذار-نوشته-هایی-هنوز-طرفدار -------------------------------------------------- خبرگزاری رضوی به مناسبت سالگرد درگذشت نویسنده پرآوازه ایران گزارش می دهد؛ عنوان : جلال آل احمد روشنفکری اصیل و تاثیرگذار/نوشته هایی که هنوز طرفدار دارد -------------------------------------------------- تهران- جلال آل احمد روشنفکری اصیل و تاثیرگذار بود که همچنان نوشته هایش مخاطبان زیادی دارد. متن : خبرگزاری رضوی_ رضا پیری؛ ۱۸ شهریور سالروز مرگ یکی از تاثیرگذاران عرصه ادب و سیاست است. فردی که با نوشته ها و قلم بی نظیرش، بر افکار مخاطبان رخنه می کرد و یادشان میداد در هر زمانه ای که باشی مسیر آزادگی و آزاده بودن مهمترین اصل زندگی ات باشد. او به قدری در وادی ادبیات دستی در آتش داشت که فقط در چند جمله و در چند خط از چهارچوب انسانیت، از کمر خم نکردن در برابر نابرابری و از عشق و وفاداری، سخن می گفت و تاثیری عمیق بر روح انسان ها داشت. "جلال آل احمد" نویسنده، منتقد، دبیر و مترجم که نه فقط ایرانیان بر او افتخار می کنند بلکه نوشته های به زبان های مختلف در کشورهای مختلف ترجمه شده و دوستداران زیادی هم دارد. در مورد او باید بگوییم که جلال الدین سادات آل احمد، در سال ۱۳۰۲ در محله سید نصرالدین از محله های قدیمی شهر تهران به دنیا آمد. او که اولاد سید احمد حسینی طالقانی است، به جلال آل احمد مشهور است. او بعد از هفت دختر زاده شد و دومین پسر خانواده و نهمین فرزند پدر بود و خانوادهٔ جلال آل احمد اصالتاً ساکن شهرستان طالقان و روستای اورازان بودند. دوران خردسالی و نوجوانی جلال در نوعی رفاه اشرافی روحانیت گذشت. پدر جلال آل احمد روحانی بود و از این جهت دوران کودکی جلال آل احمد در یک محیط مذهبی سپری شد. پدرش تلاش داشت که از فرزندش جلال، برای مسجد و منبرش جانشینی بپرورد. کودکی پرماجرا جلال پس از اتمام دوره دبستان، تحصیل در دبیرستان را آغاز کرد، اما پدر که تحصیل فرزند را در مدارس دولتی نمی پسندید و پیش بینی می کرد که آن درسها، فرزندش را از راه دین و حقیقت منحرف می کند، با او مخالفت کرد: دبستان را که تمام کردم، دیگر نگذاشت درس بخوانم که: برو بازار کار کن تا بعد ازم جانشینی بسازد. و من رفتم بازار. اما دارالفنون هم کلاسهای شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم. پس از ختم تحصیل دبیرستانی، پدر او را به نجف نزد برادر بزرگش سید محمد تقی فرستاد تا در آنجا به تحصیل در علوم دینی بپردازد، البته او خود به قصد تحصیل در بیروت به این سفر رفت، اما در نجف ماندگار شد. این سفر چند ماه بیشتر دوام نیاورد و جلال به ایران بازگشت. در کارنامه سه ساله ماجرای رفتن به عراق را این گونه شرح می دهد: تابستان 1322 بود، در بحبوحه جنگ، با حضور سربازان بیگانه و رفت و آمد وحشت انگیز U.K.C.C و قرقی که در تمام جاده ها کرده بودند تا مهمات جنگی از خرمشهر به استالینگراد برسد. به قصد تحصیل به بیروت می رفتم که آخرین حد نوک دماغ ذهن جوانی ام بود و از راه خرمشهر به بصره و نجف می رفتم که سپس به بغداد والخ .... اما در نجف ماندگار شدم. میهمان سفره برادرم. تا سه ماه بعد به چیزی در حدود گریزی، از راه خانقین و کرمانشاه برگردم. کله خورده و کلافه و از برادر و پدر. تحولات فکری از نکات مهم در زندگی جلال آل احمد، می توان به تحولات فکری او اشاره کرد. او با آثار احمد کسروی و محمد مسعود در زمان دبیرستان آشنا شد و اندیشه های کسروی در رابطه با مذهب، سبب شد تا اعتقاد ی وی به اصول تشیع سست شود ولی بعد مجددا به مذهب بازگشت. همینطور او چند وقتی به گرایش های کمونیستی روی آورد و عضو حزب توده شد، بعد از آن مخالف آنان شد. همین روحیه ی وی، در آثار ادبی و هنری و فعالیت های اجتماعی نمایان است. ازدواج جلال آل احمد با سیمین دانشور جلال آل احمد در سال ۱۳۲۷ با سیمین دانشور، که نویسنده ی مشهور ایرانیست، ازدواج کرد. جلال آل احمد از ویکتوریا دانشور، خواهر سیمین، خاطره ی شیرینی دارد که آنرا این چنین تعریف می کند: (ویکتوریا دانشور و خانواده اش عید به اصفهان رفته بودند و در اتوبوسی که تصمیم بازگشت به تهران را داشتند، آقایی صندلی کنارش را به خانم سیمین تعارف کرد. سیمین و آن آقا کنار هم نشستند. بعد به منزل رسیدند. صبح خانم سیمین آماده شدند که به بیرون بروند. ویکتوریا هم می خواست به قصد خرید کردن بیرون برود. وقتی که در را باز کرد، آقای جلال آل احمد را دید که مقابل در ایستاده است. جلال آل احمد و سیمین دانشور قرار مدارشان را روز قبل گذاشته بودند و روز نهم آشنایی شان قرار عقد خود را گذاشتند. خویشاوندان و تمامی نویسندگان در مراسم آن ها حضور داشتند. صادق هدایت هم نیز در این مراسم بود. بعد آنها خانه ای را اجاره کردند و زندگی خود را آغاز کردند). ویژگی های نثر آل احمد به طور کلی نثر آل احمد نثری است شتابزده، کوتاه، تاثیر گذار و در نهایت کوتاهی و ایجاز. آل احمد در شکستن برخی از سنت های ادبی و قواعد دستور زبان فارسی شجاعتی کم نظیر داشت و این ویژگی در نامه های او به اوج می رسد. اغلب نوشته هایش به گونه ای است که خواننده می تواند بپندارد نویسنده هم اکنون در برابرش نشسته و سخنان خود را بیان می کند و خواننده، اگر با نثر او آشنا نباشد و نتواند به کمک آهنگ عبارات ، آغاز و انجام آنها را دریابد، سر در گم خواهد شد. از این رو ناآشنایان با سبک آل احمد گاهی ناگریز می شوند عباراتی را بیش از چند بار بخوانند. در ادامه اشاره ای به صحبت های چند تن از صاحبنظران در خصوص این شخصیت می کنیم. نظر بزرگان در مورد جلال آل احمد امام خمینی ره در مورد جلال آل احمد می گوید: آقای جلال آل احمد را یک ربع ساعت بیشتر ندیده ام. در اوایل نهضت یک روز دیدم که آقایان در اطاق نشسته اند و کتاب ایشان، غرب زدگی در جلوی من بود. ایشان به من گفت: چطور این چرت و پرت ها پیش شما آمده است. یک همچو تعبیری و فهمیدم که ایشان هستند. مع الوصف دیگر او را ندیدم. نویسنده بزرگی بود خدا ایشان را رحمت کند. رهبر معظم انقلاب در مورد جلال آل احمد می گویند:با تشکر از انتشارات رواق اولاً به خاطر احیاء نام جلال آل احمد و از غربت در آوردن کسی که روزی جریان روشنفکری اصیل و مردمی را از غربت در آورد. و ثانیاً به خاطر نظر خواهی از من که بهترین سالهای جوانی ام با محبت و ارادت به جلال آل قلم گذاشته است. حداد عادل زندگی آل احمد را به سه دهه متمایز تقسیم کرد و گفت دهه ٢٠ تا ٣٠ دهه فاصله گرفتن جلال از تصویر عرفی و جاری مذهب است و کشیدن شدن به افکار غیر مذهبی و گاه ضد مذهبی و ما در همین دوران رگه هایی از تفکر کسروی و گاهی تأثیر صادق هدایت را در افکارش می بینیم. حداد گفت: دهه ٣٠ تا ٤٠ کودتای ٢٨ مرداد و قضایای حزب توده جلال را در مسیر دیگری قرار می دهد و جلال در این دوره است که دیگر در مقابل مذهب و حتی ظواهر مذهب نمی ایستد او متوجه می شود که مشکلی نیست و این دوران ، دوران کشش جلال به سمت توده مردم است که کم کم او را از عادت کلیشه ای روشنفکری بیرون می آورد. وی جلال دهه ٤٠را متفاوت از جلال دهه ٣٠ می داند و گفت نسلی که من آن تعلق دارم با این جلال دهه ٤٠ آشنا است و من هر قدر بخواهم از شوق و اشتیاق نسلم برای خواندن کتابهای او بگویم ، نمی توانم. حداد عادل گفت: استعداد شگرف، صداقت و شجاعت جلال غیر قابل انکار دانسته و گفت: سرنوشت نسلی که او به آن تعلق داشت، نا تمام ماند و او مثل پروانه ای بود که مراحل را کامل طی نکرد. سیمین دانشور نیز در مورد همسرش بیان می کند: به نظر من جلال ، بیشتر یک نویسنده سیاسی بود و عقایدسیاسی اش را با زبان قهرمانیش در کسوت قصه و رمان بازگو می کرد. بنابراین جهت گیری او در برابر نظام سیاسی حاکم نقش اساسی در تحلیل داستان هایش دارد و باید اهداف سیاسی جلال در زندگی ادبی و هنری اش را شناخت. سیمین دانشور می گوید: اگر چه جلال در نوشته هایش تلگرافی حساس- دقیق تیزبین خشمگین-افراطی خشن صریح صمیمی منزه طلب و حادثه آفرین است. اگر کوشش دارد خانه ظلم را ویران کند. اگر در نوشته هایش میان سیاست و ادب ... ایمان و کفر اعتقاد مطلق و بی اعتقادی در جلال است ، در زندگی روزمره هم همین طور است سیسمین دانشور هدف آل احمد را دست یابی به یک راه حل برای نجات خود و فرهنگ و میهن خود می داند.