۰
تاریخ انتشار
يکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۱۵:۲۹
گزارش خبرگزاری رضوی از هفدهمین جشنواره فیلم فجر مشهد؛

روزهای پایانی جشنواره فیلم فجر و استقبال مخاطبین مشهدی

روزهای پایانی جشنواره فیلم فجر و استقبال مخاطبین مشهدی
خبرگزاری رضوی- هفدهمین جشنواره فیلم فجر مشهد، فردا با اکران ۲۷ فیلم در سینما آفریقا، ۲۴ فیلم در هویزه، ویلاژ توریست، اطلس و گلشن با استقبال کم نظیر سینما دوستان مشهدی به کار خود پایان می دهد. هرچند امسال هم مانند سال های پیش تا ساعات نزدیک به برگزاری جشنواره قرار نبود تمامی فیلم ها در مشهد اکران شود اما با همت شهرداری و خرید تمامی فیلم ها، جشنواره پرشوری رقم خورد و اهالی هنر و فرهنگ را دور هم جمع کرد تا شاهد بزرگترین رخداد سینمایی کشور باشند. 
قبل از اکران فیلم ها، با رصدی کوتاه از هر فیلم و کارگردان و بازیگران می توان حدس زد که تا چه میزان در جشنواره امسال خواهند درخشید و چند تندیس سیمرغ را در بخش های مختلف از آن خود می کند. و از همان ابتدا همهمه های زیادی برای کارهای خوبی نظیر روز صفر، شنای پروانه، درخت گردو، مغز استخوان، آبادان یازده ۶۰، روز بلوا شنیده میشد. حضور کارگردانانی نظیر محمدحسین مهدویان، محمدکارت، سعید ملکان، حمیدرضا قربانی و... تا اندازه نشان میداد هر فیلم تا چه اندازه می تواند موفق باشد. 
مشهدی ها در روز نخست جشنواره به تماشای فیلم هایی مانند سینما شهر قصه، آن شب، کشتارگاه، شنای پروانه، تعارض روز صفر، دوزیست، من می ترسم و ابر بارانش گرفته نشستند و اکثریت روز صفر، شنای پروانه و دوزیست را بهترین فیلم عنوان کردند. 
در ادامه به نقد چند فیلم برتر جشنواره امسال می پردازیم؛

مرگ پروانه هایی زیرپوست شهر
شنای پروانه ژانری اجتماعی دارد که به معضل گنده لات های محله ای می پردازد که پروانه های معصومی با ترس و دلهره در دل این محله ها که اتفاقا تعدادشان در پایتخت کم نیست، مظلومانه جان می دهند. این فیلم که با ریتم جنجالی پیش می رود از همان ابتدا ثابت می کند که قرار است اتفاقات هیجان انگیزی را به نمایش بگذارد و تو را با اتفاقاتی رو برو کند که در بطن جامعه وجود دارد اما دقیقا زیر پوست شهر. 
اتفاقات پیش بینی نشده این فیلم آن هم در لحظه به جذابیت آن کمک کرده و تکنیک های فیلم برداری از نکات مثبت دیگر فیلم است. در این فیلم قهرمان واقعی و قهرمان دروغین گویا در تقابل با هم باید باشند اما قهرمان واقعی(جواد عزتی)  خود را قربانی منفعت طلبی عده ای می بیند. در واقع جاه طلبی های برادر خود. این فیلم تا آخرین لحظات ببینده را با خود پیش می برد و صحنه های تلخی را به نمایش می گذارد که واقعیت دارد و می توانیم بگوییم به تنهایی باری از کاستی های فیلم سازی را بر دوش کشیده است. 


سه کام حبس، ژانری واقعی
سه کام حبس با کارگردانی و نویسندگی سامان سالور و بازی پریناز ایزدیار و محسن تنابنده دست روی بارزترین مشکل جامعه کنونی گذاشته است؛ مواد مخدر. موضوعی که هرچه قدر هم در باره اش فیلم ساخته شود اما بازهم تکراری نیست البته نباید فراموش شود که ایده ای بکر و نگاه از زاویه ای جدید می تواند بر این موضوعی تکراری برتری داشته باشد که سالور به خوبی این را درک کرده و زندگی زن و مردی از طبقه ضعیف را به نمایش می گذارد که با هزار بدبختی و تلاش سعی دارند زخم های زندگی را مرهمی بگذارند غافل از این که شوهر خانه این زندگی را با زخمی کردن جان های دیگران  مرهم می گذارد. با قاچاق و فروش مواد مخدر. از جذابیت های این فیلم باورهای ساده و دوست داشتنی زنی است که شوهرش برایش نمادی از قدرت و درستی است اما یک باره تمام رویاهایش بر سرش آوار می شود و با چنگ و دندان سعی می کند زندگی خود را حفظ کند. این فیلم استانداردهای کارگردانی که یک نمونه اش توجه به اتفاقات چند وجهی در فیلم است را رعایت کرده و بی هیچ شک می توانیم یک اثر الگو مند بدانیمش که ادا و اطوارهای روشن فکرانه ندارد و روایت های ملتهب گوشه و کنار شهر را با خلاقیت تصویری به نمایش می گذارد. بعید نیست که پریناز ایزدیار با بازی مخاطب پسندش سیمرغ بهترین نقش اول زن را از آن خود کند.
 

 اثری نسبتا ضعیف از قاسم خانی
خوب، بد، جلف۲( ارتش سری) با کارگردانی پیمان قاسم خانی یکی دیگر از کارهای مطرح این دوره جشنواره بود که انتظار می رفت مانند اثر قبلی لحظه ای مخاطب را از خندیدن باز نگه ندارد در حالی که این اتفاق نیفتاد و دیالوگ های سام درخشانی و پژمان جمشیدی به با نمکی قبل نبود. البته روایت جذاب داستان از نکات قابل ملاحظه آن بود. گویا قاسم خانی بیشتر روی جذابیت های صحنه تمرکز کرده بود تا دیالوگ های نمکین آن زوج سینمایی. 

جنایتی دیده نشده در زمان جنگ ایران و عراق
اما درخت گردو محمدحسین مهدویان یک فاجعه انسانی فراموش شده را به تصویر می کشد که شاید قبل از دیدن این فیلم هیچ کدام از ما اسمی از شهرستان سردشت و بمباران شیمیایی در زمان جنگ ایران و عراق را نشیده بودیم. شخصیت اصلی فیلم را پیمان معادی بر عهده دارد که اتفاقا خوب هم از پس آن بر آمده و چهره و شخصیت یک کرد غیور و صبور را به نمایش می گذارد. مردی که حتی زمانی که جنازه دو کودک خردسالش را بر دوشش می گذارد خم به ابرو نمی آورد و رنج هایی که یک باره برسرش آمده را تاب می آورد. لحظه لحظه این فیلم از جنایتی دیده نشده سخن می گوید که جلوه های ویژه میدانی اگرچه مانند دو اثر قبلی مهدویان نیست اما بازهم تاثیر گذار و دیدنی است. درخت گردو را می توانیم سوگنامه ای بنابیم که روایت گر حادثه تلخی است که صبوری مردمی را نشان می دهد که مظلومیت ویژگی بارزشان است.  
کد مطلب ۵۱۸۷۸
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما