۰
تاریخ انتشار
يکشنبه ۸ دی ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۲۰
گزارش خبرگزاری رضوی از بافت قرآن به سبک جدید؛

بافت قرآن و ترجمه آن به خط بریل توسط بانوی نابینا ساکن مشهد/اراده ای که فعل خواستن را صرف کرد

بافت قرآن  و ترجمه آن به خط بریل توسط بانوی نابینا ساکن مشهد/اراده ای که فعل خواستن را صرف کرد
خبرگزاری رضوی- یاسمین پروانی؛ گلشهر یکی از مناطق حاشیه مشهد است که همیشه اتفاقات عجیبی از دل زندگی مردمانش بیرون آمده است و حالا در انتهای گلشهر منطقه ای به نام موسی قله خانواده دونفره ای روزگار می گذرانند که شاید بعدا به واسطه این زندگی پای خیلی ها را به آنجا بکشاند.
وارد خانه اش که می شوی از همان اول بوی ساده زیستی را کاملا حس می کنید، تمام در و دیوار خانه اش انگار با خودش عجین شده است،ساده و با صفا. خانه ای شاید 60 متری با فرش قرمزی که نقش گل های رنگی اش انگار از شادابی خانم خانه روحیه گرفته است وپرده توری سفیدی که نور را برای ورود به خانه وسوسه می کند.
می نشینم کنارش همسرش که مرد آرام و کم صحبتی است برایم چای می آورد و با مهمان نوازی تمام از ما پذیرایی می کند.شروع می کند به صحبت و از بافتنی هایش می گوید از این که چه چیز هایی بافته است و با شوق تمام تعریف می کند.
زنی محجبه، متولد مشهد است و سال ها است درگلشهر زندگی می کند تمام تجربیات زندگی اش مربوط به همین منطقه است، اصالت اش از مهاجرین افغان ساکن درمشهد است. خانمی شاد و با روحیه ای عجیب وپشتکاری باورنکردنی که هنر خاصی دارد. 

نابینا شدن در 14 سالگی
زندگی شاد وی در 14سالگی اش براثر یک سردرد شدید دگرگون می شود، و زمانی که در بیمارستان به هوش می آید با گریه اطرافیانش متوجه می شود که به طور کامل نابینا شده است شوک این سردرد آنقدر زیاد بود که باعث فلج شدن دست و پاهایش نیز می شود، دکتر ها می گویند سرش دچار عفونت شده است ، در طی عمل جراحی که انجام می دهد یک دستگاه در سرش قرارمی دهند که به واسطه آن یک لوله به معده اش وصل می شود تا زمان هایی که دچار سردرد شد مواد سمی از سرش خارج و به معده اش دفع شود و حالا سال ها است که این دستگاه بخشی از وجود وی شده است.
به خنده می گوید به واسطه نذر پدر و مادرش دست و پایش بعد از مدت ها شفا پیدا می کند اما چشم های وی که به گفته پزشکان هیچ نقص پزشکی ندارد 19سال است بینایی اش برنگشته است اما در تمام این سال ها با همه بستی بلندی های زندگی نابینایی، با برخورد بد اطرافیان وبا شنیدن مکرر کلمه تو نمی توانی جنگیده است. 
وی نمونه ای کامل از توانستن است و کلمه نمی شود یا نمی توانی برایش معنی ندارد. دو ترم زبان خوانده است ولی به دلیل آنکه مستاجر بوده است و راه خانه اش دور بوده و نمی تواند به کلاس یا مدرسه برود به همین دلیل هنوز شوق یادگیری در دلش موج می زند.
سال ها بافتنی می بافته و انواع مدل ها را امتحان کرده است و هرکاری که گفتن اند نمی توانی را اتفاقا انجام داده است، می گوید خیلی ها به او سفارش کار می دهند ولی به دلیل نابینا بودنش پولی بسیار ناچیز به او می دهند یا اصلا نمی دهند. در میان صحبت هایش به خانمی اشاره می کند که بعد تحویل سفارش فقط یک 200 تومانی به او داده است زیرا می دانسته اونابینا است اما با خنده تعریف می کند این داستان ها را انگار انتظاری ازکسی ندارد. 


شیفته قرآن کریم هستم
اما اتفاق عجیب زندگی این زن مسئله مهم تر و متفاوت تری است، وی شیفته قرآن است و با خط بریل قرآن می خواند اما کتاب هایی که با خط بریل نوشته می شوند بعد از مدتی به دلیل لمس زیاد برجستگی های خود را از دست می دهند.سکینه می گوید قرآن هایی که با خط بریل نوشته می شوند بسیار گران هستند و خودش 480 هزار تومان باید پول بدهد بابت یک قرآن که از توانش خارج است. 
این اتفاق باعث می شود وی به این فکر کند که چطور می تواند یک قرآن ماندگار داشته باشد به همین خاطر به مسائل مختلفی از جمله قرآن آهنی فکرمی کند اما به دلیل وزن زیاد آن نمی تواند ایده اش را عملی کند و به این نتیجه می رسد که سی جزء قرآن را با خط بریل ببافد و جالب است بدانید آن را با ترجمه اش می بافد و معتقد است خواندن قرآن با ترجمه اش باعث می شود زبان عربی را آدم بهتر یاد بگیرد، می گوید این قرآن قابل شست و شو است می توان سال های سال ازآن استفاده کرد به بدون آنکه خط هایش محو و یا از بین برود.
قرآن کریم با قطع استاندارد دارای 604 صفحه است اما در خط بریل به 2300 صفحه می رسد و به خاطر حجم بالای این کار قرار است در سی جز جداگانه دسته بندی شود.
سکینه برای تکمیل این قرآن دوسال زمان نیاز دارد تا به تنهایی آن را ببافد، هزینه این کار بیش از 100میلیون تومان تخمین زده شده است، هر صفحه این قرآن نزدیک به دو کلاف کاموا نیاز دارد. اما وی زنی نابینا است و همسرش نیز هزینه زندگی بسیار ساده شان را از طریق چاه کنی تامین می کند.
در جواب سوالم که می گویم اگر هزینه اش تامین نشود آیا این کار را کنار خواهد گذاشت می گوید: گناه دارد اگر قرآن نصفه بماند و باید تکمیل اش کرد تلاش می کند با همین شرایط کارگری شان این کار را به با پایان برساند.
خانم احمدی می گوید اگر کسی مشتاق شرکت دراین امر شریف باشد حاضر است آموزش  و اجازه دهد تا درکنار خودش دیگران هم در بافت و به پایان رساندن این قرآن سهیم باشند. وی تصمیم دارد بعد از اتمام این کار باز هم به بافت قرآن های دیگر ادامه دهد و امیدوارد است روزی برسد که بتواند به تمام نابینایان یک قرآن بافتنی بدهد تا دیگر کسی به خاطر مشکلات مالی از خواندن قرآن باز نماند. 

زندگی ام پربرکت شده است
همسرسکینه درباره او می گوید: هفت سال است که ازدواج کرده اند و در اول قصدش از این ازدواج رسیدن به ثواب و ذخیره آخرت بوده ولی بعد ازازدواج متوجه شده است زندگی پر برکتی نصیب اش شده است  تا جایی که هفت سال است بخاطر وجود سکینه نماز صبح وی قضا نشده است.
 می گوید قبل ازدواج آدم پرخاشگری بوده ام سازگاری ام با دنیا خیلی کم بود ولی زندگی در کنار سکینه باعث شده است به فردی آرام و مومن تبدیل شود اما  نابینا بودن سکینه  درد سنگینی روی سینه اش گذاشته ،  دارد تمرین می کند تا شبیه سکینه باشد می گوید این لطف خدا است که شامل حالش شده است و در زندگی اش برکت اومده است .
در باره تصمیم خانمش می گوید: او حتما می تواند این کار را به انجام برساند و تا زمانی که توان دارد هزینه این کار را  تامین خواهد کرد.
سکینه در اخر می گوید تصمیم دارد بعد از تکمیل این قرآن را به حرم حضرت رضا(ع) اهدا کند زیرا همه چیز برای امام رضا(ع) است.
کد مطلب ۵۰۰۴۷
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما