۰
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰ ساعت ۱۹:۱۰
پژوهشگر مسائل اوراسیا در گفتگو با رضوی عنوان کرد:

از ارتباطات فرهنگی با آسیای مرکزی دور شده ایم

از ارتباطات فرهنگی با آسیای مرکزی دور شده ایم
خبرگزاری رضوی. زینب اصغریان. تحولات قزاقستان توجه بسیازی از کشورها و نیز ناظران داخلی و بین المللی را به اوضاع آسیای میانه جلب کرد. شرایط این منطقه و جوامع آن عموما آرام و با ثبات تلقی می شد اما ناآرامی ها و اعتراضات در قراقستان این تصور اولیه را تغییر داده است.
قزاقستان کشوری است که در منابع انرژی حائز اهمیت شمرده می شود و منابع معدنی سرشار خصوصا اورانیوم آن معروف است. این کشور تامین کننده غلات بخش بزرگی از  دنیا است.
با همه گیری بحران کرونا و کاهش درآمدهای ناشی از فروش انرژی، اقتصاد قزاقستان دچار آسیب شد و افزایش بی سابقه قیمت حامل های انرژی توسط دولت این کشور، با اعتراضات در برخی شهرها همراه شد. در رابطه با جیاگاه قزاقستان در مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آسیا با دکتر مهدی خورسند پژوهشگر مسائل اوراسیا گفتگو کرده ایم.

در ابتدا بفرمایید آیا بی ثباتی در منطقه آسیای میانه به نفع  غرب  یا امریکا خواهد بود؟
امروزه در دوران گذاریم یعنی قدرت و توسعه اقتصادی از سمت غرب و امریکا به سمت شرق و دولت های نوظهوری مثل چین و روسیه در حرکت است.
طبق برآوردها 3-4 قدرت اقتصادی دنیا از قاره آسیا ظهور می کنند؛ چین، هند و روسیه.
آسیای مرکزی بدلیل هنجواری با روسیه و چین و همجواری با ایران که در مقابل نظم جهانی ایستاده است برای امریکایی ها حائز اهمیت است و هرگونه بی ثباتی در این منطقه به نفع منافع امریکا و باعث به تعویق افتادن نقش اقتصادی چین و روسیه و تهدید امنیتی برای ایران است. بزرگترین طرح های اقتصادی چین در منطقه اسیای مرکزی قرار دارد و شاهراه اصلی ابرپروژه راه ابریشم نوین چین از کشور قزاقستان می گذرد. لذا آشوب در منطقه به نفع امریکا و به ضرر قدرت های رقیب امریکا یعنی چین و روسیه است.

چه دلایل مهم دیگری می تواند زمینه توجه و برنامه ریزی غرب برای آسیای میانه را فراهم کند؟
وقتی امریکا خیالش از شوروی راحت می شود و خود را در دنیای تک قطبی تعریف می کند و بدنبال نظم امریکایی و نظم لیبرال دموکراسی است- باتوجه به اهمیت انرژی و دیپلماسی انرژی در دنیا و داشتن منابع انرژی برای ادامه توسعه خودشان-، منطقه غرب آسیا را برای حضور انتخاب می کنند چون با دوشیدن منابع منطقه سعی کنند مسیر توسعه خود را ادامه دهند. اما بعد از اینکه  در سال 2010 امریکایی ها دیدند با هر حربه ای نمی توانند جلوی توسعه نفوذ چین را بگیرند از همان سال سیاست خارجی امریکا از منطقه غرب آآسیا به سیاست ایندوپاسفیک تغییر پیدا می کند که به عنوان راهبرد سیاست خارجی امریکایی ها در سال 2010 تعیین شد تا بتوانند چین را مهار کنند و از همان سال به بعد اینها زمزمه خروج از منطقه را مطرح میکنند.
حتی قبل از آن هم امریکایی ها نگاه ویژه ای به منطقه آسیای مرکزی دارند. شما اگر لشکر کشی امریکا به افغانستان را در نظر بگیرید در همین راستا قابل ارزیابی خواهد بود که پیش از حمله به عراق است. حمله به عراق در سال 2003 اتفاق می افتد و حمله به افغانستان در 2001 است. بنابراین منطقه آسیای مرکزی که در مجاورت سه قدرت بزرگ دنیا قرار دارد در نظر آمریکا و غرب از اهمیت زیادی برخوردار است.
باید در نظر داشت آسیای مرکزی از اصلی ترین نقاط تولید و توزیع افراط گرایی در دنیا است مثلا در دره معروف فرغانه به سه بخش در کشورهای ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان تقسیم شده‌است زمینه های رشد افراط گرایی مذهبی و تکفیری وجود دارد که در جنگ سوریه و عراق شاهد بودیم بخشی تروریست های این منطقه از طریق ترکیه وارد جنگ سوریه می شدند و علیه سوریه و ایران و روسیه می جنگیدند.

آیا رشد افراط گرایی و جریان های تکفیری در آسیای میانه در تحولات اخیر تأثیر دارد؟
قطعا کشوری مانند ترکیه که به دنبال اتحاد کشورهای ترک است به عنوان یکی از مجریان سیاست های امریکا و حامی شناخته شده گروه های تکفیری مسلح به دنبال نفوذ خواهد بود. همانطور که آمریکا در شکل گیری داعش مؤثر بود می تواند در حمایت از جریان های تکفیری در آسیای میانه هم اقدام کند.
در رابطع با قزاقستان باید در نظر داشت تروریست هایی که در عراق و سوریه ناکام مانده بودند به کشورهای خود بر می گردند مثلا قفقازی ها و چچنی ها و اهالی آسیای مرکزی و دره فرغانه بر می گردند.
در ناآرامی های قزاقستان که در ابتدا با مطالبات صنفی و معیشتی مردمی شروع شد ما شاهد بروز علایمی هستیم که بیانگر حضور افراطی ها در آن است. بریده شدن سر دو افسر پلیس در قزاقستان که معمولا چنین رفتارهایی تنها از سوی تکفیری ها صورت می گیرد که در عراق و سوریه از سوی داعش بارها اتفاق افتاد.
قاعدتا امریکایی ها شاید ابتدا عامل ایجاد این اعتراضات نبودند اما بدلیل منافعی که از برهم خوردن امنیت آسیای مرکزی دارند از این قضایا حمایت کردند. از طرفی قزاقستان عضو سازمان پیمان امنیت دسته جمعی با روسه هم هست  و از اعضای این سازمان درخواست کرد که نیروی صلح بان بفرستند و روسیه، قرقیزستان و ارمنستان نیروی صلح بان اعزام می کنند و سعی می کنند مناطق حساس قزاقستان را حمایت کنند و در نهایت این فضا کنترل می شود.

ایران چطور می تواند در معادلات آسیای مرکزی نقش مؤثرتری خصوصا از جنبه دیپلماسی فرهنگی داشته باشد؟
آسیای مرکزی حوزه تمدن باستانی ایران است و ما اشتراکات سنتی بسیار زیادی داریم که حتی بخشی از این اشتراکات به پیش از اسلام بر می گردد. مشترکات زبانی، شعر و ادبیات فارسی و در نوروز و آیین های فرهنگی با این کشورها بسیار نزدیک هستیم. حتی بعد از فروپاشی شوروی و استقلال این کشورها ما دوران طلایی روابط را با این کشورها داشتیم اما هرچه گذشت متاسفانه بدلیل عدم توجه دولت ها به این منطقه و ورود متغیرهای مداخله گر، متاسفانه شاهد دوری ارتباطات فرهنگی، تجاری و اقتصادی با این کشورها شدیم.
سیاست دولت سیزدهم مبنی بر اولویت همسایگان، شاهد سفر جناب آقای رئیسی به تاجیکستان و ترکمستان بودیم و این سفرها گشایش بسیار خوبی را برای ما بهمراه داشت من جمله با سفر به تاجیکستان زمینه پذیرفته شدن ایران در سازمان همکاری های شانگهای فراهم شد. همچنین سفر جناب آقای رئیسی به ترکمنستان زمینه قرارداد سوآپ گازی بین ایران، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان را فراهم کرد.
به دلیل درهم تنیدگی مسائل امنیتی همسایگان، ضروری است توجه اولیه به همسایگان و منطقه پیرامونی داشته باشیم. این درک را شاید برای اولین بار از سوی دولتهای ما پس از جنگ تحمیلی دولت سیزدهم نشان می دهد و ما نتایج این مسئله را خیلی زود داریم می بینیم حتی تنش های ما با جمهوری آذربایجان بعد از قرارداد سوآپ گازی کاهش می یابد و باعث می شود سوءتفاهمات بین ایران و ترکمنستان  که باعث کاهش مناسبات دو کشور از سال 95 به این طرف شده است، تغییر کند.
رهبر معظم انقلاب در سال 94 یا 95 که آخرین سفر یک مقام بلند پایه ترکمنستان به ایران بود جمله و تعبیر جالبی را در تعامل ایران و همسایگان دارند. ایشان می فرمایند: «روابط ما همسایگی نیست، خویشاوندی است». این نشان دهنده آن است که در مناطق مرزی، روابط خانوادگی عمیق در دو طرف مرزها وجود دارد و خود از ظرفیت های پیوند میان کشورها است و دولت ها باید با استفاده از دیپلماسی فرهنگی و اجرای ابتکاراتی چون فستیوال های مشترک نوروز یا برگزاری گردهمآیی میان اهالی شعر و ادب کشورها، زمینه رونق مناسبات را فراهم کنند که در نهایت موجب تضمین امنیت و اقتصاد خواهد گردید.
کد مطلب ۸۴۵۲۴
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما