۰
تاریخ انتشار
سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۲۰
نشست نقد و بررسی فیلم پاسیو، ساخته مریم بحرالعلومی

در شهری که بی تو مرا حبس می شود...

گاهی شهر با همه بزرگی اش برای بعضی هامان قد یک پاسیو تنگ و کوچک می شود.
در شهری که بی تو مرا حبس می شود...
تکتم حسین پور/سرویس هنر خبرگزاری رضوی
« گاهی شهر با همه بزرگی اش برای بعضی هامان قد یک پاسیو تنگ و کوچک می شود. در قصه من هر یک از آدمها به نوعی تنها هستند و پاسیو استعاره ای است از اتاقک تنهایی هر کدام از انها. پوران در اشپزخانه اش تنهاست، رضا در گلخانه(پاسیو) اش، حمیرا در دستشویی عمومی که یک بار شادی و شعفش و بار دیگر غم و فرو ریختنش را در این مکان نشان می دهیم... حتی امیر در اتومبیلش. شخصیتی که با وجود داشتن زندگی شلوغ و زن و بچه با حمیراست و شاید خیانتش هم به خاطر همین تنهایی است. »
مریم بحرالعلومی این جملات را در جلسه نقد و بررسی نخستین فیلم بلندش در پاسخ به سوال یکی از حاضران که از او علت انتخاب نام پاسیو برای فیلمش را پرسید توضیح داده و اضافه کرد: « نامگذاری فیلم تنها بخشی بود که خودم به تنهایی برایش تصمیم گرفتم. اسم پاسیو در لحظه به ذهنم رسید و برای انتخابش ذره ای تردید نکردم. دلم می خواست نام فیلمم برای خودش کاراکتر داشته باشد و یکی از دلایلی که لوکیشن پاسیو را برای رضا پرنده انتخاب کردم همین نکته بود.»
 
نشست نقد و بررسی پاسیو، نخستین فیلم بلند مریم بحرالعلومی عصر روز شنبه ۱۹ آبان با حضور کارگردان و دو بازیگر فیلم، محدثه حیرت و امید سعیدی، همزمان با بازی فوتبال پرسپولیس و  کاشیما در سینما هویزه مشهد برگزار شد و از حاشیه های بازی هم بی نصیب نماند. بحرالعلومی که خودش هم پرسپولیسی دو آتشه ای است صحبتهایش درباره فیلم را با تشکر از کسانی آغاز کرد که تماشای فیلمش را به بازی فوتبالی که در سالن بغلی پخش می شد ترجیح داده بودند. اما فراموش نکرد که پیش از هر صحبتی درباره فیلم، پیروزی تیم مورد علاقه اش را هم آرزو کند.
"پاسیو" قصه دختری به نام میناست که بعد از فوت پدرش با نامادری اش زندگی می کند و در حالی که با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می کنند، قصد دارد نامزدی اش با رضا را نیز به هم بزند...
برای ساخت اولین فیلمم دنبال فیلمنامه ای بودم که به دغدغه هایم نزدیک باشد و پر هزینه نباشد
مریم بحرالعلومی که تا پیش از پاسیو چندین فیلم کوتاه ساخته و به گفته خودش تجربه همه نوع کاری، از دستیار کارگردان و برنامه ریز تا عکاس و بازیگر و گریم و صدا و... را در سینما داشته، با پشتوانه ای خوب از تجربه های مختلف دست به ساخت اولین فیلم بلندش زده. اثری جمع و جور و بی ادعا که به عنوان اولین اثر بلند این کارگردان جوان نمره قبولی می گیرد.
بحرالعلومی در پاسخ به سوال مصطفی یوسف زاده مجری و منتقد سینما درباره ایده اولیه فیلم گفت:« برای ساخت اولین فیلمم به دنبال فیلمنامه ای بودم که هم پر خرج نباشد و شرایط تولیدش را بشود فراهم کرد و هم به دغدغه هایم نزدیک باشد. چند فیلمنامه به دستم رسید که هیچکدام این شرایط را نداشتند تا اینکه در دفتر حسین فرحبخش که دستیارش بودم فیلمنامه ای از حامد قاسمی
به دستم رسید با عنوان "زنگ پشت بام" که آن را پسندیدم. اما تولیدش پر خرج بود. این بود که از قاسمی دعوت کردم تا با هم فیلمنامه اش را بازنویسی کنیم. نکات کوچکی از فیلمنامه "زنگ پشت بام" را وام گرفتیم، اما در بازنویسی نهایی،" پاسیو" به کلی متفاوت با فیلمنامه اولیه شد.»
بحرالعلومی نگارش فیلمنامه مشترک با قاسمی را نکته مثبتی ارزیابی کرده و گفت:« نگاه من فرا جنسیتی است و زیاد معتقد به نگاه زنانه و مردانه در سینما نیستم. به نظرم فیلمنامه هایی که نویسنده خانم و آقا با هم می نویسند معمولا کمال یافته تر است. چون شخصیتها بهتر شکل می گیرند. اما در فیلمنامه هایی هم که به تنهایی نوشته ام نگاهم به همین شکل بوده است.  وجه زنانه و مردانه در زندگی اجتماعی من متمایز نبوده و سعی کرده ام در پاسیو همین نگاه را داشته باشم. در این داستان شرایط ایجاب می کند که قصه حول محور زنها بگردد. اما مردها هم نقش تعیین کننده ای در پیشبرد روایت دارند و من سعی کردم به مقتضای داستان به یک اندازه به همه شخصیتها بپردازم. نکته ای که بیش از هر چیز برایم اهمیت داشت این بود که قضاوت گریز باشم. برای این شخصیتها چه زن و چه مرد هیچ قضاوتی نکنیم. تلاش کردم موقعیت دراماتیکی ایجاد کنم و این سوال را در ذهن مخاطب به وجود بیاورم که اگر جای هر کدام از این شخصیتها بود چه می کرد؟»
 
در پاسیو خواستم بگویم فرصت مکالمه و گفتگو را از هم نگیریم.
 
با وجود توضیحات کارگردان به نظر می رسد این قضاوت گریز بودن و نگاه بی طرف موجب ایجاد ابهاماتی برای مخاطب شده که سوال اغلب حاضران جلسه نیز در مورد همین ابهامات بود. سوالاتی از این قبیل که چرا دیالوگ رضا و علی در بازار پرنده فروشی را نمی شنویم؟ چرا علت زندان رفتن رضا مشخص نیست؟ چرا دلیل خشم و دلخوری مینا از رضا روشن و شفاف نیست و...
بحرالعلومی در پاسخ به پرسشهای حاضران گفت:« از ابتدای کارم در سینما همیشه سعی کرده ام به شعور تماشاگر احترام بگذارم و درک و کشف بعضی چیزها را به خودش واگذار کنم. مخصوصا تماشاگر هنر و تجربه که به نوعی مخاطب خاص محسوب می شود. به همین دلیل است که بعضی چیزها را توضیح نمی دهم و در شخصیت پردازی زیاد به جزییات نمی پردازم. اینکه پیشینه و خانواده شخصیت چه بوده و از کجا به اینجا رسیده را سعی می کنم با چند نشانه و المان نشان بدهم. مثلا نوع خندیدن مینا در این فیلم (که دستش را جلوی دهانش می گیرد) نشانه پیشینه خانوادگی میناست که یک خانواده ترک زبان و سنتی هستند و یا دلیل اینکه گفتگوی رضا و علی را در بازار پرنده فروشی نمی شنویم به این علت است که می دانیم چه چیزهایی به هم می گویند، پس لزومی برای نشان دادنش نیست. همینطور در مورد زندان رفتن رضا. برای مینا صرفا غیبت رضا مهم است نه دلیل آن. خواستم بگویم گاهی ما آدمهای امروزی به خاطر غرور بیجا و ناتوانی مان در گفتگو
عشق را نابود می کنیم. کما اینکه می بینیم در نهایت هم آنچه باعث می شود مینا رضا را ببخشد معجزه عشق است. نه این عشقهای امروزی در کلان شهرها. به معنای مطلق کلمه، عشق فرصت بخشش را ایجاد می کند و همین مهم است.»
 
یکی از نکات مثبت پاسیو بازی های روان و یکدست همه بازیگران است که این نکته نشان از مهارت  بالای کارگردان در هدایت بازیگران حرفه ای و نام آشنایی همچون پوریا پورسرخ و بهناز جعفری در کنار بازیگران تازه کاری همچون محدثه حیرت و امید سعیدی دارد. طوری که همه بازیها یکدست و قابل قبول است و هیچکدام از کار بیرون نزده.
به حس بازیگرهایم اعتماد می کنم و عقیده ای به دورخوانی ندارم
بحرالعلومی با بیان این نکته که به حس بازیگرهایش احترام می گذارد، درباره نحوه بازی گرفتن از آنها گفت:« من به دورخوانی زیاد اعتقادی ندارم. مگر در پروژه های خاص. به نظرم اتفاقی که در دوستی ها و روابط پشت دوربین می افتد، به آنچه جلو دوربین قرار است دیده شود کمک زیادی می کند. من و محدثه سابقه آشنایی و دوستی قبلی نداشتیم اما در حین فیلمبرداری این اتفاق افتاد و خیلی به شکل گیری شخصیت مینا کمک کرد. یکدست شدن بازی ها برایم اهمیت زیادی داشت. بعضیها در حین فیلمبرداری به من می گفتند چرا از پوریا پورسرخ نماهای بیشتری نگرفتی یا چرا نمای بسته نگرفتی و... اما من عمد داشتم. نمی خواستم کسی یا چیزی از فیلم بیرون بزند. همه چیز در اختیار سوژه و فضا و اتمسفر فیلم بود و به اسم و رسم و سابقه بازیگرهایم کاری نداشتم.»
 
 
بحرالعلومی با اشاره به بازی خیلی خوب محدثه حیرت بازیگر مستعد آذری زبان فیلمش و درخشش او در فیلم اولش ائو(خانه) که یک فیلم تماما آذری زبان است به چالش های جالبی که کار کردن با حیرت برایش به همراه داشته اشاره کرد:
« من دو چالش بزرگ برای کار کردن با محدثه داشتم. یکی قد ۱۸۰ سانتی اش بود که موجب شده بود در اجرای میزانسن ها  دچار مشکل شویم. حتی بازیگرهای آقا هم از او کوتاهتر بودند و همبازی اش در نقش حمیرا در همه صحنه ها با کفش ۱۵ سانتی حاضر می شد. حتی این اختلاف قد ما را برای نگهداشتن بوم هم دچار مشکل کرده بود. چالش دیگر، مسئله ای است که همیشه در کار کردن با بازیگرانی از شهرهای غیر از تهران داریم.به خاطر لحن و لهجه که البته در این فیلم توی کار نشسته و به نقطه قوت بازی محدثه تبدیل شده و در جشنواره خیلی بازخوردهای مثبت داشتم. اما بازیگر به هر حال اینطور نیست که فقط در لهجه خودش تکرار شود و باید بتواند بی لهجه هم بازی کند.»
 
محدثه حیرت بازیگر جوان و مستعد تبریزی در ادامه صحبتهای کارگردان اضافه کرد:« تا پیش از بازی در فیلم اولم ائو(خانه)، در تاتر بازی می کردم و از سینما متنفر بودم. این را دو سال پیش در مصاحبه ای گفتم. اما بعد از اولین فیلمم شور و شوقم برای سینما بیشتر شد. بازی در آن فیلم تجربه خوبی بود
و حتی به بازی ام در تاتر کمک کرد. بعد از فیلم ائو خانم بحرالعلومی به من زنگ زدند. از تبریز رفتم تهران و فکر کردم قرار است تست بدهم. اما متوجه شدم  که من را انتخاب کرده اند. تجربه کار با ایشان بسیار خوب بود و چیزهای زیادی به من آموخت.»
بازیگر دیگری که در جلسه حضور داشت امید سعیدی بازیگر مستعد و جوان تاتر مشهد است که سالهای پی در پی به عنوان بازیگر برتر تاتر انتخاب شده و امسال نیز در جشنواره تاتر استانی خراسان بازیگر برگزیده شده. بحرالعلومی درباره دلیل انتخاب سعیدی برای این نقش کوتاه اما مهم گفت:« حضور امید سعیدی کوتاه، اما بسیار تاثیرگذار است، سکانس مزاحمت خیابانی برای من یک نقطه عطف بود. در این سکانس می خواستم عجز و درماندگی مرد لمپن جنوب شهری را به تصویر بکشم. سعیدی لطف کرد و این نقش کوتاه را پذیرفت. برای این نقش بازی با صدا اهمیت زیادی داشت و میزانسن طوری بود که اجرای آن نیاز به حرفه ای گری داشت و نمی توانستیم از نابازیگر استفاده کنیم. اتفاقا این سکانس جزو سکانس هایی بود که دیالوگش سر صحنه با گپ زدن با همه عوامل از بازیگران و عوامل صدا و دوربین و... نوشته شد و شکل گرفت. امید سعیدی بازیگر بسیار توانمندی است و با نحوه بازی اش در این نقش کوتاه در حالی که چهره اش را اصلا نمی بینیم ثابت کرده که گاهی صدا از تصویر هم مهمتر است و من قول می دهم در فیلم بعدی حتما نقش درجه یکی به او اختصاص بدهم.»
در تاتر اشباع شدم و دنبال تجربه های تازه در سینما هستم
امید سعیدی در ادامه گفته های کارگردان با اشاره به سابقه تاتری اش گفت:« در تاتر من در بازیگری و باورپذیر کردن نقش اشباع شدم و به دنبال تجربه های تازه ای در سینما هستم. اتفاقی که در این فیلم برای من افتاد سوای تجربه بسیار خوب موجب شد دوستی من و خانم بحرالعلومی محکمتر شود و من به شکل حرفه ای وارد سینما شوم. حضور خانم بحرالعلومی و پیشینه و بیوگرافی شان باعث قوت قلب بود و موجب شد که با جان و دل نقش را قبول کنم. امیدوارم ایشان کار بعدی اش را با قدرت و بدون سنگ اندازی و مانع تراشی روی پرده ببرد.»
یکی از نقاط قوت فیلم، فضاسازی خوب و انتخاب لوکیشن های ناب و متناسب با حس و حال داستان است. از فضاهای خلوت و آرامی همچون پاسیوی کوچک رضا، جایی که با گلها و پرنده هایش برای خودش عالمی دارد یا آشپزخانه نقلی پوران تا فضاهای شلوغ و خارجی مثل بازار پرنده فروشها و بازار و خیابانهای تهران همه به یک اندازه مورد توجه قرار گرفته اند و در انتخاب آنها دقت و وسواس به خرج داده شده. نکته دیگری که کارگردان پاسیو در صحبتهایش به آن اشاره می کند فرار از کلیشه هاست:« خیلی سعی کردم از کلیشه ها دوری کنم. کلیشه نامادری و دختر جوان و دعوا بر سر ارث و میراث، کلیشه پسر لات و لمپن جنوب شهری، کلیشه رفاقت های زنانه یا حتی موضوع خیانت که این روزها از فرط تکرار نخ نما شده.
من سعی کردم جور دیگری به این موضوعات بپردازم. مثلا در صحنه رویارویی رضا و علی در پرنده فروشی همه منتظرند تا آنها گلاویز شوند و زد و خوردی صورت بگیرد. اما این اتفاق نمی افتد و داستان طوری پیش می رود که در این صحنه بُعد دیگری از شخصیت رضا برای مخاطب روشن می شود. یا مثلا پوران یک زن چادری و سنتی است و طبق کلیشه های رایج نباید به سقط جنین فکر کند در حالی که او تا مرز سقط کردن بچه اش پیش می رود. نکته دیگری که بحرالعلومی به آن اشاره می کند تلاشی است که برای لحن سازی در دیالوگها انجام داده.
« نکته آزاردهنده ای که در اغلب فیلمهای امروزی وجود دارد این است که همه شخصیتها یک جور و با یک لحن حرف می زنند. در حالی که در زندگی واقعی با آدمهای مختلفی سر و کار داریم که هر کدام لحن مخصوص خودشان را دارند. همیشه یکی از چالش های من این بوده که ادمهای قصه هایم شبیه هم حرف نزنند. مسلما لحن و نوع دیالوگها و انتخاب واژه ها برای یک معلم با کاسب بازار متفاوت است و یک زن خانه دار شبیه یک دندانپزشک صحبت نمی کند و...»
 
بحرالعلومی فیلمش را دارای لایه های روانشناسانه و جامعه شناسانه می داند و معتقد است اینها پارامترهایی است که باید در همه فیلمها گنجانده شوند. یکی از دلایلی که فیلم او با توجه به پتانسیلی که داشته داستانی فمینیستی و ضد مرد از کار در نیامده همین نگاه روانشناسانه است. در پاسیو زنان همانقدر آسیب پذیرند که مردان و همانقدر مقصرند که مردان. قرار نیست به صندلی قضاوت تکیه کنیم و کسی را سرزنش کنیم. همه ما ممکن است در موقعیتهای مشابه رفتاری مشابه با شخصیتهای قصه داشته باشیم.
 
کارگردان فیلم پاسیو در پاسخ به پرسش یوسف زاده که موقعیت محور بودن و داستانک های فرعی را پاشنه آشیل فیلم می دانست، گفت:« قبول دارم که هر کدام از این قصه ها خودش یک فیلم مستقل است. پوران و مینا، حمیرا و امیر، مینا و رضا... و این تقریبا بزرگترین چالش من بود. اما تلاش کردم قصه های مختلف را با هم پیش ببرم و فرض را بر این گذاشتم که مخاطب من مخاطب فهیم و خاص سینمای هنر و تجربه است و با مخاطب سریال که توقع دارد همه چیز برایش روشن و شفاف باشد متفاوت است. شاید بهتر بود جاهایی شفاف سازی بیشتری اتفاق می افتاد اما برای خود من لایه های روانشناسانه اثر سوار بر موقعیت و مهمتر بود.»
 بحرالعلومی در پاسخ به یکی از حاضران که فیلمش را بیش از حد مثبت و امیدوارانه و دور از واقعیتهای جامعه امروز ارزیابی کرده بود گفت:« این روزها به اندازه کافی در دنیای واقعی سیاهی و نکبت را میبینیم. چه لزومی دارد در دنیای فیلم هم جهانی سیاه را به نمایش بگذاریم؟ من معتقدم در سینما نباید همه چیز سیاه و سفید و خیر و شر باشد و همه تلاشم را کردم که شخصیتها و دنیایشان را خاکستری ببینم. مثلا رضا حشیش می کشد اما آنقدر لطیف است که با پرنده ها حرف می زند و برای دختری
که دوستش دارد گریه می کند یا پوران چادری است اما به سقط جنین فکرمی کند. سعی کردم خیر و شر را در شخصیتها کنار هم قرار بدهم تا خاکستری باشند. همه شخصیتهای پاسیو برایم ما به ازای بیرونی داشتند.

اینها دغدغه های شخصی من است و سینمای مستقل یعنی پرداختن به دغدغه مندی های شخصی. اگر غیر از این بود با یک میلیارد بودجه فیلم سفارشی می ساختم و این همه سختی به خودم نمی دادم. به نظر من رئالیسم فقط این نیست که عین واقعیت را به تصویر بکشیم و تمام سیاهی که در آن دست و پا می زنیم را عینا منتقل کنیم. برای من همین کافی است که مخاطب با دیدن فیلمم اندکی به فکر فرو برود و شاید از زاویه دیگری به جهان اطرافش نگاه کند و لااقل به دیگران برچسب نزند. اگر کسی شبیه رضا پرنده را سر کوچه دید بلافاصله فکر نکند که حتما می خواهد قالپاق ماشین همسایه را بدزدد. »
 سینمای هنر و تجربه، فرصتی که باید غنیمت شمرد
در پایان نشست، عوامل فیلم به جمع بندی گفته هایشان پرداختند.
محدثه حیرت سینمای هنر و تجربه را فرصتی برای دیده شدن استعدادهای جدید و رشد بازیگران شهرستانی ذکر کرده و ابراز امیدواری کرد با حمایت بیشتر و فراهم شدن شرایط برای تبلیغات فیلمها از این فرصت بیشترین بهره را ببریم.
مریم بحرالعلومی با اشاره به این نکته که کارگردانی سینمای مستقل کار دشواری است اضافه کرد:« هر فیلمسازی دوست دارد سالن نمایش فیلمش پر باشد اما من شخصا تماشاگر با کیفیت را ترجیح می دهم و در گروه هنر و تجربه کیفیت مهم تر است. من سرمایه نقدی زیادی ندارم و پشتم گرم است به سرمایه غیر نقدی که در این فیلم همراهم بوده و هست. کار با یک گروه حرفه ای و بسیار خوب، همدلی و تخصص و تجربه و شما تماشاگران با کیفیت... اعتباری که فیلمهای اینچنینی به عنوان اولین تجربه برای کارگردانشان به همراه دارند با هیچ چیز قابل مقایسه نیست.
من می نویسم و شعر می گویم و این شاعرانگی جزو علایق شخصی ام است که در تمام لحظات پاسیو با من بوده است. اما واقعیت این است که نمی توانم برای همیشه به ساختن فیلم مستقل ادامه دهم چون کاری ست نشدنی و سینما یک هنر، صنعت بزرگ و غول عجیب و غریب است. اگر تا همین جا هم من و هم نسلانم توانسته ایم قدمهایی برداریم بخشی از موفقیتمان را مدیون سینمای هنر و تجربه هستیم که با وجود عدم پیوستگی سانس ها و نبود تبلیغات و مشکلات دیگر همچنان به راه خودش ادامه می دهد و همه ما باید این فرصت را قدر بدانیم. ممنون از اینکه وقت گذاشتید پاسیو را تماشا کردید و از سینمای مستقل حمایت می کنید.»
در پایان این نشست مصطفی یوسف زاده مجری و منتقد با اشاره به اینکه علت خلوتی سالن همزمانی با پخش مسابقه فوتبال پرسپولیس بوده از حاضران دعوت کرد هر هفته در جلسات طعم نقد که مدتی متوقف شده بود و به تازگی از سر گرفته شده شرکت کنند تا این جلسات رونق گذشته اش را بدست آورد.
 
کد مطلب ۳۶۴۷۱
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما