۰
تاریخ انتشار
شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۵۳
اثر برگزیده جشنواره شعر رضوی؛

اصلا تمام شعرهای من فدای تو....

اصلا تمام شعرهای من فدای تو....
"اعجاز"

مردم! خودم دیدم شبی در صحن گوهرشاد
یک اتّفاق شاعرانه اتّفاق افتاد

فریاد می زد کودکی: «آقا شفایم داد»
از دورها هم یک صدا از پنجره فولاد...

اینجاست آنجا که نمایشگاه اعجاز است
شکر خدا همواره این دارالشفا باز است

دیدم یتیمی را که گفت از روی سرمستی
«می دانم آقا! که خودت باباي من هستی»

خاموش می شد اندک اندک سوز نجوایش
خوابید آن شب را به روی پای بابایش...

باور کنید آوردن او در سخن سخت است
پرواز روح خسته از زندان تن سخت است

گفتن از او – آری– برای شعر من سخت است
شاعر شدن آسان ولی دعبل شدن سخت است

هرگز ندارم در سرم فکر عبایت را
بر من بزن یک لحظه لبخندِ رضایت را

از دوری گلدسته های مرقدت مُردم
در صحن گل کردم ولی در شهر پژمردم

یک بار در صحنت غذای حضرتی خوردم
یک عمر مضمون های خود را از حرم بردم

تنها همین شعر است مال من منال من
اين شعر مال تو، کبوترهات مال من

خاکم ولی الحمدللّٰه خاک پای تو
یا نه، غبار گنبد و صحن و سرای تو

اين بيت نذر مادرت، این هم برای تو
اصلا تمام شعر های من فدای تو

روزی برای مادرت هم شعر می خوانم
فردا به دادم می رسد این شعر، می دانم

*پیمان طالبی (دانشگاه تهران)
جشنواره دانشگاهی شعر و مشاعره رضوی
کد مطلب ۲۳۹۶۱
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما