۰
تاریخ انتشار
دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۴۸
دکتر همایون همتی در گفنگو با خبرگزاری رضوی:

مشهد می تواند پایگاه گفتگوی ادیان با تکیه بر آموزه های رضوی باشد

مشهد می تواند پایگاه گفتگوی ادیان با تکیه بر آموزه های رضوی باشد
دکتر همتی استاد برجسته الهیات ادیان در آستانه سال نو میلادی و ایام ولادت حضرت عیسی علیه السلام در گفتگو با سرویس جهان اسلام خبرگزاری رضوی به بیان اهمیت گفتگوی بین ادیان و راه های تحقق آن پرداخته که در ادامه آمده است.

در آستانه سال نو مسیحی مروری بر مواضع امام رضا علیه السلام در گفت و گوی بین ادیان بسیار به جاست؛ حضرتعالی دراین باب بفرمایید که نکات مورد توجه امام رضا علیه السلام در این موضوع چه بوده است؟
 درمعارف اسلامی؛ آموزه های رضوی و سخنان  و اندیشه های بلند و تابناک امام رضا علیه السلام ظرفیتهای زیادی برای ارتباط با سایر ادیان وجود دارد؛ امام رضا علیه السلام گشاینده راه ارتباط و گفت و گوی با ادیان بوده اند ودر عمل به ما نشان دادند که می توان با پیروان سایر ادیان از جمله مسیحیت وارد دیالوگ سازنده علمی و عمیق شد تا به دور از ناسزاگویی لعن و نفرین به تفاهم رسید؛ شرط قضاوت از روی انصاف آموزه رضوی به ماست؛ به علاوه اینکه حضرت رضا علیه السلام روش شناسی دیالوگ و استناد ورزی به منابع و کتب ادیان را در گفت و گو به ما آموزش داده اند. حضرت رضا علیه السلام در گفت و گو با پیروان ادیان از جمله مسیحیت با از برخواندن بخش هایی از سفر سوم انجیل و استناد به منابع و کتابهای مورد قبول مسیحیان  و خواستار تطبیق دادن متن از برخوانده خود با متون مسیحیان حاضردر مجلس روش صحیح گفت و گوی بین ادیانی را به ما آموختند. از مجموع و کلیت آموزه های امام رضا علیه السلام می توان به این نکته پی برد که حضرت مبدع شکوفایی کلام و الهیات بودند؛ وهم معرف فلسفه دین؛عرفان؛ معنویت ناب و راستین در گفت وگوی بین ادیان بودند. امام رضا علیه السلام با  تحمل؛ سعه صدر و مدارای عالمانه به مصاف علمی عالمان ادیان و مذاهب مختلف رفتند؛ سنت حسنه ای که مسلمانان و شیعیان باید از آن به نحواحسن الگوبرداری کنند.

چه موضوعاتی در بحث گفت و گوی بین ادیان مورد غفلت ما قرار گرفته است؟
 بی شک مشهد مقدس با قرار گرفتن مضجع نورانی امام رضا علیه السلام از قابلیتهای بسیاری برای نهادینه کردن گفتگوی بین ادیان برخوردار است؛ ضمن اینکه باید به این موضوع پرداخته شود که علی رغم نقاط قوتی که درموضوع گفت و گوی بین ادیان داشته ایم اما درزمینه علم کلام ضعیف عمل کردیم و اکتفا به علم کلام سنتی به هیچ وجه کافی نیست! یعنی علم کلام گذشته ما پاسخگوی نیازهای فکری، فرهنگی واعتقادی امروز نیست؛ بخصوص جامعه انقلاب کرده ای که اسلام را به عنوان دین اصلی خود نهادینه کرده است و در پرتوی اسلام اقتضائات جدیدی رقم زده است باید در علم کلام گذشته تجدید نظر کامل و تصحیح منطقی به وجود آورد؛ دیدن واقعیت های زمانه بسیار ضروری است لذا محدود کردن ها به هیچ وجه پاسخگوی نیازهای ما نیست. متاسفانه از سوی دیگر اکثر عالمان  و دانش آموختگان حوزوی مسلط به زبانهای اروپایی نیستند؛ هر چند برخی از فضلای جوان حوزوی با زبان های بیگانه آشنا هستند اما زبان آموزی در حوزه و دانشگاه جدی گرفته نمی شود؛ ورود به موضوع دیالوگ و گفتگوی  با سایر ادیان از جمله مسیحیت نیازمند تسلط کامل به زبانهای خارجی است؛ چرا که اکثر منابع منتشر شده به زبانهای اروپایی است وآنچه به  زبان فارسی ارائه شده نوشته های تبذیری وتبشیری غیر کارآمدی دراین موضوع است؛ یاد گیری زبانهای خارجی پیش شرطی استفاده از منابع خارجی است. قطعا برای به دست آوردن دستاوردهای عالی در این بخش با الگوبرداری از امام رضا علیه السلام باید به دنبال تسلط بر منابع سایر ادیان و به قول مقام معظم رهبری باید به دنبال مبادله فرهنگی بین ادیان باشیم.

بنابراین معتقد هستید اندیشمندان ما با اندیشه های الهی مسیحیت آشنایی کامل ندارند؛ تحلیل شما دراین باره چیست؟
قطعا تنگ نظری ها؛ تعصبات بیجا وکج فکریهای برخی از مسلمانان و ستیز گسترده ای که برخی جریانها در مشهد با فسلفه ایجاد کرده اند، تنگناهایی در جهت رسیدن به این منظور ایجاد کرده است؛ اگر قرار است با ادیان مختلف ومسیحیت وارد بحث های گسترده  وعمیقی شویم ،مهار و مدیریت این جریان ستیزه گر واجب است هر چند در شروع کار دشواری است. نکته دیگر عدم تربیت نیرو در موضوع گفت و گوی بین ادیان است؛ بیش از سه دهه از دستور رهبر معظم انقلاب مبنی بر ورود به  گفتگوی ادیان می گذرد؛ چند موسسه ی فعال در این موضوع نیز نه تنها کارنامه موفقی ندارند، بلکه ناکارآمد بوده اند و باید به صورت جدی مورد آسیب شناسی قرار بگیرند؛ عدم تربیت نیرو ضعف ما در جلسات دیالوگ ادیان است؛ عدم بهره مندی از اساتید به نام که یکی از انتقادات جدی بنده به شمار می رود این است که ازبنده و اساتیدی که دهه ها در این موضوع بحث و درس داشته اند سراغی گرفته نمی شود؛ تربیت نیروی کارآمد در زمینه دیالوگ بسیار ضروری است؛ نیروهایی با روحیه بحث کردنی که جدال در آن بی معنی باشد؛ اهل  تعصب ورزیهای بی جا و غیر منطقی نباشند و سخنان  کلیشه ای و تکراری بیان نکنند. مثلا درباب تثلیث مسیحی هنوز برخی روحانیون و عالمان سخنانی بیان می کنند که از نظر اندیشمندان مسیحی مضحکه است؛ اندیشمندان مسیحی تاکید دارند که مساله تثلیث در هیچ جای انجیل ها بیان نشده و تفسیرها و توجیهاتی ارائه می دهند و این موضوع را به تجلی و وحدت وجود ارتباط می دهند؛ آنها به بحث   هم گوهری و صدور در مساله تثلیث قائل نیستند؛ یکی از فرقه ها و کلیسای مهم ومعروف و با قدمت دیرینه مسیحیان؛ کلیسای یکتا پرستان و موحدان هست؛ آنها همانند مسلمانان به هیچ وجه قائل به تثلیث نیستند؛ بلکه معتقد به   توحید ناب و وحدانیت خداوند هستند.
آنها حضرت عیسی علیه السلام را پیامبر می دانند نه پسر خدا؛ در بخشی از کلیساهای ارتدوکس شرقی که در محیط های اسلامی با مسلمانان حشر و نشر داشته اند به این مساله معتقدند پسر خدا بودن برای حضرت مسیح علیه السلام یک تعبیر سمبلیک است همانگونه که در اسلام بیان شده "الناس عیال الله "یا " بیت الله" یا " حبیب الله " و تعابیری که بوی بشریت وجسمیت دارد؛ پسر خدا خواندن حضرت مسیح علیه السلام نیز تعبیری نمادین و سمبلیک است که نشانه شدت تقرب حضرت عیسی علیه السلام به خداوند است و ایشان را برتر از یک پیام رسان خدا نمی دانند؛ لذا اندیشمندان جدید مسیحی هرگز زیر بار مساله تثلیث نمی روند و دفاعیات جدید الهیاتی در این باره دارند؛ در حالی که متاسفانه اکثریت روحانیون عزیز ما از چنین تحولات الهیاتی بی خبرند و در جلسات دیالوگ ادیان همان حرفهای کلیشه ای قرون گذشته را بیان می کنند که منجر به برآشفتگی و ناراحتی وتلقی توهین به اندیشمندان مسیحی می شود. اندیشمندان مسیحی از این موضوع ناراحت هستند که مسلمانان با تحولات الهی مسیحی آشنا نیستند؛ لذا  تجدید نظر وبازنگری جامع و کامل در علم کمال گذشته وسنتی خود در گفت و گوی با ادیان بسیار مهم است.

مشکل اصلی را در عدم تربیت کارشناسان کارآمد در حوزه گفت و گوی بین ادیان می دانید؟
برای تحقق این مهم باید به تربیت نیروهایی همت بگماریم که با روحیه های  دیالوگی منطقی پر تحملی وارد عرصه شوند تا به دور از جنجال سازی و غوغاسالاری ضمن اینکه با الهیات مسیحی معاصر آشنا هستند و به  سیر تحولات به خوبی آگاهی دارند؛ در این عرصه خوش بدرخشیم. باید به این موضوع توجه کنیم که فرقه کاتولیک در زمان امام رضا علیه السلام فعالیت می کرده اند؛ و فرقه ارتدوکس و بسیاری  از کلیساهای جدید در قرن 18 و 19 به وجود آمدند، لذا در زمان آن حضرت نبوده اند؛ پس آنچه امروز بیان می شود در زمان حضرت نبوده که به آن موضوع بپردازند. مارتین  لوتر در قرن شانزدهم مذهب پروتستان را ایجاد کرد؛ مذهبی که در کشورهای حوزه اسکاندیناوی کلیساهای لوترن  پذیرفته شده و ده ها و صدها کلیسا براساس آن تاسیس شده است که در شورای جهانی کلیساها در مقرآن در ژنو دومین اوتوریته جهان مسیحیت بعد از پاپ  به شمار می رود.عضویت بیش از  سیصد نوع کلیسا مشخص کننده اهمیت تربیت نیروی کاردان و آگاه برای گفت و گوی بین ادیانی است؛ این در حالی است که ما در ایران ده دکترای ادیان مسلط به زبانهای خارجی تربیت نکرده ایم؛ کارشناسانی نداریم که در کشورهای مسیحی زیست کرده باشند؛ حتی یک بار پایشان به کلیسا و معبد نخورده؛ بنابراین نمی توانند درباره مسیحیت یا سایرادیان سخن بگویند و قضاوت کنند؛ همانند اینکه یک مسیحی بدون آشنایی با فرهنگ مسجد و دین و عزاداری های شیعی آن هم به صورت مشاهده عینی فقط با خواندن چند کتاب در این باره قضاوت کند!

از نظر شما مشهد مقدس می تواند قطب بزرگ گفت و گوی بین ادیانی در ایران اسلامی باشد؟
بنده معتقد هستم که مشهد به برکت وجود مقدس امام رضا علیه السلام از ظرفیت بزرگی برای گفت و گوی بین ادیان برخوردار است؛وجود عالمان بزرگ و جوانان هوشمند و با استعداد می تواند این شهر را  به یک کانون و مرکز بین المللی بزرگ برای دیالوگ ادیان تبدیل کند؛ مشروط به آنکه آکادمی؛   کالج با ساختمان مستقلی ایجاد شود؛ کالجی جدای از حوزه های علمیه مشهد چرا که ذیل حوزه های علمیه نمی توان به این منظور رسید. تجربه نشان داده لزوم تهیه ساختمان مستقل و بهره مندی از اعضای هیات علمی مستقل و مشخص؛ ترکیبی از دانشگاهیان متخصص؛ مورد تایید نظام و امتحان پس دده ای که در اعتقادات راسخ آنها شکی نباشد بسیار الزامی است؛ آموزش طلاب جوان و فضلا در این کالج نیازمند به بودجه ای مستقل است لذا این مرکز بین المللی در مشهد مقدس نباید از نظر مالی وابسته به جایی باشد تا برنامه هایش هیچ گاه روی زمین نماند؛ تشکیل گروه های تخصصی برای مطالعه ادیان باید تشکیل شود چون دیالوگ ادیان و مسحییت مهم است ضمن اینکه سنگ بزرگ نشانه نزدن است، لذا کار را باید با گام های آهسته اما پیوسته ادامه داد.
نباید گستردگی و پیچیدگی مانع از تداوم کار شود؛ شروع کار باید با تمرکز بر ادیان ابراهیمی قرار داده شود تا بعد از حصول آمادگی های لازم وتربیت  نیروی  ورزیده  بتوان بر روی ادیان شرقی؛ ادیان ایران باستان و قبل از اسلام هم کار کرد. فعالیت و رویکرد گروه های تخصصی و استفاده از  ظرفیت دانشگاه ها بخصوص ظرفیت خوب دانشگاه ادیان و مذاهب و تجارب ارزنده اساتید این دانشگاه بسیار کاربردی است.برگزاری  نشست هایی در مشهد مقدس و قم با دعوت از صاحب نظران و توجه به تجربیات  اساتید؛ دسته بندی مکتوب تجربیات بسیار لازم است اما به دور از شتابزدگی؛ چرا که امکان توقف در کار شتابزده بعد از مدتی ممکن است؛ لذا فراهم کردن زمینه های اجرایی؛ مدیریتی و مالی؛ تکیه بر رایزنی های فرهنگی؛ برگزاری کنفرانس های دائمی در مشهد مقدس می تواند این شهر را به پایگاه ادیان تبدیل کند؛ ضمن اینکه فعال کردن سایت ها ونشریات تخصصی و انتشار ماهنامه ها و فصل نامه هایی با موضوعات بیان شده بسیار الزامی است.
کد مطلب ۴۹۹۷۹
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما