۰
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۱۵:۰۹
خبرگزاری رضوی به مناسبت هفته دفاع مقدس گزارش می دهد؛

نقش بی بدیل زنان در دفاع مقدس/ حماسه سازانی که گمنام ماندند

زنان در دفاع مقدس
زنان در دفاع مقدس
خبرگزاری رضوی- ملیحه رفیع طلب؛ این روزها یادآوری هشت سال دفاع مقدس و جنگ تحمیلی است. هشت سال که صدای شلیک و خمپاره جزجدایی تاپذیر زندگی شده بود و دلهره و استرس ضمیمه ایستادگی و شهادت. در این بین نقش زنان در برابر ظلم دشمن و دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی مثال زدنی بود. زنانی که آگاهانه و به دور از احساس تحمیل شده و از سر مسئولیت و وجدان پا به پای مردان در نبرد حق علیه باطل حاضر شدند و در میدان آزادی خواهی نقش ریشه داری را از خود بروز دادند و ثابت کردند پیرو مکتب حسین علیه السلام هستند و آزادگی را مشق میکنند. زنانی که نه تنها در پشت سنگر حماسه آفریدند بلکه با حضور در صحنه مقامت حاضر شده و تفنگ به دست معادلات دشمن را بر هم زدند.
از همان روزهای ابتدایی جنگ تحمیلی زنان دلاور کشورمان در سوسنگرد، مهران، خرمشهر و... رشادت ها از خود نشان دادند و بسیاری شان شهیده شدند‌.

بیش از ۶ هزار شهیده دفاع مقدس 
طبق آمار تهیه شده از فهرست شهدای جنگ تحمیلی، زنان ایران ۶ هزار و۴۲۸ شهید در طول سال های دفاع مقدس تقدیم اسلام کردند که بیشتر آنها در بمباران و موشک باران شهرها به شهادت رسیده‌اند. طبق آماری از بنیاد شهید و امور ایثارگران، ۵۰۰ تن از این افراد، رزمنده بودند، بیشتر این زنان مجرد و ۲ هزار و ۵۰۰ تن از آنان در سنین ۱۰ تا ۳۰ سال بودند. براساس آمار بنیاد جانبازان و امور ایثارگران که در شهریور ۱۳۸۱ خورشیدی به تفکیک جنسیت و گروه‌های جانبازی منتشر شد، تعداد کل جانبازان زن ۵ هزار و ۷۳۵ تن است که از این تعداد ۳ هزار و ۷۵ تن بالای ۲۵درصد جانبازی دارند. همچنین در برخی منابع از رقم ۱۷۱ اسیر زن در طول جنگ هشت ساله گفته شده است.
در مورد همسران شهید نیز آمار نشان می‌دهد این گروه از زنان در کسوت همسران شهدا ۴۲هزار و ۸۰۸پسر و ۳۷هزار و ۱۱۹دختر مجرد و ۳۲هزار و ۵۷۱پسر و ۳۲هزار و ۲۷دختر متاهل را سرپرستی کرده‌اند.
این زنان جامعه اسلامی ایران بود که این چنین حماسه آفریدند و امام خمینی ره درباره نقش آنها در دفاع مقدس می فرمایند: پیروز و سرافراز باد نهضت ‌اسلامی‌ زنان ‌معظم‌ ایران، افتخار بر این ‌قشر عظیمی‌که ‌با حضور ارزشمند و شجاعانه ‌خود در صحنه ‌دفاع، میهن ‌اسلامی‌ و قرآن‌کریم ‌و انقلاب ‌را به ‌پیروزی‌ رسانده ‌و اکنون‌ در جبهه ‌و پشت‌ جبهه ‌در حال‌ فعالیت ‌و آماده ‌فداکاری‌ هستند.

خاطرات جنگ
این زنان با چشمان خود روزهای تلخ زیادی را دیدند و هیچ سختی باعث نشد عواطف زنانه شان تحت شعاع قرار بگیرد و آنها را از نبرد منصرف کند. در سینه هایشان پر از حرف های نگفته از روزهای مقاومت است.
یکی از خواهرانی که خود در حماسه مقاومت خرمشهر حضور داشته است، می‏گوید: «در آن روزها خواهران دو دسته بودند، عده‏ای برای مهمات رسانی تعیین و تعدادی هم برای امدادگری راهی بیمارستان شدند. ما به بیمارستان رفتیم. پشت سر هم مجروح می‏آوردند. دست و پاها و بدن‏های پاره پاره، که در پتو و حصیر پیچیده شده بودند. اوائل جرأت نمی‏کردیم به آن‏ها دست بزنیم؛ ولی کم‏کم عادت کردیم. خواهران هر کار نیاز بود، می‏کردند، از تخلیه مجروحین و پرستاری تا کار در آشپزخانه و نگهبانی از بیمارستان. امکانات بسیار کم و مختصر بود. مجبور بودیم سِرُم‏ها را به میخ آویزان کنیم، روز به روز وضع بدتر می‏شد... آب و برق نبود و آب از شط می‏آوردیم و یا شستشو را کنار شط انجام می‏دادیم. این باعث شد که آب، عده‏ای از خواهران را تا وسط شط ببرد... که تعدادی از آن‏ها غرق شدند.
«جنگ شروع شده بود که به اتفاق چند نفر از خواهران پرستار داوطلبانه به مریوان رفتیم. یک روز خواهری را برای عمل آوردند که دستش سفید سفید شده بود. حالت غش و بیهوشی داشت و از ضعف مفرط رنج می‏برد. ما بلافاصله به مداوای او مشغول شدیم. بعد که حالش بهتر شد، و از وضعش پرس و جو کردیم، فهمیدیم این خواهر اهل شمال است. چندی پیش که عملیات شروع شده، نیمه شب به منطقه رسیده و اظهار داشته که می‏خواهم در یک مرکز درمانی در کنار پرســتاران کار کنم. او به مدت 72 ساعت، بی آنکه چیزی بخورد، در اتاق عمل پنس‏ها را می‏شسته و دسته بندی می‏کرده است. از بس که دستش داخل آب بوده، خون به دستش نرسیده و دست کاملاً سفید شده بود. این خواهر شمالی پس از بهبودی، مجدداً در منطقه ماند و به صورت تجربی به پرستاری مجروحین جنگی پرداخت.»
خواهر جانباز، آمنه وهاب‏زاده چنین می‏گوید: «روز دهم جنگ، همراه سیصد نفر از خواهران به جبهه اعزام شدیم. وقتی به ماهشهر رسیدیم، بعضی همانجا ماندند و من همراه بقیه راهی خط مقدم شدم. آن زمان خط مقدم خرمشهر و آبادان بود. این مدت همراه دکتر چمران بودیم و چون ایشان و همسر گرامیشان قبلاً به ما آموزش چریکی داده بودند، حتی قرار شده بود همراهشان به لبنان هم برویم. خرمشهر که سقوط کرد، ما تا پشت کشتارگاه عقب کشیدیم و در بیمارستان ولی عصر (عج) مستقر شدیم. چون خرمشهر خالی از سکنه شده بود، از ما نیز خواستند تا شهر را ترک کنیم. ما جزء آخرین نفراتی بودیم که از خرمشهر خارج می‏شدیم. بعدها در عملیات ثامن الائمه و بیت المقدس شرکت کردم. در والفجر یک شیمیایی شدم... هفت بار مجروح شدم. پای چپم ترکش خورده و تا به حال سه بار عمل شده و احتمالاً آخر هم قطع خواهد شد...»

معرفی چند کتاب از روزهای جنگ
در ادامه چند کتاب را از خاطرات روزهای جنگ معرفی می کنیم:
«دختران اُ.پی.دی » خاطرات «مینا کمایی » در دوره هشت ساله جنگ در بیمارستان شرکت نفت آبادان است که بین اهالی، به بیمارستان O.P.Dمعروف است و نام کتاب هم از همین اصطلاح گرفته شده است.
این کتاب که به قلم لیلا محمدی و توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است روایتگر خاطرات مینا کمایی از دختران شجاع آبادان بود که پس از شروع جنگ تحمیلی به رغم ناامنی شهر، در آبادانی که زیر آتش توپ و خمپاره بود ماند و به همراه تعدادی از دوستانش کار امدادرسانی به مجروحان را انجام داد؛ او و همراهانش خطر را به جان خریدند تا به دیگران کمک کنند و مایه دلگرمی باشند. مینا کمایی در این کتاب خاطرات خود را بازگو کرده است و خواننده را به روزهای آغاز تجاوز رژیم بعث عراق به ایران اسلامی می‌برد.
کتاب «دا» نوشته سیده اعظم حسینی خاطراتی پرکشش از روزهای آغازین حمله دشمن به خرمشهر را روایت میکند؛ حوادثی پر از کشمکش از حضور زنان و دختران جوان و بااراده در میانه جنگ. یکی از ویژگی های اصلی این کتاب، جزئی نگری‌هایی است که راوی و نویسنده بیان کرده اند. همین جزئی نگری ها، صحنه های وقوع حوادث را بسیار زنده کرده است و گویی شما را به آن زمان می برد. کتاب «دا » محصول هفت سال ثبت و ویرایش خاطرات «سیده زهراحسینی» است که مورد توجه جدی و تحسین مقام معظم رهبری نیز قرار گرفت.
«دختری کنارشط» کتاب دیگری است که این بار نه به روایت زندگی یک مادر یا همسر شهید بلکه به روایت زندگی یک زن شهیده می پردازد. روایتی از زندگی شهیده مریم فرهانیان، نوشته عبدالرضا سالمی نژاد که به همت نشر فاتحان منتشر شده است.
کد مطلب ۶۱۲۶۴
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما