۰
تاریخ انتشار
دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ ساعت ۰۷:۵۸
یک مبارز انقلابی در گفتگو با خبرگزاری رضوی عنوان کرد؛

شکنجه در زندان ساواک به دلیل داشتن«نهج البلاغه»/انقلاب آسان به دست نیامد

شکنجه در زندان ساواک به دلیل داشتن«نهج البلاغه»/انقلاب آسان به دست نیامد
به گزارش خبرگزاری رضوی- مرضیه وحدت؛ «زمانی که در زندان تهران بودم در یکی از بازجویی هایم در کمیته مشترک، از اتاق بازجویی که خارج شدم، چشمم به خانم جوانی افتاد در حالی که زانو به بغل بود به قدری شلاق خورده بود که از انگشتان این خانم جوان، خون روی زمین جاری شده بود. به این موضوع حساس شدم با رمز و رموزی که با زندانیان در ارتباط بودم متوجه شدم این خانم به جرم داشتن نهج البلاغه امیر المومنین دستگیر کرده بودند». متن بالا برشی از گفته های حجت الاسلام محمد وفایی یکی از مبارزان انقلابی است که در ادامه می خوانید:
 
 
لطفا معرفی کامل از خودتان داشته باشید؟
محمد وفایی مغانی اهل روستای مغان از بخش طرقبه و متولد 1330، دارای چهار فرزند و از 15 سالگی که وارد حوزه شدم به مسائل انقلابی گرایش پیدا کردم و اکنون مسول دفتر وجوهات نماینده ولی فقیه در خراسان هستم.
 
از نحوه ورود خود به فعالیت های انقلابی بفرمایید و چه عاملی باعث شد شما در این وادی قرار بگیرید؟
با توجه به ورود من به مدرسه علیمه جعفریه که الان بخشی از دانشگاه رضوی شده، در آنجا با بعضی از افرادی آشنا شدیم که در جلسات مقام معظم رهبری در مسجد کرامت و امام حسن (ع) شرکت می کردند همچنین ایشان مباحث تفسیری در مدرسه جعفریه داشتند لذا آشنایی ما از همان اوایل با دوستانی که با حضرت آقا مرتبط شده بودند صورت گرفت و با مرحوم آیت الله واعظ طبسی و بعدها با شهید هاشمی نژاد آشنا شدم و طبعا ارتباط با این برزگورارن نقطه اتصالی شد بین ما و حضرت امام راحل.
 من از سال 49 وارد حوزه شدم  و بخشی از درسهای خود را در تهران در مدرسه شهید شاهچراغی تحت نظارت مرحوم مهدوی کنی گذراندم و بعد هم استمرار این قضیه در قم و اتصال بین تهران قم و مشهد مسائل جدی تر شد.
 
در سالهای مبارزه اولین اقدامی که شما انجام دادید چه بود و همراه چه افرادی این اقدامات را  انجام دادید؟
اوج ارتباطات ما و نقطه اصلی ارتباط ما حوزوی ها ارتباط با حضرت امام بود. ماموریت اصلی ما طلبه هایی که در اطراف بزرگانی چون رهبر معظم انقلاب و آیت الله مهدوی کنی و .. بود، همه در راستای ترویج آن برنامه هایی بود که امام در نجف داشتند. لذا بیشترین ارتباطات و فعالیت ها نیز حول محور ترویج مطالبی که امام و جلساتی که امام داشتند و بیانیه هایی که امام می دادند، توزیع و تکثیر این مسائل در سطح کشور و در جاهایی که ارتباطاتی داشتیم بود و طبعا با یک سری از چهره های انقلابی که در مجموعه های مختلف در قالب های مختلف و بعضا نیروی های مثبت بودند و بعدها مسیر جداگانه ای انتخاب کردند طبعا این ارتباطات برقرار می شد اما نکته اصلی تبیین و ترویج دیدگاه امام به وسیله شاگردان بزرگوار در قم، مشهد و تهران بود. من نیز چون طلبه جوانی بود، نقش اصلی من در رد و بدل کردن مطالب و مبانی امام راحل بود.
 
در مدت مبارزه دستگیر شدید؟ چند بار و اولین دستگیری شما چه سال بود و علت آن چه بود؟
دستگیری ما از مشهد شروع شد و علت آن توزیع و تکثیر یک سری مطالب مربوط به امام بود که از قم به مشهد آوردم و با توجه به اینکه بعضی ازدوستان در نهاد انقلابی در این خصوص دستگیر شده بودند طبعا اسم من نیز مشخص شد و من نیز دستگیر شدم.
کسی که می خواست در فضای حوزه و دانشگاه ورود پیدا کند باید پیه بازداشت و اقسام پذیرایی را از طرف ساواک به تن می مالید چون هر لحظه ممکن بود دستگیر شود. من نیز چون جزوات، اطلاعیه و نوارهایی از امام راحل را جابجا می کردم لو رفتم و زمانی که من دستگیر شدم تازه دوران عقد را می گذراندم و در همان دوران عقد در منزل پدر خانم با اینکه سه ماه تحت تعقیب بودم توسط ساواک دستگیر شدم و تحویل سازمان امنیت آن زمان و بعد در سلول ارتش منتقل شدم و حدود 6 ماه  در مرحله اول زندان بودم و حدود دو ماه در سلول زندان ارتش و بعد در زندان وکیل اباد بخش سیاسی بودم.
 
در زندان چه شکنجه هایی شدید؟
هر فردی که وارد زندان ساواک می شد قطعا بدون شکنجه و آزار نبود و رایج ترین آن به تخت بستن بود و از انواع و اقسام شلاق های مختلف برای گرفتن اعتراف استفاده می کردند و در تهران مدل هایی دیگر.در مشهد که دستگیر شدم چون پرونده من به قم گره می خورد من را به زندان تهران منتقل کردند و و در کمیته مشترک که الان موزه عبرت شده است، بودم و مدتی هم در قم در زندان بودم. همچنین بار دیگر در مراسم چهلم پسر امام در قم دستگیر و بعد از مدتی آزاد شدم و دو نوبت دیگر هم در قم دستگیر شدم که دوران زندانی من طولانی نبود.
 
از خاطرات زندان آن زمان تعریف بفرمایید؟
در زندان وکیل آباد مشهد زندانیانی از طیف های مختلف از جمله مارکسیستی، مجاهدین خلق، مذهبی ها و ... بودند و قبل از اینکه وارد زندان عمومی شوی در خود ساواک و در زندان ارتش دوران بازجویی و دوران محاکمه و دوران شکنجه های زیاد بود ولی بعد از بریدن حکم که به زندان عمومی منتقل می شدی افرادی می آمدند و توضیحاتی نسبت به کل وضعیت زندان می دادند. در زندان مشهد بخشی از زندانیان جزو نیروهای مذهبی بودند، مجاهدین خلق آن زمان که منافقین الان هستند انیز بودند، همچنین یک عده نیروهای مارکسیستی نیز وجود داشتند.
 
 در زندان وکیل آباد آقای عسگراولادی که نماینده حضرت امام بودند و خود ایشان بازاری بود و نماینده امام در بازار تهران بود، اشراف نسبت به مسائل و جریانات امام داشتند یکی از غصه هایی که در برنامه ها و صحبت هایش بود این بود که «من برای برادران مجاهدان خلق نگرانم اگر مسله خاصی پیش بیاید اولین کسانی که اعدام شوند همین مجاهدین خلق هستند».
یک قصه را از قبل از زندان عمومی بگویم آقای سلطانی یکی از مبارزان انقلابی که کاشی کار بودند و با انقلاب و رهبر مرتبط بودند به قدری ایشان در زندان شلاق خورده بود که فاصله کوتاه بین سلول و سرویس بهداشتی را توان راه رفتن نداشت و با حالت زمین گیر و سینه خیز می رفتند.
 
 
وظیفه جوانان ما برای حفظ این انقلاب چیست؟
امروزجوانان ما باید توجه داشته باشند این انقلاب و مکتب اهل بیت(ع) و اسلام و که امروز در دست ما است برای آن خون های بسیار ارزشمندی ریخته شده است.بحث ظهور و تحقق مسئله ظهور به آسانی به دست نمی آید. در طول این چهل سال دشمن برنامه های زیادی دارد اگر مقداری به این نکات توجه داشته باشیم بخشی از برنامه های دشمن در دوران ستم شاهی و در زندان شاهنشاهی، شکنجه ها، تبعید ها و شلاق ها بوده است.
 من خاطره ای از زندان تهران تعریف کنم. زمانی که در زندان تهران بودم در یکی از بازجویی هایم در کمیته مشترک، از اتاق بازجویی که خارج شدم، چشمم به خانم جوانی افتاد در حالی که زانو به بغل بود به قدری شلاق خورده بود که از انگشتان این خانم جوان، خون روی زمین جاری شده بود. به این موضوع حساس شدم با رمز و رموزی که با زندانیان در ارتباط بودم متوجه شدم این خانم به جرم داشتن نهج البلاغه امیر المومنین(ع) دستگیر شده یود.
شرایط ما اینگونه بوده که کسی که می خواسته سخن علی (ع) را بشنود و بفهمد و معرفت پیدا کند نسبت به امام معصوم خود، با این وضعیت مواجه می شده اما امروز متاسفانه برخی از جوانان ما فقط مسائل معیشتی را می بینند که البته بخشی مربوط به دشمن و بخشی به سوء مدیریتی ما بر می گردد ولی این افراد نمی بینند این انقلاب و این امنیت، عزت و عظمتی که نظام و ملت ایران در دنیا دارند، به چه قیمت به دست ما رسیده است.
در ثبت خاطرات این شکنجه ها کتاب های زیادی نوشته شده است و رهبر معظم انقلاب حدود 150 اثر از ایشان چاپ شده است که یکی از اینها کتاب «خون دلهایی که لعل شده» از زبان خود آقا منتشر شده و اگر جوانان ما این کتابها را مطالعه نمایند، عظمت و اهمیت و این نعمت بزرگ را بهتر لمس می کنند.
 
چه کار کنیم نسل ما با مبارزات انقلابیون آشنا شوند؟
در نهج البلاغه آمده است «تلاش کنید حقیقت ها را با ضد حقیقت بشناسید» .فرزندان و جوانان و مردم ما که به دلیل شرایط سنی شان آن زمان را درک نکردند الان باید به دو نکته توجه داشته باشند.
اول اینک دشمن در مقابل این انقلاب چه برخوردی دارد و در این مدت 42 سال از انقلاب دشمن چه کاری نسبت به مردم ما بر می آمده که انجام نداده است که حالا یک گوشه ای از آن تحریم های ظالمانه ای است که استمرار دارد و دوم اینکه به مسائل مربوط به تاریخ توجه نمایند حتی اتفاقات را در صد سال اخیر مورد مطالعه قرار دهند و دوران قبل و بعد از انقلاب و دوران 8 سال دفاع مقدس را مد نظر قرار دهند.
 در حالی که 42 سال از انقلاب گذشته نظام روی پای خود ایستاده است و تمام مشکلات را تحمل می کند اگر میخواهیم مردم و نسل جوان ما توجه بیشتری به انقلاب داشته باشند باید دستاوردهای انقلاب را مرور کنیم و تنها سختی ها و مشکلات اقتصادی را نبینیم.
 قطعا وقتی ملتی می خواهد روی پای خود باایستد تمام کشورها بر او فشار می آورند تا آن استقلال را پیدا نکند. حق و باطل را با هم ملاحظه کنیم لذا با این مقایسه می تواند انسان به تکلیف خود عمل کند و آن چیزی که خدا از ما انتظار دارد از جمله صبر، تحمل و بصیرت لازم را به اینها می رسیم.
 
عاملی که موجب می شد زندانیها در مقابل شکنجه های ساواک تحمل داشته باشند و دوام بیاورند چه بوده است؟
دو نکته اساسی در این خصوص نقش داشته است یکی اعتقاد و باور به راهی که نیروهای سیاسی انتخاب کرده بودند  و دوم پای این اعتقاد و آرمان، محکم ایستادن، صبر کردن، حوصله به خرج دادن، تحمل مشکلات و مسائل، تبعیدها، زندان ها، شکنحه ها و ...
ما از حضرت آقا در این مورد نیز درس می گرفتیم ایشان مکرر به زندان می افتادند و ساواک از ایشان تعهد می گرفتند که صحبت نکنند و منبر نروند، وقتی از زندان بیرون می آمدند، منبر نمی رفتند ولی یک ساعت مقابل درب مسجد امام حسن (ع) پشت تریبون می ایستادند و طرح کلی اندیشه اسلامی در قران را برای حضار بیان می کردند.
افرادی که در این مسیر قدم می گذاشتند، استقامت، ایمان به راه و کارشان پیدا می کردند و رمز و راز موفقیت ما در برابر استکبار جز همین نیست چون اگر تا شکست خوردیم کوتاه بیاییم که پیروز نمی شویم.
 
ما برای حفظ انقلاب چه وظیفه ای داریم؟
همان وظیفه ای که بعد از پیامبر اسلام و بعد از خط و مشی که فرزندان پیامبر در پیش گرفتند. برای حفظ عاشورای امام حسین (ع) حضرت زینب (س) مهمتربن تکلیف را انجام داد. دقیقا ما برای حفظ نظام و انقلاب باید همان حرکت هایی که گذشتگان ما داشتند و پای آن ایستادند ما هم در حفظ و حراست از این ثروت عظیم الهی و اسلامی و ملی و سپردن آن به نسل بعد همین قصه را ادامه دهیم یعنی شناخت راه و وظایفمان، استقامت در راه اجرای کار و وظایفمان، پشتکار، صبر و تحمل مشکلات را داشته باشیم.
 
در مبارزات شما همسر شما هم برای ادامه مبارزات نقش داشته اند؟ از نقش ایشان بفرمایید؟
در زمان اولین بازداشت من، همسرم در عقد من بودند و در استمرار این زندگی، از سال 51 به بعد ایشان در این مدت بیشترین نقش را با توجه به اینکه من مدتی در زندان بودم و در بگیر و ببندهای که در زندگی داشتم، در غربت های کشیدن هایی که یک روز مشهد، روز دیگر تهران و روز دیگر قم بودبم، داشتند. صبر و حوصله و تحمل و پذیرش اهداف آرمان هایی که من داشتم، ایشان نقش موثری داشتند و البته چون خانواده همسر من نیز مذهبی و روحانی بودند و به راه امام اعتقاد داشتند، بیشترین نقش را این خانواده داشتند.
 
در پایان اگر صحبتی دارید؛ بفرمایید؟
تذکر دلسوزانه و دوستانه من از همه مردم که امروز پای کار نظام، انقلاب و آرمان های شهدا ایستاده اند؛ تلاش کنند روز به روز بر معرفت و بصیرت خود افزوده و برای اینکه زحمات گذشته را بتوانیم استمرار ببخشیم، در راستای وظایفی که خدا و قران و اولیا و انبیا بر گردن ما نهاده است، تلاش کنیم آنچه امروز از زبان بزرگان دین و مراجع تقلید و رهبر معظم انقلاب بیان می شود، را مد نظر قرار دهیم و نکته اساسی تر این است امروز به مراتب حفظ دین ، حفظ اعتقادات و آرمان های نظام و انقلاب سخت تر است.
امروز دشمن از طرق فضای مجازی وارد خانه هایمان شده است و به اندازه چندین لشگر علیه انقلاب و اسلام کار می کنند لذا باید حواسمان جمع باشد و از خدا و با توسل به ائمه که در چنین شرایطی عمده ترین مسئولیت بر دوش جوانان است و بیشتر در معرض خطر هستند، استمداد بگیریم.
کد مطلب ۶۷۴۱۹
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما