۰
تاریخ انتشار
يکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۴۷

سوالات دینی کودکان، نحوه پاسخ والدین

سوالات دینی کودکان، نحوه پاسخ والدین
به گزارش خبرگزاری رضوی، به عنوان پدر و مادر قبل از آن که بخواهیم خود را درگیر این موضوعات کنید، باید بدانید که تا چه اندازه مسئول پاسخ گویی به تمامی سوال های فرزندتان هستید؟ باید به این مهم توجه کنید که اولویت تربیت صحیح فرزندان در حول محور هایی مانند استقلال طلبی و علم جویی و کنجکاو کردن بچه ها و فرزندان است.
پس ابتدایی ترین مرحله پاسخ گویی به سوالات دینی و مذهبی فرزندتان این است که به عنوان پدر یا مادر از روی احساس مسئولیت های بیجا و یا وسواس گونه مضطرب و نگران نشوید. این بسیار معمول است که بچه های امروزی در سنین پنج یا شش سالگی شروع به سوالات ماورایی و یا مذهبی بکنند مانند این که فرشته ها چه شکل هستند یا خدا کجاست و…
سایت کودک یاری می نویسد: به صورت کلی کودکان به صورت فطری از دوران پنج سالگی تا ده الی دوازده سالگی اعم از جنسیت شان با سوالات دینی و ماورایی ارتباط پیدا می کنند و به دنبال پاسخ هایی برای ذهن کنجکاو خود هستند.

دلیل سوالات فرزندان در سنین کم
اگر دلایل سوالات فرزندتان در این سن را بهتر بشناسید در پاسخ گویی به آنها تعجیل بی جا و یا اضطراب کمتری خواهیم داشت.
– معمولا طیف سنی پنج تا هفت سالگی زمانی است که کودک در ذهن تفکر انتزاعی را کامل می کنند وکم کم به سمت تمییز خوب و بد می رود. به محض پیدایش این امر برای هر فردی مهم می شود که بداند ماهیت هر چیزی به صورت کلی خوب است یا بد و برای خود تصمیماتی می گیرد که موجب استقلال فکری و ریشه های اعتقادی می گردد.
– آموزش و فرهنگ اجتماعی ورود کودکان به مراکز دوستان و تکمیل زبان آموزی، آن ها را پیرامون مسایل جانبی خود کنجکاو و جستجو گر بار می آورد. اتفاقا این همان حس درست و صحیحی است که به صورت معمول همه ی بچه ها آنها را دارند و باید به درستی هدایت شوند.
-کودک در این سن نه تنها وابستگی جسمی بلکه از لحاظ روحی و فکری وابسته به پدر و مادر است. مهمترین موردی که پدر و مادر باید بدانند این است که این وابستگی به صورت کامل است به این معنا که فرزند هنوز بر این عقیده است که پدر و مادر همه چیز را می دانند و همچنین بهترین افرادی هستند که من می توانم از آن ها سوالاتم را بپرسم.
باید بگوییم این تفکر همان تفکر بکر صحیح و دست نخورده ای است که والدین در سنین جوانی کودکان به دنبال آن هستند و نمی دانند که احتمالا خودشان بوده اند که این تفکر را از فرزندشان گرفته اند.
 
 
آموزش های دینی و مذهبی در این سنین
یکی از سوالاتی که معمولا ذهن کودکان را احاطه کرده است، این است که خدا چه شکلیه؟ خدا کجا زندگی می کنه؟ به طور کلی آنچه باید مادر و پدر ها بدانند این است که آنها تنها هدایت گر کودکان هستند و باید خیال خود را راحت کنند که فطرت پاک بچه ها خودش باعث می شود که فرزندان به صورت کلی اصول تربیت را طی کنند، پس لازم است، از دستکاری اطلاعات و یا اجبارگری در این سنین به فرزندان کاملا پرهیز کنید چرا که آنها دقیقا به دنبال پاسخ گویی به حس کنجکاوی خود می باشند نه آموزش کلاسیک گرفتن. آشنایی با خدای مهربان، آموزش احترام گذاشتن به دیگران و آموزش خوب ها و بدها به صورت کلی سه مقوله ای است که کودکان در این سن باید بیاموزند.

– چگونه به سوالات کودکان پاسخ دهیم؟
از سوالات خسته مضطرب و دستپاچه نشوید
اولین و مهمترین قدم پاسخ گویی و ارتباط گیری با کودکان همین قسمت است که جدای از درست یا غلط بودن، پاسخ های تان باعث می شود احساس امنیت، آرامش و اعتماد پذیری که احساس های پایدارتر و مهمتر در این سن هستند، شکل بگیرد. پس به عنوان پدر و مادر بدانید که برای آن که متشکر از احساس نیاز و کنجکاوی فرزندانتان باشید به آنها خوب گوش دهید، سوالاتشان را جدی بگیرید و احترام او را  در هر حالتی حفظ کنید.

به همه سوالات پاسخ کامل و دقیق ندهید
مطمئن باشید اگر تنها یک فرزند هم داشته باشید نمی توانید خود را برای تمام سوالات علمی و مذهبی که در بچگی برایش پیش می آید پاسخ های کامل و جامع در خور ذهن کوچک او داشته باشید. پس بهترین راه آن است که با سادگی و فاصله گرفتن از توضیحات اضافه در حدی که چراغ ذهن فرزندانتان روشن شود به او اطلاعات دهید. از طرف دیگر بدانید که کودکان ما نیز به زودی بزرگ خواهند شد و به سادگی می توانند با اختیار و تفکر صحیح و کامل تر جواب های دیگری و بهتر را دریافت کنند. پس ترس از اشتباه بودن یا کامل نبودن جواب ها هم دامن گیرتان نشود.
 
 
آنها را کنجکاوتر و دقیق تر کنید
یکی از راهکار های صحیح و جواب گرفته شده در روانشناسی این است که ذهن را مشغول به آن چیزی کنید که در اصالت به دنبال آن است. اگر بلد نیستیم که در جواب کودک که پرسیده است خدا چه شکلی دارد می توانید به او پاسخ دهید خودت چه فکر می کنی؟ و شروع کنید، صفاتی را از خدا مثل بزرگی و مهربانی برایش توضیح دهید. در مثال های انتزاعی مانند مادر مهربان یا مثل پدر قوی استفاده کنید. بعد به راحتی او را مشغول کارهایی در همین زمینه کنید و بگویید خدای مهربان و قدرتمند را نقاشی کن. اطمینان کنید که هم ارتباط گیری خوبی با فرزندتان داشته اید هم به خوبی پاسخ گوی کنجکاوی او بوده اید.

آنها را با کلمه نمی دانم آشنا کنید
ارتباط دادن بچه ها با افراد مطلع و متخصص و یا کتاب ها و کتابخانه ها کمک می کند تا با استقلال بیشتر و حس کنجکاوی درونی اش به دنبال جواب سوالاتش بگردد و لذت تحقیق و پژوهش را درهمان کودکی بچشد. دقت کنیم که پدر و مادر در این جا مسوولیت خطیرشان آغاز می شود و آن این است که باید کودک تان را به آن مراکزی معرفی کنید تا آموزش ببیند و البته خودتان هرگز از این مسوولیت فاصله نگیرید. 


رفتار ما دربرابر پرسش های خداشناسی کودک
 
در سایت اسلام کوئست نت آمده است:
الف. لازم است به این پرسش ها جوابی صحیح و در عین حال ساده و روشن داده شود. ما می توانیم با بیانی ساده و کمک گرفتن از نعمت های خداوند که در اختیار همه بندگانش قرار داده است، به بهترین وجه و ساده ترین شکل خدا و برخی از صفات او را با برهان نظم به کودک اثبات کنیم. این برهان ساده ترین و عمومی ترین برهان برای اثبات خدا است. و در قرآن کریم و روایات نیز بسیار به این برهان اهمیت داده شده است. این برهان از مفاهیم و قواعد پیچیده فلسفی خالی است، از این رو همه می توانند از این برهان استفاده کنند.
 
ب. کمک گرفتن از طبیعت: به خلقت آفریده های خدا اشاره کنیم و او را با عجایب آنها آشنا سازیم. قدرت خداوند را در آفرینش مخلوقاتش در آسمان و زمین و دریاها به فرزندان خود نشان دهیم.
 
در قرآن آیات بسیاری وجود دارد که ما را به تدبر در طبیعت دعوت می کند؛ مثلاً در قرآن می خوانیم: «و خدا به زنبور عسل وحی کرد که از کوهها و درختان و سقف های رفیع منزل گیرید و سپس از میوه های شیرین تغذیه کنید و راه پروردگارتان را به اطاعت بپویید، آن گاه از درون آنها شربت شیرینی به رنگهای مختلف بیرون آید که در آن شفاء مردمان است».[4] همچنین ما را به دقت در خلقت شتر و آسمان و کوهها و زمین و...دعوت می کند و می فرماید: «آیا آنان به شتر نمی‌‏نگرند که چگونه آفریده شده است؟ و به آسمان نگاه نمی‌‏کنند که چگونه برافراشته شده؟! و به کوه‏ها که چگونه در جاى خود نصب گردیده! و به زمین که چگونه گسترده و هموار گشته است»؟![5] اگر عجایب و شگفتی های این مخلوقات خداوند را با زبانی ساده و کو دکانه بیان کنیم او را تا حد زیادی با خدا آشنا ساخته ایم.
 
ج. پاسخ بسیاری از سؤالات کودک را می توانیم از قرآن بیابیم برای مثال اگر کودک پرسید خدا کیست می توانیم این آیه را بر وی بخوانیم: «خدا کسی است که آسمان ها و زمین را آفرید و آبی از آسمان فرو فرستاد و به وسیله آن میوه هایی را برای روزی شما از زمین بیرون آورد».[6] به او بگوییم «او مهربان ترین مهربانان است».[7]و مهربانی خدا را برای او به صورت ملموس تبیین کنیم.
 
د. برای او بیان کنیم که ما بسیاری از چیزها را نمی بینیم، ولی وجود دارند؛ مثل هوا و عقل، ولی نمی توان وجود آنها را انکار کرد. خدای متعال هم قطعا وجود دارد، اما دیده نمی شود: «چشم ها نمی توانند او را ببینند».[8]
 
ه . بیان داستان های دینی مناسب: کودکان به قصه و داستان بسیار علاقه دارند به ساده سازی حکایات و داستان های قرآنی و دینی پیام های دینی را می توانیم غیر مستقیم و راحت منتقل کنیم. مثل داستان حضرت ابراهیم و بحث های او با مشرکان و بت پرستان و استدلال های زیبای آن حضرت برای اثبات خدا و یگانگی او.
 
و. استفاده از تجارب خود کودکان: برای تعیین مفهوم دین و نیاز ما به آن می توانیم از تجارب کودکان استفاده کنیم. برای مثال با نشان دادن برنامه هفتگی پرسش هایی را مطرح کنیم تا به تدریج کودک را به مقصود خود نزدیک سازیم و بعد نتیجه گیری کنیم برنامه ای که از طرف خدا و به وسیله پیامبران برای ما آورده شده است، دین نام دارد.
کد مطلب ۲۳۶۸۵
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما