۰
تاریخ انتشار
پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۵۱
گفتگو با جانباز مستند ساز:

تاریخ مصرف فیلم های دفاع مقدس تمام نشده است

تاریخ مصرف فیلم های دفاع مقدس تمام نشده است
چندی پیش به مناسبت هفته دفاع مقدس دو مستند از آقای علی نجات عباسی در سینما هویزه اکران شد. مستند « درد و عشق» ساخته آقای علی نجات عباسی و دیگری «سلاحم در دست» کار آقای علیرضا باغشنی که مستند پرتره آقای عباسی است.
«سلاحم در دست» روایتگر مستند سازی است که با وجود  70 درصد جانبازی و از دست دادن چشم، دست و چهره خود، در عرصه مستندسازی ورود پیدا کرده است. اکران این دو از سوی انجمن انقلاب اسلامی بهانه ای شد با آقای نجات عباسی گفتگویی داشته باشیم تا بیشتر با رویکرد و نگاه او به کار مستند آشنا شویم.
_ جرقه شروع کار مستند از کجا زده شد؟
وقتی وارد فضای آسایشگاه جانبازها شدم و کارهای فرهنگی انجام می دادم، بیش تر با جانبازها برخورد داشتم و ماجراهای آن ها را شنیدم، جرقه ساخت مستندها در ذهنم آغاز شد.
روزنامه ها را نگاه می کردم و مصاحبه با پدران شهید، جانبازان و خاطرات آن ها را مطالعه می کردم و بعد به سراغ ساخت مستند آن ها می رفتم.
زمانی که دیدم جانبازها شهید می شوند و پدر و مادرها از دنیا می روند، احساس کردم کم کاری شده است و نهادهایی که باید کار می کردند، انجام ندادند و این نیاز بیشتر احساس شد.


_ چه ویژگی خاص جانبازها برای شما قابل توجه است؟
روحیه آن ها بسیار خوب است. دوسال برای درمان بیماری به آلمان سفر کردم. زمانی که پرستارها جانبازی را می دیدند که با وجود مشکلات جسمی بسیار، باز هم شاکر بود، تعجب می کردند. ما برای دفاع از سرزمین مان رفتیم و یک سانت هم دست دشمن نیفتاد.
من سال 1982 آنجا بودم و سربازان جنگ جهانی را دیدم که پیر شده بودند، یکی از آن ها که بی سیم چی بود، روحیه خرابی داشت و از
این ناراحت بود که چرا ما جنگیدیم. احساس می کرد که به بن بست رسیده و برای او سوال بود که چرا شما خوشحال هستید. ما هم با افتخار می گفتیم برای دفاع از خاک میهن مان جنگیدیم. آن ها می خواستند کشورها را تصاحب کنند و نتوانستند و به همین علت روحیه آن ها خراب بود.
ما از کشورمان دفاع کردیم و این در روحیه بسیار تاثیر دارد؛ بنابراین آرمانی که رزمندگان ما برای آن جنگیدند در روحیه تاثیر گذار است و اگر جانبازها روحیه ای دارند به خاطر هدف است.  
_ نگاه ایمانی و معنوی رزمندگان در جنگ هم اثرگذار است.
بله قطعا. کتاب هایی که درباره اسرای جنگی نوشته شده است، مطالعه کنید. می بینید فرمانده جنگ ما کفش خود را به اسیر عراقی می دهد تا از پل داغ رد شود و پای او نسوزد و این تاثیر دین، مذهب و اخلاقیات در جنگ است. به ما ایراد می گیرند که چرا هفته دفاع مقدس را جشن می گیریم؟ مگر جنگ بد نیست و خانه ها ویران نشده است؟در پاسخ می گوییم در جنگ زیبایی های بسیاری است، ایثار، فداکاری و گذشت در آن متبلور است و این خود معجزه است که ما یک وجب از خاک خود را ندادیم.


_برخی می گویند سوژه های جنگ کلیشه ای و تکراری شده است.
این گونه نیست. وقتی یک گل را برای نقاشی می گذارند هر کس از زاویه خود طراحی می کند. جبهه هم همین گونه است نمی توانیم بگوییم فیلم های بسیاری چون آژانس شیشه ای و از کرخه تا راین درباره جبهه ساخته شده است و کافی است.  قبول ندارم که می گویند تاریخ مصرف فیلم های دفاع مقدس و جنگی تمام شده است چون هر کسی نقش شهدا و جانباران در جبهه را از یک زاویه می بیند.
هنوز هم اروپایی ها از هیتلر فیلم می سازند، ولی ما درباره شخصیت دیکتاتور و رذل
صدام فیلمی نداریم. صدامی که به پسر خود رحم نمی کرد و بابت کاری که انجام نداده بود به پای او تیر می زند.
جوان مستند سازی به من پیشنهاد داد، داستان جوانی را به تصویر بکشیم که از خانواده خود بریده است و جدا از خانواده زندگی می کند و این را مقایسه کنیم با جانبازی که برای جنگ خانه خود را ترک کرده است.
جوان های زمان جنگ از پدر و مادر با اصرار امضا می گرفتند و شناسنامه را تغییر می دادند که بتوانند در جنگ شرکت کنند. پیشنهاد داد که در مستندی این جوان با جانبازی تبادل نظر کند. بعد گفتم چون مستند است باید با خود فرد صحبت کنیم و گفت خودم هستم. 
این نشان می دهد که هنوز جوان های ما به این سوژه ها علاقه دارند و کار شهدا و جانبازها هنوز در نگاه نسل سوم و چهارم انقلاب ارزشمند است.
_خاطره ای از جانبازی که در این دوران با او برخورد داشتید دارید؟
یکی از جانبازها به نام حسین نوری، در حالیکه قطع نخاع است اما به 60 کشور جهان سفر کرده است، او نقاش جهانی است که اکنون به دعوت از کشور امریکا، به آنجا سفر کرده است. جانباز قطع نخاع مشهدی است که در تهران ساکن است.
با وجود اینکه 30 سال قطع نخاع است اما پشتکار و تلاش، ویژگی منحصر به فرد اوست و اعتقاد دارد به خاطر دینی که به انقلاب دارد باید بسیار کار کرد و تا نفس داریم باید کار کنیم. بسیار کتاب چاپ کرده است و به خاطر شخصیت خاصش پیشنهاد شده است که یک سالن در حوزه هنری به نام وی نامگذاری شود که برای تشکر از دوستان تصویر 5 دقیقه ای از امریکا ارسال کرد. آقای نوری الگوی من  بود.
 
_ کمی از مشکلات و سختی هایی که در این راه تحمل کردید بگویید؟
اینکه حمایت نمی شوم بر سختی کار می افزاید.
چون رهبر معظم انقلاب فرمودند آتش به اختیار عمل کنید چه دوربین بدهند یا ندهند، باید وظیفه خودم را انجام دهم. من با حقوق مستمری مشکلی نداشتم، اما نظرم این بود که وظیفه ام را انجام دهم.
زمانی که وارد این کار شدم دوستان انجمن بسیار بزرگواری کردند و تجربیاتشان را در اختیار من قرار دادند. برنامه نردبان در شبکه مستند را تهیه کردیم و بسیار تاثیر گذار بود.
دو فیلم در شبکه مستند و یکی هم در شبکه افق پخش کردیم و 90 درصد کارها در شبکه استانی پخش شده است. توانستیم به استانداردها برسیم. خیلی خوشحالم که می توانم در رابطه با ایثارگران کار انجام دهم در همین هفته دفاع مقدس دو کار پخش شد.
_چه ارتباطی میان نویسنده و خبرنگارها با بنیاد شهید باید صورت بگیرد که پرونده های این افراد در قفسه ها بیش از این خاک نخورد و مشکلات و فداکاری آن ها دیده شود.
اگر بنیاد امور ایثارگران دعوت کند مستند سازها و خبرنگارها استقبال می کنند.در بنیاد دید فرهنگی نیست و این باعث شده، خلا را ببینیم. بنیاد متولی است اما همکاری نمی کند.
جانبازی که بسیار گله مند است بنیاد می گوید سراغ آن ها نروید و آدرس نمی دهد و می ترسند حرف آن ها جایی شنیده شود.


_ حمایتی از سوی بنیاد شهید و نهادهای مربوط از کارهای صورت می گیرد؟
بنیاد شهید احساس مسئولیت نمی کند که این جانبازان رسانه ای شوند. می گوید بودجه نیست و از برخی نظرها قلب انسان به درد می آید که مسئول فرهنگی می گوید این همه شبکه ماهواره است چه کسی شبکه استان را نگاه می کند. تمام سختی های کار به کنار اما این حرف ها واقعا دل انسان را رنجیده خاطر می کند.
مسئولین اینگونه طرز فکر دارند، اما باید کار خودمان
را انجام دهیم. کمک مالی هیچ است و تمام صفر و صد کار با خودم است و کسانی که کمک می کردند زمانی که متوجه شدند بنیاد هزینه ای پرداخت نمی کند رفتند.
تمام وسائل اعم از پروژکتور و سه پایه، دوربین را خودم جا به جا می کنم. پارسال سه کار برای صیاد شیرازی کار کردم و با فرزند ایشان در ارتباط بودم و بسیار آموختم. زمانی که با فرزند شهید برخورد داریم خستگی از تن من در می آورد.
من به تنهایی دوربین را حمل می کنم و تصویر برداری انجام می دهم و این کار انرژی مضاعفی را می طلبد و یاری خود خدا است.
_هزینه ای برای تولیدات دریافت کردید؟
حدود 20 میلیون چند تا دوربین خریدم. صفر تا صد کار را خودم انجام می دهم و هزینه ای نمی گیرم و فقط پخش با تلویزیون است.
عده ای می گویند چرا تنها هستید؟ می گویم دوست دارم کسی دست من را بفشارد، اما زمانی که توضیح می دهم هزینه ای دریافت نمی کنم کسی برای کمک نمی آید و مجبور می شوم کارها را خودم انجام دهم. با دو دوربین فیلم می گیرم. یک دوربین روی پایه ثابت است و یکی به دستم. به خاطر اینکه هزینه ای دریافت نمی کنم، مجبور هستم که تنها باشم و چاره ای نیست.
_ در مورد سلاحم در دست، بگویید.
آقای باغشنی فرزند شهید است و افتخار من است که در کنار ایشان کار می کنم، روحیه معنوی موفق خوبی دارند و بسیار از او آموختم. این مستند ده روز زمان برد و دوست داشتند آبادان هم برویم که شرایط مهیا نبود. 
_چه توصیه برای کسانی که در این زمینه کار می کنند دارید؟
نمی توانم توصیه داشته باشم اما دوست دارم کسانی که کار انجام می دهند، سطح اطلاعات خود را بالا ببرید و به فنون کار آشنا باشند و هم در راستای انقلاب حرکت کنند.
می توان به سبک
های جدید ساخت و کلیشه ای و تکراری نباشد. انقلاب بسیار به گردن ما حق دارد و به همین خاطر دوست دارم در این راستا تلاش کنم.
 

_برای آینده چه برنامه هایی در دست ساخت دارید؟
برخی دوستان سفارش می کنند مراقب باش کارهای تکراری نداشته باشی، علاقه مندی من در  همین مسیر است. زمانی که یا مادر شهید صحبت می کنم و از خاطرات فرزندش می گوید بسیار برای من لذت بخش است و خوشبختانه هر 40 روز یک پخش داریم.
 _ در انتها اگر سخن و حرف دلی دارید بفرمایید.  
رسانه ها پل ارتباطی میان مردم و مسئولین و گوش و چشم مردم هستند. در عین حالی که نباید اغراق کنند اما پرداختن به زندگی ایثارگران حائز اهمیت است. اگر واقعیت ها را بگوییم تاثیر خود را دارد و نیاز به اغراق نیست.
این نگاه جامعه که جانبازها و فرزندان شهدا سهمیه دارند، ما را اذیت می کند. در صورتیکه ما 30 سهمیه دیگر نیز داریم که یکی از آن ها مربوط به جانبازان و ایثارگران است.
اگر به قطع نخاعی اتومبیل می دهند چون نمی تواند با سرویس عمومی رفت و آمد کند، این حق اوست. در کشورهای دیگر مزایایی برای افراد معلول است و در آلمان برای قطع نخاع بلیت نیم بها هواپیما اختصاص دارد.
زاویه نگفته از جنگ زیاد است. ما جانبازهایی را داریم که 30 سال است نمی تواند دراز بکشد. جانبازها و شهدا برای پاسداری و امنیت این کشور از جان خود گذشتند، در حال حاضر که امنیت برقرار است، آنگونه که باید قدر و جایگاه آن ها شناخته نمی شود باید اینگونه فکر کرد که اگر آن ها نبودند، چه بلایی سر این کشور می آمد و شاید بدتر از همسایگان ما می شد.
با سپاس از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید.
 
کد مطلب ۴۶۴۷۰
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما