۰
تاریخ انتشار
شنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۰ ساعت ۱۰:۱۵
خبرگزاری رضوی به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی گزارش می دهد؛

عظمت زبان فارسی و نفوذ فردوسی

عظمت زبان فارسی و نفوذ فردوسی
خبرگزاری رضوی- زهرا رفعتی؛ در میان شعرا و ادبا معدودند آنها که تاثیری به مراتب عمیق در فرهنگ، اصالت و تمدن این مرز و بوم گذاشته اند و با اینکه تاریخ زیست شان به قرن ها قبل بازمی گردد اما نبوغ و هنر و استعداد ذاتی شان در کنار پشتکار و رنج دوران، در اذهان این نسل که بدون تعارف با فضایی سطحی به نام مجازی که پشتش گاها بی خردی و زندگی های پوشالی است، باقی مانده است. و قسمت جالب و حیرت انگیز ماجرا همین که پیوند نسلی که با ادبیات و شعر روزگار می گذراندند با نسلی که در، های و هوی فرهنگ وارداتی هستند و سوادی مهاجرت به کشور آرزوهای خود و ترک مام وطن دارند کاری سخت و نشدنی است اما در قرن چهارم هجری قمری مردی از سرزمین توس دیده به جهان می گشاید و چنان می گوید و می سراید که حالا بعد از قرن ها، شاه بیت اشعارش، نام آوری و تاثیری که بر زبان فارسی گذاشت و زندگی پرفراز و نشیبش بر سر زبان همان جوانک هایی است که از روزگاری که در آن زیست می کنند گله و شکایت دارند اما نام ابوالقاسم فردوسی که به میان می آید " بسی رنج بردم در این سال سی، چو ایران نباشد تن من مباد، بیا تا جهان را به بد نسپریم" سر می دهند و ضمیمه اش هم بادی به غبغب می اندارند که ما وام دار کسی هستیم که با شاهنامه اش و حماسه سرایی هایش، زبان فارسی را توسعه داد و قوام بخشید و نام ایران را در جهان بر سر زبان ها انداخت که هنوز که هنوز است با مفهوم و معنی اشعارش درس ها می دهند. تاثیرگذاری فردوسی به اندازه ای زیاد است که در تقویم کشورمان خانه ۲۵ اردیبهشت سبز شده به نام "بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی".
این بزرگترین حماسه سرای ایران در سال ۳۲۹ هجری قمری مصادف با ۳۱۹ خورشیدی در روستای پاژ از توابع شهرستان توس به دنیا آمد و آغاز زندگی او هم‌زمان با گونه‌ای جنبش نو در میان ایرانیان بود که از سدهٔ سوم هجری شروع‌شده و دنباله و اوج آن به سدهٔ چهارم رسید و در طی آن تعداد چشمگیری از سرایندگان و نویسندگان پدید آمدند و باعث پایداری زبان پارسی دری شدند.
در این گزارش سعی نداریم به ارائه زندگی نامه فردوسی و شاهنامه بپردازیم که گفتنش تکرار مکررات است و خبرگزاری رضوی بارها به این موضوع پرداخته است، فقط اشاره ای به سخن فردوسی در خصوص مرگ پسر جوانش می کنیم و در ادامه هم چند تفسیر از بزرگان وادی شعر و ادبیات در مورد نفوذ و جایگاه بزرگ این شاعر می آوریم.

فردوسی و درد مرگ فرزند
همانطور که پیش تر گفتیم فردوسی درد مرگ فرزند کشید و در این باره توصیف زیبایی را آورده است: اکنون که سن من از 65 سالگی گذشته است، درست و پسندیده نیست که در اندیشه ی گردآوری مال و گنج(ثروت) در جهان باشم. اکنون بهتر است از تجربه ی خود در زندگی بهره بگیرم و در اندیشه ی مرگ فرزند خود باشم. نوبت مرگ من بود ولی آن جوان از جهان برفت و از درد جدایی و مرگش، تن من همچون تنی بی روان است. باید بشتابم و خود را به او برسانم و کمی او را سرزنش کنم که ای فرزند ناکامم، نوبت مرگ من بود، تو چرا رفتی و آرام و فرار من را با خود بردی؟ ز بدیها و مشکلات تو مرا در جهان یار و یاور بودی چرا از پدر پیر خود جدا شدی؟ مگر همراهان جوانی یافته بودی که از پیش پدر پیرت رفتی؟ فرزند ناکامم هنگامی که 37 سال داشت از جهان برفت. فرزندم همواره با من درشت بود و بیکباره برای همیشه از پیش من برفت. او رفت و با مرگش رنج و غمش را برای من بجای گذارد و دل و دیده ی مرا در خون در نشاند. او رفت و به روشنایی رسید و بی گمان برای پدر نیز جایگاهی را بر می گزیند. روزگار درازی گذشت و از آن همرهان فرزندم هیچ کس بازنگشت و من از چشم انتظاری آشفته و درمانده شده ام. او سی سال داشت و من شست و پنج سال، چرا از من پرسشی نکرد و مرا تنها گذارد و از جهان برفت؟ فرزندم، یزدان پاک روانت را شاد کند. از خداوند روزی دهنده می خواهم که گناهان مرا نیز ببخشد و جایگاهم را روشن سازد. 

فردوسى، خداى سخن است
فردوسى از اول با نام خدا شروع مى‏ كند - «به نام خداوند جان و خرد / كزين برتر انديشه بر نگذرد» - تا آخر هم همين‏طور است؛ فردوسى را با اين چشم نگاه كنيد. فردوسى، خداى سخن است؛ او زبان مستحكم و استوارى دارد و واقعاً پدر زبان فارسى امروز است؛ او دلباخته و مجذوب مفاهيم حكمت اسلامى بود؛ شاهنامه را با اين ديد نگاه كنيد.
حقيقت قضيه اين است كه فردوسى يك حكيم است؛ تعارف كه نكرديم به فردوسى، حكيم گفتيم. الان چند صد سال است كه دارند به فردوسى، حكيم مى‏گويند. حكمت فردوسى چيست؟ حكمت الهىِ اسلامى

عظمت فردوسی در کلام صدرالمتألهین شیرازی
شما اگر مي بينيد  آثار ادبي فردوسي «رضوان الله تعالي عليه» را، اين نه براي رستم و اسفندياراست، آن معقول را محسوس کرده و بعد رستم و اسفنديار در کنار آن وجود پيدا کرده است. وقتي شما مي بينيد که صدرالمتألهين شيرازي نام فردوسي را در کتاب خود به عظمت مي برد و مي گويد جاي فردوسي در بهشت بود، براي همين است. از او سوؤال کردند که براي چه اين نام را به شما داده اند؟ [گفت که] به برکت اين شعر:«خداوند دانــا و هستــــي تويــي ندانم چه اي، هرچه هستي تويی»

نظامی عروضی سمرقندی، چهارمقاله تاریخ تالیف حدود۵۵۰ ه ق
استاد ابوالقاسم فردوسی ازدهاقین طوس بودازدیهی که آ« دیه راباژ خوانند…فردوسی درآن دیه شوکتی تمام داشت… وشاهنامه به نظم همی کرد وبیست وپنج سال درآن کتاب رنج برد والحق هیچ باقی نگذاشت،وسخن را به آسمان علیین برد،ودر عذوبت به ماء معین رساندوکدام طبع راقدرت آن باشد که سخن رابه دین درجه رساند،که اورسانیده است درنامه ای که زال همی نویسد به سام نریمان درآن وقت که بارودابه دخترشاه کابل پیوستگی خواست کرد….من درعجم سخنی بدین فصاحت نمی بینم ودربسیاری ازسخن عرب هم.

علی دشتی-مقاله فردوسی یا حافظ-کتاب سایه
فردوسی باسرودن شاهنامه،مجدوافتخارات فراموش شده رایه خاطرفرزندان این مرزوبوم آورد وتاریخ پراز غرور ملی ری زنده نمود،افسانه های تاریخی ایران را ازفراموشی وامحاء حفظ کرد وهمان طورکه خوداو می گوید ازنظم کاخ بلندی پی افکند که دست تطاول ایام را خراب کردن آن کوتاه است.
اگر ایلیاد وادیسه از شاهکارهای ادبیات دنیابه شمارمی رود وهومربزرگ ترین شعرای دنیاست،چراما فرودسی را نظیراو وشاهنامه را جزء کتاب خالد ادبی ندانیم؟

پروفسور کاول
«اوگوست امپراتور روم، گفته است من شهر روم را با آجر به دست آوردم و با مرمر آن را به جا گذاردم. فردوسی کشورش را فاقد ادبیات دید و در مقابل منظومه‌ای از خود باقی گذاشت که همهٔ شاعران پس از او، فقط توانستند از او تقلید کنند. اما هیچ‌کدام نتوانستند بر او برتری یابند و آن در واقع حتی با سبک‌های مختص به آن شاعران، می‌تواند برابری نماید و می‌توان گفت که تنها کتابی در آسیا است که همانند اشعار رزمی هومر در اروپا است … ابیات کتاب در ترکیب و ساخت، به نهایت درجه خوش‌آهنگ است و هرگز با تعبیرات نامطبوع و اصطلاحات نامأنوس آمیخته نیست و کلمات شدیداللحن در آن راه ندارد؛ و آن از آغاز تا پایان مانند صدای امواج یک رود روان ملایم، فوق‌العاده دلچسب و خوش‌آهنگ و با هماهنگی دلپذیری جریان دارد و هر یک از ابیات نظیر صدای دلنواز جریان آب به به حس شنوایی، لذت تازه‌ای می‌بخشد؛ و گویی ما در کرانه‌ای ایستاده و با دید حیرت به جهانی از احساس و اندیشه و عمل می‌نگریم که خود آن جهان برای همیشه از میان رفته و در زیر خاک خوابیده است، اما کاخ‌ها و قهرمانان آن مانند دریاچهٔ سحرآمیز الف‌لیله در زیر به طور مبهم به نظر می‌رسند.»

ملک الشعرا بهار-فردوسی نامه بهار
فردوسی استخوان بازوی ایرانیان را قوی ساخت وقلب مردم پارسی زبان را فراخ وسینه های آنان را پهن ودرره مردی ومردانگی ورشادت وغیرت استواروثابت ساخت.فردوسی ایرانیان رایه نشئۀ هوس وآرزوی فناناپذیری که تجدیدعظمت کیان وساسانیان باشد،درانداخت واین نشئه تاروزمرگ دردماغ هر ایرانی پاک وغیورباقی وبرقرار خواهدماند.
شاهنامه وشعرشاهنامه علاوه برلطافت ونازک کاریهایی که شاید مردم غالباً بدون تعطیل ومطالعه زیاد ملتفت آن نشوند،عظمت دارد.شاهنامه قصرداریوش درتخت جمشیداست که هنوز سرپاباشد،شاهنامه برج ایفل است،شاهنامه باداشتن تمام ظرافت ولطافت ونقش ونگارگنبد شیخ لطف الله،عظمت هرمان راهم دارد.

فردوسی در کلام برتلس
برتلس، خاورشناس بزرگ روس، در مراسم هزاره فردوسی در کشورمان شرکت، و در آن جا سخنرانی کرد و از عظمت و بزرگی فردوسی و شاهنامه او سخن گفت. او سخنان خود را با این عبارت به پایان رسانید: «مادام که در جهان مفهوم ایرانی وجود خواهد داشت، نام پرافتخار شاعر بزرگ هم که تمام عشق سوزان قلب خود را به وطن خویش وقف کرده بود، جاوید خواهد ماند. فردوسی، شاهنامه را با خون دل نوشت، و به این قیمت، خریدار محبت و احترام ملت ایران به خود گردید».
کد مطلب ۷۱۵۸۲
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما