نگاهی تحلیلی به چهاردهمین جشنواره عکس رضوی؛ از رکورد شکنی در تعداد آثار در دل جنگ تا ضرورت بلوغ روایی
عارف فتحی اکبریپور؛ عکاس
هشت ماهِ گذشته برای ایرانِ ما، روزهایی پرالتهاب، تلخ و آمیخته با بحران بود. در زمانهای که سایهی سنگین جنگ و اخبار تلخ بر روانِ جامعه و اتمسفرِ فرهنگ و هنر سایه انداخته بود، شاید کمتر کسی تصور میکرد یک رویداد هنری بتواند قد علم کند.
اما شورای عکاسی انجمن هنرهای تجسمی البرز، در همین روزهای سخت، غیرممکن را ممکن کرد. ثبت بیش از ۴۷۰۰ اثر در دبیرخانهی دوسالانه، نه تنها یک رکوردشکنی کمنظیر در تاریخ این جشنواره بود، بلکه نشان داد که مدیریتِ دلسوزانه و کارِ تیمی در دلِ بحرانها، میتواند جریانساز باشد.
البرز از آزمونِ میزبانی جشنواره عکس رضوی و کمیت، سربلند بیرون آمد؛ اما اگر بخواهیم از منظر نشانهشناسی و نقدِ فرمال به خروجیِ آثار نگاه کنیم، دوسالانه چهاردهم حاوی پیامها و البته زنگخطرهای مهمی برای جامعهی عکاسی ماست.
نقطه اوج جشنواره: شگفتیِ موبایلها و سندیتِ درخشانِ بخش ویژه
اتفاقِ خجسته و درخشانِ این دوره، در دو بخش «عکاسی با تلفن همراه» و «بخش ویژه (تشییع رهبر شهید)» رقم خورد.
در بخش موبایلی، ما شاهد یک پوستاندازی جدی بودیم. عکاسان نشان دادند که بالاخره توانستهاند از سدِ «تجهیزاتگرایی» عبور کنند. کادرها جسورانه بود، سرعت عمل در ثبتِ لحظههای قطعی (Decisive Moment) به شدت بالا رفته بود و صمیمیتِ بیواسطهای در قابها موج میزد که در دوربینهای حرفهای کمتر یافت میشود. این بخش ثابت کرد که نگاهِ مؤلف، بسیار فراتر از مگاپیکسلِ سنسورهاست.
اندوه یک ملت در قاب عکاسان
همچنین در بخش ویژه «تشییع رهبر شهید»، با تصاویری روبرو بودیم که فراتر از یک ثبتِ خبریِ ساده، دارای ارزشهای عمیقِ مستندنگاریِ اجتماعی بودند. عکاسان توانسته بودند اندوهِ جمعی، همبستگی و اتمسفرِ سنگینِ آن روزهای تاریخی را با ترکیببندیهای چشمنواز و نوری که در خدمتِ سوگ بود، به اسنادی ماندگار تبدیل کنند.
زنگ خطر: نزول در بخشهای کلاسیک و فقرِ روایت در مجموعهها
اما رویِ دیگرِ سکهی این دوسالانه، افتِ کیفیِ در بخشهای کلاسیک، یعنی «تکعکس حرفهای» و «مجموعه عکس» نسبت به دوره های گذشته بود.
در بخش تکعکس حرفهای، شاهدِ تکرارِ مکررات بودیم. بسیاری از فریمها، بازتولیدِ همان کلیشههای رایجِ بصری در عکاسی آیینی بودند. فقدانِ زاویهدیدهای نو، اتکای بیش از حد به تکنیکهای نرمافزاری و غفلت از کشفِ لایههای پنهانِ سوژه، باعث شد تا تکعکسهای این دوره، آن بُرندگی و تأثیرگذاریِ دورههای پیشین را نداشته باشند.
زنگ خطر دیگر در بخش، «مجموعه عکس» به صدا درآمد. تولید یک مجموعهی موفق، نیازمندِ پژوهش، روایت قوی، و یک پیوستارِ معنایی و بصری است. آنچه در غالبِ مجموعههای این دوره دیدیم، صرفاً «چند عکسِ خوب که کنار هم چیده شدهاند» بود، نه یک «روایتِ منسجم».
فقدانِ داستانگویی (Storytelling)، نبودِ تنوع در نماها (عدم استفادهی درست از نماهای باز، متوسط و بسته برای پیشبرد روایت)، و گسستِ فرمی میانِ فریمهای یک مجموعه، نشان میدهد که عکاسانِ ما در بخشِ عکاسیِ پروژهمحور و بلندمدت، دچارِ ضعفِ تئوریک و شتابزدگی هستند.
شکستنِ رکوردِ مشارکت در دلِ شرایطِ جنگیِ کشور
چهاردهمین دوسالانه عکس رضوی، از حیثِ اجرا، انسجامِ تیمیِ شورای عکاسی البرز و شکستنِ رکوردِ مشارکت در دلِ شرایطِ جنگیِ کشور، یک «شاهکارِ مدیریتی» بود. اما خروجیِ آثار، یک پیامِ روشن برای ما داشت: عکاسیِ مستند و آیینیِ ما نیازمندِ تزریقِ اندیشه، مطالعه و دوری از کلیشههاست. امید که در دورهی پانزدهم، در کنارِ قدرتِ اجرایی، شاهدِ بلوغِ روایی و فرمیکِ آثار، بهویژه در بخشِ حیاتیِ «مجموعه عکس» باشیم.
اما شورای عکاسی انجمن هنرهای تجسمی البرز، در همین روزهای سخت، غیرممکن را ممکن کرد. ثبت بیش از ۴۷۰۰ اثر در دبیرخانهی دوسالانه، نه تنها یک رکوردشکنی کمنظیر در تاریخ این جشنواره بود، بلکه نشان داد که مدیریتِ دلسوزانه و کارِ تیمی در دلِ بحرانها، میتواند جریانساز باشد.
البرز از آزمونِ میزبانی جشنواره عکس رضوی و کمیت، سربلند بیرون آمد؛ اما اگر بخواهیم از منظر نشانهشناسی و نقدِ فرمال به خروجیِ آثار نگاه کنیم، دوسالانه چهاردهم حاوی پیامها و البته زنگخطرهای مهمی برای جامعهی عکاسی ماست.
نقطه اوج جشنواره: شگفتیِ موبایلها و سندیتِ درخشانِ بخش ویژه
اتفاقِ خجسته و درخشانِ این دوره، در دو بخش «عکاسی با تلفن همراه» و «بخش ویژه (تشییع رهبر شهید)» رقم خورد.
در بخش موبایلی، ما شاهد یک پوستاندازی جدی بودیم. عکاسان نشان دادند که بالاخره توانستهاند از سدِ «تجهیزاتگرایی» عبور کنند. کادرها جسورانه بود، سرعت عمل در ثبتِ لحظههای قطعی (Decisive Moment) به شدت بالا رفته بود و صمیمیتِ بیواسطهای در قابها موج میزد که در دوربینهای حرفهای کمتر یافت میشود. این بخش ثابت کرد که نگاهِ مؤلف، بسیار فراتر از مگاپیکسلِ سنسورهاست.
اندوه یک ملت در قاب عکاسان
همچنین در بخش ویژه «تشییع رهبر شهید»، با تصاویری روبرو بودیم که فراتر از یک ثبتِ خبریِ ساده، دارای ارزشهای عمیقِ مستندنگاریِ اجتماعی بودند. عکاسان توانسته بودند اندوهِ جمعی، همبستگی و اتمسفرِ سنگینِ آن روزهای تاریخی را با ترکیببندیهای چشمنواز و نوری که در خدمتِ سوگ بود، به اسنادی ماندگار تبدیل کنند.
زنگ خطر: نزول در بخشهای کلاسیک و فقرِ روایت در مجموعهها
اما رویِ دیگرِ سکهی این دوسالانه، افتِ کیفیِ در بخشهای کلاسیک، یعنی «تکعکس حرفهای» و «مجموعه عکس» نسبت به دوره های گذشته بود.
در بخش تکعکس حرفهای، شاهدِ تکرارِ مکررات بودیم. بسیاری از فریمها، بازتولیدِ همان کلیشههای رایجِ بصری در عکاسی آیینی بودند. فقدانِ زاویهدیدهای نو، اتکای بیش از حد به تکنیکهای نرمافزاری و غفلت از کشفِ لایههای پنهانِ سوژه، باعث شد تا تکعکسهای این دوره، آن بُرندگی و تأثیرگذاریِ دورههای پیشین را نداشته باشند.
زنگ خطر دیگر در بخش، «مجموعه عکس» به صدا درآمد. تولید یک مجموعهی موفق، نیازمندِ پژوهش، روایت قوی، و یک پیوستارِ معنایی و بصری است. آنچه در غالبِ مجموعههای این دوره دیدیم، صرفاً «چند عکسِ خوب که کنار هم چیده شدهاند» بود، نه یک «روایتِ منسجم».
فقدانِ داستانگویی (Storytelling)، نبودِ تنوع در نماها (عدم استفادهی درست از نماهای باز، متوسط و بسته برای پیشبرد روایت)، و گسستِ فرمی میانِ فریمهای یک مجموعه، نشان میدهد که عکاسانِ ما در بخشِ عکاسیِ پروژهمحور و بلندمدت، دچارِ ضعفِ تئوریک و شتابزدگی هستند.
شکستنِ رکوردِ مشارکت در دلِ شرایطِ جنگیِ کشور
چهاردهمین دوسالانه عکس رضوی، از حیثِ اجرا، انسجامِ تیمیِ شورای عکاسی البرز و شکستنِ رکوردِ مشارکت در دلِ شرایطِ جنگیِ کشور، یک «شاهکارِ مدیریتی» بود. اما خروجیِ آثار، یک پیامِ روشن برای ما داشت: عکاسیِ مستند و آیینیِ ما نیازمندِ تزریقِ اندیشه، مطالعه و دوری از کلیشههاست. امید که در دورهی پانزدهم، در کنارِ قدرتِ اجرایی، شاهدِ بلوغِ روایی و فرمیکِ آثار، بهویژه در بخشِ حیاتیِ «مجموعه عکس» باشیم.




















