۰
تاریخ انتشار
دوشنبه ۷ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۴۷
گفتگو با "ابراهیم قانع" ذاکر اهل بیت علیه السلام

از تکیه های دیروز تا خیمه های خیابانی امروز " بخش دوم"

از تکیه های دیروز تا خیمه های خیابانی امروز " بخش دوم"
 تکتم حسین پور/سرویس هنر خبرگزاری رضوی

هزینه های آنچنانی با مجالس روضه خوانی همان کاری را می کند که رضاخان کرد.

یکی از آسیب هایی که این روزها متوجه مجالس عزاداری است رد و بدل شدن مبالغ هنگفت میان بانیان مجالس و هیئتها و برخی مداحان و منبری هاست. اتفاقی که به مرور این مجالس را از معنویات دور نموده است. حاج ابراهیم قانع در ادامه صحبتهایش با اشاره به رسم و رسوم زیبایی که در گذشته رواج داشته و سنت زیبای بخشیدن صله، شرایط امروز را شایسته ذاکران اهل بیت نمی داند و معتقد است این ریخت و پاش ها اگر ادامه داشته باشد چه بسا لطمه ای بسیار بزرگتر از اقدام رضاخان در جلوگیری از برگزاری مجالس روضه خوانی به این سنت زیبا وارد کند.     
 
:« اگر مراقب نباشیم تا چند سال آینده هزینه های آنچنانی با مجالس روضه خوانی همان کاری را می کند که رضاخان کرد. او روضه را قدغن کرد و امروز برخی افراد با تجملات بیش از حد به روشی دیگر همان کار را می کنند. وقتی مردم با خودشان فکر می کنند فلان مداح و منبری را باید بیاورند و برای یک شب پنج میلیون تومان هزینه کنند کلا قید مجلس را می زنند. در این اتفاق هر دو گروه مقصرند. هم  بانیان و هم ذاکران و منبری ها. الان متاسفانه در برخی موارد مداح یا منبری هر مبلغی که طلب کند بانی مجلس بی چون و چرا می پذیرد. اگر بانی و رییس هیئت زیر بار نرود و نپذیرد کم کم مداحان هم سطح توقعشان را پایین می آورند و اوضاع متعادل می شود.»
 
قانع یکی دیگر از آسیب های جدی به مجالس عزاداری را عدم مطالعه و سواد کافی برخی مداحان امروزی می داند و مقایسه ای قابل تامل دارد میان شرایط امروز و آنچه در گذشته شاهد آن بودیم.
 

مداح از چه فیلتری عبور می کند
:« مشکل بزرگ برخی مداحان امروزی عدم مطالعه است. متاسفانه برخی مداحان تازه کار- که بهتر است آنها را خواننده بنامیم تا مداح- هنوز صلاحیت این را ندارند که در مجلسی میکروفن به دست بگیرند و یک آواز معمولی بخوانند چه رسد به ذکر روضه اباعبدالله. بزرگترین ضربه را از جانب این گروه می خوریم. افرادی که حتی به زبان عربی مسلط نیستند، معانی ادعیه را نمی دانند و فقط طوطی وار می خوانند. برخی از آنها در خانه شان یک مقتل یا کتاب تفسیر و روایت پیدا نمی شود و حتی اگر سوالی برایشان پیش بیاید به جای اینکه به منابع معتبر مراجعه کنند به سی دی های مداحی همکارانشان مراجعه می کنند. برای همین تاریخ مصرف دارند. با یک سی دی می ایند و با یک سی دی می روند.
مداح بی مطالعه مثل طلافروشی است که نمی داند چه می فروشد. این طلا چند عیار است، مزد ساختش چقدر است و کجا ساخته شده و.... این فروشنده ها موفق نیستند یا
کلاه سرشان می گذارند یا با دست خودشان خود را نابود می کنند. اما مداحی که مطالعه دارد روز به روز اوج می گیرد. مداح یعنی کسی که مدح ممدوحی را می گوید. پس در قدم اول باید بشناسد و بداند درباره چه شخصیتیهای بزرگی می خواهد حرف بزند. اگر جز این باشد برای جلب مستمعین دست به هر کاری می زند. غلو می کند، بی سند حرف می زند یا به خاطر دل آقای فلانی و فلانی چیزهایی می گوید و... وقتی مطالعه نباشد همین است.»    
 
قانع در ادامه صحبتهایش به این نکته اشاره می کند که برای استخدام در هر شغلی یا ادامه تحصیل در هر رشته و تخصصی افراد لازم است آزمونهایی را بگذرانند و از فیلترهایی عبور کنند اما متاسفانه در مورد افرادی که می خواهند قدم در مسیری تا این حد حساس و بااهمیت بگذارند این فیلترها وجود ندارد یا کافی نیست و نتیجه اش مجالسی است که روز به روز سطحی تر می شود.  
 
« رییس یک اداره برای استخدام کارمندانش آنها را از هفت خوان رستم عبور می دهد. مداحی که مستقیما با اندیشه و باورهای دینی مردم سر و کار دارد از چه فیلترهایی عبور می کند تا به منبری برسد که حرمت دارد؟ متاسفانه گاهی می بینیم برخی مداحان تازه نفس یک ماهه خودشان را صاحب نظر می دانند در حالی که حتی مطالعات اولیه را هم ندارند. به عقیده من بخش مهمی از این مشکل باید به دست بانیان هیئتها حل بشود. هیچ نهاد و ارگانی در این موضوع به اندازه هیئتها تاثیرگذار نیست. مشکل ما این است که رییس هیئتهایمان هم دیگر مثل قبل اهل مطالعه نیستند. اگر رییس هیئت اهل مطالعه و باسواد باشد با خودش فکر می کند که من باید ۲۰۰-۳۰۰ تا مغز جوان را بدهم دست این مداح. باید جواب پس بدهم بابت چیزهایی که می گوید و تاثیری که می گذارد. پس در انتخاب مداح دقت می کند. می داند چه روضه خوانی را دعوت کند یا اگر کسی را دعوت کرد و ایرادی در کارش وجود داشت تشخیص می دهد و به او تذکر می دهد که فلانی، مطالعه ات کم است یا ظاهرت نامناسب است یا... آن مداح هم کم کم حساب کار دستش می آید که باید خودش را به روز کند، مراقب باشد روی منبر چه می گوید و اگر مشکلی در کارش هست برطرف کند. یادم هست قدیم در کاشان اینطور بود که مداح باید از هفت خوان رستم عبور می کرد تا بتواند در یک مجلس رسمی بخواند و اگر مداحی به کاشان می رفت و سال بعد دوباره دعوت می شد می گفتند او فارغ التحصیل شده! به خاطر آن سختگیری ها بود.  مداح باید خودش را بالا بکشد نه اینکه رییس هیئت خودش را پایین بیاورد. متاسفانه این روزها برخی بانیان مجالس فقط دنبال این هستند کسی را دعوت کنند که جمعیت زیادی بیاید. اگر جمعیت ملاک است که لشکر یزید هم سی هزار نفر بودند!»  
 
همه صحبتهایتان
درست. با این وجود چرا تعداد این قبیل مداحان روز به روز بیشتر می شود و جوانها و نوجوانها هم به سمت آنها گرایش دارند؟
:« به استاد شجریان گفتند نظرتان در مورد موسیقی پاپ چیست؟ ایشان گفتند موسیقی پاپ مثل پفک است. خوب نیست و مضر است اما بچه ها دوستش دارند. به هر حال جوانها به این سبک موسیقی گرایش خاصی دارند و نمی شود نادیده گرفتش. همین مثال استاد شجریان را در مورد مداحی هم می توان مطرح کرد. مداحی درست و اصولی داریم و مداحی سطحی هم داریم. اما جوانها بیشتر به سمت دومی گرایش دارند که هیچ خروجی ندارد و حتی مخرب است اما سلیقه شان به این سمت سوق داده شده. »


 
کیفیت فدای کمیت
 چه کسی مقصر است؟ چه باید کرد؟  

:« عوامل زیادی در این اتفاق دخیلند. به نظر من صدا و سیما تا حد زیادی مقصر است. چند وقت پیش این نکته را در جلسه ای که در مسجد بلال صدا و سیما داشتیم مطرح کردم و پیشنهاد دادم به سنتی خوانها میدان بدهند. من با نوآوری موافقم. خیلی هم خوب است اما نوآوری که شان اهل بیت را رعایت کند. از سنتی هایمان وام گرفته شده باشد نه از ترانه های لوس آنجلسی و مبتذل. پخش عزاداری های سبک جدید از تلویزیون باعث شده حتی شهرستانها کم کم سبک سنتی مخصوص به خودشان را از دست بدهند. چند وقت پیش به بندر خمیر در استان هرمزگان دعوت شده بودم. جایی که عزاداری های بومی بسیار زیبایی داشته. اما با تعجب دیدم آنها هم به همین سبک های جدیدی که از تلویزیون پخش می شود روی آورده اند و عزاداری های سنتی شان خیلی کمرنگ شده. اگر تلویزیون به همین رویه ادامه دهد تا چند وقت دیگر چیزی از سنتهای بومی و منطقه ای عزاداری باقی نمی ماند. اغلب مداحان جدید هم دنبال این هستند که ببینند تلویزیون به چه سمتی گرایش دارد به همان سبک می خوانند. به جز صدا و سیما بانیان مجالس و هیئتها هم در این اتفاق بی تاثیر نبوده اند. اگر بانیان ما روشن و آگاه باشند خودشان به چنین افرادی میدان نمی دهند. قدیم رییس هیئت آنقدر معلوماتش زیاد بود که اگر منبری چند دقیقه ای دیر می آمد خودش این توانایی را داشت که تا رسیدن روحانی برای مستمعین چند مسئله شرعی بگوید یا روایتی نقل کند. اما این روزها کمتر این اتفاقات می افتد و همه چیز در سطح خلاصه شده. نمی شود به جوان خرده گرفت. به هر حال جوانان سر پر شوری دارند و دنبال سرگرمی هستند. وقتی از مداحی خوب و موسیقی خوب محرومند طبیعی است که به همین سبکهای مبتذل روی بیاورند. نتیج اش را هر سال در ایام عزاداری به وفور در خیمه های متعددی که در خیابانهای شهر برپا می شود مشاهده می کنیم. باور کنید اگر در این شهر کنسرت برگزار شود ضررش کمتر از این است. لااقل آن وقت هر چیزی جای خودش
را دارد. حد و مرزها مشخص و تعریف شده است و نعوذ بالله به مقدسات و اهل بیت علیهم السلام بی احترامی نمی شود.»  
 
به نظر شما این شرایط تا کجا پیش خواهد رفت؟ کی و چطور می شود جلو این جریان را سد کرد و متوقفش کرد؟
 
:« شکی نیست جریانی که از سمت دشمنان اسلام از آن سوی آبها هدایت می شود در به وجود آمدن این اوضاع نقش مهمی داشته و اگر حواسمان را جمع نکنیم باید منتظر آسیب های جدی تری باشیم. متاسفانه برخی افراد در داخل کشورمان هم ندانسته با این جریان همراه شده اند. جریانی که هدفش ایجاد شک و شبهه در اعتقادات مردم و گسترش جهل و خرافه در جامعه است. باید نظارت بیشتری روی مجالس عزاداری اعمال شود. همانطور که دادگاه ویژه روحانیت داریم باید برای مداحان هم داشته باشیم. مداحی که تریبون دارد کیست؟ از چه فیلترهایی عبور کرده تا به اینجا رسیده؟ متاسفانه از جایی ضربه می خوریم که کاملا شکل و شمایل معنوی دارد اما از درون پوسیده است. نتیجه اش هم می شود مجالسی که تازه بعد از یالله یک عده جوان می روند دنبال قلیان کشی و تا نیمه شب بیدار می مانند و نماز صبحشان هم قضا می شود. این مسائل را بارها پدر و مادرها با من مطرح کرده اند که نگران فرزندانشان هستند.
جوان مقصر نیست. تنوع طلب است و دنبال تجربه های تازه. مقصر اصلی مدیر هییت و مداح هستند. برای همین چیزهاست که من معتقدم این روزها مداح کم داریم و خواننده زیاد.. مداح خط قرمزها را رعایت می کند، اما خواننده نه. چرا در رستوران موقع صرف غذا هر گونه موسیقی پخش می شود اما روضه خوانی نه؟ چون همه طبق یک قانون نانوشته می دانیم که روضه اباعبدالله حرمت دارد. اما متاسفانه گاه از سوی خود ما ذاکران این حرمتها شکسته می شود. این قبیل مداحان فردای قیامت باید جواب پس بدهند چون مسئولیت خطیری در قبال جوانان جامعه به دوششان است.»
 
پس حتما رمز ماندگاری و پر خاطره شدن مجالس سنتی رعایت همین اصول است.
 
:« بله. آن مجالس تکرار نشدنی است و به دو دلیل هنوز هیچ چیز نتوانسته جای آن روضه های قدیمی را بگیرد. اول اینکه در سالهای اخیر آنقدر در برگزاری مجالس عزاداری و دهه های مختلف زیاده روی کرده ایم و مردم را بمباران کرده ایم که ارزش این قبیل مجالس کم شده. در واقع برای مردم عادی شده. از طرفی صدا و سیما هم مدام ادعیه و مجالس عزاداری را از شبکه های مختلف پخش می کند که همین امر موجب خلوت شدن مجالس سطح شهر شده چون همه ترجیح می دهند در خانه بمانند و مراسم را از تلویزیون ببینند. در واقع این دو رویه که چند سالی است به شکل افراطی شاهدش هستیم خلوص و معنویت جاری در مراسم عزاداری اباعبدالله را تهدید می کند. افراط و تفریط در هیچ
مسئله ای خوب نیست و عزاداری هم از این قاعده مستثنی نیست.»

 

آنها نفسشان حق بود
از ذکرهای قدیمی کدامشان بیشتر برایتان پر خاطره و ماندگار است؟ رمز ماندگاری شان را در چه می دانید؟
:« ذاکران قدیمی باسواد بودند. به آیات و روایات و مقاتل کاملا آشنایی داشتند، وقتی می خواستند ذکری بگویند و بنویسند به خیلی مسائل توجه می کردند مثلا برای حضرت علی اکبر سبکی انتخاب می کردند که جوانانه و جوان پسند باشد، برای امام حسین پنجاه و چند ساله ذکری متناسب با حال و هوای این سن و سال می گفتند، برای علی اصغر ۶ ماهه ذکری کودکانه از لحاظ آهنگین... یکی از دلایل تاثیرگذاری آن نغمه ها همین بود. مثل حالا نبود که اغلب مداحان خودشان را محدود کرده اند به فضای مجازی و اینترنت و اشعار همه تکراری است و حس و حال خاصی پشتش نیست. همین چند سال پیش ذکری آمده بود که دو ماه محرم و صفر از تمام شبکه ها و در همه مجالس پخش می شد. اما خیلی زود فراموش شد، در حالی که ذکری مانند" ای اهل حرم میر و علمدار نیامد..."  سالهای سال است گفته می شود و دلها را آتش می زند. سن و سال هم نمیشناسد و همه با آن ارتباط برقرار می کنند... گویندگان و شاعران این اذکار در قدیم اولا خودشان را از خیلی مسائل منزه می کردند. بی وضو ذکر نمی گفتند.. بعد از نماز می گفتند.. از صبح تا شب از خانه بیرون نمی رفتند که نگاهشان الوده نشود. در خانه می ماندند و شب ذکر را می گفتند و اعتقاد داشتند، اشک می ریختند و می گفتند. اشعار و ذکرهای قدیمی از دل برمی آمد که به دل مینشست. با اینکه بسیار ساده بود... " شبهای جمعه فاطمه با اضطراب و واهمه .... " یا " از آب هم مضایقه کردند کوفیان... " و یا آن ذکر معروف" از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد حسین..." ذکر معروف دیگری هست از مرحوم آذر که استاد بود در موسیقی مذهبی. می سوخت و می گفت. این نوحه را برای حضرت علی اکبر نوشته بود  که هنوز هم دل را آتش می زند:" گوی به من اکبر من در کجاست.. ای عقاب( اسب علی اکبر) نوثمرم در کجاست". و یا روضه های مرحوم کافی و ابتهال معروف" حب الحسین" از قاری مصری طه الفشنی که سالهاست شنیده می شود و هنوز تازگی دارد. پدران ما این ابتهال را با ضبط حلقه ای گوش می دادند و ما از طریق اینترنت. اما در گذر این همه سال هنوز تازگی دارد و زنده است و در موکبهای کربلا به کرات پخش شده و می شود. در یک کلام رمز ماندگاری نغمه های قدیمی این است که پیر غلامان اباعبدالله نظر کرده بودند و مورد عنایت اربابشان قرار می گرفتند و روح خودشان را به ذکرشان می دمیدند.  
و سخن آخر
 کلام آخر اینکه هفت شهر عشق را عطار گشت، ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم.. 
کد مطلب ۳۵۷۲۹
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما