۰
تاریخ انتشار
جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۳۱
کارشناس مهدویت در گفتگو با خبرگزاری رضوی:

ابتلای جهانی به کرونا نشان داد بشریت بیش از گذشته نیازمند منجی است

ابتلای جهانی به کرونا نشان داد بشریت بیش از گذشته نیازمند منجی است
خبرگزاری رضوی. ساحل عباسی. یکی از مسائلی که سال گذشته و اوایل سال جاری در میان مردم جهان اعم از دینداران و موحدان و حتی خدا ناباوران و افرادی که اعتقاد دینی نداشتند مطرح شد موضوع منجی و موعود و گرایش یا رویگردانی از دینداری بود که بعد از شیوع پاندمی کرونا درجهان بحث روز شد.
در این میان برخی دین باوری و دعا و نیایش برای شفای بیماران و نابودی ویروس کرونا را زیر سوال بردند و برخی آخر دنیا شدن و نیاز به یک منجی را برای نجات زودتر بشریت بیشتر مطرح کردند اما کدام موضوع به واقعیت نزدیک تر و نیاز مردم جهان است را در گفتگو با حجت الاسلام و المسلمین جواد جعفری کارشناس مهدویت در میان گذاشتیم که در ادامه آمده است.

بعد از بحران همه گیری کرونا توجهات زیادی به نقش ادیان و معنویت برای تقویت امید و تاب آوری بشر در دنیا بوجود آمد و حتی دبیرکل سازمان ملل در پیامی از رهبران ادیان خواست تا در این زمینه همکاری و مشارکت کنند. همزمان توجه به مسئله منجی افزایش یافت. دیدگاه جنابعالی در این رابطه چیست؟
طبق آنچه روایات اسلامی در بحث ظهور عنوان کرده است  که فرج و گشایش بعد از ناامیدی ایجاد می شود و اینکه امام زمان علیه السلام هنگامی ظهور می کند که اوضاع دنیا بد و ناملايمات زیادی در زندگی انسان ها پدیدار شده، تعداد و شدت زلزله ها بیشتر شده، تفرقه های زیادی در جامعه ایجاد شده و مشکلات فراوانی بر زندگی انسان ها تحمیل شده، لذا مشخص است هنگامی که حضرت باید ظهور کند آن زمان است که مردم از روش زندگی و ادامه حیات در دنیا مایوس شوند.
با اینکه با پیشرفت علم و تکنولوژی مردم دنیا  احساس کردند که  تکنولوژی و پزشکی پیشرفت بسیار خوبی داشته و وضعیت مردم جهان رو به بهبودی است به گونه ای که حتی ممکن است چند سال آینده بسیاری از بیماری ها و مشکلات جامعه از بین برود اما شاهد بودیم ویروس نادیده ای این موضوع را به هم ریخت. اگر این موضوع که با پیشرفت علم جهان بی نیاز از منجی بود حاصل می گردید شاید عده ای گمان می کردند نیازی به منجی عالم بشریت نیست و در این صورت‌ طبیعی است پذیرش مردم نسبت به ظهور و آمدن منجی به شدت کاهش می یافت.

پس چالش علم و دین را در مناسبات بین المللی امروز یک امر رو به زوال ارزیابی می کنید؟
وقتی بحث منجی را مطرح کنیم پاسخ و عکس العمل طبیعی مردم این خواهد بود که ما نیازی به منجی نداریم چرا که مشکلات با پیشرفت علم در حال حل شدن است، لذا با روند توسعه علمی ممکن است حتی در ده سال آینده انسان ها با چالش جدی رو به رو نباشند لذا ما منبعد در جهان بدون مشکل زندگی می کنیم، جهانی که همه مردم به حق و حقوق خود می رسند و عدالت اجتماعی نهادینه می شود و انسان با پیامدهای بیماری دست و پنجه نرم نمی کند. اگر دنیا با این تعريف به صورت عادی پیش می رفت برخلاف مساله انتظار و منجی طلبی وقتی مردم ببینند  مشکلاتشان حل شده است از دین رویگردان می شوند اما ویروس کرونا ثابت کرد که با اینکه این همه به پیشرفت های پزشکی می بالیدیم و به این موضوع افتخار می کردیم که می توان اعضای بدن انسان ها را به هم پیوند داد و تمام مشکلات آنها را حل کرد و ما در قله علم هستیم اما یک ویروس  می تواند کل دنیا را به هم بریزد، ماه ها مردم را درگیر کند و تعداد بیشماری انسان را از بین ببرد و هنوز هم دانشمندان چنان مطمئن به درمان این بیماری با واکسن نیستند چرا که جهش های ویروس هیمنه پزشکی را شکست  و نشان داد علم و توانایی ما در برابر چنین مشکلاتی تا چه اندازه  کم است و ما چقدر آسیب پذیر هستیم.

آیا می توان گفت پدیده کرونا جهان بینی پیروان ادیان را در دنیا تحت تأثیر قرار داده است؟
ویروس کرونا نشان داد یک ویروس ذره بینی تا چه اندازه می تواند  جهان، اقتصاد، فرهنگ و جان انسان ها را دچار مشکل کند و همه مناسبت های اجتماعی را تعدیل کند،لذا این موضوع به موعود کمک کرد و نشان داد بشریت با توسل به علم هم نمی‌تواند سعادت بشر را تضمین کند و بشریت را به مدینه فاضله ای که فيلسوفان غیر مذهبی ترسیم کردند برساند. همین که فوکویاما که موسس نظریه پایان تاریخ در یکی دو سال گذشته از نظریه خود برگشت مساله مهمی است. فوکویاما ادعا کرده بود که لیبرال دموکراسی اوج فهم بشریت است و انسان به انسانیت خود رسیده از این رو نظریه پایان تاریخ را مطرح کرد که بشر به قله نهایی بشریت رسید و زندگی از اینجا به بعد تمام می شود بنابراین تاریخ تمام شد! اما بعد از مشاهده فساد در غرب که سیاسیون و زورگویان عالم از لیبرالیسم و دموکراسی چه سوء استفاده هایی به عمل می آورند و مردم را تحت  ظلم قرار می دهند از اندیشه خود بازگشت یعنی کسی که مترقی ترین اندیشه بشری و رسیدن به پایان تاریخ را مطرح کرد وقتی با افزایش آسیب های اجتماعی مواجه شد گفت : ما باید فکر دیگری کنیم چنین تحولی در یک تئوریسین نشان می دهد که متوجه شدند این نظریه نمی تواند درست باشد یا الوین تافلر نظریه موج سوم را ارائه کرده کتابی به نام به سوی تمدن جدید دارد. در این کتاب می گوید فکر می کردیم لیبرال دموکراسی می تواند مشکل مردم را حل کند و اگر ما همه چیز را به آرای عمومی کنیم و مردم را مقید به قوانین کنیم و آنها را به دین و رسومات مقید نکنیم و لیبرالیسم و آزادی در جامعه حکمفرما باشد قطعا مردم به سعادت آرامش می رسند اما  فهرست مشکلات غرب آنچنان بالا گرفته که این نظریه رد می شود. لذا آنچه الوین تافلر و پیشنهاداتی که برای حل این مشکلات ارائه کرد نشان داد که منجر به از بین رفتن یاس و ناامیدی نمی شود بلکه آن را دامن می زند، بنابراین این موضوع را تقویت می کند که یک منجی باید بیاید تا مشکلات اینچنینی مثل ویروس کرونا را برطرف کند، اینکه عده ای اعتقاد دینی کم است خیال می کنند اگر مشکلی پیش می آید دین را رها کنیم با این ها کاری ندارم اما آن هایی که دید کلی تری دارند تئوریسین هستند  مشکلات به وجود آمده مثل کرونا یا همین بلوای  انتخابات آمریکا که ناشی از اعتراض مردم کشوری است که خود را مهد دموکراسی می داند به ظلم نهادینه شده ای است که بر مردم می شود، لذا می توان گفت براساس روایات فرج بعد از یاس و ناامیدی حاصل می شود و امام زمان علیه السلام وقتی ظهور می کند که مردم از راهی که طی کردند مایوس شوند نه اینکه از دین و خدا ناامید شوند، لذا آن زمان به دنبال راه دیگری هستند که طبیعتا آن راه موعود و توجه به ضعف خود است.

آیا می توان نتیجه گرفت بعد از پاندمی و همه گیری کرونا اکنون توجه به مقوله موعود و امید و عدالت جهانی بیشتر از گذشته شده است؟
برآیند کلی که در این باره می توان گفت این است که مشکلاتی مثل کرونا می تواند عجز بشریت را دامن بزند و نشان دهد با توسل به مادیات واقعا انسان و جامعه سعادتمند نمی شوند چرا که در نهایت موعود خواهی و کسی که به فریاد مردم برسد حرف آخر را می زند،لذا ویروس کرونا به صورت طبیعی در جهت کلی نگاه و رویکرد مردم را به منجی و دین و معنویت تقویت کرد و بشریت را بیشتر به تفکر در اندیشه و حرکت به سمت و سوی ظهور پیش برد.
کد مطلب ۶۶۰۰۰
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما