۰
تاریخ انتشار
شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۵۷
به همت بنیاد حمایت از فرشتگان آسمانی صورت پذیرفت؛

هدیه متفاوت برای روز مادر/3 کودک زندانی در آغوش مادرانشان قرار گرفتند

آزادی زندانی ها
آزادی زندانی ها
خبرگزاری رضوی- ملیحه رفیع طلب: «مادر» از آن واژه هایی است که تلفظ حتی سیلاب ‌های نامش برایت آرامش خاطر می آورد و امنیت. می شود در پرتو سایه و محبتش که انگار تمامی ندارد و نه سن و سال می شناسد و نه دوری و نزدیکی، سیراب شوی از حسی ناب، از دوست داشتنی که خالص بودنش را در دامان او می توانی حس کنی، اشباع شوی و قدرت بگیری از وجود قدرت مند و خستگی ناپذیرش در برابر تمام ناملایمات روزگار. به رسم ادب، به پاسداشت فداکاری هایی که فقط از او بر می آید از «مادر» که چه بی ریا و بی توقع محبت می کند این خلق تکرار نشدنی، روز تولد حضرت زهرا (س) جور دیگری به پابوسش می رویم تا گرد خستگی از چهره اش بزداییم و یاداوری کنیم قدرش را می دانیم و برای بودنش در کنارمان شکرگذاریم. در این روز هرکس به نحوی محبت خود را نشانش می دهد، با هدیه ای، با آغوشی و با دسته گلی. اما هستند کسانی که راهی متفاوت و روشی منشانه را انتخاب کرده اند تا یادمان دهند نشاندن لبخند بر لب هم نوعانمان چقدر ساده است و دوست داشتنی و چقدر دل مان را آرام می کند. 

روز مادر و هدیه ای خاص
«بنیاد حمایت از فرشتگان آسمانی» که از سال ۹۴، با شعار «مهربانی واگیر دارد» و با مسیولیت حسین شریفی فعالیت های خیرخواهانه خود را با هدف دستگیری و کمک به کودکان بی سرپرست و کودکان کار آغاز کرده، روز مادر امسال را جور دیگر و با آزادی سه نوجوان زندانی زیر ۱۸ سال و برگرداندن آنها به کانون خانواده و  نشاندن لبخند بر لبان مادران آنها جشن گرفته است. تصورش را بکنید؛ در روزی که همه ما درگیر و دار جشن روز به این بزرگی بودیم، عده ای جوان دغدغه مند، تصمیم گرفتند دین شان ‌را به اسطوره مهربانی طور دیگر ادا کنند، این بنیاد خیریه که تا امروز در راستای فعالیت های خیرخواهانه کارهای بزرگی کرده که از جمله آن می توان به برآورده کردن آرزوهای کودکان آن هم به تعداد بسیار بالا اشاره کرد، امسال با کمک خیران خود سه نوجوان را که به دلیل دعوا و ضرب و جرح روزهایی را به دور از خانه و در کانون اصلاح و تربیت سر می کردند، آزاد کرد و گل لبخند را بر لبان سه مادر نشاند، به همین زیبایی و منحصر به فردی. 
روز گذشته همراه با شریفی رئیس بنیاد به کانون اصلاح و تربیت مشهد و محل آزادی این سه زندانی رفتیم تا در این لحظه فراموش نشدنی در کنار آنها باشیم و دستان سه کودک و مادر را در دست هم بگذاریم تا آنها هم در این روز کنار هم ‌باشند و قدر بودن در کنار هم را بیش از پیش درک کنند. 


هیچ کجا خانه و مدرسه نمی شود
با یکی از این کودکان هم صحبت می شویم. به دلیل معذوریت نام این کودکان را منتشر نمی کنیم. او ۱۳ سال سن دارد و به ما می گوید که بخاطر به اصطلاح رفیق بازی گرفتار می شود و با پسر همسایه شان دعوا می کند و با چاقو به دست او ضربه می زند. خانواده آن پسربچه هم شکایت می کنند و همین می شود که حدودا ۴ ماه این پسر بچه در کانون اصلاح و تربیت زندانی می شود.
ابتدای صحبت خودش برایمان می گوید: «پشیمانم. از این که بخاطر دلایل پیش پا افتاده بهترین روزایی که می توانستم در کنار خانواده ام باشم را اینجا سر کردم پشیمانم. درست است در کانون و در کاراگاه های مختلف سعی می شود راه درست را نشانمان دهند اما در هر صورت خطایی کرده ایم و اسمش زندان است و از اولین لحظه از کار اشتباهم پشیمان شدم. به همین خاطر به هم سن و سال هایم می گویم که توصیه های پدر و مادرشان را جدی بگیرند و بدانند هیچ کجا خانه و مدرسه نمی شود. دلم برای پدر و مادرم تنگ شده بود و هیچ چیز سخت تر از دوری از عزیزانت نیست» 
مادر این کودک که بی تابی می کرد و به محض بیرون آمدن پسرش از کانون او را سخت در آغوش گرفت می گوید هزینه دیه ۵ میلیونی را باید پرداخت می کرده اند که از توان شان خارج بوده و به کمک بنیاد حمایت از فرشتگان آسمانی این مبلغ پرداخت و رضایت خانواده شاکی جلب شده است.  

قصه از کجا شروع شد؟ 
اما ادامه قصه و هدف و دلیل تاسیس بنیاد خیریه حمایت از فرشتگان آسمانی را از زبان رئیس این بنیاد می خوانید:  در تاریخ چهارم تیر ماه ۹۴ بود که تصمیم گرفتیم قدم در مسیری متفاوت بگذاریم و حتم نداشتیم تبعات مثبت این کار زندگی فردی مان را نشانه می گیرد و با نشر آن فرهنگ سازی صورت می گیرد و منجر به ترویج فعالیت های انسان دوستانه می شود، ما «بنیاد حمایت از فرشتگان آسمانی» را تاسیس کردیم و مطمعن بودیم مهربانی به اندازه ای واگیر دارد که می تواند گروه کوچک ما را طی مدت کوتاهی به گروهی بزرگ و همدل تبدیل کند تا با کمک هم و در کنار هم برای کودکانی که خواسته و ناخواسته از اولین نیازهای زندگی محروم شده اند و نیاز به فریادرسی دارند تا محبت بکارد در دل هایشان و مسیر درست زندگی را نشانشان دهند، تلاش کنیم.  

آرزوهایی که محقق می شود
شریفی در ادامه تاکید می کند در مشهد گروه ها و خیریه های زیادی برای کودکان فعالیت می کنند اما شاید فرق این بنیاد این است که سیطره فعالیت هایش را منوط به کاری خاص نکرده بلکه در شاخه های مختلف به موضوعات کودکان کار و بی سرپرست ورود می کند و مرهمی می شود بر زخم هایشان: در روزهای ابتدایی فعالیت با کمک خیران که امروز تعدادشان بیش از ۶۰۰ نفر است، برای کودکان نیازمند پوشاک و خوراک و مایحتاج اولیه را تهیه می کردیم اما هرچه بیشتر در گود ماجرا قرار  گرفتیم متوجه می شدیم این فقط پوسته کار است و نیازهای این کودکان و اقداماتی که می توان و باید برای آنها انجام داد خیلی فراتر از این موارد است. از این رو فعالیت هایمان را گسترش دادیم که از جمله آن می توان به براورده کردن آرزوهای کودکان بی بضاعت اشاره کرد. 
شریفی برگه هایی را نشانمان می دهد که با شعار این بنیاد تزیین شده و می گوید: ما به مناطق محروم استان و مشهد مراجعه می کنیم و این برگه ها را به کودکان می دهیم و از آن ها می خواهیم آرزوهای خود را داخل آن بنویسند، بعد از آن با کمک خیران و اعلام فراخوان در کانال تلگرامی و پیج اینستاگرام‌ خود، آرزوهای این کودکان را برآورده می  کنیم، آرزوها و تمناهایی که من و شما نوعی تصورش را نمی توانیم بکنیم که داشتن یک عروسک و یا رفتن به سینما و نقاشی کردن با مداد رنگی برای عده ای اینقدر دست نیافتنی باشد که تبدیل به آرزو شده باشد. 
وی ادامه می دهد: بعد از این که آرزوهای بچه ها را خریداری کردیم جشنی برای آنها می گیریم و در آن جشن هدایای آنها را تحویل شان می دهیم و برق شوق را در چشمانشان می بینیم. همین برای ما کافی است و لذتش با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست. 

فرهنگ سازی هدف اصلی بنیاد
از او می پرسیم در این مدت چه تعداد آرزو را برآورده کرده اند که پاسخ می دهد: تعدادش از چند صد هزار تا هم بیشتر شده است. فکرش را بکنید ما به مدرسه ای می رویم و آرزوهای این کودکان را خریداری می کنیم یا به روستاهای محروم می رویم که تعدادشان خیلی زیاد است و شمارش از دست مان‌در رفته است. برای ما مهم فرهنگ سازی و اشاعه این کار خیر است اصلا به همین دلیل است که تمام فعالیت مان را در پیج اینستاگرام قرار می دهیم تا کسانی که می خواهند در این مسیر فعالیت کنند بدانند و ببینند در کنارشان چه کودکانی هستند که می توانند شوق زندگی را در دل هایشان زنده کنند. در موارد زیادی هم آرزوهای بچه های کار را برآورده کرده ایم‌.


تهیه اقلام برای کارتن خواب ها
شریفی این را هم می گوید که فعالیت هایشان منوط به کودکان نیست، بلکه به مناسبت های مختلف برای کارتن خواب ها و افرادی که در شرایط بدی به سر می برند غذای گرم و پوشاک آماده می کند و به آنها هدیه می دهد و یا در فصل سرد برای کودکان کاپشن خریداری می کنند. 
وی می افزاید: در این سال های فعالیت مان موفق شده ایم ۷ کودک زندانی را به ارزش ۳۰ میلیون تومان آزاد کنیم که سه کودک روز گذشته آزاد شدند و بعد از آزادی برای آن کودکان و مادر هایشان هدیه گرفتیم. البته هدف دیگر ما بعد از آزادی اشتغال زایی برای آن هاست چرا که اعتقاد داریم آزادی تازه اول راه است و از این به بعد باید دست این کودکان را محکم تر بگیریم تا دوباره در مسیر اشتباه قرار نگیرند. اکثر این ها از خانواده هایی ضعیف هستند که توانایی فرستادن کودکانشان به مدرسه و خرید لوازم التحریر را ندارند از این رو کنار این کودکان می مانیم تا از اولین نیازها دور نمانند. 

تهیه ۹۹ دست لباس همزمان با سال ۹۹
وی این را هم می گوید که هرسال به مناسبت سال جدید، لباس و رخت نو و بسته غذایی را به تعداد همان سال برای خانواده های محروم تهیه می کند: برای مثال سال گذشته ۹۸ دست لباس را برای کودکان نیازمند تهیه کردیم و امسال قصد داریم ۹۹ دست لباس و پوشاک را تهیه کنیم و به آنها تحویل دهیم. طریقه شناسایی کودکان نیازمند هم بدین صورت است که هربار منطقه ای محروم را انتخاب می کنیم و به آن جا مراجعه می کنیم. ما می خواهیم و تلاش می کنیم در شهرمان هیچ کودکی از اصلی ترین و ابتدایی ترین نیازهای خود محروم نباشد، کاری سخت و زمان بر است و به این راحتی میسر نمی شود اما در طول این سالها تلاش مان را کرده ایم که این کودکان رنج دیده حتی چند ساعت آزاد و رها و بی دغدغه بخندند و کیف کنند، از این رو گاهی آنها را به سینما می بریم، گاهی به رستوران و شهر بازی و در کنار آنها هستیم تا این امر خداپسندانه بیشتر و بیشتر ترویج داده شود. 
کد مطلب ۵۲۰۸۴
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما