۰
تاریخ انتشار
يکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۰۹
یادگار دفاع مقدس در گفتگو با خبرگزاری رضوی ؛

عزاداری در کرونا همچون عزاداری در اسارت است

عزاداری در کرونا همچون عزاداری در اسارت است
به گزارش سرویس دین و زندگی ، سیدمصطفی میرشجاع رزمنده و آزاده سال های دفاع مقدس است که علاوه بر مجروح شدن در جنگ 8 ساله علیه ایران ، 7 سال از عمرش را در زندان های بعث عراق بوده و درد اسارت چشیده است. به مناسبت هفته دفاع مقدس به سراغش رفتیم و پای صحبتش نشستیم . می گفت این روزها مرا به یاد روزهای اسارت می اندازد . روزهایی که به سختی عزاداری می کردیم اما روضه ها قطع نمی شد. میرشجاع گفت : الان می گویند خانه ها را حسینیه کنید ما هم در آن روزها زندان را حسینیه کردیم ، روی پتوهای سیاه با صابون می نوشتیم حسینیه حضرت ابوالفضل (ع) ، حسینیه حضرت زینب (س) ، حسینیه حضرت زهرا (س) و ... و به عزاداری می پرداختیم ، کتک می خوردیم اما می رفتیم زیر پتو و یا حسین (ع) می گفتیم و سینه میزدیم و عزاداری می کردیم تا روضه ها تعطیل نشود . به بعثی ها می گفتیم ما چیزی از شما نمی خواهیم اما بگذارید عزاداری کنیم به ما یک مفاتیح بدهید تا عزاداری کنیم ، کتک مان می زدند اما  باز عزاداری می کردیم چراکه پیر جماران گفت :  این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است .
  
ماجرای عجیب اسارت میرشجاع 
این رزمنده و آزاده که 7 سال اسیر  بعثی های عراق بوده است می گوید : همه همرزمانم مجروح شده و نیروهای بعث عراق به نزدیکی ما رسیده بودند و با لحن عربی - فارسی می گفتند چرا می جنگید مگر نمی خواهید بروید کربلا، اسیر ما شوید تا شما را ببریم کربلا اما من زیر آتش می دویم و این جمله را با خود زمزمه می کردم که مکتبی که شهادت دارد اسارت ندارد . مجروح شده بودم و بعثی ها تیر خلاص به مجروحان می زدند من هم منتظر بودم تا تیر را بزنند و شهید شوم ؛  تعداد تیرهای خلاصی را می شمردم 45، 46 ، ... به من که رسید شلیک شد اما گویا خشاب اسلحه خالی شده بود ، بعثی ای که تیر خلاصی می زد اسلحه سربازش را گرفت تا با کلاشینکف مرا بزند اما تیر از کنار سرم عبور کرد و سرم را زخم کرد و باز شهید نشدم ، عجیب بود چند بار شلیک شد اما شهادت قسمتم نبود و تصمیم گرفتند مرا به اردوگاه ببرند و اسیر کنند .

رزمنده دفاع مقدس و مدافع حرم حضرت زینب (س) 
آقا سید مصطفی سال 69 به کشور بازگشت اما بند پوتین جهادش را باز نکرد و باز مدافع حرم شد. سید مصطفی میرشجاع می گفت : دشمن آمده بود که جبهه مقاومت را بشکند و به حرم حضرت زینب (س) حمله کرد ؛ دو سال جنگیدند تا به حرم عقیله بنی هاشم(ع)  رسیدند، ما رفتیم و جنگیدیم و به قول شهید حاج قاسم سلیمانی ما دنبال جبهه و جای خاصی نبودیم ما رفتیم تا از حقوق بشر و حقوق انسانی دفاع کنیم. 

تزریق روحیه جهادی از پدر خانواده به اعضای خانواده 
سید مصطفی میرشجاع گفت : پارسال از سفر راهیان نور برمی گشتیم که شنیدیم سیل آمده است بار سفر بستم تا راهی مناطق سیل زده بشوم  اما همسرم  گفت : منهم می آیم و یکی یکی به این گروه  اضافه شدند، باخودروی شخصی راه افتادیم ، بی تفاوتی تبعات بدی دارد ، الان در زمان شیوع کرونا هم همه باید به هم کمک کنیم .کمک مومنانه به همنوعان وظیفه ماست الان مواسات لازم است ،مواسات لذت دارد هر چند سخت باشد. پسرم هم در خانواده همه را بسیج کرده است تا ماسک بدوزند و در این ایام عزاداری میان نیازمندان توزیع کنند. از  او پرسیدم پول این ماسک ها را از کجا می آورید گفت :  خدا پول کار خیر را می رساند . شیرینی خستگی در این راه را باید به عضای خانواده آموخت و بچه های ما هم می آمورند که جهاد خستگی ندارد و ما را به خدا نزدیک می کند. 
قیام سید الشهدا از دیر باز تاکنون روح رشادت و سلحشوری را در میان ای مردم غیور زنده نگه داشته است و راه حسین (ع) هیچگاه بی رهرو نمی ماند./ح.ش   

 
 
کد مطلب ۶۱۳۸۴
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما