۰
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۲۰ تير ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۱۵
در بیستمین نشست از سلسله جلسات «گفتار عصر» بررسی شد؛

آیا قیام گوهرشاد نقطه عزیمت مسئله حجاب در ایران است؟

آیا قیام گوهرشاد نقطه عزیمت مسئله حجاب در ایران است؟
خبرگزاری رضوی. سرویس زیارت. فاطمه ترزفان. بیستمین نشست از سلسله جلسات «گفتار عصر» با عنوان «واقعه گوهرشاد، حماسه ای در دفاع از سبک زندگی اسلامی» با موضوعاتی چون «بازخوانی حماسه های تاریخی و بازتولید هویت، مطالعه موردی پاسداشت واقعه گوهرشاد» توسط مجید عسگری، «دیدگاه های متفاوت به مسئله حجاب و پوشش در غرب» توسط دکترمیثم ظهوریان و «حجاب و مقابله با منافع نظام سلطه» توسط دکتر رقیه فاضل، شامگاه دوشنبه  18 تیرماه در حسینیه هنر شهر مشهد با حضور جمعی از پژوهشگران و محققان و فعالان فرهنگی برگزار شد.

ویژگی های چندگانه برای قیام مسجد گوهرشاد
مجید عسگری، کارشناس فرهنگی در ابتدای این نشست به بازخوانی حماسه های  تاریخی و بازتولید هویت در واقعه گوهرشاد پرداخت.
وی گفت: در هر دوره ای وقتی حماسه ای اتفاق می افتد ویژگی هایی دارد که برای قیام گوهرشاد نخستین ویژگی آن این است که در قیام مسجد گوهرشاد یک هویت تاریخی و انقلابی برای شهر مشهد شکل گرفت یعنی اگر در هر دوره ای شهرهای مختلفی در انقلاب اسلامی پیشتاز بودند درآن دوره پهلوی اول مهمترین قیامی که در مقابل شاه قرار دارد در مشهد و آن در کنار حرم امام رضا(ع) اتفاق می افتد که  نیاز به بازخوانی دارد.  
محور دوم در ماجرای قیام گوهرشاد بحث هویت دینی زن مسلمان و سبک زندگی ما ایرانیان است چرا که در هیچ مقطعی مشاهده نمی شود که به ماهیت هایی که مرتبط با سبک زندگی ماست حمله شود در عین حال اوج آن در دوره رضاخان با مدل دیکتانوری و خشونت آمیزصورت می گیرد و در این دوره اگر بخواهیم اتفاقات قیام را بررسی کنیم وقایع بسیار پر فراز و نشیبی دیده می شود که قابل نقد تاریخی است وحتی از منظر سینمایی جذاب و دراماتیک است چرا که خاطرات فراوانی در ماجرای قیام گوهرشاد وجود دارد البته به دلیل کمک کاری باعث شده است که بسیاری از این خاطرات نقل قول نشود اما همان مقداری که وجود دارد بسیار جذاب و جالب است.
از جمله این نقل قول ها می توان به خاطراتی اشاره کرد که بانوان فقط تا پنجم ابتدایی می توانستند به مدرسه بروند چرا که برای ورود به مقاطع بالاتر باید عکس های بدون حجاب و روسری برای ثبت نام در مدارس ارائه می کردند و حضور بدون روسری در مدرسه اجباری بوده است که به همین دلیل بسیاری از دختران در این مقطع تحصل نکردند و از حق طبیعی خودشان محروم شدند در عین حال ارتباط ویژه ای بین دوران پهلوی اول و مقاومت مردم ایران وجود دارد و بازخوانی دوره پهلوی اول با مسئله هویت دینی و اسلامی و سبک زندگی زن مسلمان ایرانی گره خورده است  تا جایی که در دوره ای که حجاب در غرب  توسط زنان مسلمان دنبال می شود به دلیل قیام مسجد گوهر شاد بوده است که تاریخچه ای برای حفظ حجاب زن مسلمان پدید آورده است.
محور سوم درباره بازخوانی مسجد قیام گوهرشاد مسئله پاسخی است که به جریان رسانه ای پهلوی داده می شود که یکی از مشکلات امروز جامعه ما، بازخوانی نکردن تاریخ ماست  چرا که تجسم این فاجعه تاریخی که بسیاری شهید شدند با معرفی شدن روحیه دموکراسی خواه رضاخان همخوانی ندارد که برخی به دنبال ترویج این افکار هستند به این دلیل که   شخصیت رضاخان برای مخاطب معرفی نشده است.
در افکار عمومی اینگونه تداعی شده است که همه رضاخان را دوست داشتند اما خاطرات بسیاری نقل شده است که وقتی رضاخان تبعید و کشف حجاب اجباری شده بود پس از او زنان محجبه با چادر جلوی پاسبان ها می رقصیدند و از رفتن رضاخان ابراز شادی می کردند و فضای جامعه در حالت جشن و  شادی بوده است که این فضا در حال حاضر به گونه ای وانمود می شود که رضایت از رضاخان بوده است  بودند و این در حالی است که در آن دوران جو کشور ضد رضاخانی بوده است چرا که رضاخان فردی مطیع و حتی خودش اذعان داشته که سیاست را نمی فهمد و در عین حال وقتی همین خاطرات ساده بازخوانی نمی شود مسئله امروز تطهیر پهلوی می شود.
ما چهار
موج بیداری اسلامی داریم که موج انتهایی آن موج بیداری اسلامی نهایی است که ما در این موج نهایی هویتی داریم که دفاع ما به صورت تدافعی نیست بلکه ایجابی است و رفتن به سمت ساخت یک هویت جدید ایرانی اسلامی و هویت ملی است و برای ساخت این هویت جدید ما نیاز به یک حضور مردمی و انگیزه عمومی ونیاز به خلق حماسه های جدید برای ساختن کشور داریم و این امر محقق نمی شود مگر اینکه تاریخ خودمان را برای مردم بیان کنیم و با استفاده از این حماسه های تاریخی، هویت مردمی خودمان را تقویت کینم اتفاقی که امروزه متأسفانه توسط ن اامید کننده ها در کشور ما صورت نمی گیرد که نمی شود و نمی شود و این در حالی  است که نقطه قوت امام راحل این بود که ایشان اعتقاد داشتند که می شود.
مشکل ما در کشور این است که اگر ما می خواهیم هویت جدیدی را برای ایران اسلامی طراحی کنیم عده ای می گویند نمی شود و یا می خواهیم بگوییم می توان مشکلات اقتصادی را حل کرد و یا بگوییم که ما کشور با هویتی ایرانی هستیم و هویت ایرانی با هویت اسلامی قابل تلفیق است که از شاهنامه فردوسی تا عصر صفویه و دوره های مختلف هویت ایرانی با اسلامی قابل جمع بوده است اما عده ای می گویند نمی شود و هرکاری می خواهیم انجام شود بر طبل نمی شود می کوبند و رسالت امروز ما این است که حماسه های تاریخی خودمان را از قبیل  قیام مسجد گوهرشاد تا قیام 15 خرداد و اتفاقات دیگر که وجود دارد بازخوانی شود و از این بازخوانی، هویت جدیدی طراحی شود و به نسل جوان ارائه شود.
با توجه به سخنان و نظریات شخصیت هایی چون شهید مطهری برای رشد افراد باید ایدلوژی افراد تقویت و تاریخ برای آنان بازگو شود و افراد به هویت تاریخ خودشان پی ببرند چرا که مسئله تاریخ می تواند فرهنگ  و مخاطب عمومی را درگیر کند چرا که تاریخ نوستالوژی دارد و حتی مخاطب غیر حزب اللهی را تحت پوشش قرار می دهد مسئله تاریخ یک ژانر جذاب برای مخاطب است که دردل آن می شود وقایع و حماسه های تاریخی را بازخوانی کرد و با یک روایتگری ساده می توان کلی مفاهیم را برای مخاطب منتقل کرد.

بررسی«دیدگاه های متفاوت به مسئله حجاب و پوشش در غرب»  
در بخش دیگر این نشست دکتر میثم ظهوریان تحلیلگر فرهنگی به بررسی «دیدگاه های متفاوت به مسئله حجاب و پوشش در غرب» پرداخت.
وی بیان داشت: در قرن بیستم دو نگاه فمنیستی و ساخت گرا ظهور کرد که بینشی از منظر قدرت است ودر هردو نگاه جنسی، قسمت ممیزی این است که در بخش جنسی در حق زن تبعیض می شود و به نوعی منجر به ظلم به زن در ارتباطات جنسی قابل مشاهده است و از وایل قرن 21 با اتفاقاتی که در رشد سرمایه داری در غرب افتاد و در همه بخش ها امر کامل شدن اتفاق می افتد که امر جنسی هم دچاراین تحول می شود و به مسئله جنسی صورت بندی و چارچوب اقتصادی داده می شود که از این نظر یک تفاوت جدی نسبت به نظریات قبلی اتفاق می افتد که یکی از پرنفوذ ترین این نظریه ها، نظریه اقتصاد جنسی است که در سال 2004 ارائه می شود و در ادبیات غرب نفوذ می کند و  این صورت بندی متأثر از امر تبلیغات در فضای غربی غالب می شود و این نظریه نفس رابطه جنسی را بین دو جنس مخالف در یک صورت بندی اقتصادی به عنوان یک بازار مطرح می کند که ارتباطات جنسی یک بازار است که ما در این بازار به لحاظ بیولوژیک از آنجا که مرد نیاز بیشتری دارد خریدار و فروشنده وجود دارد که فروشنده در این بازار زنان و خریدار مرد است بدان معنا که زن ارتباط جنسی را درازای دستیابی به منابع با ارزش دیگری که مرد در اختیار دارد، در اختیار مرد قرار می گیرد و  شرایط این بازار بر مبنای صورت بندی و مبنای فکری دیگری است که معتقد است که این بازاری که اتفاق افتاده است شرایط این بازار بر مبنای عرضه و تقاضا تعیین می شود و در عین شکاف بین این دو، یک نگاه کاملا اقتصادی دیده می شود که مبتنی است با همان کالاهایی که در حوزه های اقتصادی معمولی وجود دارد.
نظریه سرمایه جنسی و اقتصاد جنسی
در
این بازارهر وقت عرضه کم باشد ترجیحات متناسب با خواسته های عرضه کننده در بازار حاکم می شود و ترجیجات زنان حاکم می شود که ترجیحات آنان این است که ارتباط تعهد بالایی داشته باشد و وفاداری در ارتباط و ازدواج زود هنگام باشد و حفظ بکارت تا زمان ازدواج صورت بگیرد و اینها ترجیحاتی است که زنان درارتباط دو جانبه دارند که وقتی عرضه کم است ترجیحات زنان بر بازار حاکم می شود.
 بالعکس هرجایی که عرضه زیاد شود در فراوانی عرضه ترجیحات متناسب با طرف خواسته های تقاضا در بازار حاکم می شود که مثال آن دانشگاه های امروز غرب است که روابط متعدد جنسی،روابط حفاظت نشده و بدون تعهد که ازدواج د آن نیست و آن چیزهایی که ترجیحات مردان دراین بازار است، حاکم شده است.
از آنجا که مردان به لحاظ بیولوژیک تقاضای بیشتری دارند در این چارچوب اقتصادی معتقد است که به مردان ظلم می شود چرا که زنان از طریق فشار به یکدیگر و کنترل عرضه منابع با ارزشی را از مردان به دست می آورند ودر اصل نگاه این است که این ظلم و تبعیض جنسی در این چارچوب بندی اقتصادی برای مردان از بین برود و عرضه زیاد شود و کنترل ها از بین برود تا این ظلم تاریخی که درباره جنس مرد شده است نابود شود.
نظریه سرمایه جنسی  که در همین چارچوب نظریه اول بیان می شود که جذابیت جنسی یکی از سرمایه های است که انسان در اختیار قرار دارد و گروهی از انسان ها براساس آن جذابیت جنسی سرمایه ای به دست می آورند که در کنار سرمایه اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی این بعد چهارم سرمایه جنسی اضافه می شود  که این سرمایه تبدیل به انواع دیگر سرمایه می شود و در این نظریه نیز این نگاه وجود دارد که با توجه به اینکه زنان از جذابیت بیشتری برخوردار هستند آنان از یک مزیت و قدرت در رابطه با جنس مخالف برخوردارند.
نوع نگاهی که نظریه پردازان به مسئله جنسی در غرب دارند در بخش کشف و شهود شبیه نظرات شهید مطهری است البته مبانی با یکدیگر متفاوت است و از آنجا که این امر فرق دارد جمع بندی های آنان نیزمتفاوت است که شهید مطهری حیا و عفاف و حجاب را تدبیری از سوی خود زنان می داند که برای گرانبها شدن خودشان در طول تاریخ دربرابر مرد به کار برده اند.
اما در نظریات غربی بر این اعتقاد هستند که با توجه به اینکه در این زمینه بر مرد ظلم می شود باید از طریق رفع موانع عرضه، این نوع بی عدالتی از بین برود که عواملی این زمینه ها را فراهم کرده است که می توان به تبلیغات اشاره کرد و بی بندوباری های جنسی که درغرب اتفاق می افتد و از طرفی ظهورداروهای پیشگیری باعث شده است که عرضه در این بازار بیشتر شود و در این صورت کفه عرضه  بیشتر از تقاضا است و ارزش زنان پایین می آید.
 از طرفی در خود غرب هم نگاه انتقادی نسبت به این نظریات مشاهده می شود  که به طور خاص جریان فمنیسم که بعد زن گرایی افراطی و طرفدار مالکیت زنان بر بدن خود است که ما آنها را می شناسیم ولی جریان فمنیسم سه تا موج دارد که موج های اول و دوم فمنیسم از این نظرات تبعیت می کند و موج دوم که یک موج رادیکال است و بحث مالکیت زنان را مطرح می کند و بحث ازدواج و مادری را نفی می کند ومی گوید اینها الگوها و سبک هایی از زندگی است که جامعه پدر سالار گذشته را ترویج کرده است و نقش اصلی زنان که حضور در عرصه تولید و جامعه است  توسط مادری و ازدواج از بین می رود

 اما نسل سوم فمنیسم نگاه متفاوت دارد مبنی بر اینکه آن افکاری که در نسل اول و دوم فمنیست بوده است موجب کالایی شدن زنها شده است که زنان تبدیل به شی می شوند که در اختیار لذت جنسی مردان هستند و این نسل سوم فمنیست به بخش اقتصادی مسئله جنسی نگاه انتقادی دارد که در مقاله ای با عنوان دروغ جنسی این انتقاد به روشنی قابل مشاهده است که زنان براثر جذابیت جنسی قدرت بیشتری در جامعه پیدامی کنند و این ایده را نقد می کند که شی جنسی بودن زنان باعث قدرتمند شدن آنها می شود.
تأثیر دو روند در افزایش شی شدن زنان موثر است
که یکی بحث تبلیغات است که در رسانه های تصویری رشد بیشتری پیدا کرده است و دوم اینکه همین تبلیغات نسبت به گذشته جنسی تر شده است و خیلی برهنه تر و بی پرواتر مسئله جنسی در تبلیغات به نمایش گذاشته می شود که در دهه های قبلی انسان در طول روز 500 تبلیغ مشاهده می کرد اما امروز به 5 هزار تبلیغ در طول روز افزایش پیدا کرده است چرا که در دهه 60 و 70 جامعه نسبت به آسیبی که متوجه زنان ودختران بود حساس بود اما امروزه عادی شده است چرا که با همین الگو افراد در حال رشد هستند.
 در بخش سوم این سلسله جلسات «حجاب و مقابله با منافع نظام سلطه» توسط دکتر رقیه فاضل بررسی شد که متن سخنرانی ایشان در ذیل آمده است.
دغدغه ای که در عرصه فرهنگ عمومی و فرهنگ شهری وجود دارد این موضوع است که بالاخره با مسئله حجاب چه باید کرد؟ به نظر می آید دو سر یک طیف وجود دارد که یک طیف قدیمی تر است و بیشتر مذهبی ها در این طیف هستند که حجاب را در صدر مسائل می بینند و وقتی نزدیک به فصل گرما می شویم دعواها جدی می شود و باید با این دعواها مقابله کرد در عین حال در شبکه های اجتماعی حتی از طرف مذهبی ها دغدغه جدی است و همه دنبال راهکار هستند که با این فضای به وجود آمده چه باید کرد؟
در دهه 70 و 80 این نگاه منتسب به بچه های مذهبی بود و به نظر می آید جریان دیگری که به وجود آمد در تقابل با این جریان خودش را صورت بندی کرده است با این معنا که بیاییم اسلام را کلان تر ببینیم چرا که اسلام مجموعه ای ازاین آموزه ها است و حجاب اگرچه مسئله است اما در صدر مسائل نیست و در شرایط امروز کشورکه مشکلات اقتصادی و بیکاری و تورم وجود دارد در این فضا پرداختن به مسئله حجاب برای بچه مذهبی ها هم حتی کلاس ندارد و این پرسش مطرح می شود که آیا فضای مردمی درک نشده است و قابل مشاهده نیست که مردم گرسنه اند پس چرا به حجاب پرداخته می شود در حالی که مسائل مهمتری در جامعه وجود دارد.  
به نظر می آید این جریان خودش را به صورت جدی مطرح می کند و طرفدارانی هم پیدا کرده است و با نگاه مردمی تر اگر چه نگاه مذهبی دارند و خودشان محجبه هستند در عین حال می گویند حجاب در رأس مسائل ما نیست.
دو مدل نگاه به حجاب وجود دارد که اگر در تحلیل این دو مدل مدنظر باشد در اقدام هم متفاوت خواهند بود و اگر در تحلیل احساس شود که حجاب در صدر مسائل است و باید به صورت مستقیم به آن پرداخته شود جریان های امر به معروف و نهی از منکر و پیاده روی زنان محجبه در پارک ممکن است اتفاق بیفتد و اگر احساس شود که این موضوع در صدر نیست تحلیل ها متفاوت می شود و در عمل نمی شود به آن پرداخته شود و اینگونه ادعا می شود که  وقتی ربای بانکها وجود دارد افراد حزب اللهی بانکداری اسلامی را مطالبه کنند و چرا در فضای تقابل عامل و ساختارها، به عامل ها انتقاد می شود در حالی که این همه ساختارهای فساد زا در جامعه وجود دارد و وقتی بانکها ربا می گیرند بی حجابی زنان آن جامعه هم نباید اشکالی داشته باشد و مسئله اصلی ما از اینجا شروع می شود.
نگاه خرد به حجاب به جای نگاه جهانی و کلان
نگاه دوم نسبت به مقوله حجاب کلان تر است  که اسلام وارد عرصه های اجتماعی می شود که همه آموزه های اسلامی، آموزه های فردی نیستند و در عین وجود تفاوت هایی که بین این دو جریان درباره حجاب وجود دارد که هر دو جریان زنده و موجود در میان جامعه مذهبی و حزب اللهی وجود دارد اولین نکته این است که در عین تفاوت ها، نخستین شباهت آنها این است که هر دوی آنها نگاهشان به مسئله حجاب، یک نگاه محدود به جامعه خودی است و نگاه جامعی ندارند چرا که فکر می کنند این نگاه، نگاه درون جمهوری اسلامی است و یک نگاه جهانی که جریاناتی در فضای جهانی وجود دارد و ما این وسط، جریان دیگری هستیم که این نگاه را ندارند و حتی آن نگاهی که فضای فرهنگ و جامعه و اقتصاد را متصل می بیند باز نگاه درونی جمهوری اسلامی است که اگر بانک جمهوری اسلامی ربا می گیرد بر زن جمهوری اسلامی حرجی نیست اگر
حجاب نداشته باشد کما اینکه نگاه دیگر هم همین است که نگاه خرد دارد و جهانی نیست.
مقوله حفظ حجاب مقوله ای از جنس جهاد اکبر است که باید با نفس مبارزه شود و حجاب به عنوان یک دستور الهی رعایت شود و از طرفی هردوی این نگاه درد و درمان را داخل همین مرزهای جمهوری اسلامی می بینند.
 نکته دیگر در شباهت این دو دیدگاه این است که هر دو نگاه بحث حجاب را جریانی فرهنگی و تربیتی می بینند و حتی اگر در نگاه دوم اقتصاد دیده می شود به این دلیل است که ارتباطاتی با اقتصاد قابل مشاهده می شود و اولویت با فضای اقتصادی می تواند باشد و شباهت سوم این دو دیدگاه این است که هردوی اینها فارغ از نگاه  تاریخی، جریان حجاب را تحلیل می کنند

نگاه های آنان محدود است و نگاه جهانی ندارند و محدود به جمهوری اسلامی هستند نکته دوم اینکه از منظر رویکرد، رویکرد آنان به حجاب فرهنگی تربیتی است و نکته سوم اینکه فارغ از نگاه تاریخی مسئله حجاب را جلو می برند در حالی که در واقع حفظ حجاب دغدغه است و نمی توان به راحتی گفت که حجاب مسئله ای نیست و یا حجاب مسئله ای دست چندم است و خیلی از مسائل دیگر در اولویت هستند.
اولین بحثی که می شود ارائه داد این است که برخلاف آن دو جریانی که بحث حجاب را در درون مرزهای جمهوری اسلامی نگاه می کنند وحتی یک زمینه و زمانه خنثی را برای طرح مسئله حجاب پیش می کشند به طوری که ما از یک نقطه صفر شروع می کنیم و درد و درمان را در یک نقطه صفر و در یک زمانه خنثی مطرح می کنند در حالی که نگاه حزب اللهی در باره حجاب و بسیاری از مسائل دیگر این است که ذیل یک جنگ مطرح می کند و نگاه آنان به مقوله حجاب این است که دو جبهه وجود دارد و میان این دو جبهه تقابلی است که جبهه حق و باطل و جبهه فقر و غنا و استضعفاف و استکبار است و حجاب در میانه این جنگ خودش را مطرح می کند و ذیل این جنگ ها، مسئله حجاب را تحلیل و هم مسئله حجاب را معنا می کند و با هر دوی این دو جریان قبلی یک تمایز جدی پیدا می کند.
نگاه حزب اللهی به حجاب
در نگاه حزب اللهی، حفظ حجاب از جنس جهاد اکبر نیست و  در واقع جهاد اکبر و کبیر است چرا که به عنوان جنگ دو جبهه از آن یاد می کند و نکته دیگر این است که نگاه سیاسی هم به مسئله حجاب دارد و دو جریان قدرتمند با یکدیگر در جنگ هستند و حجاب در میانه جنگ سیاسی در این میدان مطرح می شود و حجاب نه تنها یک مسئله فرهنگی تربیتی است بلکه مسئله ای سیاسی است و در عرصه روابط بین الملل هم می توان این فشارهای جدی که روی حقوق و حجاب زن مطرح می شود را اینجا معنا کرد.
نکته سوم اینکه نگاه تاریخی دو نگاه دیگر را اثبات می کند که در نگاه تاریخی قابل مشاهده است که یک جریان تاریخی و استعمارگر در دنیا وجود دارد که در قرن 19 به اوج خودش می رسد و یک جریان ظالمانه استعمارگر وجود دارد که برای زیاده خواهی و سلطه گری خودش دنبال دستاویزهایی است و می خواهد سلطه داشته باشد و نگاه و طمع اقتصادی دارد و برای حاکم شدن سلطه خود بر دنیا  می خواهد یک سری موانعی را بردارد و عواملی را ایجاد کند که اینجا حجاب در نگاه تاریخی قابل بررسی است و با سه نوع استعمار قابل بررسی است که  استعمار نو و استعمار فرانو به دنبال سلطه گری است که تلاش دارد که افراد با ملیت های متفاوت اذهان آمریکایی داشته باشند و این اذهان بتوانند منافع نظام سلطه را تأمین کنند.
 این نظام سلطه و استعمارگر در نخستین قدم کارش این است که اندیشه و حس مقاومت را دربرابر ظلم از جوامع بگیرد وگرنه نمی تواند زیاده خواهی خودش را پیش ببرد و از آنجا که الهام بخش اندیشه مقاومت دین است پس طبیعی است که نخستین مانع سر راه سلطه گری دین مردم است و استعمار در قرن 19 با دین مبارزه می کند و سیاست خودش را در دین زدایی و به طور مشخص اسلام زدایی می گذارد.
یک عنصر محوری برای زیاده خواهی نظام سلطه زن است
این جریان سلطه می خواهد هویت خودش را غالب کند و طبیعی است که که برای رسیدن به این مرحله در ابتدا باید
هویت ملت ها گرفته شود و آنها به بی هویتی برسند و دینداری و اندیشه مقاومت باید از آن جوامع گرفته شود ودر لایه اقتصادی باید چرخه اقتصادی نظام سرمایه داری بچرخد و سود تولید کند چرا که سرمایه سالار است و این نظام سرمایه داری در نظام اقتصادی نو لیبرال طبیعی است که ابتدا به دنبال تولید بیشتر باشد و در نهایت کارگرهای ارزان داشته باشد و در این مرحله چه کارگری ارزان تر از زن و برای اینکه زن را به سمت کار ارزان بکشاند نخستین گام مقابله با حجاب است و در لایه مصرف هم باید زنانی باشند که مصرف کنند و اگر بتواند ذهن زنان را به سمت مصرف مدیریت کند چرخ نظام سرمایه داری و سلطه می خواهد بچرخد و در نتیجه یک عنصر محوری برای زیاده خواهی نظام سلطه زن است و حجاب نقش اساسی ایفا می کند .
دین زدایی و از بین بردن اندیشه مقاومت سبب پذیرش نظام سلطه می شود
آنان می خواهند مصرف را تبلیغ کنند و از طرفی زن مبلغ مناسبی برای کالاهای نظام سرمایه داری است و در گام آخر حتی زن به صورت یک کالا درمی آید و اگر کالای دیگری را تبلیغ می کند همزمان با آن، اقتصاد دیگری را نیز می چرخاند و در سه تا چهار لایه نظام سلطه، زن یک عنصر اساسی است و زن محجبه سد بزرگی در برابر نظام سلطه است. دین زدایی و از بین بردن اندیشه مقاومت سبب پذیرش نظام سلطه می شود چرا که جامعه ای که اهل شهوت رانی باشد این جامعه دیگر مجاهد نخواهد بود و نظام سلطه سرمایه گذاری های انجام می دهد که این جامعه نرم شود تا سرسختی از خودشان نشان ندهد و برای رسیدن به این هدف باید روی عنصر زن سرمایه گذاری کند و بی بند باری اخلاقی و جنسی و شهوت رانی را پیش ببرد  که علمدار این موضوعات در این جریان زنان خواهند بود .
جاده صاف کن برای نظام سلطه زن غیر محجبه و شهوت است
دشمن روی گسترش شهوت رانی و دامن زدن به آن سرمایه گذاری می کند و جاده صاف کن برای نظام سلطه زن غیر محجبه و شهوت است و اندیشه مقاومت اینگونه از جامعه گرفته می شود. با این تحلیل ها نگاه ما نسبت به حجاب نگاه خرد نیست و کلان است وقضیه را تاریخی و سیاسی می بینیم و دیدگاه ما با دو جریان قبل متفاوت می شود و در اینجا تأکید بر جهاد کبیر است.
گام دیگر این است که حجاب زنان در جوامع اسلامی جهاد کبیر به معنای تأثیر نگرفتن از جبهه مقابل در لایه های اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی است و حفظ حجاب به این معنا است که جامعه هویت مستقل دارد و به راحتی تحت تأثیر فرهنگ دشمن قرار نمی گیرد و اگر این نماد جهاد کبیر بر سرزنان مسلمان باشد اندیشه مقاومت قوی تر می شود و مسخره کردن حجاب بی دلیل نیست چراکه اگر مقوله ای فردی بود به دیگران کاری نداشت.
کشف حجاب نرم و سخت
قضیه گوهر شاد در زمان رضاخان در اوج استعمار نو اتفاق می افتد و کشف حجاب فقط در ایران و ترکیه نیست و در افغانستان همزمان با هم در حال اجرا است  و همزمان با مدرنیزاسیون ایران توسط رضاخان، این جریانات در افغانستان نیز اتفاق می افتد و در دوران جمهوری اسلامی هم  قضیه همین است چرا که در دوره استعمار ن ودر دوران رضاخان کشف حجاب را با قوه قهریه داریم و در دوران استعمار فرانو در زمان ما دوباره سیاست ، سیاست کشف حجاب و اجباری است ولی نرم است.
حجاب نماد جهاد کبیر جامعه اسلامی دربرابر جامعه طاغوتی است
 این جریان خیلی جدی به کشف حجاب کمر بسته است و کشف حجاب در نهایت اجباری است که در زمان رضاخان از نوع سخت است در استعمار فرانو فهمیدند که اگر سختگیرانه و قهری عمل شود این اتفاق نمی افتد و باید کاری کرد که زنان خودشان احساس کنند که این حجاب را نمی خواهند و عملا با رسانه ها این کار را انجام می دهند ومی گویند دغدغه حجاب اختیاری را دارند و باید آزادانه انتخاب کرد که این آزادی در یک فضای جبری سنگین و سیاست های گسترده و جامع اتفاق می افتد و رسانه ها به صورت جدی به آن می پردازند و این درحالی است که حجاب نماد جهاد کبیر جامعه اسلامی دربرابر جامعه طاغوتی است.
  
کد مطلب ۳۰۶۵۸
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما