۰
تاریخ انتشار
پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷ ساعت ۰۷:۵۱
در شصت و ششمین نشست شاعرانه ادبی-آیینی «ارادت» عنوان شد؛

لزوم پویایی تفکر برای یک شاعر آیینی

لزوم پویایی تفکر برای یک شاعر آیینی
به گزارش سرویس هنر، شصت و ششمین نشست انجمن ادبی- آیینی «ارادت» شب گذشته در بنیاد بین‌المللی امام رضا(ع) برگزار شد. این محفل شعرخوانی، متشکل از شاعران برجستۀ  آیینی مشهد است که هر هفته به قرائت اشعار خویش در زمینه‌های مختلف مذهبی و آیینی می‌پردازند.
این نشست با حضور معاون فرهنگی بنیاد بین المللی امام رضا(ع)، احمد حیدری( مسئول شعر کانون بسیج مداحان) و شاعران آیینی همچون سید ابوالفضل مبارز، حامد رحمانی، مسعود یوسف پور، ، عالیه رجبی، معصومه اسدیان، سعیده کرمانی،  و... برگزار شد ، چراغ اول جلسه با خوانش شعری توسط مجری جلسه روشن شد و سپس طبق روال هر جلسه سه شعر اول توسط متخصصان این حوزه نقد و دیگر اشعار بدون نقد خوانده شد.
آقایان صفایی و قلی میاب متخلص به کوثر مهمان این نشست از شهرتهران بودند که آقای صفایی رباعی در خصوص جلسه ارادت بداهه سرود:
تا محضرتان کسب سعادت می شد /دیدار شما به ما عنایت می شد
در انجمن خوب ارادت امروز/ باید به شما عرض ارادت می شد



سید حسین سیدی در خصوص نقد اولین شعر که توسط معصومه اسدیان خوانده شد، گفت: شعری که مضمون پردازی داشته باشد و از لحاظ مهندسی کلماتی چون مراعات النظیر ایرادی ندارد اما ضعف زبانی دارد که باید رفته رفته اصلاح شود.
وی افزود: اشعار خوب باید با صبر و حوصله خوانده شود
و یکی از ایرادات شاعران تند خوانی است، در تند خوانی مخاطب نمی تواند مضامین را در ذهن خود تحلیل کند و گیج می شود.
معاون فرهنگی بنیاد بین المللی امام رضا(ع) با اشاره به اینکه شاعران جدید باید مضامین جدید خلق کنند، گفت: معمولا شاعران امروز در ابیات خود کلمات قدیمی مانند دست های یخ زده، دل یخ زده و .. استفاده می کنند در صورتی که رُس این کلمات کشیده شده و باید به دنبال خلق مضامین جدید باشند. 
این شاعر آیینی در خصوص نقد صحیح شعرآیینی گفت: تا زمانی که شاعر دنبال نقد شعر خود باشد شعرش ارتقا پیدا می کند البته باید شاعران شعر خود را برای نقد به دست هر کس نسپارند و باید فقط به متخصص در این حوزه ارائه کنند.
در ادامه جلسه خانم علیپور شعری در خصوص حضرت زهرا(س) خواند که از نظر متخصصین نقد بیت به بیت شعر ضروری نیست اما استفاده از ابیاتی همچون «زهرکین» را غیر لازم در شعر دانستند و از نظر آن ها برخی ابیات شعر تصنعی بود و به عبارتی شاعر درصدد زودتر تمام کردن شعر بود که یک ضعف شعر محسوب می شود.
ابیاتی از شاعران حاضر در جلسه ارادت را در ادامه می خوانیم:

عالیه رجبی:
برخاک با شکسته پری گریه می کنم
بر زخم مانده بر جگری گریه می کنم

با خاطرات کوچه ی باریک سالهاست 
درتنگنای هر گذری،گریه می کنم


سید ابوالفضل مبارز:

افکند روی همسرش مولا عبایش را
با
دست های بسته هم دارد هوایش را

آخر امانت دارخوبی است وقتی که
دستش سپرده مصطفی روح رهایش را

احمد حیدری:
به روضه تو اگر چشم تر نگاه کند 
گدای خانه ما هی به در نگاه کند

خطوط مقتلت از تشنگی ترک بخورد
اگر زخم بست بی خبر نگاه کند



احمد حیدری در خصوص تند خوانی برخی شاعران اظهارکرد: شاعر یک شعر خوب را نه باید خیلی آهسته بخواند که همه شعر در یک لحظه در ذهن مخاطب هضم شود و نه آنقد تند بخواند که لذت گوش دادن به شعر از مخاطب گرفته شود.
وی افزود: یکی از لذت هایی که مخاطب از شعر می برد لذت کشف کردن برخی ابیات در ذهنش است لذا باید شاعران به همه مفهومی که مدنظر دارند  در شعر اشاره نکنند و اجازه کشف مضمون به مخاطب بدهند.
این شاعر آیینی در خصوص شعری که از ابتدا با کلمات مایوس کننده آغاز شد، گفت: این گونه شعر ها باید تا آخر همین گونه ادامه پیدا کند و نباید اواسط یا اواخر شعر کلماتی مانند، شیرین، شکر و ... استفاده شود.
حیدری خاطرنشان کرد: شاعر باید اطلاعات خود را از واقعه ای که می خواهد از آن شعر بسراید بیشتر کند. گاهی ما چون اطلاعات‌مان از حقیقت تاریخ و معرفت دینی کم است دستمان بسته می‌شود وگرنه در همان‌جا به اندازه کافی منابع است ولی چون ما منابع‌مان را از تاریخ نمی‌گیریم و دست اول نیست با تنگنا مواجه می‌شویم.
وی ادامه داد:  شاعر
می‌تواند مسائل مذهبی را با جامعه امروز پیوند بزند و با تفکری زنده و پویا شعر بسراید و از منظر یک انسان امروز به مسائل مذهبی نگاه کند.
کوثر:
سنگی اگر غریبه مرا زد که سر شکست
اما دل از خوبای خودی بیشتر شکست

از بس که روزگار دلم را شکسته است
چیزی دلم به یاد ندارد مگر شکست

صفایی:
هرچند که در شماره بی حد بشوید
یا اینکه مقابله همه سد بشوید

با بودن جون و کشتن اربابش؟
از روی جنازه ام مگر رد بشوید

طاها خراسانی:
با همان دستی که روی دست بی جان می گذاری 
مثل سابق در تنور خانه ات نان می گذاری

دسته دستاش هم فهمیده بی تاب است دستش 
گاه،گاه از درد دندان روی دندان می گذاری


رسولی:
در امر فرج دعایمان تعجیل است
ظرفیت روزهایمان تکمیل است

کردیم دعا جمعه بیایی اما
شرمنده که جمعه هایمان تعطیل است

امینی:
درد تو از خودیست نه از ناشناس ها
از ظلم بی مضایقه ی ناسپاس ها

از اینکه حرف های پیامبر ز یاد رفت
از انجماد حافظه بی حواس ها

هانیه رضاپور:
لب های سرخ و طره و چشم سیاه او
من یک نظر مقابل صدها سپاه او

موهای مضمون پرتاب غزل هایت 
هر یک غزل قربانی طرز نگاه او

شعری فاطمی از مسعود یوسف پور:
ای شب قدر! کسی قدر تو را فهمیده ست؟
تا به امروز کسی مرتبه ات را دیده ست؟

خلق از معرفت شان تو عاجز ماندند
بی جهت نیست خدا فاطمه ات نامیده ست

خواستم
ذات تو را نور بخوانم، دیدم
نور هم با تو خودش را همه جا سنجیده ست

نور چشمان پیمبر تویی و جلوه ی تو
آفتابی ست که تا غار حرا تابیده ست

حکمتش چیست که ای ام ابیها! پدرت
بارها خم شده و دست تو را بوسیده ست

نخل لب تشنه شد از نام تو سیراب، چقدر 
چشمه از عشق تو در قلب علی جوشیده ست

دست در دست تو بود ای شرف الشمسِ علی!
اگر انگشتر خود را به گدا بخشیده ست

سرِ همصحبتِ صدّیقه شدن بود اگر
ملک وحی، هرآئینه به خود بالیده ست

بانی رزق تویی، روح الامین میدانست
سیبی از عرش اگر چیده به اذنت چیده ست

هر زمانی که شدی خسته، به نقل از سلمان
چرخ دستاس تو با دست ملک چرخیده ست

چه بگوییم از انفاق تو، وقتی در شهر
سائلی رخت عروسی تو را پوشیده ست

به فقیر و به یتیم و به اسیر احسان کرد
نان افطار تو وصفش همه جا پیچیده ست

چشم صائب به کرامات تو افتاد و نوشت:
"گوش این طایفه آواز گدا نشنیده ست"

آه باران عطا! رود کرم! خیر کثیر!
از چه همسایه ات از گریه ی تو رنجیده ست

مسجدی هست در این ناحیه که خشت به خشت 
سر نفرین تو از ترس به خود لرزیده ست

بشکند دست کسانی که شکستند تو را
چشمت از ضربه ی ناگاه به خون غلتیده ست

سر زخمت نکند وا شده بانوی بهشت
اینهمه لاله چرا دور و برت روئیده ست

پلک آرام بزن، صفحه به نرمی بشمار
مصحف روی تو چندیست ز هم پاشیده ست
کد مطلب ۳۸۷۴۸
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما