۴
تاریخ انتشار
جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۳۷
پی نکته هایی بر اشتهای شدید به خرید در شرایط گرانی

مردمی كه كشتی خود را سوراخ می كنند!

لیلی طوسی/ فعال فرهنگی
مردمی كه كشتی خود را سوراخ می كنند!
فرهنگ و جامعه/ دغدغه های اقتصادی این روزهای جامعه ایران، ذهن همه افراد را به خود مشغول كرده است، دغدغه هایی كه صرفا رنگ و بوی اقتصادی نداشته و جنبه های دیگری چون سیاست و اجتماع را شامل می شوند، شرایط كنونی که به جنگ اقتصادی از آن تعبیر می شود و ناشی از اعمال تحریم های آمریكا و اتفاقاتی است كه همگان از آن مطلع اند. اما موضوع مورد بحث در اینجا عوامل اجتماعی تاثیر گذار بر این موج و تبعا تاثیرات همه این وقایع بر نحوه زندگی افراد است.
بارها كمپین های نخریدن اجناس و حركات این چنینی برای تشویق افراد به عدم مصرف گرایی های بیهوده ایجاد شده و این به معنای آگاهی جامعه ایران از اهمیت رفتارهای اقتصادی مردم بر نتایج نهایی قیمت ها دارد اما چگونه می شود كه یكباره خبر فروش سی دقیقه ایی پراید٤٦میلیونی تیتر همه خبرها می شود؟!
می گویند عموم این افراد سودجویانی هستند كه به امید فروش گران تر خودرو در بازار به خرید اینترنتی آن حتی با قیمت گزاف می پردازند، قیمتی كه دلائل رشدش از حوصله بحث ما خارج است.
پس در اینجا ما با مردمی روبرو هستیم كه با علم به این موضوع كه با چنین رفتاری سود شخصی اش را افزایش داده، اما به رشد قیمت ها كمك می كنند روبرو هستیم،به این معنا كه اغلب افراد به دور خود خطی كشیده و سایرین را و نهایتا جامعه را كم اهمیت می دانند، باوری كه حتی با موازین دینی كه جامعه را به مثابه قایقی كه همه بر آن سوار هستند می داند، در تضاد است.
در واقع مدتی است حتی تب و تاب كمپین های نخریدن نیز كم رنگ شده است، گویی افراد به دنبال انبار و ذخیره از همه چیز برای روز مبادایشان هستند و نگران از وقایع آینده.
گویی كه تورم  با تاثیر مستقیمی كه بر نابرابری ها و شكاف های طبقاتی دارد منجر به كاهش سرمایه های اجتماعی در  جامعه ما شده است، اقتصادی كه این بار تنها جنبه اقتصادی ندارد بلكه همه اركان زندگی ما را از جمله فرهنگ و مصادیق سرمایه اجتماعی كه مهربانی و به فكر یكدیگر بودن است را مستقیما نشانه گرفته، سرمایه هایی كه تاروپود جامعه را به هم پیوند میزند رو به تحلیل میروند و  نهایتا در شرایط فقدان سرمایه اجتماعی نیز دستیابی به رشد و پیشرفت هم امكان پذیر نخواهد بود.
پس در اینجا لزوم توجه بیشتر به رابطه دوسویه تورم و گرانی و كاهش سرمایه های اجتماعی موضوعی مورد اهمیت است كه می توان گفت شاید بتوان اوضاع اقتصادی را سر و سامانی موقت داد؛ اما تاثیرات آن بر موضوع كاهش سرمایه های اجتماعی تا سالها ماندگار خواهند بود كه این چرخه دور تسلسل باطلی است كه جامعه مان را به نابودی خواهد كشاند.
در واقع تورم باعث می شود افراد با درآمد ثابت و كسب و كارهای كوچك روز بروز دچار فاصله طبقاتی و حس نابرابری بیشتری بشوند و پس از آن این افزایش نابرابری باعث ایجاد تفكری می شود كه افراد حقوق منصفانه خود را دریافت نمی كنند، و نتیجتا منجر به كاهش تمایلاتشان به همكاری در جهت منافع جمعی می گردد، چرا كه سرمایه گذاری های اجتماعی شبیه به سرمایه گذاری های اقتصادی و ..نیستند كه افراد صد در صد از بازگشت آن اطمینان داشته باشند!
حالا اینجا همان نقطه ای است كه جامعه را درگیر آسیب های وسیع ناشی از احساس خشم افراد می كند،كه جرم و بزه و حتی افسردگی و بیماری های روانی از آن ناشی خواهند شد.
پدیده های اجتماعی همچون حلقه های یک زنجیر هستند و موضوعات آنچنان در هم تنیده می شود كه نه می توان افراد را بی تقصیر دانست و نه همه مسائل را به گردن آنان انداخت، اما باید گفت تا زمانی كه خودمان به خودمان رحم نكنیم حتی خداوند نیز بر ما ترحمی نخواهد كرد.
کد مطلب ۳۹۸۸۰
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما