۰
تاریخ انتشار
پنجشنبه ۱۸ تير ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۳۹

روایت شاعر «بزن که خوب می‌زنی» از تولد یک اثر در شب حمله موشکی

روایت شاعر «بزن که خوب می‌زنی» از تولد یک اثر در شب حمله موشکی
به گزارش پایگاه خبری رضوی به نقل از روابط عمومی اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی، علی مقدم با تشریح روند شکل‌گیری شعر «بزن که خوب می‌زنی» اظهار کرد: در آخرین شب جنگ ۱۲ روزه، همزمان با انتشار خبر حمله موشکی ایران به پایگاه نظامی آمریکا و پخش تصاویر پرتاب موشک‌ها، تصمیم گرفتم غزلی برای قدردانی از نیروهای مسلح و نیروهای هوافضا بسرایم.
 
وی افزود: نخستین عبارتی که به ذهنم رسید، «بزن که خوب می‌زنی» بود. وقتی آن را زمزمه کردم، متوجه شدم از وزن مناسبی برخوردار است و می‌تواند به‌عنوان ردیف شعر مورد استفاده قرار گیرد؛ از همین‌جا ساختار غزل شکل گرفت.
 
مقدم با اشاره به رویکرد محتوایی این اثر گفت: از ابتدا تصمیم داشتم در شعر از نمادهای ملی و مذهبی در کنار یکدیگر استفاده کنم تا این تصور که میان هویت ملی و باورهای دینی تقابلی وجود دارد، کمرنگ شود و اثر بتواند با طیف گسترده‌تری از مخاطبان ارتباط برقرار کند.
 
وی ادامه داد: بر همین اساس، مصرع «تو رستم تهمتنی، بزن که خوب می‌زنی» در کنار مفاهیمی مانند «خداست یار و یاورت» و «توکل هست لشکرت» در شعر قرار گرفت تا هر دو مؤلفه ملی و مذهبی در کنار هم حضور داشته باشند.
 
این شاعر با اشاره به بازخوردهای مخاطبان اظهار کرد: همین نگاه باعث شد افرادی با گرایش‌های مختلف، حتی کسانی که شاید تقید مذهبی کمتری داشتند اما نسبت به وطن احساس مسئولیت می‌کردند، با این شعر ارتباط برقرار کنند و آن را زمزمه کنند.
 
وی درباره نحوه انتشار این اثر نیز گفت: همان شب شعر را در کانال شخصی‌ام منتشر کردم و آن را برای شخص یا مجموعه‌ای ارسال نکردم. چند ماه بعد، در یکی از برنامه‌های مرتبط با جنگ، متوجه شدم این شعر اجرا و خوانده شده است. همه این اتفاقات را لطف و عنایت الهی می‌دانم، زیرا خودم تلاشی برای دیده شدن آن انجام ندادم.
 
مقدم درباره بازتاب‌های این شعر نیز افزود: این اثر بازخوردهای فراوانی از داخل و خارج از کشور دریافت کرد و دوستان، کلیپ‌های متعددی را که با این شعر ساخته شده بود برایم ارسال می‌کردند.
 
وی در پایان با اشاره به یکی از ماندگارترین بازخوردهای این اثر گفت: تأثیرگذارترین تصویری که از بازتاب این شعر دیدم، کلیپی از یک روستای مرزی بود که در آن چند نفر از پیرمردان و پیرزنان روستا دور هم جمع شده بودند و «بزن که خوب می‌زنی» را با هم زمزمه می‌کردند؛ صحنه‌ای که برای من بسیار ارزشمند و خاطره‌انگیز بود.
https://www.razavi.news/vdcguz9qnak9ww4.rpra.html
razavi.news/vdcguz9qnak9ww4.rpra.html
کد مطلب ۱۳۰۳۷۵
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما