۰
تاریخ انتشار
جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۹:۲۷
خبرنگاران مشهدی پاسخ می دهند؛

تیتر زندگیت چیه؟

تیتر زندگیت چیه؟
خبرگزاری رضوی- ملیحه رفیع طلب؛ می گویند خبرنگاری جز مشاغل سخت و زیان آور است، استرس زا است، روحت را دچار فرسودگی می کند، زمان مشخصی ندارد، اول هفته و جمعه و پنجشنبه برایت نمی گذارد،می گویند خبرنگار نباید تهییج آنی ایجاد کند. در خدمت منافع جامعه و مردم باشد، نه دنباله روی قدرت حاکم. تنظیم کننده حقیقت باشد و جز راست ننویسد. مطالبه گری را مهمترین هدف خود بداند، روحیه زمخت و دل به دریا زدن داشته باشد و آنجا که باید، برود در دل اتفاقات سخت و از پیش تعیین نشده. همه اینها به درست اما من می گویم در بطن تمام تعاریفی که از خبرنگار می گویند و می خوانیم و می شنویم، این حرفه عشق می طلبد ولو آن زمان که برای انتشار خبری تهدید شوی، حتی آن موقع که میکروفن به دست از درد مردم بگویی و در چشمانت زل بزنند و بگویند که به تو چه، و یا آن روزی که طبق رسالت خود از رنج و مصائب رخدادهای موجود بنویسی و حذف کنند آن چه را که در خط مشی شان نیست. و با وجود تمام این حساسیت ها، با تکرار همه آنچه که از این حرفه پر از هیجان و پر مشقت می دانیم، بازهم می گویم خبرنگاری عشق می طلبد.
امسال به مناسبت این روز تصمیم گرفتم به سراغ چند خبرنگار کاربلد شهرمان که وجدان و روحیه مطالبه گری را سرلوحه کار خود قرار داده اند بروم تا از سختی ها و شیرینی های این حرفه سخت و شیرین بگویند، از جالبترین سوژه ای که کار کرده اند از هدفشان در این مسیر و این که اگر بخواهند برای زندگی و شغل شان تیتری بزنند آن تیتر چیست. گپ و گفت پیش رو حاصل این سوال هاست:

زندگی در شرایط بحرانی
عقیل رحمانی از سال ۹۲ به صورت حرفه ای در سرویس حوادث روزنامه قدس خراسان مشغول به فعالیت شد. بعد از آن حدود دو سال در صفحه حرف مردم روزنامه خراسان رضوی از درد مردم نوشت و حالا دبیر حوادث روزنامه قدس است و بنا به سخت گیری و پیگیری های مصرانه اش خواب به چشم خیلی ها نمی آید.
رحمانی معتقد است خبر خوب خبری است که برای مردم نتیجه بخش باشد و زمانی که در این اوضاع سخت اقتصادی آن خبر را می شنوند لبخند ضمیمه رضایت و دعای خیر شود. او تاکید میکند این خبر می تواند کشف محموله قاچاق باشد و یا افشای تخلفات مدیری متخلف.
از او می خواهیم مهمترین، سخت ترین، شیرین ترین و حساس ترین سوژه ای را که پیگیری کرده را بازگو کند که پاسخ می دهد: از مهترین سوژه هایی ‌که پیگیری کردم بازداشت مدیر کل تعزیرات حکومتی سابق بوده که برای پیگیری مشقت زیادی کشیدم و بلاخره به نتیجه رسید. نهایتا هم تخلفاتش مشخص شد.
در مورد شیرین ترین سوژه هم بنظرم همین پرونده تعزیرات حکومتی است که بعد از دوسال پیگیری و درگیری و تهدید به نتیجه رسید.
اما سخترین سوژه موضوعاتی است که وقتی پیگیری میکنم برخی مسیولین به جای حمایت از من از متخلفان حمایت میکنند. سوژه پیگیری‌ ماهی های چینی که در سراسر کشور پیچیده بود و از خراسان رضوی و سیستان عده ای بازداشت شدند و در نهایت معلوم شد محموله به تهران رفته را از سخت ترین سوژه هایم می دانم و این پیگیری ها به خاطر تعدد شاخه هایش کار را سخت کرده بود.
حساس ترین سوژه نیز مستنداتی به دست اوردم که یکی از مسیولان استانی از نزدیکانش جز گروه پژاک است و بخاطر فشارهای زیادی که در این خصوص متحمل شدم را جز حساس ترین سوژه هایم نام میبرم.
اما یکی از سوژه هایی که دوست دارم پیگیری کنم ماجرای ارزهای دولتی است که به برخی افراد داده شده و گویا هرکجا خواستند از آن ارزها استفاده کرده اند. دوست دارم این ماجرا را پیگیری کنم تا مشخص شود در این ماجرا کجا سواستفاده شده کدام مسئول از این افراد حمایت کردند و باقی ماجرا.
رحمانی که بنا به حوزه فعالیتش زیاد تهدید شده و در موارد متعددی هم از او بخاطر افشاگری هایی که از تخلفات و زد و بندها کرده شکایت کرده اند در این باره می گوید: در گیر و دار پیگیری ماجرای گران فروشی برنج از من شکایت شد و قسمت بد و ناراحت کننده ماجرا این که برخی مسئولان هم‌ از متخلفین حمایت کردند و کار به جایی رسید که به دادسرا احظار شدم. عده ای نقشه کشیده بودند که من را زمین بزنند اما بخت با حق یار بود و دست آنها که باید رو شد.
مدیر کل تعزیرات سابق نیز یک بار به روزنامه قدس تماس گرفت و خواست تا من را اخراج کنند دلیلش هم این بود که مدیر کل استانی است و این درخواست را دارد و باید اجابت شود. او ادعا میکرد من مثل بازپرس با او صحبت می کنم. در این مدت تهدید هم زیاد شده ام بخصوص در مورد پرونده ماهی های چینی. طوری که به من میگفتند ۵۰۰ میلیون میدهیم و تو را از سر راه برمیداریم. اما خداروشکر تا امروز هنوز کتک نخورده ام.
وی ادامه می دهد: گاهی با خودم فکر میکنم با این همه فساد چطور می توان مبارزه کرد. در حال افشای فلان فساد هستیم که خبر از تخلف دیگری را می شنویم و گاهی فکر می کنم چه کسی پیدا می شود در مسیر مبارزه با فساد با من هم سو باشد و برای اجرای عدالت هم قدم، و بخاطر پیگیری های تخلفات مختلف تا این اندازه روی من فشار نیاورند.

رحمانی در آخر توصیه ای به کسانی که می خواهند وارد این حرفه شوند می کند و می گوید خبرنگاری را مترادف با بازی با اعصاب و روان و زندگی می دانم: اگر عاشق این شغل هستی بسم الله اما اگر اگر توان رویارویی با حجمی از استرس مدام را نداری وارد نشو، اما اگر توان شکایت و تهدید و بازداشت و بدوبیراه شنیدن را داری خبرنگاری را انتخاب کن، پشت همه این مشقت ها و نگرانی ها لبخند و رضایتی است که از سمت مردم میبینی و این همان خدمت به خلق خدا است.
وی "خبرنگاری یعنی زندگی در شرایط بحرانی" را تیتر زندگی شغلی خود عنوان می کند.

رشته ای بر گردنم افکنده دوست
بنیامین یوسف زاده که کارش را از سال ۸۳ با باشگاه خبرنگاران شروع کرده تا امروز در رسانه های مختلفی قلم زده و در حال حاضر به عنوان مدیر خبرگزاری برنا در خراسان رضوی و یکی از اعضای تحریریه روزنامه شهرآرا فعالیت می کند.
وی که جز خبرنویسان حرفه ای این روزنامه است در تعریف خبر خوب می گوید:
خبر و ارتباط مثل خیلی از موضوعات زیرشاخه علوم انسانی، مطلق نیستند و نمیشود به قطعیت گفت خبری خوب یا بد است. به نظر من خبر خوب در موقعیت خودش شکل می گیرد و این به هنر خبرنگار مربوط میشود که چقدر بتواند یک خبر را هنرمندانه تنظیم کند. صد البته که تاثیرگذاری آن خبر هم دیگر هنر خبرنگار است.
یوسف زاده یکی از لذت بخش ترین سوژه هایی را که تا امروز پیگیری کرده و اتفاقا نتیجه مطلوب را هم به دست آورده داستان پلاسماهای دورریز اداره کل انتقال خون خراسان رضوی می داند که با پیگیری هایش باعث جلوگیری از این روند شد.
از او می پرسم در طول این سالها برای پیگیری سوژه ای تهدید شده اید که پاسخ می دهد: تهدید که زیاد شدم. اصلا تهدید و ارعاب جز لاینفک حرفه خبرنگاری است. اما من همیشه سعی می کنم به نرمی از کنار این تهدیدات رد بشوم، چرا که رسالتم چیز دیگری است که تهدید مانعی برای آن نیست.
او در ادامه برایمان از سختی های این حرفه می گوید که گاهی کلافه اش می کند اما از مسیری که انتخاب کرده به هیچ وجه پشیمان نیست: به نظرم این خستگی ها مقطعی است و کسی که عاشق کارش باشد با یک استراحت جزئی میتواند دوباره با همان نشاط به کارش ادامه بدهد.
میگویم جمله ای را به کسی که می خواهد وارد این عرصه شود بگوید: خبرنگار یک عشق خاص می خواهد اگر فقط دنبال هیجانی و فکر می کنی از پس مصائب این شغل بدون درنظر گرفتن عشق و علاقه برآیی وارد این حرفه نشو.
از او می خواهم اینبار برای زندگی کاری اش یک تیتر بزند: با خنده می گوید؛ رشته ای بر گردنم افکنده دوست/ میبرد هرجا که خاطر خواه اوست.

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
نوید زنده روحیان خبرنگار جوان و با انگیزه روزنامه خراسان است که حدود دو سالی می شود در این روزنامه حوزه های اجتماعی و اقتصادی را تجربه کرده و مدتی هم در صفحه حرف مردم به انجام رسالت خود پرداخته است.
او بر این باور است تشخیص خبر خوب از دید فنی بسیار سخت است و شاید برای همین خودش تا به حال موفق به نوشتن یک خبر خوب نشده، اما از نظر محتوا هر اتفاقی که برای مردم شهر هرچند کوچک بیفتد که نتیجه اش نشاط و شادی باشد از نظرش خبر خوب نام میگیرد: خدارا شکر می کنم از این نوع خبر در همین مدت فعالیتم زیاد نوشته ام و بازخوردهای مسرت بخشی را از طرف مردم دیده ام.
زنده روحیان عقیده دارد همه سوژه هایی که به نوعی پیگیری کرده برایش ارزشمند هستند اما یکی از خاطره انگیز ترین سوژه‌هایش را موضوع زباله گردی عنوان می کند و می گوید: از نگاهی متفاوت اقدام به یک روز زباله گردی و خرید و فروش زباله کردم که واقعا حس عجیبی بود.
او این را هم متذکر می شود که تا به حال به این فکر نکرده که سوژه‌ای را که شروع میکند به نتیجه نرسد و در ادامه می گوید: همیشه این اطمینان دارم که بلاخره سوژه را به نتیجه میرسانم اما متاسفانه در بحث هایی مانند آسیب‌های اجتماعی هیچ انتها و نتیجه‌ای وجود ندارد و مشکلات به هم پیوسته و دنباله دار هستند و صرفا شاید نتیجه در مورد آن تیپ سوژه ها فقط دیده شدن و ایجاد حساسیت در جامعه برای یک تسکین موقتی باشد.
از او می پرسیم مهم ترین دغدغه ای که در این حرفه دارد چیست که اظهار می کند: مهمترین دغدغه ام در بحث گزارش در مورد حاشیه شهر است که تقریبا ۶ ماهه ای است در حال پیگیری ام، اما انقدر در این مورد درها بسته است و حساسیت های عجیب و غریب و گاها بی تفاوتی هایی وجود دارد که به سختی میشود به موضوع ورود پیدا کرد.
زنده روحیان این را هم میگوید که گاها گزارش‌هایی را که اتفاقا به نتیجه مورد نظر رسیده دارای حساسیت های زیادی بوده و از قِبل آن تهدیدهای جزیی شده، پرخاشگری دیده، که بدون شک همراه با ترس و استرس بوده اما در بطن همه این اتفاقات نتیجه مطلوبی که از پیگیری های مکرر خود به دست آورده شیرینی مضاعفی را برایش به همراه داشته است.
از او نیز در خصوص شیرین ترین، تلخ ترین، حساس ترین و سخت ترین سوژه ای که این مدت پیگیری کرده می پرسم که توضیح می دهد: در صفحه دو خراسان رضوی آیتمی به نام تریبون محله که مستقیما با مردم در ارتباط بود را جذاب ترین موضوعی میدانم که در این مدت در کارنامه کاری ام ثبت شده است. این که قدم به قدم و رو در رو دردها و مشکلات مردم را ببینی و آنها را انعکاس دهی وظیفه هر خبرنگاری است.
تلخ ترین سوژه ام هم مربوط به روز پرستار بود که با پرستاران شیفت شب اورژانس یک شب را به صبح رساندم و متاسفانه در همان حین در اتاق احیا یک هم‌شهری از دنیا رفت و شاهد پرپر شدنش بودم.
حساس‌ترین سوژه ام را خبری میدانم که مربوط به شرکت پدیده شاندیز و تغییراتی که در این شرکت رخ می‌داد، بود و به دلیل ابعاد مهم و تعدادبالای مرتبطین به این شرکت حساسیت بالایی داشت.
اما سخت ترین و البته فراموش نشدنی سوژه ام یک روز زباله گردی در خیابان های شهر و تحمل شرایط عجیب این شغل بود.
اما همه‌این سختی ها و استرس ها به هیچ وجه باعث نشده از انتخاب این حرفه دوست داشتنی پشیمان شوم و حتی بلعکس هرروز مشتاق تر و پرانگیزه تر به کارم ادامه می دهم، بی هیچ تردید هر شغلی خستگی ها و سختی های خودش را دارد چه بسا در خبرنگاری حجم بیشتری از اضطراب را باید تحمل کنی. به همین خاطر به کسانی که قصد ورود به این شغل را دارند میگویم اگر میخواهی فرسودگی و پیری خودت را با سرعت بالا ببینی و با این وجود همچنان با عشق به کارت ادامه بدهی، هم از خودی و هم غیر خودی ضربه بخوری اما باز به این مسیر ادامه بدهی، خبرنگاری بهترین انتخاب است.
وی در پایان می گوید: اگر قرار باشد اینبار برای زندگی کاری ام تیتری بزنم همان شاه بیت معروف صایب تبریزی همه چیز را بیان می کند: ما زنده به آنیم که آرام‌ نگیریم/موجیم که آسودگی ما عدم ماست

به دنبال چند پاراگراف خبر حلال
نیما رهنما از خبرنگاران موفق و کارکشته حوزه شهری و اجتماعی خبرگزاری ایسناست.
در ابتدای صحبت تعریفی از یک خبر خوب ارائه می دهد و می گوید: از نظر من خبر خوب خبری است که عده ای نمی‌خواهند منتشر شود، یعنی نهاد، شخص و یا سازمانی که در رابطه با آنها خبر زده می‌شود نخواهند که آن موضوع منتشر شود.

موضوع باغ وحش مشهد یکی از سوژه‌هایی
است که رهنما پیگیری های زیادی را برای بازگشایی آن انجام داده است که در این باره می گوید: در این زمینه به نظرم خوب توانستم زوایای مختلف آن را پیگیری کنم که در چندین گزارش و مصاحبه آن را پیگیری کردیم و به این منجر شد که کمی اصلاحات در باغ وحش انجام شود. البته به نظر خودم این کافی نبود و باید اتفاقات بهتری می‌افتاد اما به هرحال نتیجه اش به نفع مردم خواهد بود و چه بهتر از این.
اما سوژه هایی هم بوده که به نتیجه رسیده و فکرش را نمی‌کردم، درخصوص کال‌ها یا مسیل‌های مشهد که بسیار هم خطرناک هستند، طی چندین نوبت پیگیری کردیم و در رابطه با کال اسماعیل‌آباد گزارشی نوشتیم که بعد از آن شهرداری اعلام کرد می‌خواهد آنجا را بازسازی و بهسازی کند. این را هم‌ بگویم از سوژه‌های دیگری که از جانب رسانه‌ها خیلی پیگیری شده و دوست دارم به نتیجه برسد وضعیت کوهستان پارک مشهد است که هنوز به نتیجه دلخواه نرسیده است.
اما گاهی موضوعاتی است که دوست دارم پیگیری کنم از جمله آن، مصاحبه‌های رو در رو با مسئولین رده اولی است که بی‌پرده با آنها صحبت کنیم و سوالات مهمی که نمی‌خواهند از آنها پرسیده شود را بپرسیم.
می گوییم تا به حال شده برای انجام مصاحبه و تهیه خبری دچار درگیری شوید که تعریف می کند: رئیس سازمان میراث فرهنگی وقت برای افتتاح نمایشگاهی به مشهد آمده بود و ما در حال مصاحبه بودیم که چند نفر از افراد اطراف آقای مونسان من را هول می‌داند و نمی‌گذاشتند کارم را انجام دهم. من هم با آنها درگیر شدم. استاندار من را دیدند و کشاندند سمت خودشان و از زاویه دیگر مصاحبه را گرفتم و توانستم کارم را انجام دهم. بعد هم خودشان از وضعیتی که پیش آمده عذرخواهی کردند. از این موارد زیاد بوده که با مسئولان سر مصاحبه گرفتن چه حضوری و چه تلفنی بحثمان شود که یا نمی‌خواستند پاسخگو باشند یا شرایط مناسب نبوده است. اما اینکه تهدید شوم یا کتک بخورم نبوده است.
وی در ادامه اشاره ای به شیرین ترین مصاحبه یا سوژه ای که پیگیری کرده میکند و می افزاید: مصاحبه با یک مربی زمان بود که با همکاری دوستان مصاحبه را انجام دادیم. این مصاحبه درخصوص این بود که اصلا زمان چیست و چگونه باید زمان را مدیریت کنیم. در پنج قسمت آن را منتشر کردیم و بسیار جذاب بود. جذابیت و شیرینی اش به اندازه ای بود که بعد از مدتی صوت آن را دوباره گوش میدادم و برای افراد تعریف می کردم. مورد دیگر مصاحبه با سالمندان در پارک ملت بود که در آستانه روز سالمندان انجام شد. مصاحبت با این افراد خیلی برایم جالب و شیرین بود.
اما تلخ ترین سوژه‌ای که پیگیری کردم مربوط به زلزله سفیدسنگ بود که بعد از زلزله به محل حادثه رفتیم. افراد خیلی شرایط سختی را داشتند. اینکه باید از آن وضعیت گزارش تهیه می‌کردیم واقعا سخت و تلخ بود و در مجموع سخت ترین‌ها گزارش ها همین گزارش های میدانی برای حوادث و زلزله است. اینکه باید در آن شرایط کار انجام دهیم، احساسات خود را کنترل کنیم، وظیفه خود را به درستی انجام دهیم جزو سخت‌ترین کارها است.
در خصوص حساس ترین سوژه نیز بستگی دارد که از چه دیدگاهی حساسیت موضوع را بیان کنیم. مواردی که جنبه کشوری دارد و خبر باید سریع آماده شود مثل نشست های کشوری موارد حساسی تلقی می شود.
اما در هر صورت من این شغل را باعلاقه شروع کردم و باوجود سختی هایش، خودسانسوری‌ها و خط قرمزهایی که وجود دارد انگیره ام را از دست نداده ام و تا جایی که می‌توانم این هدف را دنبال می‌کنم. در هرصورت ما تلاش می‌کنیم صدای مردم را به مسئولین و صدای مسئولین را به مردم برسانیم. معمولا رسانه های داخلی ما در قسمت اول کمی مشکل دارند که بتوانند صدای مردم را به مسئولین برسانند و اکثرا صدای مسئولین را به مردم می‌رسانیم و همین باعث مشکلاتی شده و اعتماد مردم به رسانه‌های داخلی کم شده است. درحالی که باید تعادلی بین این دو مورد ایجاد کنیم که فکر نمی کنم تاکنون به صورت کامل ایجاد شده باشد.
از او هم می خواهیم برای زندگی و شغلش تیتر بزند که می گوید: به دنبال فرار از آشفتگی تیتر این روزهای زندگی ام شده و به دنبال چند پاراگراف خبر حلال را، تیتر روزهای کاری ام میدانم.
کد مطلب ۵۹۲۷۹
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما