۰
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۲۰ فروردين ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۴۸
یادداشت؛

در هوایت بی قرارم روز و شب

در هوایت بی قرارم روز و شب
خبرگزاری رضوی-  سعید نوریان؛ این روزهای بی قرار بهاری، دل مردم را سخت تنگ کرده است. ویروس کرونا، بهارمان را به روزها و شب های در خانه ماندن تبدیل کرده است. روزهایی سخت و دشوار که فقط اگر عنایت خدا نباشد و لطف خاندان کرمش؛ تحملش، سخت و سخت تر می شود. در این روزها و شب های بی قراری، در ایام دلشوره و اضطراب و دل نگرانی، تمام چشم های منتظر به شرقی ترین نقطه خانه امن الهی، مکه معظمه دوخته شده است، جایی مقدس و باشکوه که ماه منظومه عشق و خورشید حسن، آقا و مولای مان،حضرت مهدی موعود(عج)، به اذن و قدرت الهی با پرچم سبز و مقدسش،آن جا خواهد ایستاد و تمام قامت ها به اقامه قامت بلندش، اقتدا خواهند کرد.
امسال، بهار شور آفرین، جلوه دیگری از شکوه و عظمت یافته است و لباس های الوانی را بر تن کرده است. انگار، بهار امسال جشنواره گل های فروردینی و اردیبهشتی است. بهار امسال اگر چه با تلخی ویروس منحوس کرونا و خبرهای غمگنانه مرگ ناباورانه و غریبانه صدها نفر از عزیزان مان، همراه است، اما با تقارن مبارکی که شعبان معظم، این ماه استقبال از رمضان اکبر، دارد، به روزهای روشن نجوا با مهدی موعود تبدیل شده است و صدای ادرکنی، الغوث یا صاحب الزمان از جای جای این سرزمین به آسمان ها بلند شده است و آسمان هم با گریه های بهاری اش، هم نوا با عاشقان مهدی زهرا، آمدن صاحب عصر و زمان را لحظه شماری می کند.بهترین روزهای شعبانیه در این بهار، عاشقانه و مشتاقانه منتظر ترانه ای از لب های اوست تا شکفتنش را باور کند. یوسف زهرای اطهر، مشرقی ترین پنجره و آبی زلال و پاکی است که خنده های بهاری اش، آسمان را شکوفا ترین بهاران و اردیبهشتی ترین سال ها و ماه ها و روزها تبدیل می کند. جسم بی نور یعقوب جهان، بهانه پیراهن وصل او را می گیرد و کنعان زمین، بی قرار آمدن اوست و کلبه احزان دل ها، تصویرهای حضورش را هر روز بر در و دیوار امید می کوبد.
حضرت خضر(ع) با آن همه شکوه و عظمتی که دارد، در حضور آقای سبز پوش همه آدینه ها، مشق عشق می کند حضرت مسیح با دم مسیحایی اش، برای آمدن منجی آخر، لحظه شماری می کند و آل الله در هر لحظه، خدا تسبیح و نیایش می کنند تا عصاره آفرینش و نگین خلقت، حضرت مهدی(عج) را در آمدنش برای رهایی بشر از ظلم و ستم و ظلمت و تاریکی، همراهی کنند.
موعود آخر خدا، از آن سوی آیینه ها، می آید و تمام کوچه های بن بست را با آمدنش، چراغان می کند. او می آید تا تمام غزل ها را ردیفی از نور بپوشاند و بیت بیت امید را چون فانوسی بر هر دفتری بیاویزد. او از پشت زمان ها، از لابلای قرون، از سابقه تاریخ، از کنار برکه آرزوها، تنهای تنها و سوار بر اسبی به رنگ شکوفه ها می آید دست منتظرانش را گرفته و به میهمانی غزل های ناب شوق و وصال ببرد. نگاري دلبر كه نسيم، آواز خوان پادشاهي او شد و كوچه ها، آمدنش را شادباش گفتند وزيبا گوهري كه زمين را از رنجوري بيرون آورد.                            
 آن شب، مهدي فاطمه،  عاشقانه چشم بر جهان گشود و در  شب میلادش، زمين جشن خوشبختي گرفت و وزهاي تقويم تكان خوردند و جمعه ها جان گرفتند.
او از پشت پرچين هزاران آينه و ياس، از بلنداي شگرف لحظه هاي وحي طلوع كرد و با آمدنش، روزهاي فرو خفته را در صبحي روشن بيدار كرد و بهار بر شانه هاي شايسته و استوارش بوسه زد. او می آید و فرشتگان مقرب، با کاسه هایی از آب و شکوفه، به چشم روشنی نرجس می آیند.
کوچه های سامرا، چراغان میلاد کسی است که با آمدنش، حجت را بر زمینیان تمام می کند.
قائم آل محمد (ص) ابراهيم وار، آتش انتظار را گلستان كرد و سكان هدايت بشر را از دست نوح گرفت تا كشتي طوفان زده بشر را به ساحل امن آرامش و سعادت برساند. سالروز فرخنده میلادش را كه به بزرگي سال است، مي ستاييم و اين روز بزرگ و باشكوه خدايي را جشن مي گيريم. روزي كه جهان در پوست خود نمي گنجد.  تو در اين روز باشكوه اي آخرين ذخيره حجت هاي خدا بر روي زمين، رداي خلافت خدا را بر دوش مي اندازي و جهاني در مقابل شكوهت، رخ بر زمين مي سايد. در اين روز مبارك و فرخنده، خدا سرنوشت زمين را به تو مي سپارد و خاكيان بر تو پيش افلاكيان مباهات مي كنند. خوش آمدي اي باقي حجت هاي خدا در زمين.
ما را در آورده از پا، این درد چشمْ انتظاری
تا کی جدایی و دوری؟ تا کی دل و بی قراری؟
این خانه‌ها بی حضورت، زندان زجر و شکنجه‌ است. خوش آمدي اي باقي حجت هاي خدا در زمين.
يا امام منتظرَ:
از دست هاي تو، بوي گل گندم و عطر ياس و پونه مي تراود.
از شانه هاي تو اي صداي سبز شكفتن، تمام ستاره ها جان مي گيرند و به زير پاهايت سبدسبد عشق مي ريزند.
از نفس هاي گرم تو اي مسيحا نفس، بغل بغل زندگي بر زمين جاري مي شود و از ردّ پاهاي نازنيت، گل هاي ياس و نسترن مي رويد.
اي موعود آخر خدا؛
وقتی می آیی و چشمان منتظرانت به دیدنت روشن می شود، از زبان شيرينت كلام شيرين وحي جاري مي شود و از طنين فريادهايت، عدالت روي گونه هاي خشكيده زمين چون آبي زلال و شفاف جاري مي شود و بر روي تمام باورها مي رويد.
 در روز ولادتت که روشنگر چشمان جهان منتظر است و در این روزهای هراس و دلهره و نرس و وحشت و بی قراری و در خانه ماندن، برای آمدنت، عاشقانه، استغاثه می کنیم و با نفس های مان و ذره ذره وجودمان، دعای فرج را فریاد می زنیم:
 اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَ بَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ
خدایا هنگامی كه بلا عظیم گشته و اسرار آشکار شده و پرده‌ها كنار می‌روند و امیدها از بین رفته‌اند
وَ ضاقَتِ الاْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّماَّءُ و اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى
آن هنگام كه زمین تنگ شده و از ریزش رحمت آسمان هم خبری نيست تنها یاور تویى و همه‌ی شكايت‌ها برای رسيدگی به جانب تو است
وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ
و اعتماد و تکیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ
خدایا درود فرست بر محمد(ص) و آل محمد(ص)، آن زمامدارانى که پیروی از ايشان را بر ما واجب کردى
وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ
و بدین سبب مقام و منزلت ايشان نزد خود را به ما شناساندى، به حق ایشان برای ما گشایشى سريع و نزديك قرار بده مانند كوتاهی زمان چشم به هم زدن
اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ
یا نزدیکتر از آن، اى محمد، اى على، اى على، اى محمد
اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ
مرا کفایت کنید که همانا فقط شما برای من كفايت‌كننده‌ايد و مرا یارى کنید که همانا فقط شما برای من ياور هستيد، اى سرور ما اى حضرت صاحب الزمان(عج).
الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ
فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا، دریاب مرا، دریاب مرا، همین ساعت
السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
همین ساعت، هم اکنون، زود، زود، زود، اى خدا، اى مهربانترین مهربانان
بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ
به حق محمد و خاندان پاک و مطهرش.
کد مطلب ۵۳۹۹۸
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما