۲
تاریخ انتشار
سه شنبه ۲۸ دی ۱۴۰۰ ساعت ۱۶:۱۴
خبرگزار رضوی در آستانه میلاد حضرت زهرا(س) و روز مادر گزارش می دهد؛

روایت جالب از زندگی مادر دهه شصتی ؛ موفق در زندگی و کسب علم

روایت جالب از زندگی مادر دهه شصتی ؛ موفق در زندگی و کسب علم
خبرگزاری رضوی- مرضیه وحدت؛ در گذشته خانواده ها تمایل بیشتری به فرزندآوری داشتند و وقتی سفره غذا پهن می شد دور این سفره پر بود از بچه های قد و نیم قد که البته شور و هیجان را در این خانواده زیاد می کرد اما در سال های اخیر مادران کمتر تمایل به داشتن فرزندان زیاد دارند و مشکلات اقتصادی را علت اصلی در تعداد کم فرزندان می دانند. در این میان مادرانی هم هستند که فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر فرزند آوری و تربیت نسل حسینی را در اولویت برنامه های زندگی خود قرار داده اند و معتقدند وجود فرزند نه تنها موجب مشکلات اقتصادی نمی شود بلکه برکت را نیز به خانواده آنها آورده است. در آستانه ولادت حضرت زهرا (س) و روز مادر این خبرگزاری با زهره ابراهیمی مادر 5 فرزند و دانشجوی مقطع دکترای رشته فلسفه فیزیک از دانشگاه باقرالعلوم(ع)  گفتگویی داشته است که در ادامه می خوانید:
 

خانم ابراهیمی خودتون رو کامل معرفی کنید؟
متولد 1364 هستم و دارای 5 فرزند 15، 12، 8 و 3 ساله و یک فرزند سه ماهه هم دارم و در حال حاضر در مقطع دکترا در رشته فلسفه فیزیک تحصیل می کنم و مشغول به تدوین رساله خود هستم. متولد مشهد اما اصالتا طبسی  هستم ، در  20 سالگی ازدواج کردم و به دلیل اینکه همسرم طلبه بودند برای ادامه زندگی از مشهد به قم مهاجرت کردیم؛  البته دانشگاه من نیز در قم بود. شاید برای خیلی ها دوری از پدر و مادر پس از ازدواج بسیار سخت باشد اما وجود همسری مهربان و دلسوز در کنار من همیشه این خلاء را پر کرده است. 
 
خانم ابراهیمی چطور می شود هم مادر موفقی بود و هم  در زمینه علمی و کسب دانش پیشرفت کرد؟
امروزه اکثر مادران علاوه بر همسرداری و خانه داری در عرصه های مختلف هنر، علم و ورزش نیز فعالیت دارند و در اکثر موارد این ورود از منظر تفریحی و پرکردن اوقات فراغت صورت می گیرد اما اگر زن بخواهد به صورت تخصصی ورود جدی در هر یک از این عرصه ها داشته باشد  ساختار زندگی متفاوت و با مسئولیت های متعدد مواجه می شود.
آنچه که از ابتدا در زندگی برای من مهم بوده است و به تدریج اهمیت آن پررنگ تر شد، اولویت بندی  اهداف زندگی ، برنامه ریزی و نداشتن انتظار بیش از اندازه از خودم بوده است. قطعا این مسئله را نمی توان نادیده گرفت که خداوند به وقت ما برکت می دهد اما اگر انتظار بیش از اندازه از خودمان داشته باشیم دچار یک سری سرخوردگی هایی می شویم و من این را آویزه گوشم کردم که اولویت بندی کنم و در انجام فعالیت هایم بیش از اندازه از خودم توقع نداشته باشم . وقتی مادری با وجود فرزند، تحصیل و کار می کند باید دید این مادر در امور خانه داری، همسر داری و تربیت فرزند تا چه اندازه موفق بوده است. بسیاری از مادران تلاش می کنند که همه چیز را در حد اعلا داشته باشند که شاید تا حدی به آن برسند اما به مرور زمان، تحلیل میروند و ممکن است دچار آسیب های جسمی و روحی جبران ناپذیری شوند.
من اگر بخواهم هم مادر موفقی باشم و  هم در زمینه  علمی پیشرفت کنم ، ابتدا باید اولویت بندی و برنامه ریزی درستی داشته باشم و بر اساس آن به توقع های خودم بنگرم  و حتی آنها را تعدیل کنم، وقتی مادری هم نقش مادری دارد و هم کار علمی می کند و درس می خواند نباید انتظار این را داشته باشد که زندگی او نیز مانند خانم های خانه داری که تمام وقت خود را صرف امور خانه می کنند باشد و یا تحقیق و پروژه های علمی او همراه با نمرات عالی همراه باشد اما به هرحال ما باید منطقی باشیم و طوری برنامه ریزی کنیم که علی القاعده کمترین آسیب را ببینیم .

آیا تربیت فرزند در کنار درس خواندن و کار کردن  سخت نیست؟
قطعا سخت بوده و اگر کسی بگوید سخت نیست حتما توان فوق العاده ای دارد. اول اینکه مدیریت این دو کنار یکدیگر کار بسیار سختی است دوم اینکه باید از یک سری تفریحات و یک سری خواسته هایت بگذری تا بتوانی آنها را کنار یکدیگر داشته باشی و جمع کنی. همیشه سعی کردم اصل اولویت بندی در زندگی ام حاکم باشد. با بدنیا آمدن هر فرزند فعالیت های اجتماعی ام را محدود کردم و این محدود کردن به خاطر کمبود وقت نبود بلکه ترجیح دادم علاوه بر وظایف همیشگی مادری، فعالیت های دیگری هم با فرزندانم داشته باشم . لذا بعد از فرزند چهارم به جز یک تدریس، دیگر فعالیت های اجتماعی من تعطیل شد و بعد از آمدن فرزند پنجم هم اکنون فعالیت های اجتماعی ام به صفر رسیده است و در حال حاضر به دلیل اینکه فرزند آخرم سه ماه است به جز رفتن به دانشگاه و انجام امور رساله دکتری فعالیت جدی دیگری در خارج منزل انجام نمی دهم اما با بزرگتر شدن فرزندم و در صورت تمایل و فراهم بودن شرایط  فعالیت اجتماعی و تدریس را از سر می گیرم .
معمولا علت حضور بانوان در عرصه اجتماع کسب درآمد است به جز عده محدودی که هدف از حضورشان فعالیت های فرهنگی است، من بعد از فرزند چهارمم  احساس نیاز به کسب درآمد نداشتم؛ با تمام وجود درک کردم وقتی بچه دار می شوی به قدری زندگی تو برکت پیدا می کند که نیازی به کار نداری.
این را نیز بگویم که بسیاری می گویند: این همه درس خواندی  که چه ؟ وقتت را صرف کار و تدریس کن؛ فرزند مانع کار و فعالیت اجتماعی ات می شود ، چرا بچه می آوری  ؟  از طرفی عده ای می گویند: تو که می خواهی تعداد زیادی فرزند داشته باشی، چرا تحصیل می کنی؟ اما می خواهم بگویم که با همه این سختی ها همه این امور را انجام داده ام .


برخی معقدند رشد اجتماعی زن  با مادر چند فرزند بودن  منافات دارد و امکان پذیر نیست، نظر شما چیست؟
تا اندازه ای منافات دارد اما نه آن مقدار که اثر گذار باشد ما اگر کیفیت فعالیت های اجتماعی خود را بالا ببریم یعنی اگر می خواهیم کار اجتماعی بکنیم و اثر گذار باشیم باید فعالیت هایی با بازدهی بالا و صرف انرژی پایین داشته باشیم و این خود خلاء انرژی من را جبران می کند. به اعتقاد بنده این درست نیست که بگوییم زن یا فعالیت اجتماعی داشته باشد و یا مادری کند از طرفی اینکه بگوییم رشد اجتماعی زن همراه با مادر چند فرزند بودن منافات ندارد، هم درست نیست. قطعا وجود فرزندان محدودیت هایی را به وجود می آورد لذا باید برنامه ریزی ها و اولویت ها را تغییر داد تا در هر دو حوزه زن حضور موثری داشته باشد.
 
نقش همسر شما در موفقیت هایتان به چه مقدار بوده است و فکر می کنید همسران چقدر در موفقیت بانوان چه در خانه داری، تربیت فرزند و حضور اجتماعی و...  نقش دارند؟
حمایت های مرد را می توان به چند دسته تقسیم کرد؛ یک سری حمایت ها فیزیکی هستند، مثل کمک در کارهای خانه، نگهداری فرزند زمانی که مادر بیرون از منزل است و ... یک سری حمایت ها، حمایت های روانی است، مرد می تواند اعتماد به نفس را در همسر خود با همراهی کردن او در مسائل مختلف تحصیلی و اجتماعی افزایش دهد. یک سری حمایت ها هم اقتصادی است، مثلا تهیه یک سری لوازم برای صرفه جویی انرژی بانوان. همسر من پس از بدنیا آمدن فرزند چهارمم برای کمک در امور منزل شخصی را استخدام کردند تا کمک کار من باشد. همسرم اعتقاد دارند وقتی زن می تواند کار بیرون از منزل نه به لحاظ کاری بلکه به لحاظ تاثیرگذار بودن انجام دهد چرا باید تمام وقت خود را در منزل صرف امور آشپزی و خانه داری کند.
یک سری حمایت ها، عاطفی است وقتی زن سیراب محبت همسر خود باشد، انرژی تحلیل شده اش جبران می شود و این بسیار بسیار مهم است به نظر من وقتی مردان از نظر عاطفی به همسران خود رسیدگی کنند، انرژی و توانایی زن در امور منزل، تربیت فرزند، اجتماع و تحصیل چند برابر می شود. نکته مهم اینکه من بیشتر از آنچه که نیاز به حمایت فیزیکی همسرم داشته باشم با حمایت عاطفی و روانی ایشان انرژی ام برای خانه داری، فعالیت اجتماعی، تحصیل علم و تربیت فرزندانم مضاعف می شود و این همراهی ایشان بسیارموثر است.
وقتی زن مورد حمایت روانی و عاطفی همسرش قرار نگیرد حتی حوصله شستن ظرف های غذا را هم ندارد چه برسد به اینکه فرزند بیاورد، فرزندانش افزایش یابند و همزمان فعالیت های اجتماعی داشته باشد. لذا مردها اگر می خواهند سهمی در موفقیت همسران خود چه در امور فرزندآوری و چه امور اجتماعی داشته باشند فقط به این فکر نکنند تنها با کمک کردن به همسر در خانه، وظیفه خود را انجام داده اند، نیاز عاطفی و روانی از نیازهای اولیه زن است و امنیت و آرامشی که زن از نظر عاطفی دریافت می کند هیچ جایگزینی ندارد.
همسر من به دلیل مشغله کاری نمی توانستند در منزل به من کمک کند اما چون حمایت های دیگر ایشان بود ، توانستم موفقیت هایی به دست بیاورم و همه پیشرفت ها و موفقیت های خود را مدیون همسرم هستم.


بیشتر خانواده ها مشکلات اقتصادی را بهانه ای برای بچه دار نشدن عنوان می کنند نظر شما چیست و شما چگونه این موضوع را با وجود داشتن 5 فرزند مدیریت می کنید؟
بحث اقتصاد مسئله مهمی است و نمی توان ساده از کنار آن گذشت ولی مطلبی که میخواهم عرض کنم یک واقعیت است و شعار نیست ،در آیات و روایات دیدم و با تمام وجود تجربه کردم که با به دنیا آمدن هر فرزند علاوه بر اینکه روزی خود را می آورد، به روزی اطرافیان نیز برکت می دهد. ما در زندگی خود با آمدن هر فرزند گشایشی داشتیم با وجود اینکه روز به روز شرایط اقتصادی سخت تر می شود اما به برکت وجود همین بچه ها مشکلی برای ما ایجاد نشده است.
اینکه برخی می گویند مشکلات اقتصادی مانعی برای فرزندآوری می شود، اشتباه است، برخی می گویند ما افرادی را می شناسیم که فرزندان زیادی دارند و به همین سبب در  زندگی هم مشکلات اقتصادی دارند اما با بررسی وضعیت این خانواده ها، می بینید تعداد زیاد فرزندان علت مشکلات اقتصادی نیست بلکه یک علت بیرونی دیگری دارد . از طرفی به مواردی که مانع  افزایش روزی می شود و یا روزی را افزایش می دهد باید توجه کنیم ولی یک قائده کلی وجود دارد که روزی فرزندان ما دست خداست و اگر  فردی تمام این ها را رعایت کرد و باز هم دچار مشکلات اقتصادی بود، باید این را امتحان الهی در نظر بگیرد. انسان همییشه در ورطه امتحان است گاهی با فرزند بیمار، گاهی مشکلات اقتصادی و ... قطعا خداوند از یک جهت دیگر این را جبران خواهد کرد کما اینکه می بینیم بچه هایی که در خانواده های به لحاظ اقتصادی پایین متولد می شوند موفق تر هستند و قرار نیست همه سختی ها را فقط یک نفر تحمل کند و اگر افرادی از نظر اقتصادی امتحان می شوند خداوند از جهت های دیگر جبران می کند.
به طور کلی الان در موقعیتی نیستیم که اقتصاد را ملاک تصمیم گیری خود قرار دهیم اکنون کشور ما در موقعیت خطرناکی است همان گونه که زمانی خط مقدم جبهه ها آقایان بودند و جان خود را کف دست خود می گذاشتند الان نیز مادران باید با فرزند آوری در خط مقدم جبهه اسلام و تشیع باشند و به نظر من تمام مشکلات در مقابل این هدف بلند بسیار کوچک هستند.

نقش زن در تربیت جامعه با رویکرد اسلامی و تشیع چیست؟
مرد نقش سخت افزاری خانواده را بر عهده دارد و زن نقش نرم افزاری و اگر نگوییم از بخش سخت افزاری مهمتر است از اهمیت آن کمتر نیست. با توجه به اینکه تربیت از خانواده آغاز می شود، اگر خانم ها این رسالت را در خانواده به درستی انجام دهند، جامعه اصلاح می شود و در آینده شاهد جامعه ای با رویکرد اسلامی و شیعی هم در ظاهر و هم باطن خواهیم بود. از سوی دیگر، برخی از عرصه های اجتماعی نیازمند حضور قوی و موثر زنان است.
 
مادران چگونه در تحقق تمدن نوین اسلامی و تربیت نسل حسینی می توانند نقش آفرینی کنند؟
اگر مادران هدف ها و ارزش های والای اسلامی داشته باشند و آن را به درستی به فززندان خود القا کنند این مسئله محقق می شود. در جامعه ای که دغدغه مادران تنها لباس و خوراک فرزند باشد و ارزش ها در همین نیازهای کوچک مادی خلاصه شود نمی توان توقع داشت که جامعه ای حسینی و نسل حسینی داشته باشیم و این خواسته ها جز اینکه ما را از تعریف نسل حسینی بودن دور می کند ثمر دیگری نخواهد داشت.
مادران اولا باید رویکردها، رفتار و تمام ابعاد وجودی خود را در جهت تحقق تمدن نوین اسلامی قرار دهند و بعد از آن با تربیت فرزندان خود در مسیر درست ، گام موثری در تربیت نسل حسینی و بعد نسل منتظر بردارند.  در واقع زن با اصلاح رویکرد های خود که درونی شده می تواند نسل این چنینی تربیت کند و در تحقق تمدن نوین اسلامی و ایرانی موثر باشد.

ویژگی شخصیتی حضرت زهرا (س) چگونه می تواند الگوی مادران ما در جامعه اسلامی باشد؟
سیره حضرت زهرا (س) در تمام رفتارها، اعتقادات و تصمیم گیری های ما می تواند الگو باشد . آنچه در سیره حضرت زهرا (س) برای من شاخص بوده مسئله اولویت بندی فعالیت آن حضرت بوده است، یعنی در جایی که اولویت خانه و خانواده و تربیت فرزندان بوده است، در این عرصه حضور فعال داشتند و هر جا که نیاز به حضور اجتماعی بوده، مردانه در عرصه اجتماع حضور پیدا کردند و برای آرمان های خود جنگیدند و در نهایت در این مسیر به شهادت رسیدند.

چرا ما با وجود بزرگوارانی چون حضرت فاطمه (س) و حضرت زینب (س) همچنان درگیر مشکلات اجتماعی چون طلاق هستیم؟
متغیرهای زیادی را می توان علت روند افزایش طلاق عنوان کرد، تخصصی در این خصوص ندارم اما قطعا بهره گیری از سیره این بزرگواران در کاهش طلاق نقش موثری خواهد داشت .شاید علت اینکه جامعه امروزی ما از سبک زندگی و فرمایشات این بزرگان به خوبی نتوانسته بهره ببرد، اینست که مسیر  پل زدن بین سیزه آنها و الگو و رفتارهای امروزی نشان داده نشده است. من چطور می توانم از سیره حضرت زهرا (س) در زندگی خود استفاده کنیم و ایشان را  الگو بدانم در حالی که پلی بین الگوها و رفتارهای امروزیو سبک زندگی حضرت زهرا (س) ایجاد نشده است و محقق شدن این مسئله نیاز به کار تخصصی دارد.

الگوی شما در زندگی چه فردی است و کدام آموزه های دینی راهگشای زندگی شما بوده است؟ 
تمام جهات زندگی حضرت زهرا (س) می تواند برای ما الگو باشد اما شاید برخی تفاوت های زندگی در دوره حضرت فاطمه(س) را با امروز مقایسه کنند . اگر بخواهیم الگوی امروزی معرفی کنیم نمی توانیم بگوییم فلان شخص معاصر الگوی ما است. در واقع باید ملاک هایی الگوی ما باشند که بتوان عرضه کرد. لذا برای پیاده سازی این ملاک ها در زندگی خود ابتدا باید با سیره حضرت زهرا (س) مطابقت دهیم اگر همخوانی با سیره اهل بیت داشت می توانیم آن ملاک ها را الگوی خود قرار دهیم و قطعا افراد چون ظرفیت ها، استعدادها و ساختار متفاوتی دارند نمی توان نسخه واحدی برای آنها پیچید؛ لذا پیشنهاد من به کسی که این گفتگو را می خواند این است که آدمها را ملاک تصمیم گیری در زندگی خود قرار ندهند. هر کس متناسب با ظرفیت ها و شرایط خود باید تلاش کند تا راه درست را بیابد، بهتر است با افراد موفق همنشین شود تا ملاک زندگی خود را پیدا کند.
اینکه بخواهم مشخصا بگویم کدام شخصیت الگوی من در زندگی است، نمی توانم یک شخص را معرفی کنم، چون شرایط متفاوت است و الگو تک گزاره نیست بلکه مجموعه ای از رفتارها و اعتقادات است که اگر چه در کلیات ؛ همه مشترک هستند اما می توان گفت به طور جزئی و خاص به نسبت هر فرد متفاوت می شود.
کد های الگویی من در مرتبه اول حضرت زهرا (س) و پس از آن بانوان بزرگ دیگر مانند حضرت زینب(س) و بانوان بزرگ در طول تاریخ مانند بانو امین، همسر علامه طباطبایی و ... هستند.
 
کد مطلب ۸۴۸۴۶
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما