رضوی گزارش میدهد؛
اهمیت استفاده از فرصت اجلاسهای بینالمللی برای معرفی فرهنگ رضوی
به گزارش سرویس بینالملل و جهان اسلام رضوی؛ سازمان همکاری شانگهای که در حال حاضر یکی از قطبهای تأثیرگذار در مناسبات سیاسی جهان به شمار میرود برای توسعه همکاریها، علاوه بر موضوعات اقتصادی که محور تشکیل آن بوده است؛ در زمینههای فرهنگی، امنیتی و اجتماعی نیز دست به تشکیل نشستهای مشترک میزند تا با افزودن بر همافزایی میان کشورهای عضو، دستیابی به اهداف مصوب خود را تسهیل نماید.
در رقابتهای میان شرق و غرب و تلاش جهان جنوب برای توسعه و چندجانبهگرایی در دنیا، سازمان شانگهای با ابتکار و محوریت چین و روسیه و مشارکت کشورهای آسیای مرکزی بوجود آمد تا بلوکی اقتصادی با مرکزیت آسیا تأسیس نماید. گرچه در منشور این سازمان آمده است که پیمان شانگهای بر ضد هیچ کشوری نیست و تنها به تقویت و افزایش مزیتهای اقتصادی اعضاء میاندیشد اما از همان ابتدا این مجموعه به عنوان یک حرکت نوظهور شرقی-آسیایی در برابر غرب قلمداد گردید چرا که عضویت قدرتهای همسویی مانند چین و روسیه در آن این دیدگاه را تقویت میکرد.
سازمان شانگهای از زمان تأسیس خود تا به امروز تقریبا بطور سالانه گردهمآییها و نشستهایی را از سطح سران گرفته تا رده وزراء و کارشناسان برگزار کرده است و موضوعات و دستورکارهای خود را از اقتصادی به امنیتی، فرهنگی و اجتماعی نیز گسترش داده است و حتی در زمینه گفتگوی ادیان نیز همایشهایی را میان نمایندگان ادیان از کشورهای عضو تجربه کرده است.
این تجارب و موارد نشان میدهد سازمان شانگهای از چه ظرفیتهای جذابی برخوردار است. فرهنگها و تمدنهای آسیایی به دلیل قدمت و غنای خود دستاوردهای فراوانی را فرا روی جوامع بشری قرار دادهاند و از تمدن کنفسیوسی چین در شرق تا تمدن اسلام در غرب آسیا، کانونهای حفظ میراث معنوی بشریت هستند.
اکنون بیست و سومین نشست وزرای فرهنگ سازمان همکاری شانگهای از ۲۵ تا ۲۹ تیرماه در قرقیزستان برگزار شد که طبعا فرصتی برای جمهوری اسلامی ایران و دیگر اعضای این سازمان برای طرح دیدگاههای خود فراهم آورد. نشستی که میتواند به افزایش سهم ایران در مناسبات فرهنگی در یکی از مهمترین مناطق ژئوکالچر یا همان جغرافیای فرهنگی جهان بیانجامد. در دوران کهن، جاده ابریشم راه اتصال و تبادل میان ملل آسیایی بوده است اما امروز همزمان با تلاشها برای احیای این جاده تاریخی در قالب کریدورهای اقتصادی، رویکردهای فرهنگی قابل توجهی توسط کشورهای آسیای مرکزی و نیز اعضای سازمان شانگهای برای تثبیت جایگاه نسبت به دیگر اعضاء و رقیبان در این مجموعه مشاهده میشود. به عبارت دیگر تمامی کشورها تلاش میکنند تا با استفاده از دسپلماسی عمومی و فرهنگی، سهم بیشتری در ارتقای جایگاه خود به عنوان یک کشور تأثیرگذار در آینده اقتصادی و فرهنگی این ناحیه جغرافیایی در شرق دنیا داشته باشند.
به باور ناظران سیاست خارجی، سیر انتقال قدرت اقتصادی از غرب به شرق و افزایش میل به چندجانبه گرایی در دنیا، جایگاه ویژهای به کشورهای غرب آسیا و آسیای مرکزی بخشیده است. چرا که رهبری این جریان عمدتا توسط چین به دلیل قدرت مبهوت کننده اقتصادی این کشور انجام میشود و ابتکار جاده و کمربند چین برای احیای مسیر تاریخی راه ابریشم از خشکی و دریا موجب توجه بیشتر به دولتهای این مسیر خصوصا در آسیای میانه شده است و آنان را به اجزای اتصال شرق به غرب عالم تبدیل کرده است.
در این میان رقابت غرب خصوصا واشنگتن با پکن و مسکو به حساسیت کشورهای آسیایی پیرامون چین و روسیه خصوصا در آسیای مرکزی افزوده است زیرا از دیدگاه آمریکا و اروپا، نفوذ در آسیای مرکزی میتواند در آینده به مهار اچینیها و روسها بیانجامد. همزمان کشورهای آسیای مرکزی که از دل اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق سابق برآمدهاند سعی میکنند تا از طریق باز کردن پای آمریکا و اروپا به این نواحی، موقعیت بهتری نسبت به گذشته کسب نمایند.
اما آنچه در این موضوع بسیار حایز اهمیت است، نفوذ بیسابقه رژیم اسرائیل در منطقه آسیای مرکزی است. مسئلهای که مقامات سیاسی رژیم صهیونی آن را بیسابقه توصیف میکنند. رژیم اسرائیل به خوبی فهمیده است همانطور که غرب در صدد بهرهگیری از موقعیت کشورهای این منطقه برای مهار روسیه و چین است؛ باید دولتهای آسیای میانه را که همسایگان ایران هستند تا جای ممکن به سکوهای تهدید برای جمهوری اسلامی تبدیل نماید آنچنان که توانست جمهوری آذربایجان با جمعیت اکثریت شیعه را به یک کانون همسو با خود تغییر دهد.
دشمن اسرائیلی سالها است تلاش میکند در قبال حضور حربالله یا حماس و در گذشته سوریه در مرزهای خود به عنوان همپیمانان ایران، مشابه با الگوی جمهوری آذربایجان، کشورهای آسیای میانه همسایه با ایران را به تهدید یا دست کم رقیب برای ما تبدیل نماید و دغدغههای امنیتی جمهوری اسلامی افزایش دهد.
اما در این میان پیوندهای کهن تاریخی و تمدنی میان ایران با ملل همسایه در آسیای مرکزی سرمایهای است که بسیاری از دولتها نسبت به آن غبطه بلکه حسادت میورزند و کمتر کشوری مانند ایران از چنین ظرفیتی در آسیا برخوردار است.
اما در این حوزه، آنچه جغرافیای سیاسی و فرهنگی ایران را به آسیای میانه متصل نگه داشته است، خطه خراسان بزرگ میباشد که شامل خراسان تاریخی و خراسان رضوی کنونی است. مشهدالرضا به عنوان یک کلانشهر مذهبی در جهان اسلام و حرم نورانی رضوی به عنوان قطب زیارتی پررونق و محبوب برای مسلمانان شیعه و سنی، مرکزیت منحصر به فردی در پهنه مرکز و غرب آسیا یافته است و صدها ظرفیت فرهنگی و اقتصادی جذاب دیگر را به این برکت پیرامون خود ایجاد نموده است.
بر این اساس باید از تمامی فرصتهای جاری مانند سازمان شانگهای یا دیگر سازمانها و نشستهای بینالمللی برای تأثیرگذاری بیشتر در محیط آسیا و جهان اسلام استفاده کرد. بیتردید اسلام اهلبیت(ع) و فرهنگ ایرانی عناصر حقیقی و سرچشمههای تولید قدرت نرم برای ما هستند از این رو با اتکاء به عنایات عالم آل محمد(ع) بایسته است معرفی و شناسایی بسیار بیشتری نسبت مشهد و امام رضا(ع) در میان ملل آسیایی جهان اسلام به عمل آید و دانست مرکز این اقدام و پیشران آن مشهدالرضا، خراسان و فرهنگ رضوی خواهد بود.
در رقابتهای میان شرق و غرب و تلاش جهان جنوب برای توسعه و چندجانبهگرایی در دنیا، سازمان شانگهای با ابتکار و محوریت چین و روسیه و مشارکت کشورهای آسیای مرکزی بوجود آمد تا بلوکی اقتصادی با مرکزیت آسیا تأسیس نماید. گرچه در منشور این سازمان آمده است که پیمان شانگهای بر ضد هیچ کشوری نیست و تنها به تقویت و افزایش مزیتهای اقتصادی اعضاء میاندیشد اما از همان ابتدا این مجموعه به عنوان یک حرکت نوظهور شرقی-آسیایی در برابر غرب قلمداد گردید چرا که عضویت قدرتهای همسویی مانند چین و روسیه در آن این دیدگاه را تقویت میکرد.
سازمان شانگهای از زمان تأسیس خود تا به امروز تقریبا بطور سالانه گردهمآییها و نشستهایی را از سطح سران گرفته تا رده وزراء و کارشناسان برگزار کرده است و موضوعات و دستورکارهای خود را از اقتصادی به امنیتی، فرهنگی و اجتماعی نیز گسترش داده است و حتی در زمینه گفتگوی ادیان نیز همایشهایی را میان نمایندگان ادیان از کشورهای عضو تجربه کرده است.
این تجارب و موارد نشان میدهد سازمان شانگهای
اکنون بیست و سومین نشست وزرای فرهنگ سازمان همکاری شانگهای از ۲۵ تا ۲۹ تیرماه در قرقیزستان برگزار شد که طبعا فرصتی برای جمهوری اسلامی ایران و دیگر اعضای این سازمان برای طرح دیدگاههای خود فراهم آورد. نشستی که میتواند به افزایش سهم ایران در مناسبات فرهنگی در یکی از مهمترین مناطق ژئوکالچر یا همان جغرافیای فرهنگی جهان بیانجامد. در دوران کهن، جاده ابریشم راه اتصال و تبادل میان ملل آسیایی بوده است اما امروز همزمان با تلاشها برای احیای این جاده تاریخی در قالب کریدورهای اقتصادی، رویکردهای فرهنگی قابل توجهی توسط کشورهای آسیای مرکزی و نیز اعضای سازمان شانگهای برای تثبیت جایگاه نسبت به دیگر اعضاء و رقیبان در این مجموعه مشاهده میشود. به عبارت دیگر تمامی کشورها تلاش میکنند تا با استفاده از دسپلماسی عمومی و فرهنگی، سهم بیشتری در ارتقای جایگاه خود به عنوان یک کشور تأثیرگذار در آینده اقتصادی و فرهنگی این ناحیه جغرافیایی در شرق دنیا داشته باشند.
به باور ناظران سیاست خارجی، سیر انتقال قدرت اقتصادی از غرب به شرق و افزایش میل به چندجانبه گرایی در دنیا، جایگاه ویژهای به کشورهای غرب آسیا و آسیای مرکزی بخشیده است. چرا که رهبری این جریان عمدتا توسط چین
در این میان رقابت غرب خصوصا واشنگتن با پکن و مسکو به حساسیت کشورهای آسیایی پیرامون چین و روسیه خصوصا در آسیای مرکزی افزوده است زیرا از دیدگاه آمریکا و اروپا، نفوذ در آسیای مرکزی میتواند در آینده به مهار اچینیها و روسها بیانجامد. همزمان کشورهای آسیای مرکزی که از دل اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق سابق برآمدهاند سعی میکنند تا از طریق باز کردن پای آمریکا و اروپا به این نواحی، موقعیت بهتری نسبت به گذشته کسب نمایند.
اما آنچه در این موضوع بسیار حایز اهمیت است، نفوذ بیسابقه رژیم اسرائیل در منطقه آسیای مرکزی است. مسئلهای که مقامات سیاسی رژیم صهیونی آن را بیسابقه توصیف میکنند. رژیم اسرائیل به خوبی فهمیده است همانطور که غرب در صدد بهرهگیری از موقعیت کشورهای این منطقه برای مهار روسیه و چین است؛ باید دولتهای آسیای میانه را که همسایگان ایران هستند تا جای ممکن به سکوهای تهدید برای جمهوری اسلامی تبدیل نماید آنچنان که توانست جمهوری آذربایجان با جمعیت اکثریت شیعه را به یک کانون همسو با خود تغییر دهد.
دشمن اسرائیلی سالها است تلاش میکند در قبال حضور حربالله یا حماس و در گذشته سوریه در مرزهای خود به عنوان همپیمانان ایران،
اما در این میان پیوندهای کهن تاریخی و تمدنی میان ایران با ملل همسایه در آسیای مرکزی سرمایهای است که بسیاری از دولتها نسبت به آن غبطه بلکه حسادت میورزند و کمتر کشوری مانند ایران از چنین ظرفیتی در آسیا برخوردار است.
اما در این حوزه، آنچه جغرافیای سیاسی و فرهنگی ایران را به آسیای میانه متصل نگه داشته است، خطه خراسان بزرگ میباشد که شامل خراسان تاریخی و خراسان رضوی کنونی است. مشهدالرضا به عنوان یک کلانشهر مذهبی در جهان اسلام و حرم نورانی رضوی به عنوان قطب زیارتی پررونق و محبوب برای مسلمانان شیعه و سنی، مرکزیت منحصر به فردی در پهنه مرکز و غرب آسیا یافته است و صدها ظرفیت فرهنگی و اقتصادی جذاب دیگر را به این برکت پیرامون خود ایجاد نموده است.
بر این اساس باید از تمامی فرصتهای جاری مانند سازمان شانگهای یا دیگر سازمانها و نشستهای بینالمللی برای تأثیرگذاری بیشتر در محیط آسیا و جهان اسلام استفاده کرد. بیتردید اسلام اهلبیت(ع) و فرهنگ ایرانی عناصر حقیقی و سرچشمههای تولید قدرت نرم برای ما هستند از این رو با اتکاء به عنایات عالم آل محمد(ع) بایسته است معرفی و شناسایی بسیار بیشتری نسبت مشهد و امام رضا(ع) در میان ملل آسیایی جهان اسلام به عمل آید و دانست مرکز این اقدام و پیشران آن مشهدالرضا، خراسان و فرهنگ رضوی خواهد بود.




















