۰
تاریخ انتشار
يکشنبه ۹ شهريور ۱۳۹۹ ساعت ۰۰:۰۰
یادداشت؛

حسین(ع)، خورشید نامیرای عشق

حسین(ع)، خورشید نامیرای عشق
خبرگزاری رضوی- سعید نوریان؛ خورشید نامیرای کربلا، کرامت بی کران و آرامش دل های طوفانی و وارث آدم و خدایی ترین خون خداست که کتاب بی نظیر حماسه سرخش هماره ی تاریخ خواندنی و ستودنی است. حسین (ع) خورشید عاشورای روشن تاریخ است که هفتاد و دو ستاره، منظومه کربلای او را عاشقانه سروده اند.حسین علیه السلام؛  نزدیکترین نام به خداست که با آمدنش چراغ شهادت را برای همیشه تاریخ، روشن و کلمات سرخ عاشورا را برپیشانی تاریخ حک و ماندگار کرد.حسین علیه السلام؛ آفریدگار حماسه و شور، پاسدار حریم روشنایی و نور، مهر کیش ستم کش و شکوفه گل علوی و فاطمی است. حسین علیه السلام  غزل خوان سرود شهادت و شاعر منظومه سرخ کربلا، روح نامیرای عشق در کالبد زمان و تبلور عاشقانه ترین احساس در نبض هستی است. حسین علیه السلام؛ مثل رویایی شیرین، در خواب گل هاست که عطر نام پرشکوهش، مشام گلبوته ها را نوازش می دهد. حسین علیه السلام؛ طراوت شگفتی است که اندوه مهربانی را در خراب آباد خاک پراکنده می کند و نسیم سرخوش کویش، تبسم فروش شهر شهر شادی هاست. حسین علیه السلام؛ به عنوان ماناترین حادثه تاریخ ، بوته های غیرت ما را به باران قیام خویش بارورکرد و سروهای قیام عزت و افتخار را در جنگل جانمان رویاند. حسین علیه السلام؛ کرامت باروری است که در چکاچک تیغ های به ستوه آمده، نستوهی ایمان و عشق را شهادت داد و با تشنه کامش اش، ایثار و وفا را آبرو بخشید. حسین علیه السلام؛ میلادی در شهادت و شهادتی در میلاد است. حسین میلاد سرخ شهادت است و میلادش ولادت حریت و شجاعت، زادروز اخلاص و ایثار و سرآغاز حماسه و عرفان است.
حسین(ع)؛ زیبا شناگردریای خون و رهپوی وادی عشق است که در قربانگاه خود و در آخرین لحظات نیز، سرود توحید و رضا را به زیبایی تمام خواند و شهادت را حضور جاوید در تاریخ عنوان کرد و فرهنگ عاشورایی و فرهنگ «هیهات من الذله»را در رگ رگ غیرتمندان جاری ساخت. حسین علیه السلام، غیرت آفرین است و غیرت وعشق، عاشقی غیرتمند و دلیر می خواهد و هیچ عاشق غیرتمندی چون حسین(ع)، کربلا نمی آفریند.و حسین(ع) در محرم سال 61 هجری به کربلا آمد تا عشق را معنی دیگری بخشد. ذوالجناحش که ایستاد و قدم از قدم بر نداشت، دانست که غاضریه، نینوا و شاطی الفرات برای حسین(ع)، کربلاست. دشتی به فراخی تاریخ و حرای عزت و آزادگی. کربلا، ابتدا و انتهای زمین است. زمینی که بوی غم و اندوه می دهد. بوی هفتاد و دو شعله خاموش، بوی رد پای اسبی که بی سوار برگشت. کربلا یعنی عطش سیراب شدن از لحظات آسمانی جهاد و چرخیدن در دل میدان و تبخیر شدن و پیوست به بی کرانه آبی آسمان. و حسین(ع) آمد با گلویی درخشان از نوری که سال ها بعد، حکایت ها خواهد گفت از عشق و عطش و مرگی سرخ. دشتی که در آن، حسین مرگ سرخ را با دستان سرخ می پذیرد. دست هایی که هرگز دستان پلیدان تنگ نظر را به رسم بیعت نفشرد.
حسین علیه السلام؛ اعطای عطیه بزرگ سرمدی، تداوم رسالت پربار محمدی، طنین گامهای بلند علوی و زیبا گل سرخ باغستان سبز توحیدی است.
و حسین(ع) چه عاشقانه و عارفانه، عاشورا را مشرق الهام خواند و عروج انسان در حضور خدا. عاشورا، زنجیر به هم پیوسته است از هفتادو دو  نگاه زلال، راه پر جلوه ای در شاهراه شهادت و خط سرخی در امتداد خط انبیاست. عاشورا جاودانه است، همیشه جوشان است و هرسال، بیرق سرخ عاشورا در میان موج های خروشان و عصیانگر فرات، قامت افراشته و چون خورشید خونین، شروع به نور افشانی می کند. عاشورا، آوای مظلومانه شش ماه ای است که بر حلق تشنه اش، آبی از جنس باران بارید. عاشورا، طواف عشق در کعبه شهادت و لبیک عطشناک آفتاب است در احرام مبارزه  که هنوز هم، گلگونه خون حسین، عاشورا به عاشورا از پشت ابرها کبود می چکد.  
هزار مرتبه گر سر برند از بدنم
خدا نیاورد آن دم کـه از تـو دل بکنم
بـه نوک نیزه مجسم کنم جمالت را
بـه چوب محمل زینب جبین دل شکنم
تمام عمر سخن از تـو گفته ام چـه شود؟
کـه وقت مرگ بود نامت آخرین سخنم
گریستم بـه تـو، یک عمر و از تـو می‌خواهم
در آخرین نفسم باز بر تـو گریه کنم
در آشیانه تن با تـو بوده ام مانوس
مباد بی تـو از این آشیانهِ پر بزنم
سری کـه خاک تـو نبود بـه دورش اندازم
دلی کـه بر تـو نسوزد در آتشش فکنم
بـه خاک کربلا سجدهِ کرده ام عمری
کـه بوی تربت پاک تـو خیزد از کفنم
کریم تر ز کریمان روزگار تویی
گناه کارتر از هر گناهکار منم
بـه چشم مـن نگهی کن کـه وقت جان دادن
تـو را نگه کنم و جان برآید از بدنم
ز سرشکستگی میثم از گنه فریاد
مگر بـه سنگ شـما خانواده سر شکنم
السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
کد مطلب ۶۰۲۲۱
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما