۰
تاریخ انتشار
سه شنبه ۲۵ شهريور ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۱۶
خبرگزاری رضوی بررسی می کند؛

اجلاس تازه مجمع جهانی بیداری اسلامی، چه چالش هایی پیش رو دارد؟

اجلاس تازه مجمع جهانی بیداری اسلامی، چه چالش هایی پیش رو دارد؟
خبرگزاری رضوی- بهمن دهستانی؛ دبیرکل مجمع جهانی بیداری اسلامی اعلام کرده است سیزدهمین نشست فوق العاده این مجمع، عصر فردا چهارشنبه در ارتباط تصویری با صاحب نظران حدود ۵۰ کشور اسلامی از تهران برگزار می‌شود.
آقای دکتر علی اکبر ولایتی در نشست خبری خود در این رابطه با تببین اهداف برگزاری این نشست فوق العاده، تصریح کرد: پیرو اقدام نادرست و بسیار مضر سران امارات و بحرین در به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی، موج مخالفت‌ها در سراسر جهان اسلام علیه این اقدام برخاست و لذا مجمع جهانی بیداری اسلامی وظیفه خود می‌داند که در این باره اقدامی کند و به درخواست بسیاری افراد دلسوز و صاحب نظر، پس فردا نشست فوق العاده شورای عالی بیداری اسلامی تشکیل خواهد شد.
شکل گیری مجمع جهانی بیداری اسلامی به سال 2011 باز می گردد. سالی که جهان اسلام با خیزش های موسوم به بهار عربی و بیداری اسلامی همراه شد. در آن سال با خودسوزی یک جوان دست فروش تونسی در اعتراض به پلیس، مردم تونس پس از سالها سکوت و مرارت به خیابان ها ریختند و ظرف چند هفته بن علی دیکتاتور تونس را وادار به فرار کردند. این اتفاق جرقه جنبشی ادامه دار در جهان عرب شد. بلافاصله پس از آن کشور مصر شاهد ناآرامی های گسترده با محوریت میدان تحریر قاهره شد. مصر که از آن به عنوان قلب و نبض جهان عرب یاد می شد اعتراضات بی سابقه ای را در برابر حکومت حسنی مبارک شاهد بود که خیزش مردم این کشور را در حالتی الهام بخش برای سایر ملل منطقه قرار داد و پس از آن مردمان لیبی و
یمن و بحرین و سوریه و اردن و عمان به خیابان ها ریختند و مطالبات خود را مطرح می کردند.
مسئله بسیار برجسته در این حرکت ها، نمادها و شعارهای اسلامی و پیشگامی شخصیت ها، فعالان و احزاب اسلامگرا در پیشانی انقلاب های مردمی بود.
گروه های اسلامگرا که عموما در طول حکومت های استبدادی مستقر در کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا با محدودیت های فراوان و بلکه ممنوعیت و محاکمه و زندان به حیات خود ادامه می دادند با گشایش در فضای سیاسی و اجتماعی جهان عرب و رفع قیود و سلطه استبدادی حاکمان وابسته و مورد حمایت غرب، در صدر راهبری مطالبات مردم نشستند.
در مصر حرکت اخوان المسلمین یکی از برجسته ترین این گروه ها بود که شاخه ها و هواداران بسیاری در دیگر کشورهای اسلامی غرب آسیا و شمال آفریقا داشت. سازمان اخوان المسلمین که یک تشکیلات منسجم عقیدتی و پرامتداد بود و سالها محرومیت و فشار را از ناحیه دولت های استبدادی عربی تحمل کرده بود توانست به تکیه به این عناصر نقش بسیار پررنگی در جهت دهی به بیداری مردم ایفاء نماید.
توجه و استقبال مردم از جنبش اخوان المسلمین در واقع نمادی از اسلام خواهی و دین خواهی مردمان مسلمان منطقه بود. انگیزه و گرایشی اصیل که سالها توسط سیاستمداران حاکم کتمان و نفی شده بود از این رو انقلاب های مردمی موج تازه ای از بیداری اسلامی به شمار آمد در حالی که محافل و رسانه های غربی که از این همه خیزش دچار سردرگمی و حتی وحشت شده بودند آن را بهار عربی خطاب میکردند تا پررنگ ترین و قوی ترین جهت
گیری این جنبش ها را که اسلام خواهی بود نادیده بگیرند.
بیداری اسلامی آنچنان برای غرب ناگوار بود که باراک اوباما رئیس جمهوری قبلی آمریکا با آنکه دولت حسنی مبارک متحد بزرگ ایالات متحده و دوست اسرائیل را در حال فروپاشی می دید اما گویا نمی توانست این حقیقت را براحتی بپذیرد و از این رو در واکنش به انقلاب مردم مصر، در یک سخنرانی حسنی مبارک را رئیس جمهوری محکم توصیف کرد اما به فاصله اندکی او سقوط کرد و کناره گرفت.
اما اسلام خواهی مردم مصر تا آنجا پیش رفت که نهایتا توانستند برای نخستین بار در تاریخ این کشور بعد از تأسیس جمهوری، یک رئیس جمهور غیرنظامی و ع حزب اسلامی را در انتخابات برگزینند.
در تونس، لیبی، یمن، اردن، بحرین و ... بیداری اسلامی به صورت شگفت آوری تمامی حکومت های عربی را به نگرانی و مخاطره انداخته بود تا آنجا که پادشاه سعودی دست به واریز مبالغ ماهیانه به حساب جوانان و بیکاران این کشور زد تا مبادا موج این بیداری به عربستان برسد.
اما مردم بحرین، همسایه و متحد دیرین و پیوسته عربستان با مردمان پیرو اهل بیت(ع) یکی از پرشورترین اعتراضات را در کل منطقه رقم زدند و به بیداری اسلامی معنایی دوباره بخشیدند.
مردم سوریه که در ابتدا مطالباتی و اعتراضاتی مشروع داشتند با دخالت قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای که از توسعه امواج بیداری و به خطر افتادن منافع راهبردی غرب در اضطراب و هراس بودند به خشونت و ورود گروه های تروریستی از دیگر نقاط تحت عنوان انقلاب و آزادی بود و انحراف بزرگی را در جریان
اسلام خواهی مردم منطقه با مسلط کردن گروه های مسلح وهابی و سلفی پدید آورد.
با این وجود تا امروز جنبش بیداری اسلامی در غرب آسیا و خاورمیانه در شرایطی که حالتی از افول را به ذهن می آورد اما در پی شروع اعلام عادی سازی روابط امارات و سپس بحرین با رژیم صهیونیستی با بروز اعتراضات گسترده بار دیگر علقه و ریشه های زنده خود را هویدا ساخت.
یکی از جهت گیری های اصلی حرکت پرقدمت بیداری اسلامی در طول تاریخ معاصر ضدیت با رژیم صهیونیستی بوده است و انقلاب های مردمی در سال 2011 به بعد در صورت تداوم و تثبیت، بزرگترین تهدید برای امنیت "اسرائیل" بودند.
اکنون و در مقطعی تاریخی در جهان اسلام که برخی کشورهای عربی با تلقی رکود بیداری در جوامع اسلامی و در دوره زمامداری ترامپ که آن را فرصتی طلایی برای تثبیت منافع و توسعه طلبی های خود به شمار می آورند؛ عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی  را که مقدمه مسلط ساختن بیشتر او بر مقدرات جهان اسلام است را پی گرفته اند.
ابتکار شکل گیری و تأسیس مجمع جهانی بیداری اسلامی در چنین بستری در دهه اخیر بوجود آمد و یکی از مهم ترین اهداف آن جلوگیری از انحراف در حرکت بیداری و تقویت و حمایت از آن شمرده می شود.
این مجمع با عضویت چهره های برجسته سیاسی و فکری و دینی از کشورهای مختلف اسلامی به دنبال ترویج گفتمان ضدصهیونیستی و ضداستکباری در جهان اسلام و برجسته سازی عنصر استقلال و هویت طلبی از غرب بالغ بر 12 اجلاسیه مهم را تا امروز برگزار کرده است.
بطور میانگین از سال 2011 تا امروز
دست کم هر سال یک نوبت مجمع جهانی بیداری اسلامی در سطوح مختلف خود از شورای عالی گرفته تا گروه جوانان و بانوان گردهمآیی هایی را تجربه کرده است که برخی از آنها مانند اجلاس جوانان جهان اسلام یا اجلاس بانوان جهان اسلام با استقبال و انعکاس بسیار خوبی مواجه گردید.
اما آنچه بایسته است در ادامه این مسیر مورد توجه قرار گیرد بازنگری در نوع تهامل با آخرین تحولات منطقه و جهان اسلام است.
به برکت انقلاب اسلامی که خود فصل تازه ای در بیداری اسلامی در میان ملل مسلمان بود اقدامات متنوعی برای گسترش و ترویج این بیداری و الهام بخشی به دیگر جوامع صورت گرفت. مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، کنفرانس سالانه وحدت اسلامی، مجمع جهانی اهل بیت(ع)، ... از جماه ابتکارات و مجموعه هایی هستند که همزمان در حوزه های مشابه مشغول خدمت و فعالیت هستند و ضروری است در یک همگرایی و هم افزایی با دوری از موازی کاری های احتمالی، اقتضائات جدید بصورت جدی لحاظ گردد.
گرچه واکنش به اقدامات اخیر عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی بخشی از این توجه به اقتضائات جدید است اما باید این حرکت از سطح یک نشست میان شخصیت های غالبا همفکر و همسو فراتر رود و با هوشمندی و بهره مندی از مطالعات راهبردی نخبگان جهان اسلام از پیشروی جبهه عبری-عربی-غربی بصورتی اساسی ممانعت به عمل آورد. واقعیت آن است که رژیم های امارات و بحرین و اسرائیل اگر از سطح و کم و کیف واکنش های ملل و دول جهان اسلام هراس جدی می داشتند طبعا در اعلام پیمان های همکاری درنگ می کردند.
کد مطلب ۶۰۹۰۵
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما