۰
تاریخ انتشار
جمعه ۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۰ ساعت ۱۹:۰۶
کارشناس مسائل منطقه ای در گفتگو با رضوی مطرح کرد:

عربستان از مرحله تهاجم به یمن تا عجز در برابر قدرت هوایی انصارالله

عربستان از مرحله تهاجم به یمن تا عجز در برابر قدرت هوایی انصارالله
خبرگزاری رضوی. ساحل عباسی. سیر تحولات منطقه نشانه هایی مبنی بر احتمالا افول جنگ یمن و بهبود شرایط انسانی در این کشور را نوید می دهد که اظهارات ولیعهد عربستان آخرین نمونه از آن بود. همچنین سفر وزیر خارجه ایران به عمان و دیدار با مسئولان انصارالله و ابراز حمایت از روند گفتگوهای صلح این کشور از دیگر نشانه های این روند ارزیابی شد. در این رابطه با علی عبدی کارشناس و تحلیلگر مسائل منطقه ای گفتگو کرده ایم.
 
چرا لحن بن سلمان ناگهان در برابر ایران تغییر کرد و اعلام کرده که ایران برای ما یک همسایه است؟
تغییر لحن آقای بن سلمان به چند مساله برمی گردد، یکی تغیر دولت و روی کار آمدن دولت جدیدی در آمریکا که موجب تغییر سیاست یا تغییر  کلیت رویکرد سیاست خارجی آمریکا به منطقه شد. در دولت قبلی آمریکا به ریاست جمهوری آقای ترامپ کشورهایی مثل عربستان و امارات در کنار رژیم صهیونیستی اردوگاه واحدی را تشکیل داده بودند که مورد حمایت تام و تمام آقای ترامپ بودند، به معنای دیگر آقای ترامپ عملا به آنها چک تمام سفید داده بود، به نحوی که این کشورها کارپرداز دولت ترامپ در منطقه بودند به همین خاطر احساس قدرت می کردند وبه اینکه در برابر ایران با استفاده از ابزار دیپلماسی وارد عمل شوند توجهی نداشتند، بلکه فکر می کردند با ابزار قدرت سخت می توانند جمهوری اسلامی را به زانو در بياورند و به واسطه حمایت‌های آقای ترامپ می تواند جمهوری اسلامی را از پای در بیاورند. در این نقشه راه که بین  این کشورها طرح و کشیده شده بود، موضوعاتی از قبیل جنگ اطلاعاتی و جنگ امنیتی را رژیم صهیونیستی پیش می‌برد و پشتیبانی تبلیغاتی و جنگ نرم بر عهده امارات و عربستان سعودی بود، ضمن اینکه در برخی موارد به عنوان لجستیک و تامین کننده پشتیبانی برای رژیم صهیونیستی عمل می کردند. با روی کار آمدن دولت آقای بایدن و تغییر نگاه به حکومت عربستان و بن سلمان و امارات بن زاید و رژیم صهیونیستی نتانیاهو و این ‌که راهبرد دولت بایدن بر خلاف دولت ترامپ بود، یعنی دولت ترامپ یک رویکرد تهاجمی داشت اما دولت بایدن راهبرد کلان خود را در خصوص رئالیسم تدافعی طراحی کرده و بیشتر به دنبال استفاده از ابزار دیپلماسی و مذاکره برای تحمیل نظرات و شرایط آمریکا به ایران است، درست برخلاف آقای ترامپ که می‌خواست از ابزار قدرت سخت استفاده کند در این تغییر رویکرد کشورهایی مثل امارات و عربستان نیز باید این موضوع را متوجه می شدند و یک تغییر رویکردی را در سیاست‌های خود ایجاد می‌کردند، یعنی مجبور بودند که این کار را کنند چرا که با تداوم سیاستهای قبلی به زمین می خورند، بنابراین موضوعات مورد نظر مواردی است که می تواند در تغییر لحن و رویکرد آقای بن سلمان به ارتباط گیری با جمهوری اسلامی ایران موثر باشد.
 
ناکامی در جنگ یمن در این موضع گیری چقدر موثر بوده است؟ آیا می توان احتمال داد فشار آمریکایی ها بر سعودی ها باعث این تغییر رویکرد شده باشد؟
این موضوع بسیار حائز اهمیت است چرا که مساله قدرت یابی و وجود قدرت نظامی نیروهای انصارالله در یمن عملا انصارالله را به یک بازیگر اصلی در میدان این کشور تبدیل کرده است و توانسته دولت خود را به مرحله‌ای از بازدارندگی برساند ، چرا که قدرت تهاجمی حوثی های یمن بسیار افزایش یافته به نحوی که عملاً سامانه‌های پدافند سعودی در مقابل قدرت هوایی این کشور ناکارآمد شده است. عملاً رژیم عربستان از مرحله تهاجم به یمن امروز به مرحله عجز در برابر قدرت هوایی انصارالله رسیده است، لذا این مساله فشار مضاعفی به سعودیها وارد کرده، ضمن اینکه هزینه جنگ شش ساله یمن نیز برای آنها بسیار زیاد شده بدون اینکه کوچکترین دستاوردی داشته باشد، البته جنگ هم چشم انداز روشنی ندارد از آن طرف مشکلات و چالش‌های اقتصادی رژیم عربستان سعودی و بدهی‌های خارجی و کسری بودجه ی این کشور و سیاستهای آمریکا که اولویت دولت بایدن مسائل چین و روسیه است همه و همه دست به دست هم داده تا بن سلمان را به سمت تغییر محاسبات خود ببرد و متحول کند، لذا بین سلمان مجبور است شرایط و اقدامات جدید را بپذیرد و این‌ها را در محاسبات خود دخیل کند، بنابراین تصمیم گرفته که دوباره ابزار دیپلماسی را فعال کند. خبر ملاقات مقامات سعودی با ایرانی دربغدداد که جزییات آن روشن شنده و مصاحبه اخیر آقای بن سلمان ناظر بر این مساله است که وی تلاش می کند از باب دیپلماسی در مذاکره با ایران وارد شود چرا که نمی تواند از  ابزار قدرت سخت استفاده کند.

آیا می توان روی موضع گیری آقای بن‌سلمان حساب باز کرد یا به دنبال زمان خریدن و وقت کشی است؟
به نظر من آقای بن‌سلمان مجبور است چون زمان و فرصتی ندارد، جنگ یمن دچار انسداد شده، عربستان به لحاظ اقتصادی و نظامی نمی‌تواند از این انسداد بیرون بیاید و چشم‌انداز روشنی ندارد با این که هزینه زیادی متقبل شده و کشتار زیادی در یمن به راه انداخته اما قدرت نظامی انصارالله نه تنها آسیب ندیده، بلکه باسازی شده و به مراتب از چند سال قبل در میدان عملیات بهتر شده است. مساله منطقه مارب هم که قریب به یقین سقوط می‌کند و دست انصارالله می‌افت، قطعا برای انصارالله یک فتح الفتوح است، بنابراین به لحاظ میدانی عربستان هیچ چشم‌انداز روشنی ندارد و هیچ برگ برنده ای در دست ندارد، بنابراین عربستان هم در میدان دست پایین و ضعیف‌تر را دارد و هم در میدان منطقه‌ای دیگر از پشتوانه سابق برقرار نیست، لذا مجبور است تغییر رویه بدهد اگرندهد در چرخ دنده‌های واقعیت های جدید آسیب‌های جدی می‌بینند.
کد مطلب ۷۰۹۳۳
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما