۰
تاریخ انتشار
يکشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۲۶
شعر برگزیده رضوی؛

السلام ای همه ی هستی ام ای شاهِ غریب!

السلام ای همه ی هستی ام ای شاهِ غریب!

دلِ بی حوصله ام سخت مکدّر شد و بعد
از بدِ حادثه و درد مُسَخّر شد و بعد

یاکریمی که دل و بال و پرش سوخته بود
با مسیحا نفیسی صاحب شهپر شد و بعد

کوچه ها آن طرف ِ شهر مرا وِل کردند
عشق با این تنِ تب دار برابر شد و بعد

تویِ راه آهن عجب غلغله ای برپا بود
و بلیطِ سفرم خوب میسّر شد و بعد

آن قطار، این دلِ وامانده ... به راه افتادند
چند ساعت نگرانی، هیجان سر شد و بعد

دست من آمد و آرام به قلبم چسبید
چشم از دیدنِ گلدسته ی او تر شد و بعد:

السلام ای همه ی هستی ام ای شاهِ غریب!
ذره ذره تنم از عشق معطّر شد و بعد

آنقَدَر دورِ حرم، دورِ سرش چرخیدم
تا کلاغِ دلِ من مثلِ کبوتر شد و بعد

گندم انگار گناهِ من و آدم شده بود
پس از آن، توبه فقط قسمتِ کفتر شد و بعد...

محمد مهدی امیری (دانشگاه آزاد اسلامی ارومیه)
جشنواره دانشگاهی شعر و مشاعره رضوی - دانشگاه بیرجند
کد مطلب ۲۴۹۴۵
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما