۰
تاریخ انتشار
دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۵۹
نویسنده مطرح کشور در گفتگو با خبرگزاری رضوی؛

خواندن داستان مارا از جهان پیرامون جدا می کند

خواندن داستان مارا از جهان پیرامون جدا می کند
احسان رضایی در گفت و گو با خبرگزاری رضوی در مورد تاثیر مطالعه، کتاب و کتابخوانی در بحران ها و پاندمی مانند کرونا اظهار کرد: در این خصوص باید ابتدا از بحث علمی بگویم و آن تاثیری است که مطالعه بر مغز ما می گذارد.

وی افزود: ماجرا از آنجا شروع می شود که در دهه ۱۹۹۰ یک گروه از دانشمندان ایتالیایی تحقیقی در مورد اینکه زمانی که ما کار ساده ای نظیر اینکه دستمان را دراز کنیم و خوراکی برداریم و داخل دهانمان بگذاریم کدام بخش هایی از مغز ما فعال می شود را انجام دادند.

رضایی ادامه داد: از این رو یک تعداد میمون را در آزمایشگاهی جمع آوری کردند و الکترودهایی به مغزشان وصل کردند و فعالیت های مغزی شان را اندازه گیری می کردند. نتیجه ای که می خواستند را گرفتند و متوجه شدند کدام قسمت مغز مسئول این کار است، اما نتیجه ای که به صورت اتفاقی در این آزمایش کشف شد این بود که علاوه بر وقت هایی که آن حیوان دست دراز می کند و موزی برمی دارد زمان های دیگری هم هست که به همان اندازه مغزش فعالیت دارد بدون اینکه خودش کاری کند. در واقع آن زمان ها وقتی بود که یکی دیگر از میمون های تحت آزمایش که دست دراز می کرد و موز برمیداشت و می خورد میمون دیگر فقط با دیدن همین صحنه سلول های مغزش همین مقدار از فعالیت را انجام میداد.

رضایی تصریح کرد: همین موضوع معمایی شد و تحقیق و بررسی کردند و در نهایت به شناخت گروهی از سلول های عصبی یا نورن در مغز ما رسیدند به اسم نورن های آیینه ای که در سال ۲۰۰۲ نام گذاری شد. به بیان بهتر نورن های آیینه ای آن دسته از سلول های عصبی هستند که بدون اینکه محرکی ما را تحریک کند فعالیت می کنند، در واقع با دیدن و یا شنیدن تحریکی برروی شخص دیگری. برای مثال ما فیلم ترسناک می بینیم و خودمان هم می ترسیم.

این نویسنده جوان کشورمان افزود: آزمایش های زیادی بر روی سلول های آیینه ای انجام شده و نتایج خیلی جالبی داشته و این را متوجه شده اند که یکی از مواردی که سلول های آیینه ای مارا تحریک می کند داستان ها هستند. گاهی حتی مطالعه بیشتر از انواع دیگر برروی فعالیت سلول های آیینه ای ما تحریک موثر می شود و دلیلش این است که داستان و متن جاهای خالی دارد که ذهن ما خود آن جاهای خالی را میسازد و این فعالیت مغزی به درگیری بیشتری از سلول های مغز منجر می شود و در نتیجه حس ما.

وی ادامه داد: به فرض در رمان جنگ و صلح صحنه ای است که یکی از شخصیت ها خم می شود و دستش را به نرده می گیرد و ما بدون اینکه نویسنده گفته باشد قهرمان داستان کشته می شود از واکنش و اندوه دوستش خود میفهمیم که این شخصیت کشته شده و به همین دلیل ماهم غمگین می شویم. در واقع با بیان غیر مستقیمی که داستان دارد خیلی موارد این اتفاقات می افتد.

رضایی تاکید کرد: ربط این صحبت ها به مطالعه این است که ما‌می توانیم با خواندن داستان احساسات و عواطف و تجربیاتی را به دست بیاوریم که خودمان آن احساسات را زندگی نکرده ایم. در واقع خواندن داستان ما را از جهان پیرامون جدا و منفک می کند و به جهان دیگری وارد می کند. این علمی است که ما رمان و داستان می خوانیم. در واقع رمان و داستان مثل پنجره پشتی هستند که ما هروقت از زندگی روزمره و مسائل و مشکلات این زندگی خسته میشویم با خواندن داستان تجربه جدیدی به دست می آوریم که شبیه اتفاقات دوروبرمان نیست. ما ذهن مان را استراحت می دهیم و از مشکلات شخصی وارد دنیای دیگری می شویم.

وی ادامه داد: بنابراین در زمان های همه گیری یک بیماری که این بیماری می تواند عزیزانمان را درگیر کند مدام ذهن مان را مشغول می کند، مطالعه داستان مارا وارد فضای دیگری میکند و این فضا ذهن مان را از ناراحتی های روزمره دور می کند و آرامش را به ارمغان می آورد و به نوعی مانند یک مسکن برای روح مان است. در این بین داستان هایی که به ما ایده هایی می دهند که مسائل و مشکلات را به شکل دیگری ببینیم و جهان را به شکل دیگری نگاه کنیم. برای مثال رمان انجمن شاعران مرده که بعدا از روی آن فیلم نوشته شد در این رمان معلم به بچه ها یادشان میدهد که جور دیگری به زندگی نگاه کنید و باعث آرامش در وقت مشکلات می شود. 
کد مطلب ۶۶۱۳۱
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما