۰
تاریخ انتشار
يکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۴۱
گفتگوی خبرگزاری رضوی با یکی از نیروهای ویژه عملیات خیبر؛

به عشق وطن از هیچ خمپاره و گلوله ای نمی ترسیدیم

به عشق وطن از هیچ خمپاره و گلوله ای نمی ترسیدیم
خبرگزاری رضوی_ ملیحه رفیع طلب؛ امروز مصادف است با سالروز عملیات خیبر، عملیات تهاجمی نظامی نیروهای مسلح ایران در خلال جنگ ایران و عراق، که توسط سپاه پاسداران و نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی و پشتیبانی هوانیروز ارتش و نیروی هوایی ارتش، اجرا گردید.
این‌عملیات ۲۰ روز به طول انجامید و در نهایت در ۲۲ اسفندماه ۱۳۶۲ با اشغال جزیره مجنون توسط نیروهای ایرانی و با بجا گذاشتن ۱۵ هزار نفر کشته و زخمی از نیروهای عراقی و ۳۰ هزار شهید و جانباز از نیروهای ایرانی، به‌پایان رسید.
به مناسبت سالروز این‌روز خونین و تاثیرگذار در تقویم کشورمان به سراغ مصطفی صداقت که جزء نیروهای ویژه عملیات خیبر بود رفتیم تا برایمان برشی از خاطرات آن روزهای سخت فراموش نشدنی را بازگو کند. آنچه در ادامه می خوانید از زبان این رزمنده و مدافع سربلند کشورمان است:

عملیاتی سخت اما اداره ای فولادی
همانطور که‌ مشخص است عملیات خیبر موقعیت خاص خود را داشت به خصوص اینکه شخص خود من‌ در گروه ویژه بودم و در گروه ویژه خط شکن حضور داشتم.
همانطور که می دانید عملیات خیبر اولین عملیات آبی_ خاکی ایران بود و هیچکس از وضعیت منطقه اطلاعی نداشت. برای جابه جایی ما به منطقه عملیاتی آقای محمدباقر قالیباف حضور یافت و حول و حوش ۴ صبح را ما را به منطقه منتقل کردند. آن مقطع بنده در اطلاعات عملیات حضور داشتم و در سایت فعالیت داشتم که یک باره نزد ما آمدند و گفتند باید چند نفر را به منطقه ویژه عملیات انتقال دهیم. ماهم از کل موضوع اطلاع خاصی نداشتیم. خلاصه گروه ویژه ای از ترکیب بچه های اطلاعات، و تعدادی آرپیچی زن تشکیل شد و ما در محور ۲۱ امام رضا علیه السلام تقریبا به پنج گروه خط شکن تقسیم شدیم. اما به دلیل اینکه اطلاعاتی از نوع عملیات نداشتیم چند روزی در منطقه سرگردان بودیم. در نهایت‌ بعد از چند روز فرمانده تیم ما که در آن مقطع آقای قالیباف بود نزدمان آمد و بحث مانور عملیاتی ۲۱ امام رضا علیه السلام را برایمان توضیح داد و جزییات
عملیات را که به صورت خشکی و آبی بود را کامل برایمان شرح داد. تا اینکه در تاریخی مانند شب گذشته وقتی هوا گرگ و‌میش بود و به نزدیکی آب رفتیم و بلم هایی( کشتی کوچک) را برایمان آوردند، زیرا از آنجایی که گروه ویژه بودیم قرار نبود با قایق موتوری حرکت کنیم اما چون شنا یاد نداشتیم کمی کارمان سخت شد ولی هیچ ترسی در وجودمان نبود، ما به عشق این‌ مرز و بوم مقدس راهی مبارزه شدیم و شهید شدن در این راه جز افتخار و لیاقتی از جانب پروردگار نمی دانستیم.
دمدمای صبح بود که در آبراهی بین اتوبان تهران قم تمامی هم رزمان خود را دیدیم، آنهم از شهرهای اصفهان، تبریز، تهران و... و جالب اینکه همه مان هم در بلم بودیم. ما از کنار جزایر که عبور می کردیم صدای عراقی ها را به وضوح میشنویم. برخی همرزمانمان قرار بود خود را به شط العرب عراق برسانند. و گروهای دیگر از محورها و مسیرهای دیگر حرکت می کردند. در نهایت محور ما در ساعت ۱۰ شب به خشکی عراق رسید و خوب به خاطرم هست چراغ خانه ها در شهرک ها روشن بود و کامیون ها تردد می کردند. خلاصه با هر مصیبت و زحمتی خودمان را به دژ عراق رساندیم و از همان لحظه درگیری و نبرد با عراقی آغاز شد و جنگیدیم و جنگیدیم. در این نبرد بسیاری از دوستانمان به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و عده ای اسیر شدند.
سالها از آن روز و عملیات می گذرد و هنوز که هنوز است تمامی آن روزها مانند خاطرات دفتری از جلوی چشمانم می گذرد و تمامی آن لحظات برایم مقدس و‌فراموش نشدنی است. تمامی سربازان آن عملیات با همه وجود و به پاس خاک ایران و نام اسلام مردانه جنگیدند و خون دادند و‌چه بسیارند آنها که در آن راه تیر خوردند و حالا جانباز هستند اما چه کوتاهی و بی مهری می شود در حق شان. کاش هرسال با مرور خاطره ای کوتاه از آن روزهای رزم و خون، یادمان بیاید برای پابرجا ماندن ایران عزیزمان چه جان فشانی ها شده و امثال من و رفقای هم رز و شهیدم از هیچ جنگ و کشتاری نمی هراسیدیم و تا‌پای جای برای مردم کشورمان مقاومت می کردیم. 
کد مطلب ۶۸۰۳۷
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما