۰
تاریخ انتشار
دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱۱:۵۶
یادداشت؛

گریه بسان یک رسانه تاریخی عاشورا

گریه بسان یک رسانه تاریخی عاشورا
خبرگزاری رضوی- غلامرضا بنی اسدی؛ محرم و عاشورا و حسین و کربلا و شهادت و... همه زندگی ما را باید در بر بگیرد. این "باید" در ملک و ملکوت جاری است. چنین است که چون این تورق تقویم به این روز ها می رسد، خشکسالی زده ترین چشم ها هم به ترسالی می رسند. سخت ترین دل ها هم هزار ترک برمی دارند. این یعنی قصه چیز دیگری است. این "دیگر بودن" را باید بدان توجه داشت. هرکنش ما باید فریادی باشد برای بیان حرف مان. هر رفتار ما باید به تولید پیام بینجامد. در سپهر این نگاه است که می گوئیم، گریه برای ما فقط یک کنش عاطفی و هیجانی احساسی نیست. گریه یک جریان رسانه ای است. یک رسانه جهانی که بدون نیاز به مترجم، پیام خود را به همه چشم های بینا و وجدان های بیدار می رساند. گریه یک راهبرد تبلیغی است، نه یک رفتار موقت. قرار نیست اشکی بباریم و سبک شویم و تمام. نه، این یک آغاز است. آغاز یک فرایند معرفتی که باید تا رسیدن به نتیجه دنبال شود. هم برای خود سازی و هم برای پیراستن گستره حیات از باطلی که نمادش یزید بود و هست. برای تقویت جبهه حق در تقابل با باطلی که خط یزید را استمرار می بخشد در پهنه جهان. باید هم چنین باشد. مگر نه اینکه در جهان کوچک تر که عالم طبیعت باشد، می بینیم که صاعقه به ابر می نشیند تا به باران آورد ابر را؟ این باران هم در جان زمین جاری می شود، سیل راه می اندازد و دریا می سازد و به اقیانوس تبدیل می کند. بهار هم که از راه برسد، از دل زمین چشمه می روید و آب می جوشد و سبزه سر برمی آورد. مهم هم به بار نشستن و حیات بخشیدن است، والا اگر صاعقه به ابر ننشیند، اگر ابر نبارد، اگر باران سامان نیابد که به نتیجه نمی رسیم. حکایت گریه هم برای ما چنین است و باید تا اوج معرفت حسینی، ما را با خود همراه ببرد.
گریه و احساس و تباکی، خود آغازی است که حتما باید اتفاق افتد اگر اتفاق نیفتد، راهی آغاز نخواهد شد ما را به سرانجامی نخواهد بود. اینکه مولای ما امام رضا(ع) می فرمایند: اى پسر شبیب! اگر بر حسین(ع) آن قدر گریه کنى که اشک هایت بر چهره ات جارى شود، خداوند همه گناهانت را که مرتکب شده اى مى آمرزد، کوچک باشد یا بزرگ، کم باشد یا زیاد، یعنی انسان از رهگذار اشک به طهارت و پاکیزه جانی می رسد و در مسیر متعالی بندگی قرار می گیرد. همان صراط مستقیمی که سیدالشهدا(ع) «اباعبدا...» آن است؛ پدر بندگی خدا. بندگی کنیم تا فرزند معنوی حسین(ع) باشیم.
احساس را به معرفت ارتقا دهیم تا در سپهر نگاه رضوی تعریف شویم که محرم را عرصه تبیین حق و نقاب کشیدن از روی باطل می دانستند به این بیان که:"ای پسر شبیب! همانا محرم ماهی است که مردم زمان جاهلیت در این ماه، ظلم و کشتن افراد را به خاطر حفظ حرمت این ماه، حرام می دانستند اما این امت، حرمت این ماه و حرمت پیامبرش را نشناختند و در این ماه، ذریه و فرزندان ایشان را کشتند و زنانش را اسیر و اموالش را غارت کردند. خداوند آن ها را هرگز نیامرزد." به احساس احترام بگذاریم. گریه را، سیاه پوشی را، سینه زنی را، موکب ها را، به ظرفیت های رسانه ای تبدیل کنیم برای نشر پیام کربلا. نسبت خود را به امام زمان مان چنان تعریف کنیم که حبیب و زهیر و مسلم تعریف کردند. اگر تا هماکنون هم در مسیر دیگر هستیم، به حر نگاه کنیم و برگردیم. آغوش سید الشهدا(ع) تا همیشه گشوده است و صدای حق از حنجره زخمی اش در کوچه های تاریخ بلند است به هل من ناصر ینصرنی؟ خود را برای لبیک آماده کنیم؛ لبیک یا حسین!
کد مطلب ۹۵۸۱۶
برچسب ها
یادداشت
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما