۰
تاریخ انتشار
پنجشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۲۲:۲۰

بخش عمده نقدهای شعر در ایران، درون‌متنی و تکرارشونده است

بخش عمده نقدهای شعر در ایران، درون‌متنی و تکرارشونده است
به گزارش پایگاه خبری رضوی، مهدی آخرتی، شاعر و پژوهشگر ادبیات آیینی، شب گذشته در نشست تخصصی شعر انجمن ادبی «ارادت» که در سالن جلسات بنیاد بین‌المللی امام رضا(ع) برگزار شد، به تبیین برخی مباحث نظری در حوزه شعر، نقد ادبی و نسبت متن و فرامتن پرداخت.
 
وی با اشاره به گرایش فکری‌اش در حوزه نقد ادبی اظهار کرد: دیدگاه من تا حدی فرم‌گرا و ساختارگراست و به همین دلیل، در مواجهه با شعر، بیش از آنکه بر «چه گفتن» تأکید داشته باشم، «چگونه گفتن» را مهم می‌دانم. البته این توجه از منظر زیبایی‌شناسی است، نه از حیث محتوا.
 
آخرتی با اشاره به برخی مبانی نظری فرمالیست‌ها و ساختارگرایان افزود: از دیدگاه صورت‌گرایان، شعر به‌طور مستقیم به امری خارج از خود ارجاع نمی‌دهد؛ منظور آن است که هر آنچه در شعر حضور می‌یابد، درون خود شعر بازساخته می‌شود و حتی اگر ارجاعی بیرونی هم وجود داشته باشد، آن محتوا از صافی صورت و زبان شعر عبور می‌کند و دگرگون می‌شود.
 
این شاعر و پژوهشگر ادبیات آیینی به تفکیک میان ارزش متنی و ارزش فرامتنی پرداخت و بیان کرد: ارزش متنی، ارزشی است که در خود زبان و درون شعر شکل می‌گیرد؛ یعنی هر آنچه در سطح زبان، ساختار، موسیقی، فرم و روابط درونی شعر رخ می‌دهد. در مقابل، ارزش فرامتنی به حوزه‌هایی چون محتوا، موضوع، درون‌مایه و ارجاعات بیرونی مربوط می‌شود.
 
آخرتی با تأکید بر لزوم دقت در به‌کارگیری اصطلاحات ادبی تصریح کرد: در فضای شعر، گاه واژه‌هایی مانند موضوع، محتوا، مضمون و درون‌مایه به‌جای یکدیگر به کار می‌روند، در حالی که این مفاهیم یکسان نیستند. 
 
وی گفت: «موضوع» چیزی است که شاعر بر متن تحمیل می‌کند، «محتوا» امری است که در دریافت مخاطب شکل می‌گیرد و «مضمون» شیوه نزدیک شدن به محتواست.
 
آخرتی خاطرنشان کرد: اگر در آینده از ارزش متن و فرامتن سخن گفته شود، مقصود همین تفکیک است؛ برای مثال هنگامی که از عرفان، مردم‌شناسی یا دیگر لایه‌های معنایی و بیرونی سخن به میان می‌آید، در واقع از ارزش‌های فرامتنی صحبت می‌کنیم.
 
آخرتی با مقایسه شعر معاصر و شعر سنتی گفت: شعر معاصر، با وجود همه کاستی‌ها و نقدهایی که به آن وارد است، بیشتر به ارزش‌های متنی توجه کرده تا ارزش‌های فرامتنی. شاید یکی از دلایل کمرنگ شدن عرفان و برخی مضامین عمیق در شعر معاصر نیز همین باشد که در حوزه فرامتن، نسبت به گذشته ضعیف‌تر شده‌ایم.
 
این شاعر و پژوهشگر ادبی به برخی دیدگاه‌های متأخر زبان‌شناختی اشاره کرد و گفت: برخی از پساساختارگرایان و زبان‌شناسان تا آنجا پیش رفتند که حتی معتقد بودند زبان وظیفه حمل معنا را ندارد. هرچند این گزاره محل بحث و تأمل است، اما به‌هرحال نشان می‌دهد که در شعر معاصر، توجه به متن و زبان تا چه اندازه پررنگ شده است.
 
وی با طرح این پرسش که چرا بخش عمده نقدهای رایج در حوزه شعر تکراری به‌نظر می‌رسند، ابراز کرد: دلیل این امر آن است که بیشتر نقدهایی که درباره شعر انجام می‌شود، درون‌متنی است. در حالی که نقدهای روان‌شناختی، جامعه‌شناختی، هرمنوتیکی یا فلسفی، در حوزه نقد فرامتنی قرار می‌گیرند و انجام آن‌ها نیازمند تخصص‌هایی فراتر از دانش ادبی صرف است.
 
آخرتی افزود: برای نمونه، نقد روان‌شناختی شعر را نمی‌توان بدون برخورداری از دانش روان‌شناسی انجام داد. به همین دلیل، در ادبیات فارسی نقدهای روان‌شناختی، جامعه‌شناختی و هرمنوتیکی بسیار اندک است. از این‌رو، عمده نقدهایی که شاعران و منتقدان انجام می‌دهند، بر ارزش‌های متنی متمرکز است.
 
وی با اشاره به تأثیر صورت‌گرایی روس بر ادبیات جهان و ایران گفت: ادبیات ما نیز، مانند بسیاری از جریان‌های ادبی جهان، از صورت‌گرایی روس تأثیر پذیرفته است؛ هرچند باید توجه داشت که ادبیات فارسی از اساس نیز ادبیاتی به‌شدت صورت‌گرا و مبتنی بر آرایه‌ها و ظرافت‌های زیبایی‌شناختی بوده است.
 
آخرتی با اشاره به پیشینه این نگاه در سنت ادبی ایران افزود: حتی پیش از نظریه‌پردازی‌های جدید، در آثار اندیشمندانی چون عبدالقاهر جرجانی نیز می‌توان نشانه‌های جدی توجه به شگفتی‌آفرینی زبان و سازوکارهای فرمی را مشاهده کرد. با این حال، پس از ظهور فرمالیسم روسی، این رویکرد به‌صورت مانیفست‌وار بر هنر و ادبیات جهان اثر گذاشت.

وی در تبیین تفاوت شعر و نثر گفت: شعر متنی است که می‌کوشد توجه مخاطب را از «پیام» به «زبان» معطوف کند؛ یعنی مخاطب را از تمرکز صرف بر معنا و پیام دور کرده و به کیفیت زبان، نحوه بیان و سازوکارهای زیبایی‌شناختی متن متوجه سازد.

این شاعر و پژوهشگر ادبی با اشاره به اینکه فرمالیست‌های روس در بیان این دیدگاه گاه رویکردی افراطی داشته‌اند، افزود: ساختارگرایان بعدتر این نگاه را تعدیل کردند، اما جان سخن همچنان باقی است؛ اینکه در شعر، شیوه بیان و کیفیت زبانی، گاه مهم‌تر از توصیه یا خبری است که در ظاهر منتقل می‌شود.

آخرتی گفت: در بیت‌هایی مانند «زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم» هرچند شاعر در ظاهر توصیه‌ای خطاب به معشوق دارد، اما برجستگی اصلی در موسیقی، تکرار، تناسب واژگان و چینش ساختاری زبان است؛ یعنی مخاطب هم‌زمان با شنیدن «چه می‌گوید»، ناگزیر به دیدن «چگونه گفتن» هم توجه می‌کند.

وی یکی از چالش‌های نقد شعر معاصر را کمبود منتقدان مسلط به زبان‌های تخصصی و منابع اصلی دانست و گفت: در فضای ادبی ما افراد برجسته دانشگاهی و نظریه‌پردازان ارزشمندی حضور دارند، اما منتقد شعر به معنای دقیق مبتنی بر خوانش منابع اصلی و انتقال بومیِ مفاهیم، همچنان کمیاب است.

آخرتی تأکید کرد: اگر نسل جدید بتواند زبان تخصصی و ادبیات نظری را در سطح منبع اصلی بیاموزد و آن را به نقد شعر پیوند بزند، برای ادبیات فارسی بسیار راهگشا خواهد بود.

وی همچنین با اشاره به نقش برجسته‌سازی زبان در سنت شعر فارسی، گفت: در تاریخ ادبیات فارسی شاعرانی بوده‌اند که توجه را از پیام به متن و زبان منتقل کرده‌اند و با دستکاری وزن، نحو، ترکیبات و حتی بهره‌گیری از زبان محاوره یا اصطلاحات عامیانه، زبان را برجسته کرده‌اند. 

آخرتی گفت: در کنار شاعرانی که بیشتر در پی برجسته‌سازی مفاهیم و ارزش‌های برون‌متنی بوده‌اند، گروهی نیز کوشیده‌اند ارزش‌های درون‌متنی و موسیقی کلام را ارتقا دهند.

وی با اشاره به جذابیت موسیقایی شعر مولانا برای مخاطبان امروز و حتی برخی جریان‌های موسیقی معاصر، خاطرنشان کرد: یکی از دلایل اقبال مداوم به این آثار، توجه جدی به موسیقی کلمه و برجسته‌سازی زبان در کنار لایه‌های معنایی است؛ امری که نشان می‌دهد زبان در شعر صرفاً ابزار انتقال پیام نیست، بلکه خود موضوع تجربه شاعرانه است.

در ادامه شعر نیکو گوهری  خاموش خوانش شد.

بوی گل 
جنگ را تمام می کند 
و باران 
بمب باران را از یادم می برد 

گنجشک ها 
سکوت خیابان را می شکنند  
و صدایشان
خبر خوبی ست که زندگی ادامه دارد  
گوش هایم را 
تیز می کنم تا دل از سکوت ببُرم
 
به دل کوچه میزنم 
آسمان آبی است 
شنوایی آبی است 
صدا آبی است 
که در من جاری می شود 
و مرا در جریان زندگی می گذارد 

کاش اردیبهش زودتر می آمد

سمعکم خراب می شود 
خوشحالم 
که صدای جنگ را نمی شنوم

بیچاره « با شنوایان »
گوش می‌دهند به اخبار و 
دل می دهند به جنگ و  
ترس می شنوند

از دل آوار 
می شود عمق از دست دادن را فهمید   
و در هوای مه آلود گم شدن را دید 
هیچ پایانی در تاریخ نیست 
که ما از اندوه هیچ درسی نمی گیریم

ویرانی ، برادر جنگ است !
که دست از سر خانه ها بر نمی‌دارد 
گوش هایم را می گیرم 
تا ناله کوچه های سوخته را نشنوم 
چشم هایم را می بندم 
تا خیابان سوت و کور را نبینم

با سمعک درست
صدای بمب ها دو برابر خواهد شد ! 


نیکو گوهری  خاموش
https://www.razavi.news/vdcjohevauqe8iz.fsfu.html
razavi.news/vdcjohevauqe8iz.fsfu.html
کد مطلب ۱۲۹۵۸۷
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما