۰
تاریخ انتشار
شنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۵۰
علیرضا آذر، شاعر و ترانه سرا در مشهد:

شعر، عشق و مرگ، دغدغه های اصلی زندگی یک شاعر!

شعر، عشق و مرگ، دغدغه های اصلی زندگی یک شاعر!
به گزارش سرویس فرهنگ خبرگزاری رضوی، علیرضا آذر شاعر و ترانه سرای معاصر است که خود را از عالم احساس و کلمه دانسته و به همین دلیل رشته مهندسی را برای یافتن دنیای شعر و شاعری رها کرد و توانست با ارائه آثار متعدد شعری و ترانه هایش، در این عرصه خوش بدرخشد.

وی چهار اثر چاپ شده به نام های آتایا، اسمش همین است، اثر انگشت، و ترانه آریان دارد و تا بحال آنچه سراییده است را خوانندگانی چون محمد اصفهانی و رضا صادقی در آواز انداخته اند.
علیرضا آذر ورود به دنیای ترانه را از سال 89 و با سریال ستایش، به خوانندگی امیرعباس گلاب آغاز کرده است و تاکنون چیزی حدود 130 اثرِ اجرا شده دارد. او معتقد است در کارش سعی کرده خواننده های طراز اول موسیقی را برای همکاری انتخاب کند.
وی ظهر دیروز در یک نشست خبری در مشهد مقدس با بیان برنامه های آتی خود ابراز کرد: بعد از رونمایی آلبوم و جشن امضای آن در شهرهای مختلف قصد دارم اولین "کنسرت دکلمه" کشور را به لطف خداوند و به همکاری محمدرضا نیک بخت، مدیریت موسسه حافظ در سراسر کشور راهندازی کنم. وی مقصود خود از فعالیت هایش را ادای دین به ادبیات می داند.
این شاعر و ترانه سرا با اشاره به ابن نکته که مجموعه های منتشر شده اش به چاپ پانزدهم و شانزدهم رسیده است گفت: به لطف خداوند آثار مکتوبم مورد استقبال خوانندگان قرار گرفته و بارها تجدید چاپ داشته است. تمام این چهار اثر توسط نشر نیماژ آماده سازی شده است. اما مجموعه جدیدم به نام "لحد" به نمایشگاه کتاب امسال نرسید و البته سیاست اجرایی نشر نیماژ نیز اینگونه بود.

علیرضا آذر در پاسخ به این سوال که دیدار های مردمی چه اثری در ترویج کتابخوانی و آینده ترانه سرایی دارد؟ اینگونه ابراز کرد: دیدارهای مردمی می تواند سهم بزرگی در آشتی دادن مردم با شعر داشته باشد. اگرچه ما به درستی جریان سازی نکرده ایم اما نمونه های این آشتی مردم و مولف را در نمکایشگاه های کتاب دیده ایم که افراد از راه های دور و نزدیک می آیند تا با کسی که با کسی که یک زمانی حرف دلشان را زده و با شعرش همزاد پنداری
کرده ان روبرو شوند. البته این ابراز محبت برای من دو طرفه است. حضور در کنار مخاطب هم نفس شدن را در پی دارد، همانگونه که تاتر را بیشتر از سینما دوست دارم چرا که شما نفس کشیدن هنرمند را روی سن احساس می کنید.
و همچنین اضافه کرد: به نظرم یک مولف بدون حضور مخاطب چیزی تالیف نکرده! یعنی یک کتابی نوشته شود که مخاطبی نداشته است. علاوه بر این هم اکنون عصر دیجیتال و مدیاست و مخاطب باید به طور مختلف با مولف ارتباط داشته باشد و اگر سوالی دارد بپرسد و جواب بگیرد و دنیای تالیف را بدون پاسخگویی پشت سر نگذارد.
علیرضا آذر از دنیای شعر و شاعری و اصول فنی اش در آن می گوید: تم شعرهایم بیشتر کلاسیک هست، در غزل مثنوی و ترانه طبع آزمایی کرده ام و بیشتر آثارم چهار پاره هست.
اما در محتوا اصولا با اینکه آدمی نیستم که زندگی را سیاه ببینم، اغلب اشعارم خاکستری هست و شاید علت آن اتفاقاتی است که در پیش زمینه زندگی ام رخ داده است و باعث شده بیشتر نوشته هایم خاکستری باشند. نوشته هایم اگر خیلی خالی از امید نباشند، اصولا در هاله ای از یک غم شرقی و ذاتی قرار گرفته و تصور نمیکنم به این زودی ها بتوانم از آن خلاص شوم.
این شاعر و ترانه سرا درباره پیشه شاعری می گوید و معتقد است: ما در ایران شاید نتوانیم شاعری را حرفه بدانیم، حرفه زمانی شکل می گیرد که کسی از سرایش اشعارش ارتزاق کند و این کار پیشه. در رابطه با خودم نیز الان شاید تدریس کار حرفه ای من باشد. البته شعر گاهی من را از گودال ها بیرون کشیده و می توانم خودم را شاعری بنامم که تلاش می کند پیشه اش را با شعر بسازد.
آذر در توصیف دغدغه اصلی اش برای سرودن اشعار می گوید: من با عشق بزرگ شدم، از دوران کودکی مبحث مهمی که بخشی از آن الهی است و بخشی زمینی را تجربه کرده ام. مسئله بعد در نوجوانی و ماجرای جنگ تحمیلی و نیز فقر بی اندازه مردم است. اگرچه جهان بینی من جهان بینی متنوعی است اما با ایراداتی که در جهان می بینم شعر می سرایم. بر این باورم که نقاط قوت که همیشه در ویترین قرار گرفته و من خیلی با این نقاط کاری ندارم، پس سعی می کنم
پشت این ویترین و آن مشکلاتی که انسان های قرن 21 به آن دچار هستند مورد خطاب قرار بگیرد تا عشق ،شعر و مرگ به عنوان دغدغه اصلی زندگی بشر لحاظ شود.
این ترانه و مولف کتاب که خود را از شاگردان قیصر امین پور می داند درباره وضعیت فعلی و تاریخی کشور در رابطه با هنر و ادبیات می گوید: استادانی مثل قیصرامین پور تا ابد در حافظه تاریخی بشر زنده خواهد ماند. خزانه ادبی کشور ما مگر چقدر قیصر امین پور داشته است! در خزانه هنری ما آدم های انگشت شماری چون سلمان هراتی، قیصر امین پور، استاد حسین منزوی ،جناب شهریار و پروین اعتصامی وجود دارند. از دست دادن این بزرگان لطمه بزرگی به سیستم ادبی این کشور وارد می کند. امیدوارم با توجه مسئولین و اختصاص دادن حقوق و تشکیل صنفی برای شاعران شرایط بهتری در جامعه حاکم شود.
وی در پایان این نشست به چالش اساسی کمبود مطالعه پرداخت و در پاسخ به سوال خبرنگاری که نظرش را درباره شعار امسالِ نمایشگاه کتاب تهران یعنی" نه به کتاب نخواندن" گفت: شعر اصولا یک لغزنده بین شعار و شعور است؛ گاهی تنه به شعار می زند و گاهی شرف از شعور می گیرد. اما باید در نظر داشته باشیم که شعر به هر سمت این بُردار نزدیک شود؛ ما با ایراد مواجه خواهیم بود.
اگر به شعار نزدیک شود حاصل آن شعار هایی است که با آن مواجه ایم؛ مثل نه به کتاب خواندن. نزدیک شدن بیش از حد به شعور نیز مارا با شعری ریاضی و اعداد و ارقامی مواجه می کند و به سمت مباحث فنی رفته و ما را از احساس تهی میکند. با اینکه چندان با این شعارها موافق نیستم، اما احساس می کنم مراجعه مردم به نمایشگاه بیشتر برای دیدار با مولفین آثار است. امروزه عصر مدیاست و شما می توانید یک کتابخانه مجهز داشته باشید و به همین دلیل حضور مردم در کتابفروشی ها کمتر شده است. اما من به سرانه مطالعه مردم خوش بینیم چرا که کتاب های متنوعی در عصر دیجیتال در حال تولید است و مردم هم به خوبی از آن استقبال می کنند اگرچه کتاب بوی خاصی دارد و مواجه با کاغذ و متن حال و هوای ویژه ای دارد.

 
 عکس از: مهرشاد کاشانی
کد مطلب ۲۸۳۱۰
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما