۰
تاریخ انتشار
پنجشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۲۲:۳۴
در شصت و هشتمین نشست شاعرانه ادبی-آیینی «ارادت» عنوان شد؛

شعر آیینی با موضع دینی شناخته می شود نه صرفا موضوع دینی!

شعر آیینی با موضع دینی شناخته می شود نه صرفا موضوع دینی!
به گزارش سرویس هنر خبرگزاری رضویشصت و هشتمین نشست انجمن ادبی- آیینی «ارادت» شب گذشته در بنیاد بین‌المللی امام رضا(ع) برگزار شد. این محفل شعرخوانی، متشکل از شاعران برجستۀ  آیینی مشهد است که هر هفته به قرائت اشعار خویش در زمینه‌های مختلف مذهبی و آیینی می‌پردازند.
این نشست با حضور معاون فرهنگی بنیاد بین المللی امام رضا(ع)، احمد حیدری( مسئول شعر کانون بسیج مداحان)، مهدی آخرتی و شاعران آیینی همچون علی مقدم، عالیه رجبی، معصومه اسدیان، سعیده کرمانی، ایمان مرصعی  و... برگزار شد ، جلسه با خوانش شعری توسط مجری شروع شد و سپس طبق روال هر جلسه دو شعر اول توسط متخصصان این حوزه نقد و دیگر اشعار بدون نقد خوانده شد.
معاون فرهنگی بنیاد بین المللی امام رضا(ع) با اشاره به اینکه شاعران قبل از شعر خوانی بهتر است شعر خود را به منتقدین این حوزه نشان دهند، گفت: شعر معرفی کننده شاعر است لذا اگر شاعرانی که به تازگی وارد این عرصه شدند یا در وزن شعر مشکل دارند بهتر است قبل از خوانش شعرشان اصلاح شود.
وی افزود: استاد حمید سبزواری در پاسخ به این سوال که هر شعری با موضوع دینی باشد آیینی است؟ بیان کرد« باید همواره آگاه باشیم که هر نوع شعری که در باره دین گفته می‌شود شعر آیینی نیست. برخی شاعران دین‌شناس نیستند و آگاهی آنها بیشتر ناظر بر آگاهی طبقات جاهل و مبلغان ساده اندیشی است که برداشت غلطی از دین دارند؛ بنابراین این نوع شعرها نه تنها ارزش ادبی ندارد، بلکه به اصل دین نیز ضربه می‌زنند»
سیدی با تاکید براینکه شعر آیینی الزاماً نباید موضوع دینی داشته باشد، اظهارکرد: شعر آیینی بیشتر باید موضع دینی داشته باشد و تنها نباید به موضوع دینی اکتفا کرد.
این شاعر آیینی خاطرنشان کرد: برای شاعر آیینی انس با قرآن، نهج‌البلاغه، صحیفه سجادیه و سایر ادعیه، آشنایی با روایات و احادیث لازم و ضروری است تا شعری فاخر بسرایند.
وی به دوستان شاعر گفت: حداقل چهل رباعی در موضوع چهل سالگی انقلاب بسرایند و به بهترین رباعی ها جوایزی اهدا خواهد شد.

مسعود یوسف پور شعری با موضوع چهلمین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی خواند:

سال هزار و سیصد و پنجاه و هفت بود
آن روزها شعار همه شاه رفت بود

سال هزار و سیصد و خون، سال اضطراب
سال قیام کردن مردان انقلاب

در آن قیام هیبت تابوت ها شکست 
دست خدا مجسمه شاه را شکست

آن روز چقدر آسمان زیبا بود
باران امید، هر کران پیدا بود

شب، کفش نپوشیده فراری شد و رفت
خورشید هنوز در هواپیما بود

در ادامه شعری از عالیه رجبی می خوانیم که شعرش صاحب رتبه دوم در کنگره فیروزه فرات شد.

عالیه رحبی:

از شاخه ی نیرنگ تا شد واژگون انگور
افتاد درجام حسدخیز جنون،انگور

خمره نشین کافرون گردید با اینکه
جا داشت بین آیه های مومنون،انگور

با زهر بغض و کینه ی دشمن تبانی کرد
تا اینکه دستانش شد آلوده به خون،انگور

دیگر سرش را تا ابد بالا نمیگیرد
وقتی سرافکنده شد از این آزمون، انگور

خورشید میرفت و ریاکارانه در سوگش
پوشید چون مأمون، ردای نیلگون،انگور

میسوخت از داغ کسی و دانه های اشک
ازگوشه ی چشم رضا میریخت چون، انگور

آن که عقیقش را مکید از تشنگی ،روزی
آورده محض اکبر ازقلب ستون،انگور

آه از دمی که باشراب خود اهانت کرد
برآستان حاء وسین ویاء و نون،انگور

یک میوه ی پاک بهشتی بود اما حیف
 با جرم خود پیش خدا هم شد زبون،انگور

علی مقدم:
جز گوشه ایوان ‌تو ، دل بند ندارد
صد شُکر دلم غیرِ تو دلبند ندارد

از پندِ جهان خسته و دربندِ تو هستم
آری اثرِ بندِ تو را ، پند ندارد

از عارف و عامی همه دل داده به زلفت
زنجیر کسی اینهمه دربند ندارد

با یک ‌مژه ات صید نمودی دل ما را
صیادْ چنین تیر هدفمند ندارد

یک‌ چشم بُوَد مُحیی و یک چشم مُمیت است
چشمان کسی اینهمه ترفند ندارد

ای موعظه از آن لب تو قند مکرٌر
شیرینی گفتارِ تو را قند ندارد
 
هنگامه خلقِ تو ، «تبارک»‌ به خودش گفت
بهتر ز تو ‌در خَلقْ ، خداوند ندارد

در وقت دعا گفت نبی هم «بعلیٍ»
او ‌پیش خدا غیر تو سوگند ندارد

از انفسنا گفتنش اینگونه عیان شد
جانش به کسی غیر تو پیوند ندارد

تشبیه‌ کنم‌ ذات علی را به چه جز حق
آری چه ‌بگویم‌ که همانند ندارد

با نام تو ‌ما آمده با نام تو رفتیم
جز اسم تو را گوش خوشایند ندارد

ایمان مرصعی: 
در سینه هر کسی که مهر علوی ست
تا روز جزا بیمه ال علوی ست

مشهد! متبرک‌شده با نام رضاست
پسوند مقدس خراسان رضوی ست
...
در متن ترانه خودم خواهم رفت
دنبال نشانه خودم خواهم رفت

یک‌روز طلاق میدهم دنیا را
با مرگ به خانه خودم خواهم رفت

علی سمرقندی:
من درد شدم، رنج شدم، ناله شدم 
تاریخ دوباره مرد و غساله شدم

باید به گذشته خودم فکر کنم
ده روز گذشت و من چهل ساله شدم


 
کد مطلب ۳۹۱۳۶
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما