۰
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۱۵
در گفتگو با خبرگزاری رضوی؛

زائران و خادمان امام رئوف از تجارب معنوی خود در مسیر مشهدالرضا می گویند

عکس : قدس آنلاین
عکس : قدس آنلاین
خبرگزاری رضوی. سرویس زیارت. فاطمه ترزفان. این روزها جاده های منتهی به مشهد الرضا مملو از افرادی است که به امید حاجت روا شدن سختی مسیر را از هر شهر و کشوری از یاد برده اند تا خود را به امام رئوف و سلطان خراسان برسانند به همین بهانه ما نیز پای صحبت این زائرین نشسته ایم تا آنان از دلایل این شوق زیارت برایمان سخن بگویند.
 
زهرا امان اللهی اهل اصفهان و ساکن از تهران که برای اولین سال با کاروان پیاده رهسپار مشهد شده بود از این سفر معنوی می گوید و همه دلخوریش این بود که کاروان ما برنامه ریزی منظمی برای زائرانی که در این کاروان حضور داشتند، نداشته است و گاه زمان های طولانی بدون دلیل در طول مسیر معطل و خسته می شدیم اما به شوق زیارت شکوه ای نداشتیم و خستگی مسیر و سختی ها و مشقت های آن برایمان ملموس نبود.

با توجه به اینکه این تجربه پیاده روی را در کربلا داشتم تمایلم بر این بود که درباره پیاده روی مشهد الرضا نیز این تجربه را داشته باشم و امسال با دخترم و دوستانم از اصفهان راهی مشهد شده ام و با نیت ظهور امام زمان (عج) و سلامتی همه بیماران دل به این مسیر سپرده ام و از امام رضا سلامتی خانواده ام و همه مردم را می خواهم و دوست دارم که در سال های آینده نیز برای زیارت در این ایام به مشهد بیایم.
 
شوق زیارت روح و جسم مرا با طراوات می سازد
 
 او در ادامه گفت ای کاش این مسیر طولانی تر بود تا طعم  این حرکت را بیشتر احساس می کردم چرا که این شوق زیارت روح و جسم مرا با طراوات می سازد وبعد ازاتمام زیارت و بازگشت به تهران، دوباره انتظار  لحظه های زیارت را در سال آینده می کشم برای این یکسال این زیارت مرا شارژ می سازد که زندگی شاد و همراه با سرور و خوشی داشته باشم و اثر معنوی آن در
واقع درمانی برای سلامتی روح و روانم است.
 
به همسن و سال های خودم پیشنهاد میدهم که برای بازسازی روح و روان به زیارت امام رضا(ع) بیایند و برای دیگران هم این زیارت را از امام رضا(ع) می خواهم تا همه بتوانند به این سفر بیایند در انتهای کلامش از دغدغه ای سخن گفت و ای کاش را بر زبان آورد که ای کاش برنامه ریزی از  سوی مسؤلان انجام می شد تا همه آنانی که شوق زیارت را در دل  دارند و در عین حال توانایی مالی ندارند و در حسرت زیارت هستند زمینه ای برای زیارت آنان نیز فراهم شوند و این روزی معنوی نصیب همه دلدادگان و مشتاقان شود.
 
 یکی از بهترین آرزوهایم این است که این زیارت نصیب کسانی که به لحاظ مادی ضعیف هستند نیز بشود و سوغاتی من برای همشهری های خودم توشه معنوی است که از این زیارت نصیبم خواهد شد.
 
پرچمی را در دست داشت و با شور و حرارتی در حال عکس گرفتن بود لحظه ای را با او به گفتگو نشستم اهل یکی از روستاهای خراسان رضوی بود که با کاروانی 180 نفری به سمت مشهد الرضا (ع) روانه شده بود و به عشق امام رضا(ع) سختی مسیر را با جان و دل خریده بود.
 
وقتی از این دختر جوان درباره احساسش  در زمان دیدن بارگاه ملکوتی امام هشتم امام رضا(ع) پرسیدم بغض گلویش رامی فشارد و اشک بر گونه هایش سرازیر شد و با همان صدای گرفته  گفت نمی توانم احساسام را بیان کنم در واقع این حس بیان نشدنی است چرا که مهربانی امام رضا(ع) وسیع و گسترده است و من فقط به امید گوشه چشمی و نگاهی از سمت آقا به دیدار او می روم..
 
جوان بود و چشمانش برق امید داشت و در لحظه خداحافظی گفت من با امام رئوف عهدی بسته ام که تا هر زمان که زنده ام نوکر او و خاندانش باشم و همه امیدم این خاندان هستند که دست یاریم ام را می گیرند و هوادار
من در طوفان های سهمگین زندگی خواهند بود.
 
بانو فرخنده کفشدار ایستگاه صلواتی 

با توجه به حال و هوای خوبی که اینجا دارد و ما در جمع زائرین این را احساس می کنیم که با شروع ماه صفر به انتظار دهه اخر صفر می نشینیم که توفیق خدمت نصیبمان شود و بتوانیم به زائرین امام رئوف و امام مهربانی ها خدمت کنیم و همه خادمان اینجا حاجت می گیرند و با نیت و با وضو در محل خدمت حاضر می شوند و با تمام وجود در این ایستگاه خدمت رسانی دارند و همه خادمان بانو این ایستگاه را خانه امام رضا(ع) می دانند.

همه ما در این مکان هر لحظه حضور امام را حس می کنیم و زائرینی که از روستاها و شهرهای اطراف همراه با فرزندان خردسال خودشان می آیند اینها هموطنان خودمان و زائران خاص آقا هستند که با پای پیاده و با مشقت می آیند و ما خوشحال این توفیق هستیم وهرساله در ابتدای این خدمت رسانی اذن و مدد می خواهیم که سال آینده هم این خدمت رسانی قسمت و روزی ما بشود و اینجا با این شوق ما گذر زمان را احساس نمی کنیم که روز یا شب است و همه این بانوان خادم با عشق و ارادت کار  می کنند.
 
غبار گرد راه زائران امام را سرمه چشم خودمان می دانیم
 
وقتی پرچم گنبد ملکوتی امام رضا(ع) را برای زائران می آورند حال و هوای آنان تغییر می کنند و اشک مهمان گونه های آنان می شود و این برای ما افتخار است که غبار گرد راه زائران امام را سرمه چشم خودمان می دانیم و وقتی در این مکان هستیم خستگی را احساس نمی کنیم به گونه ای که وقتی این خدمت رسانی تمام می شود متوجه می شویم که چه مدت زمان طولانی خدمت رسانی داشته ایم و متوجه خستگی و ضعف نشده ایم که این از عنایات امام رضا(ع)  است  چرا که خادمان بانو با جان و دل کارهای سخت و طاقت فرسا  نظافتی را
انجام می دهند و ما خوشحالیم که امام رضا(ع) هر ساله ما را به اینجا دعوت می کند.
 
آسمان دلگیر بود اینجا، زمینش خسته بود
 
قرن‌ها بال کبوتر، پای آهو بسته بود
 
سرزمین عشق بود اما سلیمانی نداشت
 
ملک عاشق‌ها هزاران سال سلطانی نداشت
 
 باده نوشان شهرشان یک عمر بی‌میخانه بود
 
دست پیمان بسته‌ی این قوم بی‌پیمانه بود
 
تا سحرگاهی ورق برگشت و خوش شد سرنوشت
 
آمد و خاک خراسان تکه‌ای شد از بهشت
 
کعبه و حج فقیران بود، می‌دانی چه کرد؟
 
آمد و ذیقعده در تقویم ما ذیحجه کرد
 
سرزمین تشنه‌ی ما بعد از آن میخانه داشت
 
ساقی خوش ذوق در میخانه، سقاخانه داشت
 
 بعد از آن دستان ما در دست گوهرشاد بود
 
مثل عیسی قبله‌ی ما پنجره فولاد بود
 
تا که او را دیده، بند از پای آهو وا شده
 
از همان روز است چشمان آهوان زیبا شده
 
از همان روز است این دل‌ها کبوتر می شدند
 
از تماس چوب‌پرها صاحب پر می‌شوند
 
چشم واکن کور مادرزاد! گنبد را ببین
 
نور صحن عالم آل محمد (ص) را ببین
 
چشم وا کن پاره‌ای از پیکر پیغمبر است
 
یا علی گویان بیا! همنام جدش حیدر است
 
گوش کن اینجا دل هر سنگ می‌گوید رضا
 
سینه نقاره با آهنگ می گوید رضا
 
نور می‌گوید رضا انگور می‌گوید رضا
 
مشهد از نزدیک قم از دور می‌گوید رضا
 
مُهر می‌گوید رضا سجاده می‌گوید رضا
 
خضر اینجا بر درت افتاده می گوید رضا
 
السلام ای شمس! محتاج نگاهی مانده‌ایم
 
در شب تاریک و مرداب سیاهی مانده‌ایم
 
یک نظر کن تا که از دیوار ظلمت رد شویم
 
شاهد «نورٌ عَلی نورِ» تو در مشهد شویم
 
قاسم صرافان
کد مطلب ۳۶۲۵۷
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما