۰
تاریخ انتشار
شنبه ۲۲ دی ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۴۱
به مناسبت روز سفیدپوشان بی ادعا؛

دایه های مهربان تر از مادر/ "ماما" ياريگر مادر در هنگامه خلق زیباترین صحنه خلقت

دایه های مهربان تر از مادر/ "ماما" ياريگر مادر در هنگامه خلق زیباترین صحنه خلقت
محدثه داودی- سرویس فرهنگ و جامعه/ سالروز میلاد بزرگ پرستار تاریخ، روزی است برای قدر نهادن ذره‌ای از زحمات فرشتگان سفیدپوش، فرشتگانی که رنج بیمار را رنج خود می‌دانند. پرستاران شب و روز بر بالین بیمار بیدار می‌مانند تا ذره‌ای از تألمش بکاهند، رسالتشان درمان است و در راهش قسم خورده‌اند که از هیچ تلاشی دریغ نکنند و پای قسمشان هم ایستاده‌اند.
هنگام ورود به بیمارستان و بخش زایمان آنچه به گوش می رسد صدای گریه نوزادانی است که اگر چه برای ما کلافه کننده است اما برای مادری جوان که پس از کشیدن دردهای فراوان برای اولین بار نوزاد سالم و دوست داشتنی اش را در بغل می گیرد نشاط آور است و با دیدنش لبخندی بر چهره خسته‌اش نقش می‌بندد، اما کسانی دیگر نیز هستند که در کنار مادرو با کمک به او نقش ارزنده‌ای در تولد زیباترین هدیه هستی به عهده دارند.
آری مهربانی ماما اگر بیشتر از مادر نباشد کمتر هم نیست...

به همین بهانه به سراغ یکی از ماماهای باسابقه بیمارستان فوق تخصصی رضوی رفتیم و با او هم صحبت شدیم ...
الهه توکلی علم و هنر مامایی را با عشق درآمیخته و فداکاری کرده است تا زیباترین اثر خلقت خداوند تجلی یابد و مادران بتوانند زیباترین فصل زندگی‌شان را تجربه کنند.
او، مادری معنوی است که دارای شغلی مقدس و دارای رازهای نهان است؛ گویی، پل ارتباطی آن دنیا و این دنیای بچه‌هاست. 

با عنایت امام رضا(ع) در بیمارستان فوق تخصصی رضوی خدمت می کنم

الهه توکلی، کارشناس مامایی و متولد سال 1361 و دارای سه فرزند پسراست، او سال 1381 دوره کارشناسی ناپیوسته را با کسب رتبه دوم کشوری را به اتمام رساند و در دانشگاه علوم پزشکی مشهد تحصیل کرد و پس از آن جهت انجام طرح نیروی انسانی در شغل مامایی و در زایشگاه مشغول به کار بوده است. مدت گذراندن طرح دوره کاردانی یک سال می باشد اما او به دلیل علاقه شدید به این حرفه و به منظور خدمت رسانی به همشهریان خود در بیمارستان امام زمان(عج) به مدت 5 سال در بخش زایشگاه مشغول به کار شد همچنین در شرایط سختی که زلزله بم رخ داد او
رسیدگی به ماداران باردار و مراقبت های ویژه این دوران وکنترل ماداران باردار  را به عهده داشت که وی به همراه گروه اعزامی با احداث زایشگاه صحرایی و انجام امور مربوطه در آن مناطق فعال بود سپس با عنایت خداوند متعال و لطف امام رضا(ع) در بیمارستان فوق تخصصی رضوی در واحد کلینیک زنان استخدام و هم اکنون افتخار خدمت رسانی به همشهریان خود را در مرکزی که نام امام مهربانی ها مزین شده را دارد.
الهه توکلی سابقه 13 ساله کار در زایشگاه را به عهده دارد و به مدت یک سال است که در واحد کلینیک زنان خدمت رسانی می کند.
 وی هدف از انتخاب این شغل نسبتا سخت را عشق و علاقه دانست و گفت: من از همان دوران دبیرستان که اکثریت افراد به انتخاب رشته دانشگاهی فکر می کنند رشته علوم تجربی را صرفا جهت تحصیل در رشته مامایی انتخاب کردم، در ابتدا اشتیاق و هدف من از انتخاب این رشته علاقه زیاد به نوزادان بود اما با گذشت زمان افکارم گسترده شد و با علم و آگاهی بیشتر این رشته را انتخاب کردم.
فکر کمک کردن به خانمهای باردار بعد از 9 ماه تحمل سختی و استرس همچنین شاهد بودن لحظه ی ناب و شادی بخش و سراسر شور و هیجان تولد یک نوزاد و تجربه شیرین مادر شدن هموطنانم، لذا با تفکر به این احساسات زیبا آرامش و لذت خاصی به من عطا شد.
خداوند مهربان با نظر خاص و عنایت بسیار سه فرزند پسر به من عطا کردکه با دیدن هرروز و هر ساعت چهره معصومشان شور و اشتیاق دوباره برای زندگی پیدا می کنم.
این ماما مهربان در پاسخ به این سوال که اگربه گذشته برمیگشتید باز هم مامایی را انتخاب میکردید؟ اینگونه پاسخ گفت: قطعا همین طور است چراکه امروزه تجارب بسیار خوب و دلنشین و لذتبخشی در این حوزه دارم.
همه پرستارها و کادر پزشکی از بد حال شدن یک بیمار و درد کشیدنش متأثر می‌شوند بارها شده است که در حال احیای نوزاد پا به پای همراهان بیمار اشک ریخته‌ایم و هر کدام از ما روزهای بدی را در این شغل تجربه کرده‌ایم که هیچ وقت از ذهنمان خارج نمی‌شود، اما روزهای و تجربه‌های خوب هم زیاد داشته‌ایم.


                               

چه جیغ دلنشینی!
این فرشته فداکار از لحظه ناب متولد شدن نوزاد برایمان اینگونه می گوید: نقش ماما ياريگر مادر در تولد زيباترين هديه هستي است، حس یک ماما در آن لحظه وصف نشدنی است و نوعی احساس خوشبختی برای ما رقم می خورد. حس اینکه با هر تولد و شنیدن صدای اولین گریه نوزاد عظمت خداوند تجلی میابد.حکایتی است عجیب، تا با چشم خود نبینی وصف آن را نپذیری. حکایت درد است و عشق، حیات است و زندگی، لحظه‌ شکر خالق و تحسین...
به نظر من اولین و تنهاترین گریه نوزاد حس خوب و دلپذیری برای ماما و مادر دارد که در آن نشانه ی سلامتی نوزاد و بزرگی خداوند است و واقعا لذتبخش است که وقتی مادر برای اولین بار نوزاد خود را می بیند از عمق وجودش خدا را شکر می کند سپس بوسه ای بر دستان و پیشانی نوزادش می زند و در همان ساعات اولیه سینه خود را با مهر و عشق برای تغذیه نوزاد بردهانش می گذارد تا از شیره ی جانش تغذیه کند و در آن لحظه است که همه سختی ها و دردهای زایمان و تحمل 9 ماه حمل سختی ها آلام می یابد و درد زایمان تنها دردی است که به سرعت فراموش می شود و حس ناب مادر شدن را به یاد می آید.

حکایت شغلی که مادران از عشق فریاد می زند ...
از خانم توکلی خواستیم تصور ذهنی برایمان از لحظه تولد نوزاد داشته باشد و او این گونه تعریف کرد: دردها رفته رفته بیشتر آشکار می‌شوند و دردهای مادر بی امان می شود، انگار با آغاز درد تازه ایفای نقشش شروع می‌شود، در این لحظه‌های عجیب و شورانگیز، صحنه نمایش نظم جهان آفرینش، حضورش ضرورتی است انکارناپذیر، دستان پرتوان، گویی زندگی با کمک بندبند انگشتان دست او است که جاری می‌شود.
تپش قلب نوزاد، طنین یک زندگی تازه را نوید می‌دهد... فریادها بلند و بلندتر می‌شود.
باید هر لحظه و هر ثانیه همه این زنانی را که از شدت درد زایمان به خود می‌پیچند، فریاد می‌زنند، آه و ناله می‌کشند، به زمین و زمان چنگ می‌زنند و گاهی حتی ناسزا می‌گویند با صبر و بردباری و آرامشی که لازمه شغل یک ماما است با تمام وجود دریابد، کاری طاقت فرسا، کاری سخت و سراسر استرس.
                               

روایت اشک ها و لبخند ها ...
این ماما با سابقه از شیرین ترین لحظه دوره ی فعالیتش می گوید: زمانی که بچه و مادر، سالم از هم جدا می‌شوند و نوزاد روی سینه مادر قرار می‌گیرد بهترین لحظه برای یک ماما است و برخی خانواده ها آنقدر از شنیدن به دنیا آمدن فرزند دخترشان خوشحال شدند که همگی در راهرو بیمارستان به سجده افتاده و خدا را شکر کردند.
وی از تلخ ترین تجربه ی خود که تولد نوزاد مرده است، برایمان گفت: در کنار تمام لذت هایی که یک ماما از تولد نوزاد سالم می برد بلاخره بنا به مصلحت خداوند برخی نوزادان فوت شده، نارس، ناقص الخلقه و ... به دنیا می آیند و این هم به همان اندازه غمگین و ناراحت کننده است که قطعا جز تقدیر و حکمت خداوند در آن نهفته نیست در این شرایط فقط بر بالین مادر نگران و مضطرب هستم و با دلداری و مشاوره سعی می کنم گوشه ای از غم و ناراحتی او بکاهم، بلاخره مادر که 9 ماه سختی را تحمل کرده به شوق دیدن فرزندش لحظه ی سختی را تجربه می کند.
او زیباترین خاطره ی خود از طول دوره خدمت را لحظه ای دانست که نوزاد سالمی پس از گذشت سالیان چشم انتظاری پدر و مادر و درمان های مختلف متولد می شود که دیدن آن لحظه با شکوه ترین و زیباترین خاطره برای من است.

موفقیت امروزم را مدیون زحمات همسرم هستم..
وی درباره تجربه‌اش در زمینه تطبیق دادن کار با زندگی خانوادگیش گفت: به تنهایی نمی‌شود هم خانه‌داری، فرزندداری و کار کرد. در این میان باید همسر خوبی داشت تا بتواند در نبود مادر به فرزندان رسیدگی کند. در زمانی که فرزندانم کوچک بودند شب‌کاری می‌کردم و شب‌ها همسرم از فرزندان مراقبت می‌کرد لذا موفقیت امروز و این موقعیت شغلی را مدیون زحمات و تشویق پدر و مادر عزیزم و  همسرم دلسوزم هستم که اگر حمایت های ایشان نبود هرگز در این جایگاه قرار نمی گرفتم..
الهه توکلی درپایان ابراز امیدواری کرد که درآینده با فرهنگسازی بیشتر شاهد رواج روش زایمان طبیعی در بین مادران باشیم.
کد مطلب ۳۸۵۵۱
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما