۰
تاریخ انتشار
پنجشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۹ ساعت ۰۸:۱۵
نگاهی به اهمیت و جایگاه فرهنگ در جامعه؛

پیشرفت و توسعه بدون فرهنگ محقق نمی شود

فرهنگ
فرهنگ
خبرگزاری رضوی- سجاد کاشانی؛ در جهان اجتماعی، فرهنگ، نمادها، ارزش ها و آرمان‌ها چهار عنصر اصلی اند که پی‌ریزی کلی ساختاری جامعه را برعهده دارند.
برخی مانند ارزش و آرمان، به عمق و دیگری همچون فرهنگ و نماد، به سطح ساختار بازمیگردند؛ بدان معنا که درهنگام مواجهه با یک جامعه، ابتدا با پرچم، آداب و رسوم، اسامی و از این قبیل جلوه‌های نمادین و فرهنگی آشنا میشویم.
واژه فرهنگ، همواره در تعاملات اجتماعی به گوش میخورد، چراکه باور داریم کنش و واکنش انسانها تحت تاثیر این مفهوم صورت میگیرد.چراکه فرهنگ، طریقه و روش باهم زیستن است و تمامی رفتارهای یک جامعه، زیر سایه آن معنا پیدا میکنند.

فرهنگ، کلید بقای جامعه مدنی است
برای ورود به اهمیت فرهنگ، میتوان به چنین مثالی توجه داشت که پس از جنگ‌های جهانی و مبارزات اطلاعاتی در جنگ سرد میان دو بلوک، مسئله بسیار مهمی این بود که استعمار یک کشور چگونه ممکن است؟ و حال چگونه بدون استفاده از تسلیحات نظامی صاحب سرمایه کشورها باشیم؟.
بدین گونه بود که بحث سلطه فرهنگی به وسیله جنگ نرم مطرح شد و نمادها و رفتارهای یک کشور، آهسته جایگزین فرهنگ کشور مقابل میشد، و پس از مدتی، سرمایه انسانی و مالی آن کشور در قبال صدور فرهنگ خرج میشد.هدف از این مثال، نشان دادن تاثیر فرهنگ بر دیگر عناصر یک تمدن است.
اقتصاد، سیاست، علم و هر شاخه دیگر جامعه تنها ساختاری در بدنه یک موتور مکانیکی هستند و فرهنگ روح آن است.جامعه‌شناسان معتقد هستند که اگر فرهنگ یک جامعه‏ به پویایی و پختگی لازم نرسیده باشد، پیشرفت، انکشاف و توسعۀ اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و … آن جامعه میسر نخواهد بود.
باید توجه داشت جامعه درصورتی به بقای خود ادامه خواهد داد، که فرهنگ آن از طریق آموزش و تعلیم نسل به نسل منتقل شود و قدرت و استحکام خود را حفظ کند.

تاثیر فرهنگ بر توسعه اجتماعی
هنگامی که فرهنگ مشوق موضوعی باشد، به نوعی حمایت ایدئولوژیک از آن انجام داده و به آن عمل مشروعیت میبخشد، پس درصورتی که فرهنگ از توسعه حمایت کند، جامعه با تمام قوا به سوی آن حرکت خواهد کرد.
امام خمینی (ره) در این مورد میفرمایند«اعتقاد واقعی به خدا نه تنها به طور مستقیم بر جریانهای اجتماعی اثر می گذارد، بلکه خود باعث ایجاد خصلتهایی در افراد اجتماع می شود که این خصلتها تسریع کننده جریان توسعه هستند.»
درواقع انسان عامل اصلی حرکت توسعه است، اگر او ساخته شود می تواند عامل مفیدی برای جامعه باشد و در صورت فساد او این فساد، می تواند به فساد جامعه بیانجامد، باید توجه داشت که تعلیم و تربیت در شکل گیری شخصیت انسانها، نقش کلیدی و اصلی دارد و در واقع می توان گفت شخصیت انسانها را تعلیم و تربیت می سازد.
در نتیجه فرهنگ و باورهای فرهنگی، روح کالبد جامعه مدنی اند که به دستگاه های موجود قدرت تفکر و تجزیه موارد وارد شده از خارن را می دهند.یک فرهنگ همچنین در جهت بقای خود باید به سوی تکامل حرکت کند چراکه در تقاطع دوفرهنگ بایکدیگر، آن فرهنگی که احساس کمبود و عدم پاسخگویی داشته باشد دچار تزلزل و بحران می شود.
مسئله برخورد فرهنگ اسلام و مغلول بازگو کننده این امر است.چراکه یک فرهنگ درصورت قدرتمندی خود میتواند دیگر عوامل را در خود هضم کند.
کد مطلب ۵۷۹۷۴
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما