۰
تاریخ انتشار
دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۱۹

انقلاب خمینی از دریچه حدیث رضوی

غلامرضا بنی اسدی
انقلاب خمینی از دریچه حدیث رضوی
خبرگزاری رضوی/ احادیث، عموما در نگاه اول، ناظر به فرد است اما در خوانش مجدد می توان و حتی باید آن را ناظر به جامعه و همه آحاد شکل دهنده جامعه دانست از این منظر انقلاب، نیازمند بازخوانی در تراز روایات است لذا به تاکید باید گفت که، بخوانید فرایند انقلاب را. بخوانید سیره و روش امام انقلاب را٬ بخوانید سطر به سطری که چون کنار هم قرار گرفتند کتاب پیروزی، تحریر شد. این کتاب را اگر امروز و فردا و فردا ها بخوانیم آثار گرانقدر روایت رضوی را خواهیم دید که خط روشن فرداها را چنین تبیین فرموده است؛ «مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللّه‏ِ كانَ اللّه‏ُ عِنْدَ ظَـنِّهِ بِهِ؛» به این معنا که «هر كس به خدا خوش گمان باشد، خداوند مطابقِ گمان او، با وى رفتار مى‏ كند.» (1)
و ما به خدا خوش گمان بودیم و باور داشتیم پیروزی، سر انجام رقم خواهد خورد لذا وقتی قدرت سلطانی در چشم برخی می نشست، ما بر آن چشم می بستیم. وقتی قدرت های بیگاته در کنار شاه می ایستادند باز ما هرگز به دیده ابهت و اهمیت بدان نگاه نمی کردیم. وقتی روز به روز خشم و سخت گیری سربازان شاه افزون تر می شد و برخی، ما را می ترساندند از مقابله تن و تانک و مشت و سندان و شعار و گلوله، و می گفتند، با این اقتدار مستمر شاه، فرو ریختن ارکان حکومتش، خیالی خام است اما ما در ایمان به خدا پخته شده بودیم و با یقین به شکست طاغوت، مبارزه را ادامه دادیم پشت سر مردی که خود را به خدا سپرده بود و " حتی برای یک لحظه هم نترسیده" بود.
امامِ انقلاب، به خدا چنان ایمان داشت که همه قدرت های باطل را به هیچ می انگاشت و این را به ملت هم تعلیم کرد که جز خدا را نبینند و با اتکا به قادر ِقاهر، بر باطل بشورند و ارکان ستم را براندازند و پایه های حکوکت حق را برافرازند. ما شیعه بودیم و هستیم و از زبان حضرت رضا آموخته ایم که؛ «شیعیان ما کسانی هستند که تسلیم امر و نهی ما باشند گفتار ما را سر لوحه زندگی خود قرار دهند مخالف دشمنان ما باشند و هر که چنین نباشد از ما نیست.»(2)  و امام به ما آموخت تا چنین باشیم، ایستاده بر صراط عدالت و در نقشه راهی که امامت برای ما طراحی فرموده بود. ما نگاه مان به این خط حدیث شده بود اما نگاهی تمام ساحتی که ما را به خیزش و خوانش توامان وا می داشت چه حضرت عالم آل محمد(ع)، به تاکید فرمودند: «لا تَدعُوا العَمـلَ الصّالِـحَ وَ الاِجتهادَ فِى العِبادَةِ اتِّکالاً عَلى حُبِّ آلِ مُحَمدٍ (ص) وَ لا تَدعُوا حُبَّ آلِ مُحَمـدٍ (ص) لامرِهـم اِتِّکـالاً عَلـى العِبـادَةِ فَـاِنَّـهُ لایَقـبَلُ اَحـدَهُـمـا دونَ الآخَر؛» به این معنی که ؛ «مبادا اعمال نیک را به اتکاى دوستى آل محمد (ص) رها کنید، مبادا دوستى آل محمد (ص) را به اتکاى اعمال صالح از دست بدهید، زیرا هیچ کدام از ایـن دو ، به تنهایى پذیرفته نمى شود.»(3)
ما در انقلاب، هر دو را با هم داشتیم. با انجام عمل صالح، دل به توسل و عنایت معصومین داشتیم و با توسل به دوستی آل محمد، زانوی اشتر خویش را می بستیم و در معرکه می گشودیم. ما در انقلاب، برای توسعه معارف نبوی و گسترش عدالت علوی تلاش می کردیم. در عین مجاهده، اهل حساب و کتاب بودیم. هم از نفس خویش حساب می کشیدیم و هم کتاب بایستگی های رفتاری را خط به خط می خواندیم تا انقلابیون، مومنان تراز هندسه رضوی باشند چه از امام خویش، حضرت رضا علیه السلام درس گرفته بودیم این راکه ؛  مَنْ حاسَبَ نَفْسَهُ رَبَحَ وَمَنْ غَفَلَ عَنْهَا خَسِر و خوب دریافتیم که ؛ آن كسى كه نفسش را محاسبه كند، سود برده است و آن كسى كه از محاسبه نفس غافل بماند، زیان دیده است.(4) و انقلاب، هم حدوثش نتیجه محاسبه نفس ملی بود و هم بقایش تا کنون با محاسبه دقیق اتفاق افتاد و هم  ادامه این بقا نیازمند محاسبه فراگیر ملی است. یعنی ما هر کدام مان باید با محاسبه خویش، خود را بسازیم و هم این حساب کشی و حسابگری را در تراز ملی تعریف کنیم تا بتوانیم از انقلاب که نتیجه تلاش مجاهدان بزرگ است حراست کنیم. اگر این محاسبه به عنوان راهبرد انقلاب ، به غفلت دچار شود، شک نباید کرد که موریانه فساد و تباهی به جان درخت انقلاب، هجوم خواهد برد. بیاییم و این روایت رضوی را دوباره بخوانیم و ضمیر آن را هم به شخصِ خویش بازگردانیم و هم در خوانشی دیگر به همه ملت ارجاع دهیم که محاسبه کلی می تواند کلیت انقلاب را نجات دهد.
پینوشت:
1-  كافى ، ج 8 ، ص 347، ح 546
2-  جامع احادیث الشیعه، جلد 1، صفحه 171.
3-  بحارالانوار، ج78، ص348.
4-  بحار الأنوار، ج 78، ص 352.
کد مطلب ۲۴۷۰۲
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما