۲
۵
تاریخ انتشار
يکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۳۴
روایت زندگی نوازنده ای که در بارگاه رضوی دفن شد؛

«جیگی جیگی» مطرب دوره گرد مدفون در حرم امام رضا(ع) و درس هایی برای مسلمانی ما

ایوان عباسی-حرم مطهر رضوی
ایوان عباسی-حرم مطهر رضوی
مصطفی دالایی-مشهدی ها جیگی جیگی را خوب می شناسند و بسیاری در موردش شنیده اند . حتی تعدادی آرامگاه او  در ایوان عباسی صحن انقلاب حرم رضوی را  بلدند و برایش نذر و نیاز  می کنند.
«جیگی جیگی» که کسی اسم واقعی او را نمی داند نوازنده ساده و گمنامی در دهه 40 در مشهد بود. نسلی که در دهه های 30 و 40 شمسی دوران جوانی و یا میانسالی خودشان را درمشهد سپری کرده اند خصوصا اهالی محله قدیمی نوغان مشهد، چهره دوره گردی با قامتی متوسط و استخوانی با موهای صاف و خرمایی را به یاد می آورند که با چهره ای ژولیده و با لباس های عجیب غریب همراه با یک کلاه پوستی که دم روباهی به عنوان حمایل از آن آویزان کرده بود؛ با دف و دایره زنگی که همراهش بود هر روز پس از سلام به آقا امام رضا(ع) بلند می خواند:
جیگی جیگی ننه خانوم
بیا بشین روی زانوم
رو زانوم سنجد داره
یه کمی بخور قوت داره.
در توصیف نوع لباس جیگی جیگی اختلاف نظر است. برخی  او را با  لباس محلي مردم بيرجند به خاطر دارند و برخي ديگر با لباس محلي کردهای شمال خراسان و گروهي هم او را مردي مي خوانند كه لباسي چون ديگران مي پوشيده اما كلاهي بر سر مي گذاشته كه دم روباهي از آن آويزان بوده است .
درباره اين اختلاف نظر در شكل ظاهري جيگي جيگي ننه خانم، در خاطره میانسالان  وکهنسالان مشهدی مي تواند گفت که بعید نیست او در سال ها و فصول گوناگون از لباس های مختلف استفاده می کرده است.
جیگی جیگی احترام ویژه ای برای امام رضا(ع) قائل بود به گونه ای که هر روز پس از خروج از غار خود ابتدا به حضرت ثامن الحجج(ع) سلام می داد و سپس کار روزانه خود را آغاز می کرد.
علاقه او به ساحت امام رضا(ع) به حدی بود که در گذر از کوچه های محله نوغان و یا سایر مناطق آن دوران مشهد، که دسترسی و رویت گنبد و بارگاه عالم آل محمد(ص) به سادگی ممکن بود؛ بلافاصله تنبکش را به نشانه احترام و ادب پشت سر و یا زیر لباس مندرسش پنهان می کرد و پس از سلام  به حضرت و وقتی مطمئن از محو شدن چشم انداز گنبد می شد، آوازه خوانی و تنبک زنی را شروع  می کرد.
این حسن ادب و احترام جیگی جیگی به نمادها و مصادیق دینی و مذهبی بنا به گفته برخی از روحانیون مشهدی، شامل آنها نیز می شده و «جیگی جیگی ننه خانوم» حتی با دیدن روحانیون نیز با مخفی کردن تنبکش دست از آوازه خوانی بر می داشت و پس از احوال پرسی و چاق سلامتی و عبور از آنان شروع به تنبک زنی و آوازه خوانی می کرد.
تنبک زنی و آوازه خوانی جیگی جیگی متاثر از صفای باطنی اش به منظور شادمان کردن مردم و با هدف امرار معاش بود و همین باعث می شد تا تنبک زنی و آوازه خوانی اش بر دل مردم بنشیند.
او روزها را به تنک زنی و آواز خوانی می گذراند و شب هایش را در خانه غار مانند خود درون کالی، آخر کوچه نوغان مشهد به صبح می رساند .
مدل خانه او در سطح شهر يگانه بود. اين سکونت گاه ويژه، اتاقكي غار مانند در داخل  كال (كانال) انتهاي كوچه نوغان جايي نزديك دبیرستان حاج تقی آقا بزرگ امروزی بود .
جیگی جیگی گرچه خودش سراسر اندوه بود ولی آرزویی جز شادی دل مردم نداشت و با تمام علاقه ای که به شغلش داشت در ماه های محرم و صفر به احترام امام حسین (ع) دست به دف و دایره نمی زد و در این ایام دیگر از او خبری نبود گویا در این روزها در خانه اش با تنهایی خودش خلوت داشت حالا بماند که چه می خواست و چه آرزو می کرد.
مرگ جیگی جیگی  و اتفاق عجیب در دفن او
مردم محله قدیمی نوغان مشهد خوب به یاد دارند روزی را که به دلیل غیبت چند روزه این نوازنده با سرکشی از خانه اش؛ با جسد بی جان او روبرو شدند. آنان با ديدن اين صحنه، جنازه  او را به غسالخانه شهر كه در میدان طبرسی قرارداشت منتقل كردند. جنازه جیگی جیگی بدلیل مشخص نبودن بستگانش شبی در غسالخانه ماند و پس از آن با توجه به عدم مراجعه خویشاوندانش بنابر رسم آن دوران قرار شد توسط ماموران شهرداري در قبرستان گلشور كه قبرستان عمومي شهر بود، به خاك سپرده شود.
همزمان با انتقال جسد جیگی جیگی به سردخانه ؛ جنازه یکی از تجار معروف آن زمان مشهد برای نگهداری شبانه به  غسالخانه منتقل شد.
صبح روز بعد خویشان آن مرد تاجر با حضور در غسالخانه جنازه را تحویل گرفته و برای انجام مراسم ابتدا راهی خانه و سپس حرم مطهر امام رضا(ع)، برای دفن شدند. از سوی دیگر کارگران شهرداری نیز جنازه جیگی جیگی را برداشته و برای دفن به قبرستان عمومی شهر می برند و چون او کسی را نداشت،  مراسم کفن ودفنش به سرعت انجام شد.
از سویی بستگان آن تاجر  پس از انجام مراسم خداحافظی جنازه با منزل و انتقال وی به حرم مطهر رضوی، برای گذاشتن او در آرامگاه ابدیش در کنج ایوان عباسی، به منظور وداع آخر كفن را از روي صورت او پس مي زنند اما با صحنه ای غیر قابل باور روبرو می شوند. آنان می بینند جنازه اي كه تاکنون حمل می کردند جنازه «جيگي جيگي ننه خانم»  است . آنها ابتدا به قبرستان گلشور مراجعه مي كنند و وقتي از دفن  پدر خود مطلع می شوند تنها راه را گرفتن مجوز نبش قبر از مراجع تقلید حاضر در مشهد می یابند.
برهمین اساس به سراغ آيات عظام سبزواری و میلانی مي روند اما هر دوي اين مراجع آن زمان مشهد، با خواسته آنان مخالفت کرده و می گویند دفن  جیگی جیگی در حرم مطهر رضوی، خواست خدا و امام رضا(ع) بوده و نبش قبر به لحاظ شرعی صحیح نیست.
به این ترتیب مطرب دوره گرد و گمنام و  بدون خانواده، براي هميشه در ایوان شمالی صحن انقلاب که به ایوان عباسی شهرت دارد، ساکن می شود.
 خاطره خوانی رضا کیانیان از جیگی جیگی
رضا کیانیان بازیگر مشهدی سینما و تلویزیون خاطره اش را درباره این مرد مطرب این طور تعریف می کند: پدر ما در مشهد در بازارچه حاج آقا جهان مغازه طباخی داشت و تابستان‌ها مرا به دم دکان خود می‌برد و آن‌جا شاگردی می کردم و در همان‌جا بود که وقتی جیگی جیگی بساط نمایشش را پهن می کرد، یکی از مشتری‌هایش من بودم.
 
فردی سیه چرده و لاغر بود و ساز محلی می زد. موسیقی‌اش شاد بود هرچند خودش غم خاصی داشت. مردم مشهد برایش روایت های زیادی ساخته بودند. چون طبق فرهنگ فولکلور مردم نظرات خود را وارد اتفاقات می‌کنند  روایات گوناگونی که در مورد او وجود دارد نشان‌گر اهمیت این شخصیت است.
جیگی جیگی هرگز دنبال پول نبود. در آن زمان که کودکی ۱۰-۱۲ ساله بودم، حرکات او که با ساز انجام می‌داد برایم شگفت‌انگیز بود و شاید علاقه‌ای که به عروسک نمایشی او داشتم باعث شد بعدها سراغ تئاتر بروم. در همان زمان بچه دیگری هم بود به نام محمدرضا که محو مضراب جیگی‌ جیگی می‌شد. پدر محمدرضا قاری قرآن بود و در مغازه‌اش به او تمرین قرآن می‌داد و این کودک کسی نبود جز محمدرضا شجریان که در دوره کودکی‌اش هرکس صدای قرآن خواندن او را می‌شنید میخکوب می‌شد.
داود کیانیان برادر رضا کیانیان هم به ماجرای عجیب مرگ جیگی جیگی اشاره  دارد و این اتفاق را شاهکاری غریب توصیف می کند و می گوید: تصوری که از جیگی جیگی در ذهنم هست متعلق به زمانی است که در باغ ارگ مشهد که پر از سینما بود، با پدرم به سینما می‌رفتیم. گاهی در رفت و آمدهایمان جیگی جیگی را می‌دیدیم که ساز می‌زد و عروسک بزغاله‌اش را می رقصاند و این حرکات برای من بسیار جذاب بود. از پدرم می خواستم بمانیم و او را ببینیم و به او پول بدهیم و این تصویر ذهنی من از او بود اما همیشه تصویری زنده است.
لازم به ذکر است که کتاب زندگی نامه «جیگی جیگی، ننه خانوم» به همت : محمد برومند با خاطراتی از هنرمندان مطرح مشهد هم چون رضا کیانیان و برادرش داوود کیانیان، مرحوم امیر قویدل کارگردان سینما و تلویزیون، رضا صابری و.. منتشر شده است و در سال آینده نخستین جشنواره بین المللی هنرهای نمایشی به نام این هنرمند بزرگ برگزار خواهد شد.
 
 
 
کد مطلب ۲۶۳۳۷
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما

نظرات بازدیدکنندگان
غلامحسن سلیمی
Iran, Islamic Republic of
متولد1324 هستم درسن شش سالگی چند سالی جیگی جیگی رادرکوچه چهارباغ وکوچه ملک دیده ام
رسول حسین زاده
Iran, Islamic Republic of
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، طرفدار و حامی فقرا و درماندگان بود و مشهدی های همروزگار با این مرجع تقلید ، خاطرات زیادی از همراهی ایشان با طبقه ضعیف داشتند . مخصوصا که دوران ایشان مصادف بود با پایان جنگ دوم جهانی و گسترش قحطی و بیکاری .