یادداشت؛
از آتش به آفتاب پناه آورده ایم!
پایگاه خبری رضوی. غلامرضا بنی اسدی. ما امام رضا را داریم، علیه الصلوات والسلام. هرجا کم بیاوریم، بی هیچ آداب و ترتیبی، سراسیمه به حضورش می رویم، آسیمه سر زبان می گشاییم، دل مان را خالی می کنیم و با دست پر برمی گردیم. حتی یک بار نشده است که آقا به دست های همیشه خالی مان اشاره کند که با« هیچ» می آیید و« همه چیز» می خواهید. نه، عادت او کرم است و ما هم عادت کرده ایم به کرامت حضرت او. حالا و در این روزها که می رویم بی آن که حرفی بزنیم از حال مان می خواند خطوط کتاب شده ناخوشی را. رویمان نمی شود شرح درد کنیم. سرطان و وبا و کرونا نیست که بکوئیم ویروس و توده و .... ما را به این روز انداخته اند. حرف خشونت و اغتشاش است که فرصت ها را سوزانده و جان ها را به آتش کشیده و خاطره ها را به تیغ خطر سر بریده است. خشونتِ آدمیانی که به فقر آدمیت دچار شده اند تا حساب برخورداری شان را شیطان با خشم و غضب پر کند. این روز ها ما داغدار فرزندان مشهدیم سوگوار فرزندان وطنیم. همه شهیدانی که به میدان آمدند تا ثابت کنند این خاک هرگز از زادن پهلوانان و قهرمانان سترون نمی شود. هیچگاه این سرزمین از رویاندن لاله باز نمی ایستد حتی اگر خشکسالی زمین را به نشست بکشاند. ما حتی داغدار بچه های هیجان زده ای هستیم که طرف نادرست ماجرا ایستادند. درست در برابر شهیدان. به هر حال بچه های ما بودند و سوگوارشان هستیم. افسوس می خوریم برای خط های تربیتی که ناخوانده ماند. برای کلماتی که در جان شان شکوفا نشد تا بیگانه نتواند در نهاد جان شان یک جهان ناآرامی به راه اندازد. ما سوگوار مساجد سوخته ایم. غمدار قرآن های ورق، ورق شده. امام رضا علیه السلام بهتر از ما می داند و ناگفته های مان را می شنود و نانوشته های مان را می خواند." تسمع کلامی و ترد سلامی" برای زمانی است که زبان را تاب گفتن و توان سلام باشد. امروز که سلامتی مان زخم برداشته است، کلمات ادانشده را هم بی آن که نیاز به قضا باشد، جواب می فرمایند. جوابی که حال مان را خوش کند. جهان مان را به عطری بنوازد که بوی دود و آتش را بتاراند. دوباره اتوبوس های از آتش گذشته عطر صلوات بگیرد. دوباره خط هایی که مردم را به حرم می رسانند پُر مسافرتر باشد. حتی همان هایی را که سنگ زدند را هم به حرم ببرد. همان ها که شیشه ها را شکستند با دلی شکسته به محضر طبیبانه حضرت رضا ببرد. شهر ما، کشور ما، جهان ما این گونه زیبا می شود که همه از نیمه راه خطا برگردیم. خط خود را از بیگانه جدا کنیم و بعد از این چندبرابر کار کنیم تا کارهای از پیش بر زمین مانده هم به سرانجامی نیکو برسد. ما امروز بیش از همیشه به آموختن گذشت در محضر امام نیازمندیم. گذشت است که گذشته های تلخ را چون ورقی سیاه از دفتر روزگار ما جدا می کند. با گذشت است که می توان به فردا رفت. فردایی که همه چیز از نو شروع می شود. برای این هم باید از امام رضا علیه السلام، شنید که خیر فراوان خود در حق دیگران را کم شماریم و خیر اندک دیگران را بسیار. بدی اندک خویش را فراوان در نظر آوریم و بدی فراوان دیگران را اندک شماریم. برای هم خیر بخواهیم تا خیرات، همه سفره ها را بیاراید. "احدی را ننگریم مگر این که بگوئیم او از ما بهتر و با تقواتر است." این می تواند راه را برای مصالحه باز کند. باری ما امام رضا را داریم، علیه الصلوات والسلام. سلامتی ملک و ملت در گرو تاسی عملی به حضرت و مونانه رفتار کردن است....




















