۰
تاریخ انتشار
جمعه ۱۵ تير ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۲۸
لحظه‌ای درنگ در آموزشگاه نقاشی مدیرزاده در مشهد

خطوط آبرنگی، در پیچ و تاب تکنولوژی امروز

خطوط آبرنگی، در پیچ و تاب تکنولوژی امروز
ریحانه سادات میرمرتضوی/ سرویس هنر، خبرگزاری رضوی
هنرجو در حالی که تابلوی بزرگی را در دست گرفته بود از گرمای بعد از ظهر تابستان به خنکای کلاس پناه آورد. عشق به دانستن در چشمانش موج می­ زد و مشتاقانه با صدایی لرزان تابلو را مقابل استاد گرفت. استاد دستش را به سمت هاله­ های رنگ اخرایی برد و گفت: «کاش تیره­ های زمینه را تا این شماره نمی­ رفتید تا فضای کافی داشتید برای اضافه کردن لایه­ های منفی بیشتر». هنرجو با نگرانی به بخش مرکزی تابلو اشاره کرد: «فکر کنم این قسمت را می ­شود کار کرد. در دو سه قسمتش هنوز می­ شود شکل اضافه کرد. اگر خیلی خراب شده دوباره از اول شروع کنم». استاد با لبخند نگاهی به تابلو نیمه کار شده انداخت و گفت: «حالا قسمت­ های باقیمانده را به این شکل کار کنید. به نظرم حیف است که از اول شروع کنید. می­ شود به یک جایی رساند. تکه­ های پایین را یک لایه بگذارید، اما از شماره هفت رد نشوید که راه داشته باشید برای اضافه کردن لایه­ ها. خود شکل را با زمینه هم‌زمان خیس کنید و رنگ بگذارید تا لبه ­ها محو شوند و این لبه­ های بریده فقط در بعضی قسمت­ ها باقی بماند»... استاد می­ گفت و هنرجو مشتاقانه می‌آموخت و باد گرم تابستان در برگ­های سبز گلدان­ های حیاط کوچک آموزشگاه می ­پیچید.

 پژوهش هنر؛ رشته‌ای با آینده روشن
محمد مدیرزاده حدود 28 سال است در حوزه نقاشی حرفه ­ای کار می­کند و کمتر از 20 سال از تدریسش در زمینه نقاشی می­ گذرد. تخصص اصلی ­اش نقاشی آبرنگ و تخصص جانبی ­اش آکریلیک است. کارشناسی ارشد پژوهش هنر دارد و زیر پوشش وزارت ارشاد آموزشگاهش را  دایر نموده و صرفا به کار تدریس نقاشی مشغول است. مقالات تالیفی متعددی داشته که در روزنامه خراسان و مجله تندیس و نشریه آستان قدس رضوی چاپ شده ­اند. او چند سال در کشور کانادا دوره­ های آموزشی را در زمینه نقاشی گذرانده است. اما خود معتقد است هنر را از طریق کار زیاد و مطالعه و به طور خود­آموخته پیش برده و در واقع تحصیلات آکادمیک اش نیز پس از ورود به دنیای نقاشی حاصل شده­ است. این مدیر آموزشگاه درباره رشته تحصیلی‌اش و تاثیر آن در پیشرفت هنر می‌گوید: «پژوهش هنر از جمله رشته­ هایی است که بسیار جای کار دارد و آینده خوبی را می­ توان برای آن متصور شد. این رشته فقط در ایران به این شکل است. در کشورهای دیگر رشته­ های تاریخ هنر، فلسفه هنر و... تدریس می ­شود اما پژوهش هنر را فقط در ایران داریم. خوشبختانه این رشته تحصیلی بسیار بسیط و باز است. از نقد هنر تا جامعه ­شناسی و فلسفه هنر را در خود جای داده و امیدوارم طی یکی دو دهه دیگر خروجی قابل قبولی داشته ­باشد».

تصویرگر آب و رنگ
تابلوهای نقاشی بر دیوارهای آموزشگاه، خودنمایی می‌کنند. بازی رنگ­ ها در تن کاغذ نشسته و حرکت­ های قلم­ مو چشم را به دنبال خود می­ کشاند. استاد مدیرزاده کار با آبرنگ را انتخاب کرده و با این متریال دشوار و گریزان اندیشه و دیدگاه و حسش را به مخاطب پیوند می­ زند: «من همیشه فکر می­ کنم
نقاشی آبرنگ به نوعی مهجور مانده است. حتی در دنیا به شکلی که به نقاشی روی بوم توجه می­ شود، نقاشی آبرنگ مورد استقبال قرار نمی­ گیرد. از طرفی توانمندی و انعطاف نقاشی آبرنگ در حد بسیار بالایی است. با مدیوم آبرنگ، یک هنرمند می­ تواند آثاری خلق کند که با هیچ مدیوم دیگری قادر به انجامش نیست. من در پی ثابت کردن همین امر در آثارم هستم و معتقدم آبرنگ مدیوم بسیار توانمندی است که در حد توانمندی­ اش به آن توجه نشده. امروزه نقاشی یکی از رسانه ­هایی است که نسبت به هنرهای تجسمی بی ­شماری که در جریان است؛ در حاشیه هنر معاصر قرار گرفته ­است. به همین نسبت نقاشی آبرنگ نیز در حوزه نقاشی، جایگاه کوچکتری دارد. با رشد فناوری و امکانات بسیار نو و جدیدی که در این زمینه داریم، امکانات هنرمند برای خلق نقاشی بسیار پیشرفته شده است. به علاوه مدیوم­ های تلفیقی نیز رشد کرده ­اند و دیگر مانند گذشته چندان خط­ کشی بین رشته­ های مختلف نقاشی وجود ندارد و به نوعی مرزبندی­ های گذشته زیر سوال رفته ­است. این­که هنرهای دیجیتال امروز آنقدر مطرح هستند که با هنرهای تجسمی ادغام شده‌اند و حوزه جدیدی را در هنرهای تصویری پدید آورده ­اند؛ نکته ­ای است که باید تاریخ در آینده قضاوت کند. قضاوت درباره کیفیت هنر همواره کار دشواری است. یک هنر ممکن است امروز هواداری نداشته باشد، ولی در یک زمان و مکان و موقعیت دیگر بسیار مورد توجه قرار گیرد. بنده شخصا معتقدم بخشی از هنر معاصر جهان به سمت هجو در حرکت است. در مورد رنگ آکرلیک نیز می­ شود گفت این متریال چند امتیاز نسبت به رنگ روغن دارد. بوی زننده‌ای ندارد و سرعت کار نقاش را بالا می برد. با این­که کمتر از نیم قرن از اختراع آکریلیک می ­گذرد؛ اما جایگزین خوبی برای رنگ روغن شده است. من کارهایی با متریالهای تلفیقی نیز انجام داده ­ام. در دوره کوتاهی مواد مختلفی را که مربوط به حوزه واتر مدیا یعنی محلول در آب بود را کار می ­کردم. مانند انواع جوهرها، آبرنگ­ های مایع و آکرلیک مایع­. البته کمتر به این حوزه تلفیقی نزدیک شدم و بیشتر همان آبرنگ و آکرلیک خالص را کار می­ کنم».

تصویر انسان معاصر
تابلوهای نقاشی، مخاطب را با رنگ­ ها و فرم­ ها احاطه کرده‌اند. لطافت حضور انسان در اکثر تابلوها با قطعه­ های فلزی پیچ شده بر صورت و بدنشان در تضادی هماهنگ و تامل برانگیز است. مدیرزاده درباره سبک کارش توضیح می­ دهد: «طبیعتا هر هنرمندی دوره­ های مختلفی را در طی عمر هنری ­اش طی می­ کند چون شرایط زمانی و مکانی در کار هنرمند دخیل هستند. اما سبک نقاشی­ های من پسامدرن است و دوره معاصر را به تصویر می­ کشند. در واقع بازتاب شرایط معاصر هنر تجسمی است. بسیاری هنرمندان هستند که ممکن است ذهن یک نقاش متاثر از آثار آن­ ها باشد اما من همیشه سعی داشته ­ام که سبک شخصی خود را داشته باشم. نقاشی­ ها شامل چند نسل هستند. هر چه  عقب­تر برویم، کارها بیشتر جنبه تزیینی دارند. در این اواخر نقاشی­ ها موضوع­ گرا شده و بیشتر بر احاطه جنبه­ های منفی تکنولوژی
بر زندگی انسان اشاره دارند. تکنولوژی که انسان را به طریقی اسیر خود کرده­ است. در آثارم از نشانه هایی استفاده شده که به طور تلویحی و نمادین اشاره به تاثیر پیشرفت تکنولوژی در اضمحلال انسان امروز دارد. پس می توان گفت پیشرفت فناوری پدیده خوبی نیست. نمادها طرح‌هایی به شکل پیچ ­کردن انسان و اسارت و محکومیت او در این شرایط است و این که مجبور است به این اسارت تن دهد».

 تجمع و تمرکز انرژی هنرمندان در پایتخت
مشهد سرشار از استعدادهای بی­ نظیر است. اما شرایط هنر این شهر چندان مطلوب نیست و هنرمندان در این میان آسیب می­ بینند. این نقاش مشهدی درباره مشکلات هنرمندان شهرش و مهجور ماندن هنر مشهد می­ گوید: «در خارج از کشور، هنر همیشه مخاطب دارد و در ایران نیز البته استقبال مخاطبین از هنر خوب است. اما مشکلی که به هنرمندان شهرستانی آسیب می ­رساند این است که همه اتفاقات مهم هنری در تهران رخ می­ دهد و تجمع و تمرکز انرژی هنرمندان صرفا در پایتخت است. رخدادهای مهم هنری در تهران است و باعث شده شهرستان­ ها از این پیشرفت و دستاوردهایش بی­ خبر و محروم بمانند. نکته بسیار مهم این است که از طرف مسئولین هنر تمرکز­زدایی نشده­ است. به همین دلیل در مشهد سطح سلیقه عمومی هنر پایین آمده است. مشهد حالت بن­ بستی را دارد که جریان هنر در آن بسیار کند است. طبیعتا وقتی یک بازار هنری مانند تهران داغ است؛ مخاطب، مجموعه­ دار و حراجی­ های هنری  رشد می­ کنند. اما چون ما هیچ­ یک از این­ ها را در مشهد نداریم، هم جامعه هنری و هم فضای هنری بین مشهد و تهران فاصله بسیار زیادی با هم دارند. ما از جهت رشد مخاطبین، رشد مجموعه­ داران و حراجی­ ها عقب هستیم نه از جهت هنری. مشکلات اقتصادی نیز جزء مهم‌ترین دغدغه‌های هنرمندان است. در مشهد دیواری کوتاه­تر از دیوار هنرمند نیست ما هنرمندان بسیار مستعد و توانمندی داریم. اما متاسفانه از هیچ جهت حمایت نمی­ شوند و با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می­کنند. اجاره­ ها بالاست و هنرمند که تحت فشار مالی و اقتصادی باشد نمی ­تواند هنرش را به شکل ناب ارائه دهد. نقاش مجبور است تجاری کار کند و همه وقتش را روی کار و درآمد بگذارد. در جامعه ما هنر اولویت اول نیست پس تمکین نمی­ شوند. در طول این سال­ ها متوجه شده­ ام که تعداد علاقه­ مندان به نقاشی بسیار زیاد است اما مشکل اصلی اقتصادی است. هزینه لوازم نقاشی بسیار بالاست. هزینه­ هایی که آموزشگاه ­دار در محل کارش متحمل می­ شود بسیار بالاست. اما به رغم فاصله بالای فضای هنری مشهد با تهران استقبال از هنر خیلی خوب است».
هنر در مدارس یک زنگ تفریح است
یکی از اصلی­ ترین بخش­ های بدنه جامعه، مدارس هستند. مدیرزاده از بی ­توجهی به هنر در مدارس گله­ مند است: «هنر در مدارس یک زنگ تفریح است و فرعی­ ترین بخشی است که تدریس می‌شود. این حجم جوانان مشتاق و علاقه مند چیز زیادی در مورد هنر یاد نمی­ گیرند حتی خروجی هنرستان­ ها نیز قابل قبول نیست. کمبود مدرس خوب نداریم. معلم­ های بسیار توانمندی
هم داریم. مشکل، پایین بودن سطح آموزش است. امروزه به هر گوشه ­ای نگاه کنیم وابستگی انسان به هنر را می­ بینیم. اما اگر از کودکی به آن پرداخته ­شود؛ مطمئنا محصول خوبی می­ دهد». مهناز حسینی مدرس آموزش پرورش و لیسانس نقاشی از هنرجویان قدیمی آموزشگاه است. مداد رنگی را حرفه ­ای کار کرده، رنگ روغن را نیز. اما سال­هاست برای کار آبرنگ به این آموزشگاه می­ آید. یک نمایشگاه آبرنگ گروهی در گالری آرتین همراه با هنرجویان کلاس داشته و قبل از آن نیز نمایشگاه رنگ روغن برگزار کرده­ است. او درباره هنر در مدارس می­ گوید: «سیستم آموزشی ما بیمار است. اگر می­ بینیم در جمع همکاران رکود و ساکن شدن به وجود آمده، معلمان مشکل اصلی نیستند؛ بلکه سیستم بیمار است. بی­ انگیزگی هنرجوها نیز باعث می­ شود حس نکنیم نیاز به دانش بیشتر داریم؛ چون از معلم نمی ­خواهند. پس مدرس هنرمند احساس به نیاز نمی‌کند که در حیطه تخصصی­ اش تلاش بیشتری داشته ­باشد. این ترس وجود ندارد که از بچه­ ها عقب بمانیم. این­که بخواهیم همیشه به روز باشیم. مشکل اینجاست که مطالبه­ گری از سوی هنرجو وجود ندارد. من خودم علاقه­ مندم که بیشتر بیاموزم ولی پایه اصلی مسئله همان است که بچه ­ها از معلم نمی­ خواهند. تدریس، کار انرژی­ بر و دشواری است چون متعهدانه کار کردن سخت است».

رشد خوب فروش آثار نقاشی طی دهه اخیر
نمایشگاه­ ها محل تلاقی و پیوند هنرمند و مخاطب است. برگزاری نمایشگاه­ ها یکی از دغدغه­ های اصلی مدیرزاده بوده و هست. او برای بسیاری از شاگردانش نمایشگاه برگزار کرده و همواره برای پویا نگه­ داشتن هنر در بین مردم هنردوست تلاش کرده است: «بیشترین نمایشگاه­ ها را در نگارخانه رضوان داشتیم. حدود ده نمایشگاه برگزار کردیم. ورکشاپ­ هایی فصلی در آموزشگاه برگزار می­ شود. هر سال چهار ورکشاپ در چهار ­زمینه و موضوع متفاوت داریم. استقبال خوب است و هنرجویان علاقه­ مندند روش کار را از نزدیک ببینند. آخرین نمایشگاه گروهی بچه­ های ما در نگارخانه رضوان اواخر اردیبهشت ­ماه برگزار شد. می­توانم بگویم فروش آثار نقاشی در یک دهه گذشته تا به امروز رشد داشته ­است. دوره ­ای بود که حتی یک عدد از کارها فروش نمی ­رفت. این روزها کار بهتر فروخته می­ شود و شرایط تغییر کرده است. به ترتیب برگزاری نمایشگاه­ ها، همیشه بچه ­ها فروش بهتری به نسبت نمایشگاه­ های گذشته ­شان دارند. هنوز هم تفاوت و فاصله با تهران خیلی زیاد است. اما زیر پنجاه درصد آثار فروش می ­رود. یکی از صنایعی که در ایران اصلا وجود ندارد و در آمریکای شمالی جزء صنایع قوی محسوب می‌شود، کار چاپ آثار هنری و نقاشی است با قاب و همه ملزوماتی که در نقاشی اصلی وجود دارد. بعضی از این پوسترها را نقاش شماره می ­زند و امضا می­ کند. با این امضا ارزش کار بالا می رود اما این صنعت در ایران وجود ندارد. با هزینه بسیار کمی نسبت به کار اصلی تولید و فروش می­ رود. تعدادی از کارهای من در کانادا به شکل پوستر چاپ شد و به فروش رفت».
هنرمندان
عرصه را خالی نکنند

همکاری و همدلی هنرمندان یکی از عوامل رشد و پیشرفت هنر در هر زمان و مکانی بوده است. از نظر مدیرزاده این همدلی در بین هنرمندان مشهدی کمرنگ شده است: «من سال­هاست عضو انجمن هنرهای تجسمی خراسان هستم. در گذشته سالی یک بار جلساتی داشتیم که اعضای انجمن همدیگر را می­ دیدند. اما متاسفانه سال­هاست حتی یک جلسه برگزار نشده و فقط اسمی از این عضویت باقی مانده­ است. در دوره ­ای که استاد اسپهبدی مسئول انجمن بودند فعالیت این انجمن بیشتر بود. وقتی حمایت کافی نمی ­شود. مهم ­ترین عامل همان سوء­مدیریت و بی ­انگیزگی مسئولین است که اداره ارشاد هم از این امر مستثنی نیست. در این سازمان، افراد کارشناسی هستند که تفکر مثبت هم دارند اما همه مشکلات زیرساختی است. نمی­ شود یک ارگان قوی عمل کند و دیگری نکند. متاسفانه عشق و دلسوزی نیست وگرنه متخصص زیاد است. اگر هنرمند، این طرف تکاپو کند و خودش را نشان دهد مسئولین نیز مجبور می­ شوند حرکت کنند. من معتقدم در شهر مشهد کنار­ کشیدن خود هنرمندان عامل مهمی است و این یک مشکل بیرونی نیست. محدودیت ­ها و کمبود امکانات را داریم؛ اما خود هنرمندان باید تلاش کنند و عرصه را خالی نگه ندارند. در آن طرف دنیا هم برای هیچ هنرمندی فرش قرمز پهن نمی­ کنند. خود هنرمند باید تلاش کند و زحمت بکشد. هنرمندان در مشهد آن اتحاد گروهی را ندارند و البته تنگ­ نظری­ هایی نیز گهگاه دیده­ می­ شود. پس نمی­ شود همه مشکلات را گردن مسئولین دولتی هنر بیندازیم. باید هنرمندان با هم اتحاد و تعامل کنند، بخواهند و همکاری کنند. تشکل­ هایی داشته­ باشند که بتوانند حقشان را بگیرند اما متاسفانه خودشان سستی می­ کنند».
نسل جوان؛ نسلی باهوش و پیشرو
استادی که حدود 20 سال تدریس نقاشی داشته و مستقیما با نسل جوان علاقه­ مند در تعامل و ارتباط بوده ­است، شاید یکی از بهترین گزینه ­ها باشد که بتواند شرایط جوانان علاقه ­مند امروز را رصد کند: «من نسل جوان را نسل باهوشی می­ بینم که نسبت به نسل­ های گذشته پیشروترند و دید بازتری دارند. در واقع ارتباطات جهانی به آن­ ها کمک کرده که این نگاه را پیدا کنند. اما بیشترین عاملی را که مانع پیشرفت هنر می­ دانم، مسائل معیشتی و اقتصادی است که موجب بی­ انگیزگی افراد برای دنبال کردن رشته­ های هنری می­ شود. جوان ترجیح می­ دهد هزینه و زمانش را برای تحصیل در رشته­ های هنری نگذارد؛ زیرا جامعه امروز، هنر را سرگرمی می­ داند. متاسفانه کم دیده ­می­ شود که هنر را جدی بگیرند. شاید بتوان گفت اگر به درستی جریان هنر هدایت شود و این مقوله مهم زندگی به خوبی معرفی شود؛ خصوصا آموزش و پرورش توجه کافی به ارزش و اهمیت هنر و دستاوردهای آن داشته باشد، مکان­ های درستی دایر شوند و هنر ناب شکل بگیرد. سپس خواهیم­ دید به دنبال این جریان، بسیاری از کج­ روی­ ها خود به خود کنترل خواهد ­شد. اما متاسفانه در این زمینه­ ها نه کارشناسی دقیقی داشته ­ایم و نه برنامه­ ریزی درستی شکل گرفته­ است».
کد مطلب ۳۰۴۹۷
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما