خبرگزاری رضوی 4 اسفند 1399 ساعت 13:51 https://www.razavi.news/fa/news/68073/چتر-بسته-حمایت-بازنشستگان -------------------------------------------------- خبرگزاری رضوی گزارش می دهد؛ عنوان : چتر بسته حمایت از بازنشستگان -------------------------------------------------- تهران_ امسال عیدی بازنشستگان یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان اعلام شده اما همانطور که اوضاع اقتصادی کشور نشان میدهد این میزان جوابگوی دخل و خرج زندگی نیست. متن : خبرگزاری رضوی_ زهرا رفعتی؛ بساطش را پهن می کند، آلو بخارا، کشمش، انجیر، گردو، لواشک، کشک، عناب. همه شان هم یک اندازه و در بسته بندی های یک جور و پرس شده. با یک نگاه سرسری متوجه میشوی الحق که گرد و خاکی روی اجناسش نیست. با آرایش خاصی پلاستیک ها را کنار هم می چیند، صندلی تاشوی خود را باز می کند، دفترچه یادداشت کوچکی را کنارش می گذارد و منتظر می ماند عابری، رهگذری بیاید و شاید خریدی ازش بکند و نان امشب خانه اش جور شود. به کنارش می روم سلام باباجانی می کند و می گوید همه اجناسم تمیز است، اصلا خودت نگاهشان کن، خداوکیلی گردی رویشان می بینی؟ از لحاظ قیمت هم خیالت راحت، نهایت انصاف را در نظر گرفتم، حالا بگو ببینم چه می خواهی؟ کشک برایت بگذارم یا عناب؟ لواشک را حتما دوست داری، برای بچه هایت بخر حتما خوششان می آید، خم می شوم و پلاستیک عناب را برمیدارم، به طرز صحبت کردنش نمی خورد که سواد نداشته باشد، میگویم عموجان چرا با این سن و سال هنوز کار می کنی؟ تو الان باید در خانه و درحال استراحت باشی. می خندد و می گوید من برای خودم کسی بودم، کارمند تامین اجتماعی بودم، سی سال خدمت کردم، اما از بد روزگار و با این شرایط سخت اقتصادی و برای امرار معاشم مجبورم دست فروشی کنم، البته نوع دست فروشی من فرق می کند، می بینی که یک گوشه می نشینم و پول حلال به دست می آورم و برای تردد مردم مزاحمت ایجاد نکرده ام. بیشتر از همه حرف هایش، آنجا که گفت کارمند تامین اجتماعی بوده و سی سال خدمت کرده و حالا در این سن باید کشک و آلو بفروشد دلم را به درد آورد. چرا کارمندان و کارگران ما بعد از این هم سال خدمت حقوق و مزایایشان باید آنقدر کم باشد که به دست فروشی روی بیاورند. دست های چروکیده و لرزانش امان اینکه خریدی ازش نداشته باشم و نگاه پر امیدش را ناامید کنم، نمیدهد. چند بسته از خوراکی هایش را می خرم، پولش را حساب می کنم و سریع السیر دفترچه اش را باز می کند و فروش امروزش را می نویسد و می گوید، میدانی چیست دخترم سی سال همه زندگی ام براساس حساب و کتاب بوده الان هم عادت کرده ام که همه وخل و خرج ناچیزم را کتابت کنم، بحث عادت است باباجان. خدا قوتی می گویم و از کنارش میروم. از خیابان که رد می شوم چشمم به تابلوی سازمان تامین اجتماعی می افتد، کاش مسئولان پشت میز نشین این سازمان بدانند پیشکسوت مجموعه شان درست کمی آن طرف تر مشغول دست فروشی است به خاطر اینکه این حقوق ناچیزی که هرسال با وجود افزایش تورم چند برابری نهایت چند درصد زیاد می شود با دستی لرزان کشک و عناب می فروشد. کاش فقط برای یک روز خودشان را جای او بگذارند و ببینند می توانند با حقوقی ناچیز از پس یک روز زندگی بر بیایند؟ حقوق بازنشستگان نقطه صفر است هرچند هرازگاهی از زبان برخی مسئولان می شنویم که حقوق بازنشستگان باید افزایش یابد و این میزان جوابگوی زندگی شان نیست، مانند صادقی رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری که گفته حقوق کارگران و بازنشستگان تامین اجتماعی در نقطه صفر و حداقل حقوق کارگران باید به ۸ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برسد: قدرت خرید کارگران و بازنشستگان در سال جاری ۶۳ درصد کاهش یافته است. درخواست ما افزایش حقوق متناسب با کاهش قدرت خرید بازنشستگان است. با تورمی که در حال حاضر در جامعه وجود دارد، حداقل حقوق باید در سال آینده به ۸ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برسد. تورم افسارگسیخته، هر آنچه به عنوان افزایش حقوق تعیین شده بود، را بلعید و عملاً حقوق کارگران به نقطه صفر رسید. در حال حاضر حقوق کارگران و بازنشستگان فقط ۳۷ درصد هزینه های زندگی شان را تأمین می کند. مشکلی که راه حل می خواهد امادر اکثر موارد شاهد هستیم که این حرف ها درحد حرف باقی می ماند و گوش شنوایی برای آن نیست و این افزایش حقوق منطقی و به حق، هیچ وقت محقق نمی شود. هرساله در اوایل اسفند ماه عیدی بازنشستگان اعلام می شود، امسال با توجه به شیوع ویروس کرونا و ضررهای مالی که همه اقشار جامعه دیدند و افزایش قیمت تمامی اقلام اینطور انتظار می رفت که عیدی بازنشستگان عدد در خور توجهی باشد تا شاید کمی از مشکلات اقتصادی خانوارها را لااقل برای یک ماه کم کند، اما طبق اعلام مدیرکل امور مالی صندوق بازنشستگی کشوری عیدی امسال بازنشستگان یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان است و تا فردا عیدی تمامی این قشر پرداخت می شود. حال این سوال مطرح می شود که با یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان قرار است کدام گره زندگی باز شود؟ مرهم کدام زخم می شود؟ هرچند حتی طرح این سوالات بی فایده است و تجربه ثابت کرده راهکاری برای حل این موضوعات نمی شود.