گزارش رضوی از ظرفیتهای مشهد و حرم مطهر در تقویت وحدت اسلامی
از شعار وحدت تا تجربه همزیستی؛ آیا حرم رضوی میتواند محور گفتوگوی جهان اسلام باشد؟
زهرا مرادوند| وحدت اسلامی سالهاست یکی از کلیدواژههای اصلی در ادبیات دینی و سیاسی جهان اسلام است، اما مسئله مهمتر از تکرار این واژه، یافتن راههایی برای تبدیل آن به یک تجربه واقعی در زندگی مسلمانان است؛ تجربهای که در آن تفاوتهای مذهبی به جای تبدیل شدن به عامل نزاع، در کنار اشتراکات گسترده امت اسلامی به رسمیت شناخته شود.
تجربه مقاومت؛ نمونهای از امکان همکاری فراتر از مرزبندیهای مذهبی
در این میان، مشهد مقدس و حرم مطهر رضوی به دلیل جایگاه معنوی، حضور میلیونها زائر از نقاط مختلف جهان و ظرفیت تاریخی گفتوگو و تعامل، میتوانند نقشی فراتر از یک مقصد زیارتی و بهعنوان بستری برای تقویت همدلی، گفتوگو و همکاری میان مسلمانان ایفا کنند.
مسئله وحدت اسلامی زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که جهان اسلام با مجموعهای از اختلافات داخلی، منازعات سیاسی، جنگ روایتها و تلاش جریانهای مختلف برای برجستهسازی شکافهای مذهبی مواجه است. در چنین شرایطی، وحدت نمیتواند صرفاً در قالب برگزاری همایشها، صدور بیانیهها یا تکرار شعارهای مشترک باقی بماند؛ بلکه باید در مناسبات اجتماعی مسلمانان، در مسجد، دانشگاه، رسانه، فضای فرهنگی و حتی در روابط روزمره پیروان مذاهب مختلف نمود پیدا کند.
از همین منظر، پرسش اساسی این است که چگونه میتوان گفتمان تقریب مذاهب را از سطح شعار و گفتوگوهای نخبگانی به عرصه تعامل واقعی میان مسلمانان منتقل کرد؟ پاسخ به این پرسش، نیازمند بازتعریف نقش نهادهایی است که میتوانند میان گروههای مختلف مسلمان پیوند ایجاد کنند؛ نهادهایی که مسجد و حرم مطهر رضوی در میان آنها جایگاهی ویژه دارند.
تقریب؛ نه حذف تفاوتها، بلکه مدیریت اختلافات
حجتالاسلام مرتضی همتیفر، سرپرست ادارهکل تبلیغات اسلامی خراسان رضوی، حرم مطهر رضوی را یکی از بزرگترین ظرفیتهای نرم برای تقویت وحدت در جهان اسلام میداند؛ ظرفیتی که بیش از هر چیز از معنویت، اخلاق و حضور زائرانی با گرایشهای مختلف اسلامی سرچشمه میگیرد.
به باور او، حضور مسلمانان از مذاهب مختلف در مشهد و حرم مطهر امام رضا(ع)، فرصتی برای شناخت متقابل، تجربه اخلاق اسلامی و تعمیق محبت به اهلبیت(ع) است؛ محبتی که میتواند به یک نقطه پیوند قلبی میان مسلمانان تبدیل شود.
در همین چارچوب، حجتالاسلام سیدمحمدحسین دعایی، کارشناس مذهبی و مسئول قرارگاه مکتب توحید، بر یک نکته کلیدی تأکید دارد: تقریب مذاهب به معنای حذف تفاوتهای اعتقادی نیست.
او معتقد است مذاهب اسلامی دارای تفاوتهای مهمی در مبانی و دیدگاهها هستند و نمیتوان با نادیده گرفتن این تفاوتها به وحدت واقعی رسید. آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، جلوگیری از تبدیل اختلافات به دشمنی و نزاع دائمی است.
این نگاه، وحدت را از یک مفهوم انتزاعی خارج میکند. وحدت در این معنا، به معنای یکسانسازی مسلمانان نیست؛ بلکه ایجاد امکان همزیستی، گفتوگو و همکاری در عین وجود تفاوتهاست. چنین برداشتی میتواند گفتمان تقریب را از سطح تعارفات رسمی به یک ضرورت اجتماعی تبدیل کند.
اشتراکات بزرگ؛ نقطه آغاز گفتوگوی مسلمانان
دعایی برای عبور از اختلافات مذهبی به مشترکات گسترده امت اسلامی اشاره میکند؛ توحید، قرآن، پیامبر اکرم(ص)، قبله، عدالتخواهی و مقابله با ظلم، از جمله محورهایی هستند که میتوانند مسلمانان را حول یک منظومه مشترک گرد هم آورند.
این رویکرد، یک پیام مهم دارد: برای آغاز گفتوگو میان مسلمانان، لزوماً نباید ابتدا اختلافات را حل کرد؛ بلکه میتوان گفتوگو را از نقاط اشتراک آغاز کرد و از دل این ارتباط، شناخت متقابل و اعتماد اجتماعی را افزایش داد.
همتیفر نیز بر همین ظرفیت تأکید دارد و معتقد است حرم مطهر رضوی میتواند میزبان نشستها و همایشهای بینالمللی علما و اندیشمندان جهان اسلام باشد؛ نشستهایی که در فضای معنوی حرم، اختلافات را به حاشیه برده و بر محورهایی همچون توحید، اخلاق و محبت به اهلبیت(ع) تمرکز کنند.
اما اهمیت این پیشنهاد در صورتی آشکار میشود که چنین نشستهایی به ارتباطات پایدار اجتماعی منجر شوند و در سطح نخبگان باقی نمانند.
مسجد؛ جایی که وحدت باید از آن آغاز شود
اگر حرم مطهر رضوی را بتوان یک ظرفیت فراملی برای تقویت وحدت اسلامی دانست، مسجد ظرفیت دیگری است که میتواند همین گفتمان را در مقیاس محلی و روزمره عملیاتی کند.
دعایی با اشاره به جایگاه مسجد در فرهنگ اسلامی میگوید مسجد از ابتدا صرفاً محل عبادت فردی نبوده، بلکه مرکز شکلگیری جامعه اسلامی، ارتباط اجتماعی و همافزایی مؤمنان بوده است.
از این منظر، مسجد میتواند محل تمرین وحدت باشد؛ جایی که مسلمانان با قومیتها و گرایشهای مختلف در یک فضای مشترک گرد هم میآیند و ارتباط خود را بر پایه ایمان، اخلاق و همکاری اجتماعی شکل میدهند.
همتیفر نیز بر این نقش تأکید کرده و معتقد است مسجد باید در سطح محلی پناهگاه همه مسلمانان، فارغ از گرایشهای مذهبی آنان باشد و زمینه ارتباط، گفتوگو و همدلی میان اقشار مختلف جامعه اسلامی را فراهم کند.
در واقع، اگر وحدت قرار است به یک فرهنگ اجتماعی تبدیل شود، نمیتواند صرفاً از بالا و در سطح نهادهای رسمی شکل بگیرد؛ باید در پایینترین و ملموسترین سطح ارتباطات اجتماعی نیز تجربه شود.
حرم رضوی؛ ظرفیت نرم فراتر از زیارت
حرم مطهر رضوی در این میان ویژگی متفاوتی دارد. این مکان نهتنها یک مرکز زیارتی، بلکه نقطه اتصال میلیونها انسان از جغرافیاها، فرهنگها و گاه مذاهب مختلف است.
دعایی با اشاره به جایگاه امام رضا(ع) در گفتوگو و مناظره علمی با پیروان ادیان و مذاهب مختلف، این سیره را بخشی از ظرفیت تاریخی حرم رضوی برای تعامل و گفتوگو میداند.
مشهد نیز بهعنوان پایتخت معنوی ایران، سالانه میزبان میلیونها زائر از مناطق مختلف جهان است. همین گستره انسانی، ظرفیتی کمنظیر برای نمایش همزیستی و همکاری مسلمانان ایجاد میکند.
با این حال، بهرهگیری از این ظرفیت به برنامهریزی نیاز دارد. به تعبیر دعایی، نباید مسجد و حرم صرفاً محل حضور فردی باشند؛ بلکه باید به مراکز معرفت، گفتوگو، خدمت اجتماعی و پیوند میان مسلمانان تبدیل شوند.
در چنین نگاهی، زیارت میتواند از یک تجربه فردی فراتر رود و به تجربهای اجتماعی و تمدنی تبدیل شود؛ تجربهای که در آن مسلمانان نهتنها در یک مکان مشترک حضور پیدا میکنند، بلکه فرصت شناخت و همکاری با یکدیگر را نیز به دست میآورند.
تجربه مقاومت؛ نمونهای از امکان همکاری فراتر از مرزبندیهای مذهبی
یکی دیگر از نکات قابل تأمل در سخنان دعایی، اشاره به تجربه جبهه مقاومت است. او معتقد است آرمانهای مشترک و احساس مسئولیت نسبت به مسائل بزرگ جهان اسلام میتواند زمینه همکاری واقعی میان مسلمانان را فراهم کند.
فارغ از برداشتهای سیاسی مختلف از مفهوم مقاومت، نکته تحلیلی این دیدگاه آن است که هرگاه یک مسئله مشترک و یک هدف بزرگتر از اختلافات داخلی شکل بگیرد، امکان همکاری میان گروههای مختلف افزایش مییابد.
بنابراین، وحدت صرفاً با توصیه اخلاقی به دست نمیآید؛ بلکه نیازمند میدانهای واقعی برای همکاری است. خدمت اجتماعی، فعالیتهای فرهنگی، کمک به محرومان، فعالیتهای علمی و مواجهه مشترک با مسائل جهان اسلام میتواند از جمله این میدانها باشد.
جوانان؛ مخاطب اصلی پروژه وحدت
در نهایت، هیچ پروژهای برای آینده جهان اسلام بدون حضور نسل جوان پایدار نخواهد ماند. هر دو دیدگاه مطرحشده در این گفتوگو، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم بر ضرورت مصونسازی جوانان در برابر جریانهای تفرقهافکن تأکید دارند.
همتیفر معتقد است جوانان مسلمان نباید اجازه دهند دشمن آنان را در برابر یکدیگر قرار دهد و هشدار میدهد که هرگاه تعصب مذهبی موجب قرار گرفتن مسلمان در برابر برادر مسلمانش شود، این وضعیت میتواند در مسیر نقشه دشمن قرار گیرد.
دعایی نیز هویت جوان مسلمان را فراتر از مرزبندی با دیگران تعریف میکند و معتقد است جوان مسلمان وارث یک رسالت تاریخی است؛ رسالتی که در آن پایبندی به معارف اهلبیت(ع) باید با بصیرت، مسئولیتپذیری و تلاش برای تحقق آرمانهای بزرگ آنان همراه باشد.
در این نگاه، جوان مسلمان نه باید اسیر تعصب شود و نه گرفتار بیتفاوتی. او باید بتواند میان محبت و بصیرت، ولایت و مسئولیت اجتماعی، و همدلی با مسلمانان و ایستادگی در برابر ظلم جمع کند.
وحدت؛ پروژهای برای ساختن، نه شعاری برای تکرار
آنچه از مجموع این دیدگاهها میتوان دریافت، این است که وحدت اسلامی زمانی از یک شعار به یک واقعیت اجتماعی تبدیل میشود که سه سطح همزمان مورد توجه قرار گیرد: معرفت، ارتباط و همکاری.
معرفت، یعنی شناخت متقابل و کاهش پیشداوریها؛ ارتباط، یعنی ایجاد فرصت برای گفتوگوی واقعی میان پیروان مذاهب؛ و همکاری، یعنی قرار گرفتن مسلمانان در کنار یکدیگر برای حل مسائل مشترک.
در این میان، مسجد میتواند پایگاه محلی این فرآیند باشد و حرم مطهر رضوی ظرفیت فراملی آن را تقویت کند. رسانهها نیز میتوانند به جای بازتولید ادبیات اختلاف، روایتهای همزیستی و همکاری مسلمانان را برجسته کنند.
نتیجهگیری؛ مشهد میتواند یک «مدل» ارائه دهد
وحدت اسلامی زمانی ماندگار خواهد شد که مسلمانان آن را نه صرفاً در سخنرانیها و مناسبتها، بلکه در تجربه روزمره خود لمس کنند. اگر قرار است تقریب مذاهب از سطح شعار عبور کند، باید برای آن میدان اجتماعی ساخت؛ میدانهایی که در آنها مسلمانان یکدیگر را ببینند، بشناسند، گفتوگو کنند و در کنار هم برای مسائل مشترک اقدام کنند.
مشهد مقدس و حرم مطهر رضوی از این منظر، ظرفیت کمنظیری در اختیار دارند. حضور میلیونها زائر، جایگاه امام رضا(ع) در فرهنگ اسلامی، سابقه گفتوگو و مناظره علمی و ظرفیت گسترده مساجد میتواند این شهر را به بستری برای تجربه عملی همزیستی و همکاری میان مسلمانان تبدیل کند.
اما تحقق این ظرفیت نیازمند عبور از نگاه مناسبتی و حرکت به سمت برنامههای مستمر و اجتماعی است؛ از نشستهای بینالمللی علما و اندیشمندان گرفته تا برنامههای مشترک فرهنگی، علمی و اجتماعی در مساجد و مراکز مردمی.
در نهایت، شاید مهمترین پیام این دیدگاهها برای نسل جوان این باشد که وحدت به معنای چشمپوشی از اعتقادات نیست؛ به معنای تبدیل نکردن تفاوتها به دشمنی است. جهان اسلام برای قدرتمند شدن، بیش از هر چیز به نسلی نیاز دارد که هم هویت دینی خود را بشناسد و هم توان گفتوگو، همدلی و همکاری با دیگر مسلمانان را داشته باشد.
اگر حرم رضوی بتواند چنین الگویی را از «همنشینی زائران» به «همکاری مسلمانان» ارتقا دهد، مشهد نه فقط میزبان میلیونها زائر، بلکه میتواند به یکی از کانونهای عملیاتی گفتمان وحدت و تقریب در جهان اسلام تبدیل شود.




















