۰
تاریخ انتشار
شنبه ۳ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۵۲
یادداشت اختصاصی/ حاشیه ای بر آن چه در فیضیه گذشت

پارادوکس واکنش ها

حجت الاسلام علی شفیعی/ مدیر گروه فقه کاربردی پژوهشکده اسلام تمدنی
پارادوکس واکنش ها
چند روز پیش به بهانه نقد وضعیت اقتصادی موجود  کشور– که صد البته آن چه در آن قرار گرفته ایم غیرقابل توجیه و نشان دهنده ضعف برنامه و مدیریت دولت است – در مدرسه فیضیه و در حضور برخی روحانیان و حوزویان حسن رحیم پور ازغدی که نظام و حکومت برای طرح آراء و اقوالش همیشه دست و دل باز بوده و تریبونی ثابت برای وی تعریف کرده اند؛ سخنرانی بسیار قابل تاملی داشت که این سخنان از زبان هر کس دیگر بود می توانست بازتاب های غیرقابل پیش بینی از مدل دار چیدن در دانشگاه تهران را به دنبال داشته باشد.
این قضیه و عکس العمل های آن سبب شد تا در مقایسه ای با آن چه در اوائل دهه هفتاد و پس از طرح نظریه «حریت و روحانیت» اتفاق افتاد چند نکته را در باب این دو حادثه و عکس العمل های متفاوت آن دو که به گمانم نشانه های روشنی از رفتارشناسی پارادوکسیکال برای برآمدگان از یک نهاد علمی است را ارائه دهم.
سخنران فیضیه که سال هاست به یُمن همراهی و پشتیبانی نهادهای برون حوزوی در میان حوزویان تلاش فراوانی داسته تا جایگاهی بیاید و کرسی پیدا کند؛ گاه آن چنان بی ضابطه و غیر روشمند حرف می زند که برای هر کسی غیر از ایشان می توانست بارها بحران بیافریند و اسباب زحمت شود. آخرین سخنرانی وی اما از جنسی دیگر است.
سخنران فوق الذکر در یک خودزنی سیاسی در مهد حوزه؛ حوزه را مهد سکولاریسم خواند و آن را کارخانه تولید مرجع معرفی و تلاش کرده حوزه را سهیم در وضع موجود نشان دهد.
در این نوشتار نه در مقام نفی و اثبات وجود سکولاریسم در حوزه هستم و نه در صدد بیان نقش حوزه در وضع موجود جامعه؛ بلکه آن چه مورد توجه است بیان این نکته است که این سخنان ساختارشکنانه و مقایسه آن با مفاد و پیام اصلی نظریه«حریت و روحانیت» آن گاه که رفتار حوزه و حوزویان در مورد این دو واقعه سنجیده می شود می تواند یکی از سه ره آورد زیر را به همراه داشته باشد:

1.  همراهی حوزه با ادعای سخنران در پذیرش عملی سکولاریسم
ره آور اول رفتارشناسی حوزویان در مواجه با این دو واقعه القاء کننده این گمانه است که گویا اکثریت حوزه و اعاظم و بزرگان قوم در حوزه های قم و نجف و مشهد و اصفهان و...برخلاف اندکی از ایشان که آن را فاجعه خواندند و بدان عکس العمل نشان دادند پیام سخنران  فیضیه را عملاً تایید کردند و سکولاریسم را پذیرفتند.
به بیان دیگر گویا حوزه و حوزیان منتظر بودند کسی این مکنون ذهنی ایشان را علنی کند که این اتفاق هم افتاد و لذا نه تنها اسباب دلخوری ایشان را فراهم نکرد بلکه با سکوت هم دلانه آن را تایید هم کردند.
این احتمال آن گاه قوی تر می شود که در برابر طرح موضوع« حریت و روحانیت» کسانی ورود پیدا کردند که هیچ احتمالی داده نمی شد که ایشان وارد این مقوله شوند و موضع گیری کنند اما در باب این سخنرانی اخیر حتی فقیهان نوپیدایی که به تازه گی لباس مرجعیت بر تن کرده اند نیز حاضر نشدند ورود پیدا کنند.
ولی این احتمال با برخی ابهام ها مواجهه است که از آن جمله می توان به شان علمی و جایگاه و تراز معرفتی سخنران اشاره کرد. توضیح این که : نظریه پرداز «حریت و روحانیت» دارای وزانتی علمی و تراز استانداردی در بحث های روشی بود و به همین جهت سخنان وی نه تنها شنیده بلکه برای بسیاری حجت بود اما سخنران فیضیه بدان جهت که سال هاست سخنانی خلاف عرف علمی می گوید و نوعاً هم شنیده نمی شود لذا شنیده نشد و حوزه و حوزویان از کنار آن سخنان مانند سخنان پیشین وی گذشتند.

2.  سعه صدر حوزویان و رشد عقلانیت انتقادی در میان ایشان
ره آورد دوم یا احتمال دوم این است که امیدوارانه بگوئیم تفاوت رفتاری حوزویان در این دو واقعه به رشد عقلانیت انتقادی حوزویان بر می گردد و نشان از سعه صدر آنان است.
به بیانی دیگر برخلاف دهه هفتاد حوزویان و دیگر همراهان حکومتی ایشان از چنان رشدی یرخوردار شده اند که دیگر در برابر انتقاداتی این گونه نه تنها عصبی نمی شوند بلکه متواضع شده و خود و رفتارهای خویش را پیامبرانه نمی دانند و از دیگران انتظار تمجید ندارند سخنانی که در دهه هفتاد بر زبان برخی منتقدان جاری شد.
این احتمال هم البته شواهد دارد از جمله این که حوزه قم و نجف چند صباحی است تن به طرح پاره ای انتقادات جدی و گاه تند نسبت به متدهای آموزشی و متن ها و استوانه های خویش داده و با طراحان این طرح های اصلاحی رفتاری آمیخته با سعه صدر داشته است.
ولی این احتمال هم امیدی بیش نیست چرا که برخوردی که در برخی مدارس با اساتیدی که دگر اندیش اند و گاه سخنانی از جنس نواندیشی می زنند چه در اصل دعوت و چه در تداوم همکاری می شود از نواقض جدی این احتمال اند.
به این نکته بفزایید که کرسی های ارائه دیدگاه نیز در درون حوزه کمتر در اختیار کسانی است که بر خلاف جریان فکر می کنند.

3.  فقدان حریت/ آزادگی  لازم در میان حوزه
احتمال سوم همان است که قبلاً توسط مرحوم مطهری و در دهه هفتاد ذیل مقوله « حریت و روحانیت» مطرح شد که عبارت از تضعیف یا فقدان حریت لازم در نهاد روحانیت در فرض گره خوردن به قدرت است.
مطهری با طرح مقوله نسبت معکوس حریت روحانیت و حکومتی شدن آن سال ها قبل آن را به عنوان آفتی برای روحانیت و حوزه اهل تسنن مطرح کرد و حوزه شیعی را از آن مبرا می دانست و لذا آن را آزادتر از رقیب سنی اش می خواند.
طرح سکولار بودن حوزه و فقه آن هم در مهد فقاهت و عدم عکس العمل جدی به آن گمانه سوم را بیشتر تقویت می کند و این احتمال را که حوزه شیعی از حریت لازم در دفاع از خویش برخوردار نیست را از دو احتمال دیگر قوی تر می کند.
به هر حال واقعه یا فاجعه فیضیه هر چه باشد نه آخرین سخن در این مقوله است و نه تنها سخن؛ این حوزویان هستند که باید به خانه تکانی بپردازند تا شاید در انتخاب محبوبه ها  و مرادان خویش به خطا نروند.
 
کد مطلب ۳۲۷۲۹
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما