۰
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۱۳ تير ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۵۷
یادداشت اختصاصی؛

مدیریت بدن در پیچ و خم مفتون شدگی

دکتر طاهره کریمی/ پژوهشگر حوزه فرهنگ
مدیریت بدن در پیچ و خم مفتون شدگی
سرویس فرهنگ/ قریب به یقین در هیچ عصری به اندازه ی عصر کنونی همه ی توجهها معطوف به بدن، زیبایی و جذابیّت بدنی و حفظ جوانی نشده است. قرن ما قرن تعاملات مقطعی و سطحی است به نحوی که برای تغییر هر چیزی به ظاهر آن استناد می شود. یکی از مهمترین این ظواهر، «بدن» است. بدن مرئی ترین و در دسترس ترین قرارگاه نمایش است. از این رو، افراد به نظارت و مراقبت از ظواهر توجه نشان می دهند و کنترل، تنظیم و دستکاری بدن عمومیت می یابد. این امر به گونه ای مبدل به نوعی سبک زندگی در جوانان و افراد میان سال شده که عدم پیروی از آن نوعی واپس ماندگی به شمار می رود. در فرهنگ عامیانه ی ما این ایده نهفته است که «عقل مردم در چشم آنان است»؛ چنین ایده ای در روزگار ما بیش از هر باور دیگری رخ نموده و مبدل به نوعی «فرهنگ نمایشی» شده است. هر فردی در این فرهنگ، سعی می کند براساس ظواهر حضور بیابد و سبک زندگی اش را بر این مدار بچرخاند. 
  در ایران، همه چیز در ابتدا با عمل «بینی» آغاز شد. عملی پیش رونده که توجهی به طنزهایی که در جامعه درباره ی آن ساخته می شد نداشت و راه خود را پیش می برد تا جایی که به امری عادی در جامعه مبدل شد. با رسانه¬ای شدن فرهنگ، آگهی¬های فراوان مجلات، تبلیغات گونه گون در شبکه های اجتماعی و فیلم های تلویزیونی و ماهواره ای فارسی زبان، پس از چند سال عمل بینی به پروتز لبها و گونه ها و جاهای دیگری از بدن، ژله بندی خطوط لبخند و بوتاکس پیشانی و هاشور ابروها و دست آخر به پیکرتراشی کشیده شد؛ حذف زواید چربی از قسمت های مختلف بدن به ویژه شکم، کشیدن پوست بدن به منظور «جوان سازی» و مواردی از این قبیل باب روز شد. به بیان بهتر، حرکت تاریخی آن از «زیبا شدن» به سوی «حفظ جوانی» صورت گرفت. 
 افزایش علاقه به جوانی و تلاش برای حفظ و تداوم آن در سال های غیر از جوانی از طریق جراحی های زیبایی، انواع رژیم های غذایی، رنگ مو، سبک آرایش، ورزش، بدن سازی و ایروبیک دال بر آن است که انسان امروزی می خواهد جلوی «پیرشدگی» و نشانه های آن را بگیرد. «جوان بودن» الگوی یک بدن مطلوب شده است. افرادی که دست به چنین عمل های متعددی می زنند بر آنند که پیری را متوقف کنند. هرچند در نهایت گردن آویزان و صدای پیری که از حنجره بیرون می آید راه مخفی شدن را می بندد. روشن است که نمی¬توان ساعت را نگه داشت و زمان را به عقب راند. زمان می¬گذرد اما در پیچ و خم این عمل ها آن چه زیسته نشده «زندگی» است و آن چه تجربه نشده لذت زیستن با «خود حقیقی» و درک «آگاهی های متعالی» است. وقتی فرد در توجه به بدن، کنترل خود را از دست می دهد و بدنش را تحت انواع عمل ها قرار می دهد قطعا به این باور رسیده است که رسیدن به زیبایی های ظاهری «همه چیز» است. پوچی و تهی شدگی از همین طرز فکر آغاز میشود.
 از سوی دیگر، مسئله ی آرایش و غلظت آن متأسفانه در ایران بیش از کشورهای غربی دامنه دار شده است. گویی «سادگی» رخت بر بسته و نشان آن را باید از ناکجاآباد جست. تشدید رویه ی «خودنمایشی» در ایران تبدیل به معضل بزرگی شده است؛ متأسفانه با گسترش فرهنگ نمایشی و با تبدیل شدن فرد به ویژه زن به ابژه ی جنسی، منافع شرکت های بزرگ نساجی، لوازم آرایشی و بسیاری از صنایع دیگر نیز تضمین  شده  است. و از منافع آن، گروه های دیگر از جمله مؤسسههای جراحی پلاستیک بهره مند می شوند. 
 نمی توان و نباید برای زیبایی قدر مطلقی را تعیین کرد. برای نمونه، برای ایرانیان در گذشته  «غبغب چون ترنج» جزو زیبایی به شمار می آمده است. اما اکنون این جزو، کارکرد معنایی پیشین را از دست داده است. و جزو زیبایی به حساب نمی آید. تعیین و تعریف زیبایی اگرچه نسبی است اما خارج از قاعده و پوچ و بی معنا هم نیست. در واقع، تعریف و تعیین آن در گرو تأیید رمزگان اجتماعی و طبقات مختلف جامعه است. در وضعیت کنونی با آرایش های تند و غلیظ، و عجیب و غریب روبه رو هستیم که نقض ساختار آرایش های پیشین و رسیدن به مرتبه ی «ماسک شدگی» است. خیلی از این نوع آرایش ها منشأ شرقی ندارد و بومی نیست. این نوع آرایش ها خواه ناخواه دلالت بر سترون کردن ارزش ها، باورها و معناها در یک جامعه است. 
     سخن آخر این که زیبایی محدود به ظاهر نمی شود و گرایش شدید به ظواهر فرد را و به تبع آن جامعه را دچار غفلت و بی خبری از دیگر مظاهر زیبایی می کند. در آموزه های دینی، امام علی(ع) زیباترین لباس دنیا را «حیا» می داند: «أحسَنُ مُلابِس الدُّنیا الحیاءُ»(میزان الحمکه، ج2: حدیث 4544). خردورزی، مهربانی، بخشندگی و حسن خلق موارد دیگری از این نوع زیبایی ها است که خوب است به آن ها بیشتر نگاه کنیم.
کد مطلب ۳۰۴۲۸
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما