۰
تاریخ انتشار
شنبه ۱۵ دی ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۳۲
حمایت از هنر و هنرمند

هنر مُقلد

ماندانا یمینی
هنر مُقلد
ماندانا یمینی/سرویس هنر خبرگزاری رضوی
چندی پیش در نشستی که با حضور عوامل فیلم مستند چاووش در دانشگاه فردوسی برگزار شد، مهدی کرمانی؛ استاد جامعه شناس دانشگاه فردوسی، جملاتی درباره هنر گفت که قابل تأمل است، وی پاشنه آشیل "هنر" را آن جایی دانست که مقلد جامعه شود، به اعتقاد او، "هنر" رهبر و مرکب جامعه است و هر گاه ابزار و وسیله ای شود برای اهدافی که دیگران تعیین کرده اند، مسئولیت تاریخی اش مخدوش خواهد شد.
 این تعیین خط مشی هنر از دید جامعه شناسانه، اگر با نگاهی به گذشته و امروز هنر ایران همراه شود شاید به راحتی ما را به پاسخی برساند برای سوالی که این روزها در فضای فرهنگ و هنر کشور مطرح است: دستاورد هنری ما در این چهل ساله ی پس از انقلاب چیست؟
از آنچه کارشناسان
درباره هنر ایران گفته اند بهره می گیرم، کشور ما در طول تاریخ  شاهد هجوم متعدد بیگانگان در ادوار مختلف و متعاقب آن نابسامانی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی بوده که در کُند شدن روند تکامل علمی، فرهنگی، ادبی و هنری این مرز و بوم بی اثر نبوده است، اما از آثار بر جای مانده می توان دریافت که این روند، هیچگاه متوقف نشده بلکه فرهنگ غنی ایرانی، مهاجمان را نیز تحت تاثیر قرار داده است، چنانکه حاکمان با همه مشغولیات سیاسی و نظامی و... ، نه تنها مشوق عالمان و هنرمندان بودند، بلکه خود نیز از علم و هنر زمانه بی بهره نبوده اند.
در این باره می توان از حمایت های خاندان ایرانی برمکی، وزیر دربار هارون خلیفه عباسی نام برد همچنین حمایت های دربار سلجوقی از هنر، و پس از استیلای مغول بر ایران اقدامات
رشیدالدین فضل الله همدانی وزیر غازان خان ایلخانی با تاسیس ربع رشیدی قابل توجه است و البته نمونه اعلای آن در دوره تیموری اتفاق افتاده است، گرچه تیمور از فرهنگ و ذوق هنری چندانی برخوردار نبود، اما هنرمندان و دانشمندان سرزمین های فتح شده را از قتل عام استثناء می کرد و به پایتختش سمرقند می برد تا آن را جهانی کند، جانشینان وی نیز به سنت حمایت از هنرمندان و دانشمندان ادامه دادند و این دوران ممتاز تا زمان آخرین جانشین تیمور، سلطان حسین بایقرا ادامه یافت. فرانسیس ریشار، ایران شناس و نسخه پژوه برجسته فرانسوی، هنردوستی خاندان تیموری در سده های 14 و 15 میلادی را با خاندان فرهنگ و هنر­دوست مدیچی که در دوره رنسانس و سده های 15 تا 17 میلادی بر فلورانس فرمانروایی می کردند مقایسه
نموده و شمار هنرمندان دربار تیموریان را بیش از هنرمندان دربار مدیچی دانسته است. این سنت پس از دوره تیموری در دوره صفوی و قاجار نیز در دربار شاهان و شاهزادگان ادامه یافت که نتیجه آن خلق آثاری است که اکنون بسیار مورد توجه صاحبان فن و پژوهشگران هنر در سراسر دنیاست و از آن به عنوان آثار مکاتب مختلف هنرایرانی از جمله مکتب هرات، شیراز، تبریز، اصفهان، قزوین و... یاد می کنند.
درباره تاثیر دو جانبه این حمایت می توان گفت، مشروعیت و محبوبیتی که با حضور هنرمندان، عالمان و ادبا در دربار، نصیب حاکمان می شد، و پیشرفتی که در سایه رفاه، ثبات و حمایت مالی، در هنر و ادب و علوم، عاید کشور می شد.
شاید در این زمینه نیاز به انجام پژوهشی تاریخی باشد که در هر دوره ای از تاریخ ایران با توجه به
بالندگی هنر در سایه حمایت حاکمان، چه مصادیقی را می توان ذکر نمود که حامیان، هنر را در جایگاه ابزاری قرارداده اند؟! و چگونه هنرمند با خلق آثاری ماندگار، هنر ایران را در تداوم راه گذشتگان به آینده سپرده و سبب شکل گیری مکاتب هنریِ ایران شده است؟ می توان گفت به یقین هنرمندان به پاس حمایت حاکمان خدمات ویژه ای داشته اند اما هیچ گاه از مسیر اصلی هنر ایرانی خارج نشده اند، به نظر می رسد حاکمان گذشته، کار علم و هنر و ادب را به اهل اش سپرده اند و خود با شناخت صحیحی از ارزش های فرهنگ و هنر، مخاطبی شیفته و مشتاق بوده اند.
شکی نیست که همگان نزدیک ترین واژه ها را به هنر، زیبایی و خلاقیت می دانند، زیبایی بدون خلاقیت جنبه تزئینی خواهد یافت، هنرمند با حذف پیش فرض های ذهنی در یک جریان
سیال ذهنی به بیانی دست می یابد که از فرایندهای خود آگاه و ناخود آگاهش نشأت می گیرد او صاحب ایده است و تمام تکنیک ها و فنون هنری اش را برای بیان ایده اش به کار می بندد، و اثر خلق می شود. در این عرصه نقش حامیِ هنرمند چه خواهد بود؟
در جایی که حمایت از هنر، به سفارشاتی که توسط ارگان های بی ربط با قصد و نیت انتقال پیام های سیاست گذاری شده آنان، محدود شود، هنر جایگاهی برای خود نمایی ندارد، آنچه مهم است هموار شدن ادامه مسیر تکاملی گذشته است و مهمتر از آن حذف محدودیت هایی است که بنا به مصلحت گاه هست و گاه نیست.
بدیهی است هنرِ ابزاری و تبلیغی، هیچگاه یک دستاورد فرهنگی نخواهد بود، و اگر حمایت از هنرمندان با این قصد و نیت همراه شود، مسئولیت تاریخی هنر مخدوش خواهد شد.
کد مطلب ۳۸۳۹۵
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما