۰
تاریخ انتشار
شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۲۱
یادداشتی از نصرالله حکمت؛

واقعهٔ کربلا رویدادی فراتاریخی است

واقعهٔ کربلا رویدادی فراتاریخی است
به گزارش خبرگزاری رضوی، متن زیر یادداشتی است از نصرالله حکمت، استاد فلسفه و عرفان اسلامی و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی در مورد عاشورا که در ادامه از نظر می گذرد؛
واقعهٔ کربلا رویدادی فراتاریخی است. همهٔ رخدادهای تاریخی، زندانیِ زمان و مکان، و تابع صحت و سقمند. هر رویداد تاریخی را اگر از زمان و مکان خاصش خارج کنیم، معنای خود را از دست می‌دهد و انگار واقع نشده است. از این رو پژوهش‌های تاریخی، روش متناسب با خود را دارد و می‌خواهد وقایع تاریخی را در زمان و مکانشان، و دقیقا همان ‌گونه که رخ داده است بیابد و صحت و سقم آن‌ها را معلوم کند.
اما رویداد فراتاریخی، وضعیتی برونْ‌ تاریخی دارد و در محبس هیچ زمان و مکان خاصی گرفتار نیست. چنین رویدادی محدوده‌های زمانی و مکانی را درمی‌نوردد و فارغ از هر حد و مرزی، پیام خود را به گوش هر کس بخواهد بشنود، می‌رساند و در آن‌ سوی صحت و سقم، و صدق و کذب قرار دارد.
واقعهٔ عاشورا هرچند در روزی خاص و در سرزمینی خاص، رخ داده اما شکوه و عظمت و قدرت پیامش چنان است که در حصار جغرافیا و تاریخ، محدود نمانده، از همهٔ مرزها عبور کرده و امروز به دست ما رسیده است.
بنابراین ما نمی‌توانیم صرفاً با روش‌ها و معیارهای مطالعات تاریخی، به بررسی و قرائت عاشورا بپردازیم. امروز کسان بسیاری هستند که پاره‌ای از جزئیات واقعهٔ کربلا را زیر سؤال می‌برند؛ اما توجه ندارند که این جزئیات، هیچ اهمیتی ندارد و بود و نبود آن‌ها نمی‌تواند این رخداد فراتاریخی را به رویدادی تاریخی تبدیل کند.
توصیه‌ام به دلدادگان حضرت محبوب، اباعبدالله الحسین(ع) این است که این واقعه را تاریخی نبینند و خود را مشغول جزئیات نکنند و در باب صحت و سقم آن‌ها ذهنشان را گرفتار تردید و شبهه ننمایند.
برای کسانی که این واقعه‌را صرفاً تاریخی می‌بینند و از این راه می‌خواهند اصل آن را زیر سؤال ببرند و مخدوش کنند، شما هر مقدار رفع شبهه کنید، شبهات و تردیدها و سنگ‌اندازی آنان افزایش می‌یابد.
عاشورا، نهری از نور است که در ظلمت ستبر شب تاریخ، جریان یافته و اینک نرم و آرام دل تاریکی‌ها را می‌شکافد و پیش می‌رود.
برای کسانی که در خارج از ساحت این واقعه قرار دارند، درک و فهم آن ناممکن و یا بسیار دشوار است. فقط کسانی می‌توانند آن را بفهمند یا با جوانب مختلف آن، ارتباط برقرار کنند که درون ساحت عاشورا باشند. برای کسی که درون آن زیسته و با آن نفس کشیده و بدین‌گونه همهٔ وجودش با آن گره خورده است، عاشورا به مثابهٔ خانهٔ او است؛ خانه‌ای که در آن بزرگ شده و با همهٔ اجزایش ارتباط عاطفی و وجودی دارد.
کسی که با واقعهٔ عاشورا زیسته و آن را بخشی از هویت خود می‌داند، نه به کسی اجازه می‌دهد که خانه‌اش را اشغال کند و به انحصار خود درآورد؛ و نه تحت تأثیر القائات کسی قرار می‌گیرد که او را تشویق به خروج از خانه و واگذاری آن به کسانی می‌کند که در صدد اشغال آنند.
ماهیت کسی که ما را تشویق به ترک خانه می‌کند، با ماهیت کسی که در صدد اشغال خانه و مأوای ما است، یکی است.
ایران، خانهٔ ما است.
ایمان، خانهٔ ما است.
عاشورا، خانهٔ ما است.
ما خانه‌مان را ترک نمی‌کنیم و به کسی هم اجازه نمی‌دهیم که آن را به اشغال و انحصار خود درآورد.
امروز ما در روزگاری پر آشوب و به‌هم‌ریخته به سر می‌بریم که همه چیز از جایگاه خود برون رفته است. اگر بگوئیم در روزگار «غربت حقیقت» زیست می‌کنیم، بیراه نگفته‌ایم. «غربت حقیقت»، بر اثر دو اشباع (تعبیر «اشباع» را از استاد رحمان‌زاده گرفته‌ام) پدید آمده است :
۱ . اشباع دینی
۲ . اشباع عقلی
در قرون وسطای مسیحی و در غرب، انسان‌ها شکلی از اشباع دینی را تجربه کردند. ما نیز در این سال‌ها نحوی از اشباع دینی را _ البته رقیق‌تر از شکل قرون وسطائی‌اش _ تجربه کردیم .
واکنش طبیعی انسان به هرگونه اشباعی ، گرایش به نقطهٔ مقابل آن، و سردرآوردن از اشباعی دیگر در نقطهٔ مقابل آن است. این تجربه در غرب، به شکل خروج از اشباع دینی و ورود به فضای اشباع عقلی صورت گرفت .
نکتهٔ قابل تأمل در این باب این است که در فضای اشباع، خواه اشباع دینی و خواه اشباع عقلی، حقیقت دین و حقیقت عقل، غایب است و به جای آن ، «شبه‌دین» و «شبه‌عقل» می‌نشیند.
از جانب دیگر در وضعیت اشباع، مدیریت «شبه ‌دین» و «شبه ‌عقل» به دست متولیان است؛ یعنی متولیان دین، دین و امور دینی را مدیریت می‌کنند و متولیان عقل، عقل و فلسفه و فکر را مدیریت می‌کنند. پس در چنین وضعیتی انسان‌ها نه حقیقت دین را درمی‌یابند و نه حقیقت عقل را .
 در کربلا وجود مقدس امام علیه‌السلام، هم مظهر حقیقت ناب عقل است و هم مظهر حقیقت ناب دین
 
کد مطلب ۳۴۰۱۶
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما