۱
تاریخ انتشار
دوشنبه ۳۰ تير ۱۳۹۹ ساعت ۱۸:۴۳
مروری بر زندگی پربار شیخ احمد کافی به مناسبت سالروز وفاتش؛

کافی؛ روحانی مبارز و حق طلب/ صدایی که برای همه دلنشین بود

کافی؛ روحانی مبارز و حق طلب/ صدایی که برای همه دلنشین بود
خبرگزاری رضوی- امروز سالروز وفات شیخ احمد کافی روحانی واعظ و روضه خوان قبل از انقلاب است که از مهترین خدمات او می توانیم به تاسیس مهدیه تهران اشاره کنیم. او که اصالتا مشهدی است در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود و پس از فراگیری دروس متداول نزد جد خود علوم اسلامی را آموخت. او چند سالی را هم برای تحصیل علوم قرآنی به نجف رفت و نزد اساتیدی چون سید ابوالقاسم خویی، سید محسن حکیم، حسین راستی کاشانی و سید اسدالله مدنی تلمذ کرد. 
وی از آغاز با محبت اهل بیت (ع) پرورش یافته بود. علاقه بسیاری به حضور در مجالس امام حسین داشت. همین علاقه در پی ریزی شخصیت او تاثیر بسیار داشت و از او خطیبی توانا و مشهور و موثر ساخت. وی پس از مدتی، از طرف ایت الله مدنی، مامور به خواندن دعای کمیل در صحن امام حسین (ع) و دعای ندبه در مدرسه سید شد.

ساخت مهدیه تهران
شیخ احمد کافی هم در زمینه مذهب و هم در زمینه مبارزات سیاسی فعال بود. تاسیس مراکز مذهبی متعدد از جمله ساخت تعدادی مهدیه، ساخت درمانگاه، ایجاد قرض الحسنه و کمک به خانواده های نیازمند از خدمات این روحانی مبارز بود. وی در سال 1347 با کمکهای مردمی مهدیه تهران را تاسیس کرد.
در واقع استقبال گسترده ی مردم از جلسات سخنرانی مرحوم کافی و مراسم دعای کمیل و ندبه، باعث شد که وی ساخت مهدیه را پیشنهاد کند. او با فروش منزل خود و کمک چهار تن از بازاریان خوشنام تهران و نیز عده ی بسیاری مردم، در سال 1348 قطعه زمین چهار هزار متری در خیابان ولی عصر تهران، با نام مهدیه خریداری کرد که ساختمان اولیه آن پانزده هزار نفر را در خود جای می داد.
اما رژیم پهلوی چنین اقداماتی از سوی کافی را کمک به مخالفین رژیم قلمداد می‌کرد که در نتیجه به دستگیری وی منجر می‌شد.
 شیخ احمد کافی از جمله مبارزینی بود که در راه سقوط رژیم پهلوی بدون تقیه فعالیت کرد اما عمر او کوتاه‌تر از آن بود که به ثمر نشستن انقلاب اسلامی را درک کند. با این حال همه رنج و محنتهای انقلابیون همچون زندان و تبعید را در کارنامه مبارزاتی خود داشت.
به روایت اسناد ساواک نخستین فعالیت ثبت شده شیخ احمد کافی در 14 اسفند 1341 در جریان مخالفت با لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی بود که در خانه آیت‌الله العظمی سیدحسن قمی در مشهد، در مخالفت با این لایحه سخنرانی کرد. این اولین فعالیت مصادف با اولین بازداشت و زندان این مبارز سیاسی نیز شد.2 استبداد شاه، مرحوم کافی را در عمق بخشیدن به مبارزه خود سرسخت‌تر کرد و این بار نوک پیکان حملات وی در ضدیت با رژیم به سوی شاه بود.

روایتی خواندنی از کافی
کافی روایتی را نقل می کند( گفتنی است این روایت در بانک سخنرانی های شیخ احمد کافی نگاشته شده است) بدین شرح: «نزدیک مهدیه، سه، چهارتا دکان پایین‌تر، یک دکان عرق فروشی بود. من خیلی ناراحت بودم که جنب مهدیه، عرق‌فروشی است. یک روز هم از خانه بیرون آمدم، دیدم یک مشت از این جوان‌هایی که نباید جلوی دکانش باشند، هستند. پیرمردی ارمنی بود که عرق‌فروش بود. اسمش آرشاک بود. یک بچه مذهبی را فرستادم، گفتم برو ببین‌ این‌ها چکار می‌کنند؟ آمد، گفت حاج‌آقا ‌این (آرشاک) می‌فرستد دنبال جوان‌های مردم، وقتی می‌آیند آنجا، یک آب جو همین‌طوری به ‌اینها می‌دهد. یک ساندویچ همین‌طوری به آنها تعارف می‌کند. کباب برای‌ اینها درست می‌کند، می‌خواهد ‌اینها را مبتلا (به شراب‌خوری) کند. بعد از ‌اینها کار بکشد.
یک روز ‌این ارمنی را خواستمش آمد خانه ما. گفتم من را می‌شناسی؟ گفت: بله حاج آقا. شما سه چهار ساله ‌اینجا تشریف دارید. گفتم: من سه تا پیشنهاد به تو می‌دهم؛ اول اینکه ۱۰ هزار تومان از پول آخوندیم که از کسی هم نمی‌گیرم، قربة الی الله به تو می‌دهم، تو در عوض، تغییر شغل بده یعنی خودت باش، دکانت هم باشد، فقط شغلت را عوض کن. دوم ‌اینکه دکانت را بفروش؛ من از تو می‌خرم و سوم اینکه درب دکانت را می‌بندم. گفت تغییر شغل که نمی‌دهم؛ دکان را هم  نمی‌فروشم. حالا چطور می‌خواهی ببندی؟ گفتم: تو با یک کسی‌داری حرف می‌زنی که یک خرده‌ای قانون‌ها را هم می‌داند. گفت: چطور؟ گفتم: چند ساله که قانون تصویب شده که پیاله‌فروشی ممنوعه! یعنی بطری بطری بفروشی طوری نیست ولی اگر در پیاله بریزی و بفروشی ممنوعه و تو اینجا پیاله‌فروشی داری. ‌این جریمه دارد. به یکی از این بچه‌های مذهبی یک ماه ۲۰۰۰ تومان حقوق می‌دهم، می‌گویم‌ اینجا بایستد تا شراب ریختی توی پیاله، می‌گویم یک تلفن بکند کلانتری، بیایند جریمه‌ات کنند. اگر جریمه‌ات نکردند به مقام بالاترش شکایت می‌کنم، ‌اینقدر پیگیری می‌کنم تا درب دکانت را ببندم. من یک آخوند پاشنه‌گیر بالا کشیده‌ای هستم. در کارهای دینی عجیبم. به قیافه‌ام نگاه نکن که شُل و وِل هستم، در این کارها (نهی ازمنکر) قرص هستم.

مرگی مشکوک
شیخ احمد کافی در سحرگاه جمعه ۳۰ تیرماه ۱۳۵۷ بر اثر تصادف رانندگی به شکل مرموزی کشته شد. در این تصادف یک کامیون ارتشی با ماشین پژویی که کافی سوار آن بود و شخصی به نام «عنابستانی» رانندگی آن را به عهده داشت، تصادف کرد. برادر احمد کافی از احتمال کشته شدن او در آمبولانس توسط عوامل ساواک، سخن گفته است اما پس از گذشت ۴۰ سال از انقلاب هنوز ابهاماتی در مرگ مشکوک شیخ احمد کافی وجود دارد. از نعمت‌الله نصیری «سومین رئیس سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک)» نقل شده است که طرح تصادف به دستور مستقیم محمدرضا پهلوی بوده است. محمدمهدی جعفری «فعال سیاسی در دوره پهلوی» در کتاب خاطرات خود علت تصادف را انحراف خودروی حامل کافی به حاشیه جاده در اثر خواب‌آلودگی راننده عنوان می‌کند.
کد مطلب ۵۸۵۱۸
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما