۱
تاریخ انتشار
پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۰۸
اختصاصی رضوی/ حجت الإسلام زائری:

بدون آزادی گفتگو معنی ندارد/ راه علی بن ابیطالب(ع) و اولاد طاهرینش روش گفتگو را نشان می دهد

بدون آزادی گفتگو معنی ندارد/ راه علی بن ابیطالب(ع) و اولاد طاهرینش روش گفتگو را نشان می دهد
حجت الإسلام محمدرضا زائری پژوهشگر دینی و کارشناس مسائل فرهنگی و از فعالان برجسته اجتماعی و رسانه ای کشور در نشستی با عنوان "اخلاق گفتگو" از سلسله نشست های "معرفت، دین و اخلاق" که به همت سازمان اجتماعی فرهنگی شهرداری مشهد در شب های ماه رمضان برگزار می شود گفت: رعایت انصاف یکی از بنیان های شکل گیری اخلاق گفتگو است و آنچه از دل قرآن و سنت و سیره اهل بیت(ع) می فهمم تأکید بر التزام به شرط انصاف است که یک گفتگوی سالم و ثمربخش بدون آن اساسا شکل نخواهد گرفت و اگر این شرطِ انصاف نباشد دیگر نامش گفتگو نیست.
حجت الإسلام زائری افزود: مراد و مقصود ما در اینجا از "اخلاق گفتگو" در واقع "آداب گفتگو" است و درگیر بحث لفظی نیستیم و معنای صحیح را می خواهیم لذا ورود به ابعاد این مسئله مانند وضعیت نسبیت اخلاق و این دست مباحث در این قسمت راهگشا نیست اما اگر قرار باشد گفتگو داشته باشیم باید بدانیم این گفتگو چه آداب و شروط و لوازمی دارد؟ و بایسته های آن چیست؟ و چه عناصری موفقیت آن را تضمین می کند؟ و از این رهگذر شاخص انصاف از بنیادهای مهم در بحث اخلاق گفتگو است. بلی می توان و ممکن است که شاخص های دیگری را برای قوام "اخلاق گفتگو" جستجو کرد.
این کارشناس فرهنگی با اشاره به سوابق و تجارب گذشته در حوزه گفتگو اظهار داشت : دو عامل در دوران انقلاب و سالهای دهه 60 باعث بسته شدن فضای گفتگو در کشور شد که لطمات جبران ناپذیری به دنبال داشت. یک عامل از میان رفتن داعیه داران گفتگو بود. بزرگانی مانند شهیدان مطهری و بهشتی از این جمله اند. شخصیت هایی که معتقدند بودند در دانشکده الهیات نه حتی دانشکده دیگری، اساتید مارکسیسیت باید بیایند و حرف خود را بزنند. اینها کسانی بودند که خودشان هم توان و قوت پاسخگویی متقابل را داشتند و لذا از گفتگو نمی هراسیدند و بعد از این چهره های درخشان کسانی آمدند که صریحا می گفتند گفتگو کیلویی چند! و باوری به گفتگو نداشتند.
عامل دوم هم ایجاد فضای خشونت باری بود که گروه های چپ مانند منافقین خلق با ترور در کشور ایجاد کردند و خشونت و نفرت را آنچنان گستراندند که دیگر نه مجالی برای گفتگو بود و نه کسی جرأت داشت از آن صحبت کند. من هنوز بخاطر دارم مرحوم لاجوردی را که در تلویزیون جنازه شکنجه شده پاسداران توسط منافقین را نشان می داد لذا راهی برای گفتگو نماند و تا سال های سال کسی نتوانست از گفتگو حرف بزند.
حجت الإسلام زائری تصریح کرد: البته معتقدم راه بسته نیست و اکنون با نسلی مواجه هستیم که به دنبال گفتگو هستند و به این روش ایمان دارد و خواهان آنند. در مسئله حجاب اگر گفتگو می کردیم به این وضعیت نمی رسیدیم. نه تنها حجاب و بلکه همه در مسائل اجتماعی از حجاب گرفته تا فیلترینگ تلگرام و یا پارازیت بر روی ماهواره. اگر قبل از اقدام برای فیلترینگ تعدادی کارشاس خبره و بی طرف آورده شوند و صادقانه با مردم صحبت کنند راه برای گفتگو باز می ماند نه اینکه در تلویزیون افرادی را که صرفا خودمان می پسندیم بیایند و آنها برای مردم حکم صادر کنند.
این کارشناس فرهنگی بیان داشت: گفتگو بدون آزادی معنی نمی دهد. اگر آزادی تأمین شود و یک جو عمومی سرشار از اقناع ایجاد گردد خود مردم نسبت به حذف آنچه امینت خانوادگی، اجتماعی و ملی آنان را خدشه دار می سازد اقدام می کنند اما لازم اش آزادی است. لازمه اش علاوه برآزادی، اعتماد عمومی نیز هست اما وقتی اعتماد نیست اساسا این گفتگو شکل نمی گیرد. پس باید دانست گفتگو مقدماتی دارد و نیازمند این مقدمات است که باید تأمین و رعایت شود.

او در بخش دیگری از سخنانش گفت: ما در حوزه فرهنگ گرفتار نوعی ساده انگاری هستیم. بعضا به بنده برای مشاوره خانواده مراجعه می کنند و می گویم تخصص ندارم اما نمی پذیرند که مقول خانواده و سرنوشت فرزندان یک کار تخصصی است. ممکن است بسیاری بدون تخصص انواع اظهارات را در حوزه فرهنگ داشته باشند کسی که مدیر شبکه می شود از او پرسیده و مطالبه نمی شود که تو چقدر تخصص در این مسئولیت داری و لذا نتیجه همین وضعیت صداوسیما بعد از 40 سال می شود چون بجای برخورد حرفه ای و تخصصی معیارهای دیگری مانند مذهبی بودن و خوبی و صلاح ظاهری مد نظر قرار می گیرد و براساس تخصص ها، مسئولیت ها واگذار نشده است پس بطور طبیعی در چنین وضعیتی گرایش تخصصی و علمی چندان مورد اعتناء نیست. تعبیر امیر مومنان(ع) که می فرماید "تقدیم الأراذل و تأخیر الأفاضل" همین مهم را نشان می دهد. طبعا چنین افرادی خود از موانع جدی طرح گفتگو هستند.

این پژوهشگر دینی درباره چگونگی رابطه میان حق مطلق پنداری و جمع آن با مقوله گفتگو خاطر نشان کرد: بحث های کلامی و دینی نیازی نیست تعطیل شود و در گفتگو لازم نیست انسان از اعتقاد و باور دینی حق خود تنازل کند. اتفاقا کسانی که گفتگو می کنند در اعتقادات خود محکم تر هستند. من رشته ام روابط اسلام و مسیحیت بود و می دیدم کشیشان مسیحی اهل گفتگو باور قوی تری به آموزه های مسیحی داشتند.
مثلا در مورد وحدت شیعه و سنی فراموش کرده ایم اعتقاداتی ضروری در امامت هست که باید آموزش داده شود اما گفتگو این است که به بچه ها بیاموزیم نباید به اهل سنت توهین کنند.
بلی باید به جدیت همه مسائل حتی سقیفه را آموزش داد اما باید با همان جدیت گفت که مسئله تاریخی 1400 پیش ربطی به این شهروند سنی هموطن ما ندارد.
گفتگو قرار است مسلمانی من را تقویت کند. من باید خودم را نسبی ببینم نه اعتقاد خودم را. من با براهین احتجاج می کنم اما اگر کسی مخالف بود او را منکوب و محروم از حقوق اجتماعی نمی کنم. درباره گفتگو با تمدن ها و ادیان هم صرف تریبون دادن کافی نیست گفتگو برای این است که من با دنیای دیگری آشنا شوم. طبیعتا تریبون دادن زمانی ارزش دارد که من هم آن تریبون را داشته باشم. سخن شهید مطهری هم این بود که در دوره مارکسیست ها محدود کردن جوانان و دانشجویان به یک کلاس و یک استاد و یک عقیده روا نیست و ظلم به آنان است و باید پاسخ متقابل را هم شنید و این فرصت را نباید از افکار گرفت. مثلا یک ترم دانشگاه را تقسیم کنیم و حق صحبت را به همگان بدهیم تا با هم آشنا شویم.
درباره اسلام و گفتگو که می گوید "یستمعون القول فیتبعون أحسنة" اما در کنار آن مقوله تکفیر و الحاد را هم دارد نوعی تناقض به نظر می رسد که در ظاهرا راه گفتگو را می بندد اما باید گفت تصریح آیه شریفه "وبشر عبادی الذین یستمعون القول ..." می تواند نشانگر رویکردی غیر از این تصور اولیه باشد. من فکر می کنم مبادی قرآنی و روایی ما یک بحث است اما ممارست و تطبیق آنها در طول این 1400 سال یک بحث دیگر است. یک فقیه در طول زمان حیات خود بنا بر استنباط شخصی اش به گونه ای عمل کرده است و آن عمل هم شده بخشی از تجربه دینی امروز ما. بخشی از مشکلات کنونی ما بر سر ممارست و تطبیق معارف دین است. در واقع این حکم فعلی امروز قطعی و نهایی نیست.
ابن ابی العوجا به شاگرد امام صادق(ع) گفت من با استاد تو یعنی جعفر بن محمد الصادق(ع) که صحبت می کنم اینطور همچون تو ناراحت نمی شود و بعد می رود در مسجد پیغمبر با پسر پیغمبر می نشیند وصحبت می کند. یک راه، روش علی بن ابیطالب(ع) و اولاد اوست که اتفاقا این روش روش گفتگو است. امام رضا(ع) مؤسس گفتگو است بشکل جدی آن.  یک روش هم روش خلفایی است که اداره جامعه اسلامی بعد از پیامبر(ص) به دست آنها افتاد. این هم یک شیوه بود. در تاریخ این شیوه به اسم روش اسلام در برخی جاها جا افتاده است.
همچنین گاه عرف متدینین اجازه نمی دهد فقها همه آراء و أنظار خود را مطرح کنند و الآن چنین افرادی داریم. الآن اگر بالای این منبر اسم خانمم را ببرم عرف نمی پسندد و مذمت می کند اما پیامبر نام همسر و دخترش بزرگوار خویش را روی منبر می برد؛ فاطمة بضعة منی ... پس میان دین و معارف آن با تطبیق و چگونگی استفاده از آن میان مردم تفاوت هست.
روی شمشیر پیغمبر(ص) نوشته بود "صل من قطعک"؛ بپیوند با کسی که از تو بریده است. امام صادق(ع) غذا برای کسانی می برد که در طول روز به او اهانت می کردند اما کسی این فضائل را نمی گوید یا کمتر گفته شده است لذا وقتی صدای جریان هایی مانند داعش بلند است این نقاط درخشان کمتر دیده می شود.
کد مطلب ۲۹۲۶۱
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما